Dictiornary-Farsi.com
English Persian Dictionary - Beta version
Home
Enter keyword here!
⌨
Tips
|
Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 201 (12 milliseconds)
English
Persian
cryogenics
سرمازایی رشتهای از فیزیک که درباره تبادلات واثرات اجسام درحرارتهای پایین گفتگومیکند
Other Matches
mechanics
علمی که درباره اثر نیرو بر اجسام بحث میکند
cacogenics
رشتهای از علم درباره فسادو خرابی نژاد
energetics
رشتهای ازعلم مکانیک که درباره نیرو وتحولات ان بحث میکنند
photochemistry
رشتهای از علم شیمی که درباره اثر نور در موادشیمیایی بحث مینماید
gerontology
رشتهای ازعلوم که درباره پیری و مسایل مربوط به سالخوردگان بحث میکند
biogeography
رشتهای از زیست شناسی که درباره طرزانتشار و پخش حیوانات ونباتات بحث میکند
immunogenetics
رشتهای از اتم شناسی که درباره روابط مرض و وراثبت یا نژاد بحث میکند مطالعه ارتباط داخلی از لحاظ زیست شناسی
electrostatics
بخشی از علم فیزیک که درباره پدیدههای قوه جاذبه و دافعه بارهای الکتریکی گفتگومینماید
geriatrics
رشتهای از علم طب که درباره امراض دوران پیری و افراد پیر بحث میکند مبحث امراض پیری
anthropography
علم ساختمان بدن انسان رشتهای از علم انسان شناسی که درباره تاثیراوضاع جغرافیایی بر روی نژادها صحبت میکند
electronics
شاخهای از علم فیزیک که درباره صدوروحرکت و تاثیرات الکترون درخلا و گازهاوهمچنین استفاده ازدستگاههای الکترونی بحث میکند
electrodynamics
شاخهای از علم فیزیک که درباره اثرات جریان برق برمعناطیس یا روی جریانهای الکتریکی دیگر یاروی خودشان بحث میکند
cryogenic temperature
دمای سرمازایی
cryogenic frezing
انجماد با سرمازایی
atomic energy
تبدیل جرم به نیرو در تبادلات اتمی یک عنصر
to make a complaint
[about]
شکایت کردن
[درباره]
[مثال: ناراضی بودن درباره کالا یا سرویس]
helps
پیام کمک که حاوی اطلاعات مفید درباره تابع مشخص یا بخشی از برنامه جاری باشد و نه اطلاعات کلی درباره همه برنامه
help
پیام کمک که حاوی اطلاعات مفید درباره تابع مشخص یا بخشی از برنامه جاری باشد و نه اطلاعات کلی درباره همه برنامه
helped
پیام کمک که حاوی اطلاعات مفید درباره تابع مشخص یا بخشی از برنامه جاری باشد و نه اطلاعات کلی درباره همه برنامه
depress
پایین دادن لوله پایین اوردن
downhaul
پایین کشیدن رشته پایین کشنده
depresses
پایین دادن لوله پایین اوردن
down
سوی پایین بطرف پایین
geniculate bodies
اجسام زانویی
diamagnetic materials
اجسام دیامغناطیسی
somatology
علم اجسام
golgy tendon organ
اجسام گلژی
paramagnetic
اجسام پارامغناطیسی
non magnetic materials
اجسام نامغناطیسی
ferromagnetic substances
اجسام فرومغناطیسی
magnetic materials
اجسام مغناطیسی
hard goods
اجسام سخت
salvages
انبار اجسام قراضه
salvaged
انبار اجسام قراضه
hard goods
اجسام پایدار ومقاوم
static
وابسته به اجسام ساکن
isomer
اجسام متشابه الترکیب
dynamics
مبحث حرکت اجسام
gyrostatics
مبحث چرخش اجسام
salvage
انبار اجسام قراضه
general properties of bodies
خواص عمومی اجسام
salvaging
انبار اجسام قراضه
micromotion
حرکت اجسام خرد
corpora quadrigemina
اجسام چهار قلو
solids press down
اجسام جامد سوی
statics
مبحث اجسام ایستا
fibrinous
رشتهای
unifilar
تک رشتهای
duplexes
دو رشتهای
duplex
دو رشتهای
filiform
رشتهای
penicillate
رشتهای
vertically
از بالا به پایین یا حرکت بالا و پایین در زاویه راست افق
shiwari
شکستن اجسام سخت درکاراته
telekinesis
حرکت اجسام بوسیله ارواح
statics
ایستاشناسی مبحث اجسام ساکن
separation of interfering substances
