English Persian Dictionary - Beta version
 
 
Home
 
     

Enter keyword here!
  Tips | Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 201 (3 milliseconds)
English Persian
underestimation سبک شماری سهل گیری ناچیز شماری
Other Matches
slighter ناچیز شماری
slighted ناچیز شماری
slightest ناچیز شماری
slighting ناچیز شماری
slights ناچیز شماری
slight ناچیز شماری
trivialization ناچیز شماری
self effacement ناچیز شماری خود
tonnage تن شماری
goal average گل شماری
enumerative شماری
multiplication بس شماری
enumeratoin یکایک شماری
isomer couting همپار شماری
polls رای شماری
word count واژه شماری
polled رای شماری
linage سطر شماری
chronometry گاه شماری
poll رای شماری
foliation برگ شماری
multiplication tables جدول بس شماری
self contempt خوددون شماری
multiplication table جدول بس شماری
block counting test ازمون مهره شماری
self depreciation کوچک شماری خود
To be counting the days . روز شماری کردن
disparagement خوار شماری کاهش
self consequence خود فزون شماری
lineages سطر شماری سویه
self imprtance خود رابزرگ شماری
lineage سطر شماری سویه
self incrimination مقصر شماری خود
self glorification بزرگ شماری خود لاف
to pace off با گام شماری جدا کردن
royalty tonnage ی که حق الامتیازبدان تعلق میگیردبتن شماری
minimization کوچک شماری کمینه سازی
Persian [Iranian ] calendar گاه شماری ایرانی [تقویم فارسی]
sound off قدم شماری درهنگام رژه رفتن
chronology تاریخ شماری جدول یا شرح وقایع یاتاریخهای وابسته بانها
penny a liner کسیکه مقالات ارزان برای روزنامه می فرستد و ازروی سطر شماری پول می گیرد
He's a wet blanket. او [مرد] آدم روح گیری [نا امید کننده ای یا ذوق گیری] است.
peppercorns ناچیز
peddling ناچیز
nugatory ناچیز
meager ناچیز
poorer ناچیز
peppercorn ناچیز
pelting ناچیز
trifling ناچیز
fiddling ناچیز
inconsiderable ناچیز
trivial ناچیز
trivia ناچیز
inappreciable ناچیز
potty ناچیز
potties ناچیز
insignificant ناچیز
vain ناچیز
poorest ناچیز
piffle ناچیز
inconsequential ناچیز
piddling ناچیز
small-time ناچیز
small time ناچیز
of no account ناچیز
poor ناچیز
small change ناچیز
hairsplitting ناچیز
straws ناچیز
straw ناچیز
meagre ناچیز
picayubnish ناچیز
meaner ناچیز
trifles ناچیز
sparing ناچیز
scrimp ناچیز
runty ناچیز
meanest ناچیز
picayune ناچیز
trifle ناچیز
negligible ناچیز
mean ناچیز
cheapens ناچیز شمردن
think nothing of ناچیز شمردن
make nothing of ناچیز شمردن
to think little of ناچیز شمردن
meanest جزیی ناچیز
cheapen ناچیز شمردن
cheapening ناچیز شمردن
pin money مبلغ ناچیز
slights مقدار ناچیز
slighting مقدار ناچیز
slightest مقدار ناچیز
slighter مقدار ناچیز
slight مقدار ناچیز
mean جزیی ناچیز
meaner جزیی ناچیز
teenier کوچک ناچیز
teeniest کوچک ناچیز
teeny کوچک ناچیز
stramineous سبک ناچیز
inappreciable ناچیز بی بها
tiny کوچک ناچیز
chicken feed مبلغ ناچیز
invalued بی بها ناچیز
to make a push at ناچیز شمردن
to set at nought ناچیز شمردن
to snap one;s fingers at ناچیز شمردن
quiddity جوهر ناچیز
