Dictiornary-Farsi.com
English Persian Dictionary - Beta version
Home
Enter keyword here!
⌨
Tips
|
Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 201 (13 milliseconds)
English
Persian
jew's harp
سازی که با دندان نگاه میدارند و باانگشت میزنند
Other Matches
it is in good keep
انراخوب نگاه میدارند
pull-backs
چیزیکه بوسیله ان دامن زنانه راعقب نگاه میدارند
pull-back
چیزیکه بوسیله ان دامن زنانه راعقب نگاه میدارند
pull back
چیزیکه بوسیله ان دامن زنانه راعقب نگاه میدارند
dentifactor
اسباب دندان سازی
finger painting
پخش رنگ باانگشت
amalgams
الیاژ جیوه باچند فلز دیگرکه برای پرکردن دندان و ایینه سازی بکار میرود ترکیب مخلوط
amalgam
الیاژ جیوه باچند فلز دیگرکه برای پرکردن دندان و ایینه سازی بکار میرود ترکیب مخلوط
desert
[طراحی محوطه سازی در قرن هجدهم میلادی با نگاه کردن به طبیعت وحشی و دست نخورده]
i hear a tap at the door
در میزنند
tusks
دندان عاج فیل دندان گراز حیوانات
tusk
دندان عاج فیل دندان گراز حیوانات
they serve it with butter
کره به ان میزنند
the stars twinkle
چشمک میزنند
there is a ring at the door
دم در زنگ میزنند
birds are singing
مرغان چهچه میزنند
the horse paws the ground
اسب سم بزمین میزنند
dentin
عاج دندان
[دندان پزشکی]
[کالبدشناسی]
tooth whitening
سفید کردن دندان
[دندان پزشکی]
dentine
عاج دندان
[دندان پزشکی]
[کالبدشناسی]
tooth enamel
مینای دندان
[دندان پزشکی]
[کالبدشناسی]
dental pulp
مغز دندان
[دندان پزشکی]
[کالبدشناسی]
dental enamel
مینای دندان
[دندان پزشکی]
[کالبدشناسی]
enamel
مینای دندان
[دندان پزشکی]
[کالبدشناسی]
pulpa
مغز دندان
[دندان پزشکی]
[کالبدشناسی]
pulpa
پالپ دندان
[دندان پزشکی]
[کالبدشناسی]
dental pulp
پالپ دندان
[دندان پزشکی]
[کالبدشناسی]
tooth bleaching
سفید کردن دندان
[دندان پزشکی]
kench
تغاری که ماهی یاپوست رادران نمک میزنند
wedding favour
گل یا نوار سفید که به افتخارعروسی به جامه خود میزنند
noyau
یکجور نوشابه که مغز هسته بان میزنند
pipe light
تیکه چوبی که با ان پیپ یاچپق را اتش میزنند
dental restoration
ترمیم دندان
[دندان پزشکی]
dental pain
دندان درد
[دندان پزشکی]
odontogenic pain
دندان درد
[دندان پزشکی]
tooth pick
خلال دندان دندان کاو
toothache
{sg}
دندان درد
[دندان پزشکی]
odontodynia
دندان درد
[دندان پزشکی]
dentalgia
دندان درد
[دندان پزشکی]
odontalgia
دندان درد
[دندان پزشکی]
toothache
دندان درد
[دندان پزشکی]
dental decay
[Caries dentium]
پوسیدگی دندان
[دندان پزشکی]
gam
دندان گراز یا دندان کج دهان
odontology
دندان شناسی دندان پزشکی
dental caries
پوسیدگی دندان
[دندان پزشکی]
pain in tooth
دندان درد
[دندان پزشکی]
tooth decay
پوسیدگی دندان
[دندان پزشکی]
cavities
پوسیدگی دندان
[دندان پزشکی]
caries
پوسیدگی دندان
[دندان پزشکی]
dental restoration
پرکردن دندان
[دندان پزشکی]
tooth pain
دندان درد
[دندان پزشکی]
dental filling
پرکردن دندان
[دندان پزشکی]
toothaches
دندان درد ها
[دندان پزشکی]
dental filling
ترمیم دندان
[دندان پزشکی]
gloats
نگاه از روی کینه و بغض نگاه عاشقانه و حاکی ازعلاقه
gloat
نگاه از روی کینه و بغض نگاه عاشقانه و حاکی ازعلاقه
gloating
نگاه از روی کینه و بغض نگاه عاشقانه و حاکی ازعلاقه
gloated
نگاه از روی کینه و بغض نگاه عاشقانه و حاکی ازعلاقه
keek
باچشم نیم باز نگاه ک ردن ازسوراخ نگاه کردن
papier
یکجور مقوای سخت که چسب و گل رس و چیزهای دیگربخمیران میزنند
gong
زنگی که عبارت است ازکاسه و چکشی که اهسته بران میزنند
irredentist
طرفدار برگرداندن همه جاهایی که ایتالیایی حرف میزنند به ایتالیا
gongs
زنگی که عبارت است ازکاسه و چکشی که اهسته بران میزنند
look at me
بمن نگاه کن ظ 7بمن نگاه کنید
rectification
یکسو سازی همسو سازی مستقیم سازی
glances
نگاه نگاه مختصر
glanced
نگاه نگاه مختصر
glance
نگاه نگاه مختصر
calculating
دوباره سازی یا ایجاد داده جدید از طریق فشرده سازی وقایع عددی معین
