English Persian Dictionary - Beta version
 
 
Home
 
     

Enter keyword here!
  Tips | Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 181 (8 milliseconds)
English Persian
back beach ساحل جزرو مد
backshore ساحل جزرو مد
backshore beach ساحل جزرو مد
Other Matches
beach marker علامت یا وسیله مشخص کننده ساحل یا تاسیسات ساحلی شاخص خط ساحل
ship to shore حرکت از دریا به ساحل عملیات پیاده کردن افراد ازدریا به ساحل
night tide جزرو مدشبانه
tide gauge جزرو مد نما
shore to shore movement عملیات و حرکت مستقیم از یک ساحل به ساحل دیگر
tidal mud deposits گل رسوب شده حاصل از جزرو مد
onshore روی ساحل متوجه بطرف ساحل
inshore بطرف ساحل جلو ساحل
approach lane مسیر نزدیک شدن به ساحل خطوط نزدیک شدن به ساحل
banks ساحل
brae ساحل
causey ساحل
bank ساحل
beach ساحل
beached ساحل
coast ساحل
beaches ساحل
shores ساحل
landside ساحل
coasts ساحل
shore ساحل
sea shore ساحل
littoral ساحل
rivage ساحل
ashore به ساحل
river line خط ساحل رودخانه
beached زدن به ساحل
sea coast ساحل دریا
riparian ساحل رودخانه زی
beached ساحل شنی
seacoast ساحل دریا
shore duty خدمت ساحل
beach ساحل شنی
beach زدن به ساحل
beaches ساحل شنی
beaches زدن به ساحل
on shore روی ساحل
near shore نزدیک به ساحل
coastward بطرف ساحل
coast guardsman ساحل بان
coastwards درامتداد ساحل
coral reef ساحل مرجانی
beach party تیم ساحل
hard beach ساحل مستحکم
coastwards بطرف ساحل
land combat نبرد در ساحل
basegram پیام از ساحل
coastwise درطول ساحل
bankside شیب ساحل
bank revetment پوشش ساحل
bank protection ساحل داری
low lander ساحل نشین
attack group گروه تک به ساحل
coastward درامتداد ساحل
onshore واقع در ساحل
in- نزدیک ساحل
stethe ساحل رودخانه
offshore دور از ساحل
offshore از جانب ساحل
shore کرانه ساحل
shore ساحل دریا
shores کرانه ساحل
shores ساحل دریا
inshore به طرف ساحل
in نزدیک ساحل
river bank ساحل رودخانه
sandbank ساحل شنی
shorelines خط ساحل یا خط ساحلی
shoreline خط ساحل یا خط ساحلی
seashore ساحل دریا
seashores ساحل دریا
sandbanks ساحل شنی
river banks ساحل رودخانه
the wares beat the shore خوردن امواج به ساحل
lee shore ساحل در معرض باد
the waves beats or the shore امواج به ساحل می کوبد
landing beach ساحل پیاده شدن
bar خور پیشرفتگی اب به ساحل
seebreeze باد از دریا به ساحل
ashore بکنار بطرف ساحل
inside موج نزدیک ساحل
coast in point نقطه ورود به ساحل
shelf سراشیب ساحل دریا
waterside متعلق به کناردریا ساحل
insides موج نزدیک ساحل
near bank ساحل نزدیک رودخانه
bars خور پیشرفتگی اب به ساحل
roadstead لنگرگاه دور از ساحل
riverain ساکن ساحل رودخانه
hinterland زمین پشت ساحل
put out از ساحل عازم شدن
shoring پیاده شدن در ساحل
hinterlands زمین پشت ساحل
coast defence سازمان پدافنداز ساحل
Ivory Coast کشور ساحل عاج
retracted دور شدن از ساحل
retract دور شدن از ساحل
bank angle زاویه شیب ساحل
retracting دور شدن از ساحل
retracts دور شدن از ساحل
bank line نخ ماهیگیری وصل به ساحل
surf cast قلاب اندازی از ساحل در موج
banks صخره زیرابی کم ارتفاع ساحل
beaching gear وسایل به ساحل کشیدن ناو
offshore winds بادخشکی بادهای دور از ساحل
skate boat قایق بسته به ساحل در اغازمسابقه
landing attack تک همراه با پیاده شدن به ساحل
landing forces نیروها پیاده شونده به ساحل
shore break موجهاییکه نزدیک ساحل می شکنند
foreshores لبه جلوی ساحل دریا
coasting کشتی رانی در طول ساحل
cay ساحل مرجانی یاشنی درجزیره
to wash something up بکنار ساحل شستن چیزی
to wash something ashore بکنار ساحل شستن چیزی
bank صخره زیرابی کم ارتفاع ساحل
debarkation net پل تخلیه پرسنل ازکشتی به ساحل
foreshore لبه جلوی ساحل دریا
