Dictiornary-Farsi.com
English Persian Dictionary - Beta version
Home
Enter keyword here!
⌨
Tips
|
Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 201 (2 milliseconds)
English
Persian
mounted infantry
سربازانی که در سفرسوارمیشوندولی پیاده می جنگند
Other Matches
Two dogs fight for a bone, and a third runs away w.
<proverb>
دو سگ بر سر استخوانى مى جنگند سومى آنرا بر مى دارد و مى برد .
the church militant
همه کسانی که در راه دین مسیحی می جنگند
ambushing
سربازانی که درکمین نشسته اند
ambushes
سربازانی که درکمین نشسته اند
ambushed
سربازانی که درکمین نشسته اند
ambush
سربازانی که درکمین نشسته اند
disembarkation
به ساحل پیاده کردن پیاده شدن از هواپیمایا ناو
detrain
از قطار پیاده شدن یا پیاده کردن
grenadier
سرباز هنگ پیاده پیاده نظام
secondary landing
منطقه پیاده شدن فرعی برای پشتیبانی از عملیات پیاده شدن اصلی
landing group
گروه پیاده شونده به ساحل گروه پیاده شدن
overhaul
پیاده کردن پیاده کردن و دوباره سوارکردن
overhauling
پیاده کردن پیاده کردن و دوباره سوارکردن
overhauled
پیاده کردن پیاده کردن و دوباره سوارکردن
overhauls
پیاده کردن پیاده کردن و دوباره سوارکردن
interim overhaul
پیاده کردن قطعات به طورموقتی پیاده کردن قطعات جزئی
side walk
پیاده رو
dismounted
پیاده
pavements
پیاده رو
footpaths
پیاده رو
footpath
پیاده رو
paths
پیاده رو
walkways
پیاده رو
walkway
پیاده رو
pignorate
پیاده
infantry
پیاده
pavement
پیاده رو
pedestrian
پیاده
on of
پیاده
pedestrians
پیاده
path
پیاده رو
pedestrian bridge
پل پیاده رو
foot bank
پیاده رو
foot bridge
پل پیاده رو
sidewalks
پیاده رو
footway
پیاده رو
foot infantry
پیاده
walks
پیاده رو
walked
پیاده رو
foot slogger
پیاده
walk
پیاده رو
footer
پیاده رو
afoot
پیاده
ganway
پل پیاده رو
peripatetic
پیاده رو
sidewalk
پیاده رو
infantry man
پیاده
impledge
پیاده
alighted
پیاده شدن
alight
پیاده شدن
alights
پیاده شدن
footsoldier
سرباز پیاده
to pad aroad
پیاده رفتن
footpad
راهزن پیاده
set down
پیاده کردن
kerbs
جدول پیاده رو
skirmisher
پیاده نظام
pawns
پیاده شطرنج
to go on foot
پیاده رفتن
wayfarer
مسافر پیاده
pawned
پیاده شطرنج
to get off
پیاده شدن از
wayfarers
مسافر پیاده
kerb
حاشیه پیاده رو
kerb
جدول پیاده رو
alighting
پیاده شدن
kerbs
حاشیه پیاده رو
pawning
پیاده شطرنج
take down
پیاده کردن
rifle man
سرباز پیاده
footbridge
پل پیاده روها
footbridge
پل پیاده روی
demodulator
پیاده کننده
demodulation
پیاده کردن
impledge
پیاده شطرنج
infantry man
سرباز پیاده
counterpawn
پیاده متقابل
knight of the road
راهزن پیاده
banquette
نیمکت پیاده رو
disassemble
پیاده کردن
foot passenger
پیاده پا رهسپار
foot passenger
مسافر پیاده
foot infantry
پیاده نظام
ganger
مسافر پیاده
get down
پیاده شدن
dismantlement
پیاده کردن
disembarkation
پیاده شدن
grabby
سرباز پیاده
armored infantry
پیاده مکانیزه
armored infantry
پیاده زرهی
mechanized
پیاده زرهی
promotions
ترفیع پیاده
promotion
ترفیع پیاده
pedestrianism
پیاده روی
pignorate
پیاده شطرنج
regiment of f.
