Dictiornary-Farsi.com
English Persian Dictionary - Beta version
Home
Enter keyword here!
⌨
Tips
|
Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 201 (15 milliseconds)
English
Persian
screed
سخن یا نامه دراز وخسته کننده
Other Matches
drabbest
یکنواخت وخسته کننده
livelong
طولانی وخسته کننده
drabber
یکنواخت وخسته کننده
drab
یکنواخت وخسته کننده
durdgery
کار سخت وخسته کننده
propounder
ابراز کننده یا مطرح کننده وصیت نامه در دادگاه امورحسبی
prolix
خسته کننده روده دراز
post script
مطلبی که در هنگام تهیه نامه فراموش شده و بعدا درذیل نامه ذکر میگردد
letter of intent
تمایل نامه نامه علاقه مندی به انجام معامله
pourparler
جلسه غیررسمی برای مذاکره در اطراف عهد نامه یا موافقت نامه تبادل نظر کردن
pourparley
جلسه غیررسمی برای مذاکره در اطراف عهد نامه یا موافقت نامه تبادل نظر کردن
cryptoparts
بخشهای یک نامه رمز قسمتهای رمزی نامه
libel
هجو نامه یا توهین نامه افترا
libeled
هجو نامه یا توهین نامه افترا
libeling
هجو نامه یا توهین نامه افترا
libelled
هجو نامه یا توهین نامه افترا
libels
هجو نامه یا توهین نامه افترا
libelling
هجو نامه یا توهین نامه افترا
written agreement
موافقت نامه پیمان نامه
certificates
رضایت نامه شهادت نامه
certificate
رضایت نامه شهادت نامه
credential
گواهی نامه اعتبار نامه
affidavits
شهادت نامه قسم نامه
to a. letter
روی نامه عنوان نوشتن نامه نوشتن کاغذی رابعنوان
testacy
دارای وصیت نامه بودن نگارش وصیت نامه
soricine
موش پوزه دراز شبیه موش پوزه دراز
corrector
جبرانگر تعدیل کننده تصحیح کننده تنظیم کننده
long-
دراز
macro
دراز
long
دراز
longest
دراز
longs
دراز
longer
دراز
longish
دراز
dolichomorphic
دراز تن
lengthy
دراز
longheaded
دراز سر
longed
دراز
lengthwise
دراز
prolix
دراز
toom
دراز
oblong
دراز
oblongs
دراز
oblongated
دراز
long headed
سر دراز
to piece out
دراز
verbose
دراز
to be prolonged
دراز
to eke out
دراز
linear
دراز
long term
<adj.>
دراز مدت
long run
[American E]
<adj.>
دراز مدت
long winded
دراز نفس
prolongate
دراز کردن
long-winded
دراز نفس
stretches
دراز کردن
narrowed
دراز وباریک
stretch
دراز کردن
verbalization
دراز گویی
stretched
دراز کردن
narrow
دراز وباریک
oblonated
دراز :درازنا
at full length
دراز کشیده
protract
دراز کردن
long-term
دراز مدت
oblongs
دراز پهنا
string
چسبناک دراز
morella cherry
گیلاس دم دراز
lanternjaws
چانه دراز
pintail
اردک دم دراز
long-drawn-out
دور و دراز
long-time
دراز مدت
proboscises
پوزه دراز
oblong
دراز پهنا
prolixity
دراز نویسی
lanky
دراز وباریک
weedy
دراز و باریک
gangling
طولانی و دراز
to stretch out
دراز کردن
drag on
<idiom>
دراز کردن
tender fleshed cherry
گیلاس دم دراز
lantern jawed
چانه دراز
proboscis
پوزه دراز
narrower
دراز وباریک
extend
دراز کردن
long life
عمر دراز
elongation
دراز شدگی
blue moon
زمان دراز
in the long run
در دراز مدت
long wind
دراز نفسی
lengthens
دراز شدن
lengthens
دراز کردن
lengthening
دراز شدن