offshore دور از ساحل قسمت ساحلی دریا
point break موجهاییکه با زاویه به ساحل نزدیک می شوند
alighting area نقطه پیاده شدن خودروها به ساحل
landing پیاده شدن به ساحل فرود هواپیما
landings پیاده شدن به ساحل فرود هواپیما
shore duty ماموریت کار در ساحل یاپایگاه خودی
straight off مستقیما درجلو موج روبه ساحل
coast in point نقطه نزدیک شدن کشتی به ساحل
council of entent ساحل عاج نیجریه و ولتای علیا
beachhead پایگاه یا اراضی تسخیر شده در ساحل
mooring نقطه مهار کردن قایق به ساحل
barrier reef صخره مرجانی که تقریباموازی ساحل است
beachheads پایگاه یا اراضی تسخیر شده در ساحل
liberty man ملوانی که اجازه دارد به ساحل برود
wharf لنگر گاه ساحل رودخانه با اسکله یادیوار
jolly boat قایق بار کشی از کشتی به ساحل و بعکس
soups موج شکسته کف دار که بسرعت به ساحل می رسد
soup موج شکسته کف دار که بسرعت به ساحل می رسد
approach line خط نزدیک شدن به ساحل خط تقرب به دشمن خط مسیرفرود
landing party گروه پیاده شونده به ساحل تیم فرود
wharfs لنگر گاه ساحل رودخانه با اسکله یادیوار
camp-shedding [پایه ها و تخته های روی ساحل رودخانه]
coastal refraction تغییر جهت امواج رادیویی در برخورد به ساحل
mooring line طناب برای مهار کردن قایق به ساحل
dune خاکریز یاتپه شنی ساحل که بادانها را جابجامیکند
wharves لنگر گاه ساحل رودخانه با اسکله یادیوار
landing attack تک فرود یا پیاده شدن به ساحل با کشتی یاهواپیما
hard up جاده شیب دارکه ازمیان پیش ساحل بگذرد
bollards تیر عمودی ساحل برای بستن قایق منقاری
hard-up جاده شیب دارکه ازمیان پیش ساحل بگذرد
scylla صخرهای در ساحل ایتالیاروبروی گرداب معروف به "شاریبدیس " در سیسیل
barrier light نورافکن ساحل دریا برای پیداکردن مسیر کشتی
painter طناب کوتاه وصل به قایق برای بستن به ساحل
bank protection حفافت ساحل رودخانه درمقابل تخریبهای ناشی ازجریان
painters طناب کوتاه وصل به قایق برای بستن به ساحل
bollard تیر عمودی ساحل برای بستن قایق منقاری
transfer berth دوبه یا سکوی نقل و انتقال نیروها به ساحل از ناوچههای اب خاکی
transfer area در عملیات اب خاکی منطقه نقل و انتقال نیروها ازناوچه ها به ساحل
touchdown درعملیات اب خاکی پیاده شدن اولین گروههای موج هجومی در ساحل
mooring penant طناب کوتاه وصل به گوی شناور برای بستن قایق به ساحل
touchdowns درعملیات اب خاکی پیاده شدن اولین گروههای موج هجومی در ساحل
tac log group گروه رابط نیروهای پیاده شونده به ساحل در روی ناوهای اب خاکی
cabotage کشتیرانی و حمل کالا از یک بندر به بندر دیگر بدون دورشدن از ساحل
left slide حرکت موج سوار روی موج بسمت چپ روبرو ساحل
catch مانوردادن روی موج و رانده شدن موج سواربطرف ساحل
landing approach مسیر نشستن هواپیما مسیر پیاده شدن به ساحل
landing area منطقه نشستن هواپیما منطقه پیاده شدن به ساحل
hard beach قسمت مستحکم ساحل یا اسکله اسکله روسازی شده
disembarkation به ساحل پیاده کردن پیاده شدن از هواپیمایا ناو
beach party گروه ساحلی گروه شناسایی اسکله یا ساحل
piloting ناوبری در کنار ساحل ناوبری ساحلی و رودخانهای
cabotage کشتیرانی از یک بندر به بندر دیگردرامتداد ساحل
landing schedule برنامه پیاده شدن به ساحل برنامه عملیات اب خاکی برنامه فرود
naval landing party تیم اب خاکی نیروی دریایی تیم اماده کردن ساحل برای عملیات اب خاکی
army landing forces نیروی زمینی شرکت کننده درعملیات اب خاکی نیروی زمینی پیاده شونده در ساحل
inshore نزدیک کرانه نزدیک ساحل
riverine داخل رودخانهای یا ساحل رودخانهای
attack force نیروی تک کننده به ساحل نیروی تک
riverain کرانه نشین ساحل نشین
coastal convoy ستونهای حمل و نقل ساحلی ستونهای حمل بار از کشتی به ساحل
landing group گروه پیاده شونده به ساحل گروه پیاده شدن
Recent search history
  Contact• | TermsPrivacy  © 2009 Dictiornary-Farsi.com