جدا کردن اجسام مزاحم
duplex transmission
مخابره دو رشتهای
duplexing
دو رشتهای کردن
duplex channel
مجرای دو رشتهای
full duplex
کاملا دو رشتهای
biserial correlation
همبستگی دو رشتهای
full duplex
تمام دو رشتهای
filamentary
لیفی رشتهای
full duplex
کاملا" دو رشتهای
filamentous
لیفی رشتهای
incandescent bulb
لامپ رشتهای
filament lamp
لامپ رشتهای
fibrous protein
پروتئین رشتهای
rbis
همبستگی دو رشتهای
half duplex
نیم دو رشتهای
bulb
لامپ رشتهای
single core cable
کابل یک رشتهای
single conductor
هادی تک رشتهای
string file
پرونده رشتهای
multicore line
خط چند رشتهای
multicore
چند رشتهای
single conductor
سیم تک رشتهای
multiple wire
چند رشتهای
interdisciplinary
میان رشتهای
triserial correlation
همبستگی سه رشتهای
bulbs
لامپ رشتهای
incandescent lamp
لامپ رشتهای
single core
هادی تک رشتهای
string formula
فرمول رشتهای
string operation
عملیات رشتهای
string manipulation
دستکاری رشتهای
three core cable
کابل سه رشتهای
single core
کابل یک رشتهای
kinetic theory
فرضیه حرکت ذرات کوچک اجسام
stereography
فن نمایش اجسام جامد برسطح مستوی
plastomer
اجسام چند وجهی سخت وجامد
dry measure
مقیاسات واوزان اجسام خشک وجامد
physicochemical
وابسته به خواص فیزیکی وشیمیایی اجسام
deep draw
ساختن اجسام مقعر از ورقه فلزی
ballistics
علم حرکت اجسام پرتاب شونده
dioptrics
مبحث انکسار نور در اجسام شفاف
wham
صدای بهم خوردن اجسام جامد
half duplex transmission
مخابره دو نیم رشتهای
full duplex channel
مجرای کاملا دو رشتهای
multi strand machine
دستگاه چند رشتهای
multicore cable
کابل چند رشتهای
bifilar winding
سیم پیچ دو رشتهای
multiple cable
کابل چند رشتهای
multiple conductor cable
کابل چند رشتهای
rpbis
همبستگی دو رشتهای نقطهای
point biserial correlation
همبستگی دو رشتهای نقطهای
continous strand furnace
کوره رشتهای دائمی
multi conductor cable
کابل چند رشتهای
blister
برجستگی دوکی شکل روی اجسام ایرودینامیکی
blisters
برجستگی دوکی شکل روی اجسام ایرودینامیکی
blistered
برجستگی دوکی شکل روی اجسام ایرودینامیکی
cabinet prejection
نمایش اجسام برروی یک صفحه بوسیله تصاویر
axiology
علم ارزش یا خواص ونوامیس ذاتی اجسام
ideogram
تجسم و نمایش عقاید و افکارو اجسام با تصویر
null
رشتهای که هیچ حرفی ندارد
multiple cable joint
اتصال کابل چند رشتهای
double filament lamp
لامپ رشتهای با فیلامان مضاعف
durometer
اسبابی که بوسیله ان سختی وسفتی اجسام را معین میکنند
catalysts
عامل فعل وانفعال اجسام شیمیایی دراثر مجاورت
catalyst
عامل فعل وانفعال اجسام شیمیایی دراثر مجاورت
buttock lines
نیمرخ تلاقی صفحات قائم باسطح اجسام صلب
aerostatics
مبحث مطالعهء اجسام ساکن و مایعات و گازها در هوا
string
رشتهای که فقط حاوی اعداد است
alphabetic character set
رشتهای که فقط حروف الفبا را دارد
adjustable split die
وسیله ای برای در آوردن دنده یا روزه در سطح خارجی اجسام
goldstone
جامی که توسط اجسام طلایی رنگ پولک کاری شده
to cut brake or beat a r
گوی سبقت رادر رشتهای ازپیشینیان ربودن
colons
که نشان دهنده یک توقف در رشتهای از کلمات است
colon
که نشان دهنده یک توقف در رشتهای از کلمات است
catapult
هرجسمی که دارای خاصیت فنری بوده وبرای پرتاب اجسام بکارمیرود
catapulted
هرجسمی که دارای خاصیت فنری بوده وبرای پرتاب اجسام بکارمیرود
catapulting
هرجسمی که دارای خاصیت فنری بوده وبرای پرتاب اجسام بکارمیرود
plastogene
اجسام بسیار ریزیاختههای گیاهی که عامل پدیدههای حیاتی یاخته میباشند
catapults
