Dictiornary-Farsi.com
English Persian Dictionary - Beta version
Home
Enter keyword here!
⌨
Tips
|
Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 209 (3 milliseconds)
English
Persian
grenadier
سرباز هنگ پیاده پیاده نظام
Search result with all words
infantryman
سرباز پیاده نظام
infantrymen
سرباز پیاده نظام
dogface
سرباز پیاده نظام
dough boy
سرباز پیاده نظام
foot soldier
سرباز پیاده نظام
doughboy
سرباز پیاده نظام
janissary
ینی چری سرباز پیاده نظام
janizary
سرباز پیاده نظام
Other Matches
grabby
سرباز پیاده
footsoldier
سرباز پیاده
rifle man
سرباز پیاده
foot slugger
سرباز پیاده
infantry
سرباز پیاده
infantry man
سرباز پیاده
foot infantry
پیاده نظام
infantry
پیاده نظام
skirmisher
پیاده نظام
light infantry
پیاده نظام سبک
infantry
رسته پیاده نظام
grabby
نفر پیاده نظام
infantryman
جمعی پیاده نظام
infantrymen
جمعی پیاده نظام
foot guards
پیاده نظام های انگلستان
air infantry
پیاده نظام محمول هوایی
hoplite
سرباز پیاده مسلح یونان قدیم
brigand
سارق مسلح سرباز پیاده سبک اسلحه
brigands
سارق مسلح سرباز پیاده سبک اسلحه
accompanying fire
اتشی که پیاده نظام در زیران پیشروی میکند
zouave
یکی از افراد پیاده نظام فرانسوی در الجزایر
phalanx
دسته بهم فشرده پیاده نظام سنگین اسلحه
phalanxes
دسته بهم فشرده پیاده نظام سنگین اسلحه
disembarkation
به ساحل پیاده کردن پیاده شدن از هواپیمایا ناو
detrain
از قطار پیاده شدن یا پیاده کردن
secondary landing
منطقه پیاده شدن فرعی برای پشتیبانی از عملیات پیاده شدن اصلی
The infantry attacked in waves .
پیاده نظام بصورت موج ( موج) وار حمله کرد
landing group
گروه پیاده شونده به ساحل گروه پیاده شدن
overhaul
پیاده کردن پیاده کردن و دوباره سوارکردن
overhauled
پیاده کردن پیاده کردن و دوباره سوارکردن
overhauls
پیاده کردن پیاده کردن و دوباره سوارکردن
overhauling
پیاده کردن پیاده کردن و دوباره سوارکردن
interim overhaul
پیاده کردن قطعات به طورموقتی پیاده کردن قطعات جزئی
yeomanry
سواره نظام سرباز داوطلب
hussar
سرباز سواره نظام سبک اسلحه
chevalier
سرباز سواره نظام و مسلح سوار
foot infantry
پیاده
walks
پیاده رو
footpaths
پیاده رو
footpath
پیاده رو
pedestrian
پیاده
pavement
پیاده رو
peripatetic
پیاده رو
footway
پیاده رو
ganway
پل پیاده رو
pavements
پیاده رو
path
پیاده رو
pedestrian bridge
پل پیاده رو
walked
پیاده رو
foot bridge
پل پیاده رو
foot bank
پیاده رو
foot slogger
پیاده
footer
پیاده رو
paths
پیاده رو
dismounted
پیاده
on of
پیاده
afoot
پیاده
pedestrians
پیاده
infantry man
پیاده
side walk
پیاده رو
impledge
پیاده
walk
پیاده رو
sidewalk
پیاده رو
sidewalks
پیاده رو
pignorate
پیاده
walkway
پیاده رو
walkways
پیاده رو
infantry
پیاده
sabretache
خرجین یاکیسه چرمی پهن که بکمر بند سرباز سواره نظام اویخته است
armored infantry
پیاده مکانیزه
zebra crossing
خط عابر پیاده
footbridge
پل پیاده روی
torero
گاوباز پیاده
turnable foot bridge
پل پیاده رو گردان
footbridge
پل پیاده روها
footbridges
پل پیاده روها
banquette
نیمکت پیاده رو
to ride shanks's mare
پیاده رفتن
footbridges
پل پیاده روی
to pad the hoof
پیاده رفتن
to pad it
پیاده رفتن
to pad aroad
پیاده رفتن
to go on foot
پیاده رفتن
to get off
پیاده شدن از
hiking
پیاده روی
humps
پیاده روی
humping
پیاده روی
hump
پیاده روی
disembark
پیاده کردن
disembark
پیاده شدن
disembarked
پیاده کردن
zebra crossings
خط عابر پیاده
disembarks
پیاده شدن
walkabout
مسافرت پیاده
disembarking
پیاده شدن
disembarking
پیاده کردن
disembarked
پیاده شدن
hike
پیاده روی
to walk . To go on foot.
