English Persian Dictionary - Beta version
 
 
Home
 
     

Enter keyword here!
  Tips | Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 201 (11 milliseconds)
English Persian
electronic structure ساختار الکترونی
Other Matches
electron multiplier چند برابر کننده الکترونی افزاینده الکترونی
hierarchy روش سازماندهی شی یا داده یا ساختار آن . معمولا با مهمترین یا آنه حق تقدم بیشتر دارد یا کلی ترین موضوع در بالا و پس کارکردن یا پایین ساختار درختی
hierarchies روش سازماندهی شی یا داده یا ساختار آن . معمولا با مهمترین یا آنه حق تقدم بیشتر دارد یا کلی ترین موضوع در بالا و پس کارکردن یا پایین ساختار درختی
anastylosis [واژه ای برای ساختار دوباره سازی ساختمان با مواد اصلی و بر طبق سیستم ساختار اصلی]
computer حسابگر الکترونی
computers حسابگر الکترونی
electron tube لامپ الکترونی
electron theory تئوری الکترونی
electron theory نظریه الکترونی
gun تفنگ الکترونی
tubes لامپ الکترونی
electron telescope تلسکوپ الکترونی
guns تفنگ الکترونی
electron shower رگبار الکترونی
electron sheath پوسته الکترونی
electron ray اشعه الکترونی
electron physics فیزیک الکترونی
electron wave موج الکترونی
electronic switch سوئیچ الکترونی
tube لامپ الکترونی
electronic rectifier یکسوساز الکترونی
electronic rectifier یکسوکننده الکترونی
electronic radiation تشعشع الکترونی
electronic microscope میکروسکوپ الکترونی
electronic transition جهش الکترونی
electronic formula فرمول الکترونی
electronic flash فلاش الکترونی
electronic excitation تحریک الکترونی
electronic tuning تنظیم الکترونی
electronic current جریان الکترونی
electronic density چگالی الکترونی
electron particle ذره الکترونی
barrier layer بند الکترونی
electron current جریان الکترونی
electron coupling تزویج الکترونی
electron beam پرتوی الکترونی
electron beam اشعه الکترونی
electron bombardment بمباران الکترونی
electron camera دوربین الکترونی
electron capture ربایش الکترونی
electron capture جاذبه الکترونی
electron cascade ابشار الکترونی
electron cloud ابر الکترونی
electron configuration ارایش الکترونی
electron could ابر الکترونی
electron cutting برش الکترونی
electron density چگالی الکترونی
electron diffraction پراش الکترونی
electron mirror اینه الکترونی
electron microscope میکروسکوپ الکترونی
electron microscope میکروسکپ الکترونی
electron lens لنز الکترونی
electron lens عدسی الکترونی
electron hole حفره الکترونی
electron gun تفنگ الکترونی
electron gas گاز الکترونی
electron flow جریان الکترونی
electron coupling پیوست الکترونی
one electron atom اتم تک الکترونی
electron avalanche بهمن الکترونی
electronic lens عدسی یا لنز الکترونی
electron disintegration فرو ریزش الکترونی
electron microscope ذره بین الکترونی
phosphor معمولا اشعه الکترونی
depletion layer capacitance فرفیت بند الکترونی
barrier layer capacitance فرفیت بند الکترونی
multidentate atom اتم چند الکترونی
density of an electron beam چگالی اشعه الکترونی
electron beam welding جوشکاری با اشعه الکترونی
welding by electron beam جوشکاری با اشعه الکترونی
electron beam cutting برش با اشعه الکترونی
eniac ماشین حساب الکترونی
glass type tube لامپ الکترونی شیشهای
electron beam generator مولد اشعه الکترونی
gas filled valve لامپ الکترونی گازی
forbidden transition جهش الکترونی ممنوع
octal glass type tube لامپ الکترونی هشت پایهای
thermoelectron الکترونی که در اثر گرماصادر شود
get a fix on something <idiom> نامه الکترونی دریافت کردن
beam current at a specified point شدت اشعه الکترونی در یک نقطه
electron beam focusing تمرکز دهی اشعه الکترونی
electron beam deflection system سیستم شکست پرتو الکترونی
output circuit مدار خروجی لامپ الکترونی
input circuit مدار ورودی لامپ الکترونی
mu فاکتور شدت نیروی لامپ الکترونی
sferics دستگاه الکترونی کشف طوفان هوا شناسی
electron gun بخشی از CRT که یک اشعه الکترونی ایجاد میکند
beam دسته کردن اشعه الکترونی جهت دادن
beams دسته کردن اشعه الکترونی جهت دادن
bread-board لوحهای که مدارهای آزمایشی الکترونی راروی آن میآرایند
bread-boards لوحهای که مدارهای آزمایشی الکترونی راروی آن میآرایند
synchrotron دستگاه تقویت وتسریع ذرات بار دار الکترونی
numerical indicator tube هر گونه لامپ الکترونی که توانایی نمایش اشکال عددی را دارد
structure ساختار
structuring ساختار
structures ساختار
architecture ساختار