هرجسمی که دارای خاصیت فنری بوده وبرای پرتاب اجسام بکارمیرود
sailings
سطح تختی که متوجه خورشید یا اجسام سماوی دیگر میباشد و به فضاپیمامتصل میشود
sail
سطح تختی که متوجه خورشید یا اجسام سماوی دیگر میباشد و به فضاپیمامتصل میشود
sailed
سطح تختی که متوجه خورشید یا اجسام سماوی دیگر میباشد و به فضاپیمامتصل میشود
atom
مقدار یا رشتهای که به حالت ساده تری قابل تبدیل نیست
atoms
مقدار یا رشتهای که به حالت ساده تری قابل تبدیل نیست
biocenology
رشتهای از زیست شناسی که از اجتماعی موجودات و تاثیرانها بریکدیگر بحث میکند
inks
چاپگر کامپیوتر که رشتهای از نقاط جوهری با بار الکتریکی را به کاغذ می فرستد
urology
رشتهای از علم طب که در باره بیماری دستگاه ادراری وتناسلی بحث میکند
urological
رشتهای از علم طب که در باره بیماری دستگاه ادراری وتناسلی بحث میکند
urologic
رشتهای از علم طب که در باره بیماری دستگاه ادراری وتناسلی بحث میکند
ink
چاپگر کامپیوتر که رشتهای از نقاط جوهری با بار الکتریکی را به کاغذ می فرستد
ether
جسم قابل ارتجاعی که فضاوحتی فواصل میان ذرات اجسام را پر کرده ووسیله انتقال روشنایی و گرمامیشود
cirrus
لایهای از ابرهای سفیدرنگ منفصل و رشتهای در ارتفاع تقریبی 0057 متری از سطح زمین
scalar
نوع داده حاوی دادههای مجزا که قابل پیش بینی هستندو رشتهای را دنبال می کنند
touching
درباره
in re
درباره
concerning
درباره
re-
درباره .....
re-
درباره
re
درباره .....
re
درباره
about
درباره
toward
درباره
quoad
درباره
on
درباره
to reflect
[on]
فکرکردن
[درباره]
of
در سوی درباره
my sentiment toward him
عقیده من درباره او
respecting
درخصوص درباره
towards
درباره مقارن
blankest
1-رشته خالی . 2-رشتهای که دارای فضاهای خالی است
blank
1-رشته خالی . 2-رشتهای که دارای فضاهای خالی است
kinematics
علم الحرکات علم اجسام متحرک
snobol
Language OrientedSymbolic String اسنوبال زبان سمبولیک رشته گرا زبان نمادی با گرایش رشتهای
brinell hardness
سنجش سختی نسبی اجسام جامد یا صلب توسط اندازه گیری میزان فرورفتگی ناشی از فشردن گلوله 01 میلیتری سخت روی سطح فلز موردازمایش
to gripe
قر زدن
[درباره چیزی]
book review
مقاله درباره کتاب
to kvetch
[American E]
[about something]
قر زدن
[درباره چیزی]
to crab
[American E]
[about something]
قر زدن
[درباره چیزی]
to bitch
[American E]
[about something]
قر زدن
[درباره چیزی]
to nag
[about something]
قر زدن
[درباره چیزی]
to moan
قر زدن
[درباره چیزی]
travelogues
سخنرانی درباره مسافرت
travelogue
سخنرانی درباره مسافرت
traversabel
سخنرانی درباره مسافرت
gospel
بشارت درباره مسیح
gospels
بشارت درباره مسیح
I am hopeful about the future.
درباره آینده امیدوارهستم
attend to
نظر دادن درباره
travelogs
سخنرانی درباره مسافرت
price expectation
انتظارات درباره قیمت
to grouch
قر زدن
[درباره چیزی]
to grouse
[about somt.]
نق نق زدن
[درباره چیزی]
I am certain of it.
من درباره اش مطمئن هستم.
monographs
رساله درباره یک موضوع
to think
[of]
فکر کردن
[درباره]
all about
همه چیز درباره
nomographer
نویسنده کتاب درباره
to reflect
[on]
تامل کردن
[درباره]
to grouch
نق نق زدن
[درباره چیزی]
to gripe
نق نق زدن
[درباره چیزی]
to grouse
[about somt.]
قر زدن
[درباره چیزی]
to kvetch
[American E]
[about something]
نق نق زدن
[درباره چیزی]
to crab
[American E]
[about something]
نق نق زدن
[درباره چیزی]
to bitch
[American E]
[about something]
نق نق زدن
[درباره چیزی]
Recent search history
✘ Close
Contact
|
Terms
|
Privacy
© 2009 Dictiornary-Farsi.com