پیاده رفتن
disembarks
پیاده کردن
armored infantry
پیاده زرهی
walkabouts
گردش پیاده
alighting
پیاده شدن
alights
پیاده شدن
kerb
حاشیه پیاده رو
kerb
جدول پیاده رو
kerbs
حاشیه پیاده رو
kerbs
جدول پیاده رو
pawn
پیاده شطرنج
promotions
ترفیع پیاده
mechanized
پیاده زرهی
pawning
پیاده شطرنج
pawns
پیاده شطرنج
wayfarer
مسافر پیاده
wayfarers
مسافر پیاده
pedestrian crossings
گذرگاه پیاده
hiked
پیاده روی
hikes
پیاده روی
alight
پیاده شدن
walkabouts
مسافرت پیاده
walkabout
گردش پیاده
unset
پیاده کردن
wayfaring
پیاده روی
dismount
پیاده کردن
dismounting
پیاده کردن
alighted
پیاده شدن
promotion
ترفیع پیاده
pawned
پیاده شطرنج
dismounts
پیاده کردن
pedestrian crossing
گذرگاه پیاده
pads
دزد پیاده
demodulator
پیاده کننده
disassemble
پیاده کردن
dismantled
پیاده کردن
get down
پیاده شدن
dismantle
پیاده کردن
pignorate
پیاده شطرنج
footpad
راهزن پیاده
regiment of f.
هنگ پیاده
pedestrianism
پیاده روی
disembarkation
پیاده شدن
dismantlement
پیاده کردن
impledge
پیاده شطرنج
demodulation
پیاده کردن
on foot
به صورت پیاده
take down
پیاده کردن
foot passenger
پیاده پا رهسپار
pad
دزد پیاده
knight of the road
راهزن پیاده
counterpawn
پیاده متقابل
implementation
پیاده سازی
foot passenger
مسافر پیاده
dismantles
پیاده کردن
dismantling
پیاده کردن
set down
پیاده کردن
ganger
مسافر پیاده
on foot
پای پیاده
four powns attack
حمله چهار پیاده
pawn roller
پیاده رانی شطرنج
dismantled
پیاده کردن موتور
pawn push
پیاده رانی شطرنج
dismantles
پیاده کردن موتور
pedestrian guard rail
جانپناه برای پیاده رو
poisoned pawn
پیاده زهراگین یا مسموم
dismantle
پیاده کردن موتور
dismantling
پیاده کردن موتور
pawn promotion
ترفیع پیاده شطرنج
isolani
پیاده ایزوله شطرنج
pads
پیاده سفر کردن
To implement a project.
طرحی را پیاده کردن
landing ship
ناو نیرو پیاده کن
staking
پیاده کردن مسیر
arcade
پیاده روی سرپوشیده
light infantry
پیاده سبک اسلحه
mechanized infantry
یکان پیاده مکانیزه
shins
پیاده وباسرعت رفتن
walks
گردش پیاده گردشگاه
night landing
پیاده شدن درساحل در شب
walked
گردش پیاده گردشگاه
walk
گردش پیاده گردشگاه
at walking pace
با سرعت پیاده روی
in step
با سرعت پیاده روی
pathways
خط سیر جاده پیاده رو
pathway
خط سیر جاده پیاده رو
pad
پیاده سفر کردن
shin
پیاده وباسرعت رفتن
panel formwork
قالببندی پیاده شونده
land vi
پیاده شدن رسیدن
landing beach
ساحل پیاده شدن
landing craft assault
قایق نیرو پیاده کن
landing craft tank
ناو تانک پیاده کن
landing forces
نیروهای پیاده شونده
I wI'll get off here.
اینجا پیاده می شوم
deplane
از هواپیما پیاده شدن
drill marching
تمرین پیاده روی
advanced pawn
پیاده پیش رفته
administrative landing
پیاده شدن اداری
setting out
پیاده کردن نقشه
setting out
پیاده کردن مسیر
pedestrianised
پیاده روی کردن
Recent search history
✘ Close
Contact
|
Terms
|
Privacy
© 2009 Dictiornary-Farsi.com