English Persian Dictionary - Beta version
 
 
Home
 
     

Enter keyword here!
  Tips | Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 50 (4 milliseconds)
English Persian
glissade سرخوردن در بالت
Other Matches
choreograph طرح رقص یا بالت را ریختن درحال رقص یا بالت بودن
choreographs طرح رقص یا بالت را ریختن درحال رقص یا بالت بودن
choreographing طرح رقص یا بالت را ریختن درحال رقص یا بالت بودن
choreographed طرح رقص یا بالت را ریختن درحال رقص یا بالت بودن
ballets بالت
ballet بالت
ballerinas رقاصه بالت
danseuse رقاصه بالت
ballerina رقاصه بالت
balletomane شیفته رقص بالت
prima ballerina هنرپیشه اول بالت
prima ballerinas هنرپیشه اول بالت
balletomania عشق یا جنون نسبت به بالت
glides سرخوردن
glissade سرخوردن
sideslip سرخوردن
slip-ups سرخوردن
slip-up سرخوردن
slip up سرخوردن
glide سرخوردن
glided سرخوردن
skids سرخوردن
skidding سرخوردن
to be disillusioned سرخوردن
skidded سرخوردن
skid سرخوردن
scooted ناگهان سرخوردن
scoots ناگهان سرخوردن
scooting ناگهان سرخوردن
scoot ناگهان سرخوردن
skates کفش یخ بازی سرخوردن
skated کفش یخ بازی سرخوردن
skate کفش یخ بازی سرخوردن
He knows the score . سرخوردن ( واخوردگی ویأس )
slip سرخوردن منحرف شدن از مسیر
slips سرخوردن منحرف شدن از مسیر
glissade سرخوردن روی شیب برفی
glide path مسیر پرواز در حال سرخوردن
slipped سرخوردن منحرف شدن از مسیر
calk : سرخوردن روی یخ بانعل یالگد اسب مجروح شدن
thrusts فشار دادن به اسکیت برای سرخوردن راست کردن بازو
thrust فشار دادن به اسکیت برای سرخوردن راست کردن بازو
thrusting فشار دادن به اسکیت برای سرخوردن راست کردن بازو
spread eagle سرخوردن با عقب اسکیتهای چسبیده بهم بجا گذاشتن میلههای 2 و 3 و 4 و 6 و 7 و01 بولینگ
to rough a horse's shoes میخ مخصوص بنعل اسب زدن برای اینکه از سرخوردن ان جلوگیری شود
divertissement بالت یا نمایش بین پردههای نمایش
skied اسکی کردن سرخوردن با اسکی روی برف
ski اسکی کردن سرخوردن با اسکی روی برف
skis اسکی کردن سرخوردن با اسکی روی برف
Recent search history
  Contact• | TermsPrivacy  © 2009 Dictiornary-Farsi.com