هنگ پیاده
footbridges
پل پیاده روی
footbridges
پل پیاده روها
hike
پیاده روی
hiked
پیاده روی
on foot
پای پیاده
on foot
به صورت پیاده
pedestrian crossings
گذرگاه پیاده
pedestrian crossing
گذرگاه پیاده
infantry
سرباز پیاده
infantry
پیاده نظام
hiking
پیاده روی
hikes
پیاده روی
foot slugger
سرباز پیاده
humps
پیاده روی
pads
دزد پیاده
pad
دزد پیاده
disembark
پیاده کردن
disembark
پیاده شدن
disembarked
پیاده کردن
disembarking
پیاده کردن
disembarking
پیاده شدن
disembarks
پیاده کردن
disembarks
پیاده شدن
walkabouts
مسافرت پیاده
walkabout
گردش پیاده
walkabout
مسافرت پیاده
humping
پیاده روی
hump
پیاده روی
dismantling
پیاده کردن
dismantles
پیاده کردن
implementation
پیاده سازی
dismantled
پیاده کردن
to walk . To go on foot.
پیاده رفتن
dismantle
پیاده کردن
zebra crossing
خط عابر پیاده
walkabouts
گردش پیاده
wayfaring
پیاده روی
to ride shanks's mare
پیاده رفتن
torero
گاوباز پیاده
to pad the hoof
پیاده رفتن
dismounting
پیاده کردن
pawn
پیاده شطرنج
dismount
پیاده کردن
to pad it
پیاده رفتن
disembarked
پیاده شدن
turnable foot bridge
پل پیاده رو گردان
zebra crossings
خط عابر پیاده
unset
پیاده کردن
dismounts
پیاده کردن
dismantled
پیاده کردن موتور
light infantry
پیاده سبک اسلحه
janizary
سرباز پیاده نظام
isolani
پیاده ایزوله شطرنج
to drop someone off
کسی را پیاده کرن
dismantle
پیاده کردن موتور
land vi
پیاده شدن رسیدن
mechanized infantry
یکان پیاده مکانیزه
light infantry
پیاده نظام سبک
landing ship
ناو نیرو پیاده کن
advanced pawn
پیاده پیش رفته
dismantles
پیاده کردن موتور
walk
گردش پیاده گردشگاه
landing craft tank
ناو تانک پیاده کن
landing craft assault
قایق نیرو پیاده کن
landing beach
ساحل پیاده شدن
beaching party
گروه پیاده شونده
administrative landing
پیاده شدن اداری
walked
گردش پیاده گردشگاه
dogface
سرباز پیاده نظام
dosmount command
فرمان پیاده کردن
arcade
پیاده روی سرپوشیده
dough boy
سرباز پیاده نظام
fee pawn
پیاده ازاد شطرنج
four powns attack
حمله چهار پیاده
foot soldier
سرباز پیاده نظام
drill marching
تمرین پیاده روی
in step
با سرعت پیاده روی
pad
پیاده سفر کردن
doughboy
سرباز پیاده نظام
walks
گردش پیاده گردشگاه
shin
پیاده وباسرعت رفتن
shins
پیاده وباسرعت رفتن
deplane
از هواپیما پیاده شدن
pedestrianize
پیاده روی کردن
grabby
نفر پیاده نظام
disassembly
پیاده کردن موتور
pads
پیاده سفر کردن
at walking pace
با سرعت پیاده روی
night landing
پیاده شدن درساحل در شب
setting out
پیاده کردن مسیر
treadway
پل برای عناصر پیاده
pedestrian guard rail
جانپناه برای پیاده رو
pawn roller
پیاده رانی شطرنج
pawn push
پیاده رانی شطرنج
mush
پیاده در برف سفرکردن
curbed
جلوگیری لبه پیاده رو
dismounting
پیاده کردن یا شدن
I wI'll get off here.
اینجا پیاده می شوم
To implement a project.
طرحی را پیاده کردن
treadway bridge
پل عبور موقتی پیاده
poisoned pawn
پیاده زهراگین یا مسموم
curbs
جلوگیری لبه پیاده رو
curbing
جلوگیری لبه پیاده رو
curb
جلوگیری لبه پیاده رو
Recent search history
✘ Close
Contact
|
Terms
|
Privacy
© 2009 Dictiornary-Farsi.com