Dictiornary-Farsi.com
English Persian Dictionary - Beta version
Home
Enter keyword here!
⌨
Tips
|
Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 37 (3 milliseconds)
English
Persian
slipped
لغزش
slipped
خطا
slipped
سهو
slipped
اشتباه لیزی
slipped
گمراهی
slipped
قلمه سرخوری
slipped
تکه کاغذ
slipped
زیرپیراهنی
slipped
ملافه
slipped
روکش متکا
slipped
نهال
slipped
اولاد
slipped
نسل لغزیدن
slipped
لیز خودن
slipped
گریختن سهو کردن
slipped
اشتباه کردن
slipped
ازقلم انداختن
slipped
لغزیدن
slipped
جدا شدن لنگر اززمین
slipped
سرخوردن منحرف شدن از مسیر
slipped
لغزش ازمسیر تصحیح مسیر چتر یاگلوله از نظرانحراف باد
slipped
شیب
slipped
خفت
slipped
محل توپگیر پشت محافظ میله
slipped
پیش نویس تمبر نشده بیمه دریایی
slipped
سریدن
slipped
یادداشت
slipped
صورت
slipped
فهرست
slipped
روش ارسال ترافیک شبکه TCP/ IP روی خط سریال مثل اتصال مودم تلفن
Other Matches
It slipped my mind.
آن را فراموش کردم.
I slipped into the room .
یواشکی وارد اطاق شد
It slipped my tongue.
از ذهنم دررفت ( پرید )
slipped disc
وضعیتیکهیکیازدیسکهادرجهتدرستینمیچرخد
errors slipped in
اشتباهاتی دران راه یافت
the quilt slipped off the bed
لحاف ازروی رختخواب
the quilt slipped off the bed
پس رفت
Recent search history
✘ Close
Contact
|
Terms
|
Privacy
© 2009 Dictiornary-Farsi.com