pint sized ناچیز کوچک
slighted مقدار ناچیز
opusculum اثرادبی ناچیز
underestimating ناچیز پنداشتن
underestimates ناچیز پنداشتن
underestimated ناچیز پنداشتن
underestimate ناچیز پنداشتن
tiniest کوچک ناچیز
cheapened ناچیز شمردن
pint-size خرد ناچیز
pint size خرد ناچیز
worthless ناچیز و بی قیمت
misprize ناچیز شمردن
little ناچیز جزئی
tinier کوچک ناچیز
traced مقدار ناچیز ترسیم
trace مقدار ناچیز ترسیم
to thinks scorn of ناچیز یا حقیر شمردن
inconseqential غیر مهم ناچیز
sour grapes mechanism مکانیسم ناچیز انگاری
vilipend ناچیز شمردن تحقیرکردن
traces مقدار ناچیز ترسیم
underrates ناچیز شمردن دست کم گرفتن
underrating ناچیز شمردن دست کم گرفتن
underrate ناچیز شمردن دست کم گرفتن
to make noyhing of ناچیز شمردن اهمیت ندادن
underrated ناچیز شمردن دست کم گرفتن
it is immaterial ناچیز است اهمیت ندارد
insignificantly بطور ناچیز بدون داشتن معنی
sag کاهش ناچیز سطح ولتاژاز منبع تغذیه
sagged کاهش ناچیز سطح ولتاژاز منبع تغذیه
sags کاهش ناچیز سطح ولتاژاز منبع تغذیه
his severity relaxed از سخت گیری خود کاست سخت گیری وی کمتر شد
digamy دو زن گیری دو شوهر گیری
stream gaging اندازه گیری ابراهه ها اندازه گیری رودخانه
with the utmost rigour با کمال سخت گیری با سخت گیری هر چه بیشتر
measuring converter مبدل اندازه گیری ترانسفورماتور اندازه گیری
carbon tracking باقیمانده بسیار ناچیز کربن که در اثر تخلیه الکتریکی درداخل دینام دلکو یا محفظه شمع باقی میماند
poorly بطور ناچیز بطور غیر کافی
compression molding process فرایند قالب گیری تراکمی طریقه قالب گیری تراکمی
point voting system سیستم رای گیری عددی سیستم رای گیری امتیازی
declinating station ایستگاه اندازه گیری انحراف مغناطیس دستگاهها ایستگاه اندازه گیری انحراف
torsionmeter وسیله اندازه گیری دور پروانه ناو وسیله اندازه گیری نیروی چرخش پروانه ناو
moving iron instrument دستگاه اندازه گیری اهن گردان دستگاه اندازه گیری اهن نرم گردان
retractaion پس گیری
monogyny یک زن گیری
exorcism جن گیری
exorcisms جن گیری
skims کف گیری
lutation گل گیری
resumption از سر گیری
recapturing پس گیری
recaptures پس گیری
recaptured پس گیری
recapture پس گیری
recature پس گیری
biases سو گیری
bias سو گیری
luting گل گیری
dewatering اب گیری
catch بل گیری
skim کف گیری
skimmed کف گیری
scorification کف گیری
removal of cinder تفاله گیری
sternly با سخت گیری
retired ness کناره گیری
censoriousness خرده گیری
follow up پی گیری کردن
interpolations درون گیری
decoppering مس گیری کردن
interpolation درون گیری
renouncement کناره گیری
demission کناره گیری
collier ذغال گیری
removal of slag شلاکه گیری
removal of phosphorus فسفر گیری
integration انتگرال گیری
modeling سرمشق گیری
gaging اندازه گیری
calk درز گیری
module اندازه گیری
dephosphorization فسفر گیری
cased قالب گیری
catch trial کوشش مچ گیری
chronicity دامن گیری
measurements اندازه گیری
measurement اندازه گیری
punctiliousness نکته گیری
sedimentation لای گیری
Recent search history
  Contact• | TermsPrivacy  © 2009 Dictiornary-Farsi.com