longer-term
دراز مدت
lengthening
دراز کردن
lengthened
دراز شدن
inductile
دراز نشو
long billed
نوک دراز
codlin
یکجورسیب دراز
longevity
دراز عمری
codling
یکجورسیب دراز
long necked
گردن دراز
long range
دراز مدت
long bone
استخوانهای دراز
long run
دراز مدت
long shunt
شنت دراز
long term
دراز مدت
ileum
روده دراز
streek
دراز کردن
lengthened
دراز کردن
narrowest
دراز وباریک
longeval
دراز عمر
far fetched
دور و دراز
far-fetched
دور و دراز
couchant
دراز کشیده
longhead
کله دراز
long bill
نوک دراز
sniping
نوک دراز
snipes
نوک دراز
sniped
نوک دراز
snipe
نوک دراز
wader
مرغ دراز پا
long eared
گوش دراز
elongate
دراز کردن
elongate
دراز شدن
elongating
دراز شدن
lengthen
دراز کردن
long-life
عمر دراز
elongating
دراز کردن
elongates
دراز شدن
elongates
دراز کردن
lengthen
دراز شدن
longhorn
گاو شاخ دراز
long necked flask
بالن گردن دراز
long horned grasshopper
ملخ شاخک دراز
orang outang
یکجوربوزینه دراز دست
long lived
دراز عمر معمر
longhorn
گوسفند شاخ دراز
long-lived
دارای عمر دراز
long-lived
دراز عمر معمر
longicorn
دارای شاخک دراز
long haul
<idiom>
مسافت دراز یا سفرکردن
kick around
<idiom>
دراطراف دراز کشیدن
mygale
موش پوزه دراز
orang-outang
یکجوربوزینه دراز دست
long term memory
حافطه دراز مدت
gibbons
میمون دراز دست
extended pole piece
قطبک دراز شده
orang-outangs
یکجوربوزینه دراز دست
lanternjaws
ارواره دراز و لاغر
longevous
دارای عمر دراز
orang-outans
یکجوربوزینه دراز دست
daddy-long-legs
بابا لنگ دراز
repose
دراز کشیدن غنودن
gibbon
میمون دراز دست
long-term
دوره دراز مدت
longer-term
دوره دراز مدت
long lived
دارای عمر دراز
spindle
دراز و باریک شدن
interminably
بطور بسیار دراز
chatterbox
ادم روده دراز
chatterboxes
ادم روده دراز
windbag
نطاق روده دراز
windbags
نطاق روده دراز
rangy
ولگرد پا دراز و لاغر
tirades
سخنرانی دراز وشدیداللحن
tirade
سخنرانی دراز وشدیداللحن
mongoose
میمون پوزه دراز
mongooses
میمون پوزه دراز
full bottomed
دارای دنباله دراز
abusive
ناسزاوار زبان دراز
chaises longues
نوعی نیمکت دراز
chaise longue
نوعی نیمکت دراز
weed
دراز و لاغر پوشاک
ringtail
تلیله نوک دراز
spindles
دراز و باریک شدن
scoldpaceous
مانند نوک دراز
scolopax
جنس نوک دراز
ileac
وابسته به روده دراز
ileal
وابسته به روده دراز
ileitis
اماس روده دراز
reach
دراز کردن دست
secular trend
روند دراز مدت
godwit
نوک دراز ابی
tusks
دندان دراز وتیز
tusk
دندان دراز وتیز
weeded
دراز و لاغر پوشاک
weeding
دراز و لاغر پوشاک
toboggan
سورتمه دراز و باریک
verbosity
دراز نویسی پرگویی
to live a long life
عمر دراز کردن
to make old bones
عمر دراز کردن
johnboat
قایق دراز و باریک
verbose
دراز نویس درازگو
deferred liability
دیون دراز مدت
tractile
لوله شو دراز شدنی
paidle
یکجوربیل دسته دراز
orangutan
بوزینه دست دراز
toboggans
سورتمه دراز و باریک
prolate
دوک وار دراز
Recent search history
✘ Close
Contact
|
Terms
|
Privacy
© 2009 Dictiornary-Farsi.com