pilot materials
وسایل و دست ابزارهای ماشین سازی یا مدل سازی
jagger
الت کنگره سازی یادندانه سازی
ordnance plant
کارخانجات اسلحه سازی یامهمات سازی
pre-treatment
عملیات مقدماتی و آماده سازی
[مثل شستشوی پشم قبل از رنگرزی و یا آماده سازی دار جهت چله کشی]
one level address
سازماندهی فضای ذخیره سازی که هر نوع رسانه ذخیره سازی یکسان رفتار می شوند
subjugation
مقهور سازی مطیع سازی
irritancy
پوچ سازی باطل سازی
imagery
مجسمه سازی شبیه سازی
formularization
کوتاه سازی ضابطه سازی
ouster
بی بهره سازی محروم سازی
frustrations
خنثی سازی محروم سازی
frustration
خنثی سازی محروم سازی
erasable
1-رسانه ذخیره سازی که قابل استفاده مجدد است . 2-ذخیره سازی موقت
saved
ذخیره سازی داده یا برنامه روی رسانه ذخیره سازی جانبی
saves
ذخیره سازی داده یا برنامه روی رسانه ذخیره سازی جانبی
save
ذخیره سازی داده یا برنامه روی رسانه ذخیره سازی جانبی
symmetrical compression
سیستم فشرده سازی که همان توان پردازش و زمان را برای فشرده سازی و از حالت فشرده در آوردن تصویر نیاز دارد
edentulous
بی دندان
toothless
بی دندان
desserts
دندان مز
gam
دندان
dessert
دندان مز
tooth
دندان
toothsome
دندان مز
curvidentate
کج دندان
fangless
بی دندان
dentiparous
دندان اور
multidentate
بسیار دندان
crenate
دندان موشی
crowns
تاج دندان
peg tooth
دندان ناب
mouthguard
محافظ دندان
dentition
دندان دراوری
microdont
خرد دندان
dentition
دندان در اوردن
dentition
دندان بندی
dentulous
دندان دار
pyorrhoea alveolaris
چرک دندان
crown
تاج دندان
picks
خلال دندان
crenated
دندان موشی
practitioners
دندان پزشک
pulls
کشیدن دندان
pull
کشیدن دندان
practitioner
دندان پزشک
chisel tooth
دندان پیشه
grinning
دندان نمایی
prothesis
دندان یا عضومصنوعی
grinned
دندان نمایی
grin
دندان نمایی
pyorrhea
چرک دندان
cuspid
دندان نیش
permanent tooth
دندان دائمی
milk tooth
دندان شیری
milk teeth
دندان شیری
bicuspid
دندان دوپایه
grinders
دندان اسیاب
pick
خلال دندان
pontic
دندان مصنوعی
grins
دندان نمایی
grinder
دندان اسیاب
cuspid
دندان انیاب
dentine
عاج دندان
sharp fanged
تیز دندان
dentifrice
خمیر دندان
pecks
دندان زدن
odontology
مبحث دندان
odontologist
دندان شناس
pyorrhoea
چرک دندان
teethe
دندان در اوردن
teethed
دندان در اوردن
teethes
دندان در اوردن
sectorial
دندان اسیاب
teething
دندان دراوردن
odontoid
مانند دندان
pecking
دندان زدن
sharp toothed
تیز دندان
tartars
باره دندان
snaggletooth
دندان بد شکل
tartar
باره دندان
saber toothed
دندان شمشیری
bridgework
پل دندان مصنوعی
wisdom teeth
دندان عقل
snaggletooth
دندان بی قاعده
odontoma
ورم دندان
peck
دندان زدن
pecked
دندان زدن
odontography
شرح دندان
odontogeny
پیدایش دندان
toothpicks
خلال دندان
toothpick
دندان کاو
To have a tooth fI'lled.
دندان پرکردن
toothpowders
پودر دندان
toothpowders
گرد دندان
toothpick
خلال دندان
toothpowder
گرد دندان
To pull out ( extract ) atooth .
دندان کشیدن
odontic
وابسته به دندان
odontiasis
دندان در اوری
odontalgia
دندان درد
To have a tooth fI'lled.
دندان پر کردن
toothpicks
دندان کاو
odontocete
دندان دار
odontitis
اماس دندان
toothpowder
پودر دندان
dentifrice
گرد دندان
denticle
دندان کوچک
dental clinic
دندان پزشکی
dental caries
پوسیدگی دندان
cutters
دندان پیش
cutter
دندان پیش
wisdom tooth
دندان عقل
dentin
عاج دندان
fang
دندان انیاب
toothpaste
خمیر دندان
tooth paste
خمیر دندان
toothache
درد دندان
toothache
دندان درد
edentate
جانور بی دندان
latidentate
پهن دندان
pickers
خلال دندان
back tooth
دندان آسیاب
cheek tooth
دندان آسیاب
incisive tooth
دندان پیشین
gums
لثه دندان
gumming
لثه دندان
gummed
لثه دندان
incisor
دندان پیشین
fangs
دندان ناب
fang
دندان ناب
fangs
دندان انیاب
Recent search history
✘ Close
Contact
|
Terms
|
Privacy
© 2009 Dictiornary-Farsi.com