electron beam recording ضبط خروجی کامپیوتر مستقیماگ روی میکروفیلم با استفاده از اشعه الکترونی
fabric ساختار ساختمان
helical structure ساختار مارپیچی
file structure ساختار فایل
factor structure ساختار عاملی
nested structure ساختار لانهای
fine structure ساختار فریف
nuclear structure ساختار هستهای
network stracture ساختار شبکه
internal structure ساختار داخلی
network structure ساختار شبکهای
ingots structure ساختار شمش
structure factor عامل ساختار
loop structure ساختار حلقهای
linear structure ساختار خطی
pyramidal structure ساختار هرمی
grain structure ساختار بلوری
lewis structure ساختار لوویس
relational structure ساختار رابطهای
ring structure ساختار حلقهای
selection structure ساختار گزینشی
sequence structure ساختار ترتیبی
molecular structure ساختار مولکولی
shell structure ساختار لایهای
control structure ساختار کنترلی
structure chart نمودار ساختار
inverted structure ساختار معکوس
institutional structure ساختار نهادی
kekule structure ساختار ککوله
structure [first order] ساختار [ریاضی]
list structure ساختار لیست
economic structure ساختار اقتصادی
block structure ساختار بلوکی
band structure ساختار نواری
atomic structure ساختار اتمی
age structure ساختار سنی
structuring ساختار ساخت
tree structure ساختار درخت
superstructure ساختار بالا
structures ساختار ساخت
superstructures ساختار بالا
structure ساختار ساخت
cellular structure ساختار شبکهای
data structure ساختار داده ها
crystalline structure ساختار بلوری
crystal structure ساختار بلور
crane construction ساختار جرثقیل
decision structure ساختار تصمیم
close packed structure ساختار تنگچین
diamond structure ساختار الماس
electronic میدانهای الکترومغناطیسی و الکتریسیته ساکن که توسط وسایل الکترونی زیاد ایجاد شده است .
tertiary structure of protein ساختار سوم پروتئین
algebraic structure ساختار جبری [ریاضی]
structures پی ریزی کردن ساختار
valence bond structure ساختار پیوند والانسی
hyperfine structure ساختار فوق فریف
loop control structure ساختار کنترل حلقه
structuralists وابسته به ساختار گرایی
work breakdown structure ساختار تفکیک کار
hierachical structure ساختار سلسله مراتبی
structure پی ریزی کردن ساختار
structured design طراحی ساختار یافته
graphic data structure ساختار داده گرافیکی
hydrogen depleted structure ساختار هیدروژن زدوده
structuring پی ریزی کردن ساختار
structuralist وابسته به ساختار گرایی
secondary structure of portein ساختار دوم پروتئین
straight chain structure ساختار راست زنجیر
sequence control structure ساختار کنترل ترتیبی
centralized network configuration ساختار شبکهای متمرکز
branch control structure ساختار کنترل انشعاب
infrastructure ساختار یا سرویس ابتدایی
contiguous data structure ساختار دادههای همجوار
cubic closed packed structure ساختار مکعبی تنگچین
database structure ساختار پایگاه داده ها
sequential data structure ساختار ترتیبی داده
definitions شرح ساختار در برنامه یا سیستم
branched chain structure ساختار زنجیری شاخه دار
definition شرح ساختار در برنامه یا سیستم
inclusion عمل منط قی با ساختار THEN-IF. اگر A
node نقط ه اتصال در یک ساختار یا شبکه
nodes نقط ه اتصال در یک ساختار یا شبکه
hierarchy ساختار دادهای سلسله مراتبی
implication عمل منط قی با ساختار THEN-IF. اگر A
implications عمل منط قی با ساختار THEN-IF. اگر A
leaf گره آخر در ساختار درختی
hierarchies ساختار دادهای سلسله مراتبی
pawn structure ساختار یا اسکلت پیادهای شطرنج
wurtzite ساختار شش گوشهای روی سولفید
externals دید کاربر از ساختار داده یا برنامه
hexonal zinc sulfide structure ساختار شش گوشهای روی سولفید وورتیست
external دید کاربر از ساختار داده یا برنامه
reconfiguration تغییر دادن ساختار داده در سیستم
forests تعداد درختهای ساختار داده متصل
forest تعداد درختهای ساختار داده متصل
h.f.s structure hyperfine ساختار فوق فریف
skeletal code برنامه ناکامل با کدگذاری در ساختار ابتدایی
broch [ساختار خشکه چینی ماقبل تاریخ]
electronics شاخهای از علم فیزیک که درباره صدوروحرکت و تاثیرات الکترون درخلا و گازهاوهمچنین استفاده ازدستگاههای الکترونی بحث میکند
queue روش استفاده شده در ساختار صف , Lifd یا Fifd
queueing روش استفاده شده در ساختار صف , Lifd یا Fifd
queued روش استفاده شده در ساختار صف , Lifd یا Fifd
queues روش استفاده شده در ساختار صف , Lifd یا Fifd
Recent search history
  Contact• | TermsPrivacy  © 2009 Dictiornary-Farsi.com