Dictiornary-Farsi.com
English Persian Dictionary - Beta version
Home
Enter keyword here!
⌨
Tips
|
Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 201 (10 milliseconds)
English
Persian
he is on the wrong scent
سر رشته کار را گم کرده است
Other Matches
null
رشته یا حروفی که حرف null دارد برای بیان انتهای رشته
fills
حرفی که یک رشته اضافه میشود تا طول آن رشته مناسب شود
fill
حرفی که یک رشته اضافه میشود تا طول آن رشته مناسب شود
scarf joint
جایی که دو سر تیر رانیم ونیم کرده با هم جفت کرده باشند
burger
تکهای گوشت سرخ کرده یاکباب کرده که برای تهیه ساندویچ بکارمیرود
burgers
تکهای گوشت سرخ کرده یاکباب کرده که برای تهیه ساندویچ بکارمیرود
swiss steak
گوشت خرد کرده مخلوط با اردوچاشنی سرخ کرده
I have a tooth abscess.
دندانم ماده کرده ( چرک کرده )
thready
رشته رشته باصدای باریک
fiberize
رشته رشته کردن
fibrillation
رشته رشته سازی
thread
رشته رشته شدن
threads
رشته رشته شدن
universal
قطعهای که رشته بیت سری اسنکرون را به حالت موازی یا حالت موازی را به رشته سری تبدیل میکند
sierra
رشته کوه تیز ودندانه دار رشته جبال تیز ودندانه دار
best gold
تیری که نزدیک به نشان اصابت کرده تیری که نزدیک به مرکزهدف اصابت کرده باشد
suite
رشته
threads
رشته
suites
رشته
tatter
رشته رشته
trains
رشته
train
رشته
branches
رشته
range
رشته
branch
رشته
fibres
رشته
fibre
رشته
seriated
رشته رشته
trained
رشته
thread
رشته
strands
رشته
filament
رشته
chains
رشته
chain
رشته
ranges
رشته
filaments
رشته
strand
رشته
artery
رشته
arteries
رشته
sequence
رشته
unifilar
یک رشته
sequences
رشته
ranged
رشته
series
رشته
fields
رشته
lines
رشته
funicle
رشته
coneatenation
رشته
ghaut
رشته
string
رشته
filaria
رشته
fiber
رشته
yarn
رشته
field
رشته
yarns
رشته
line
رشته
catena
رشته
reeve
رشته
fielded
رشته
empty string
رشته خالی
ranges
رشته کوه
filiform
رشته مانند
ridges
رشته تپه
finespun
نازک رشته
ranged
رشته کوه
the province of science
رشته علوم
majored
رشته اصلی
specialities
رشته اختصاصی
speciality
رشته اختصاصی
ghat
رشته سلسله
vermicelli
رشته فرنگی
filament resistor
مقاومت رشته
computing
رشته کامپیوتر
string length
طول رشته
ridge
رشته تپه
pasta
رشته فرنگی
ranks
قطار رشته
ranked
قطار رشته
rank
قطار رشته
heaters
رشته گرمساز
heater
رشته گرمساز
discipline
رشته علمی
filum
رشته لیفی
disciplining
رشته علمی
disciplines
رشته علمی
finite series
رشته کراندار
guinea worm
کرم رشته
null string
رشته پوچ
bit string
رشته بیتی
spinneret
رشته ساز
spinnerete
رشته ساز
macaroni
رشته فرنگی
commentary
رشته یادداشت
commentaries
رشته یادداشت
string handling
بکارگیری رشته
character string
رشته دخشهای
noodle
رشته فرنگی
solid wire
سیم تک رشته
bit stream
رشته ذره یی
main sequence
رشته اصلی
barbicel
رشته باریک پر
null string
رشته تهی
alphabetic string
رشته الفبائی
optical fiber
رشته اپتیکی
lighting filament
رشته ملتهب
search string
رشته جستجو
sequence of events
رشته حوادث
string manipulation
دستکاری رشته
quartermasters
سر رشته دار
quartermaster
سر رشته دار
hot wire
رشته حرارتی
spaghetti
رشته فرنگی
nerves
رشته عصبی
nerve
رشته عصبی
bit string
رشته ذرهای
incandescent filament
رشته ملتهب
copper strand
رشته مسی
craftsman trade
رشته فنی
hair worm
کرم رشته
hot-wire
رشته حرارتی
hot-wired
رشته حرارتی
string variable
متغیر رشته
strobilation
تشکیل رشته
stup string
رشته تنظیم
symbol stringe
رشته نمادی
symbolic string
رشته علائم
the province of science
رشته علمی
character string
رشته کاراکتری
hot-wiring
رشته حرارتی
hot-wires
رشته حرارتی
train of thought
رشته افکار
range
رشته کوه
branches
رشته ساقه
sequence
رشته ترتیب
majoring
رشته اصلی
major
رشته اصلی
yarns
رشته طناب
yarn
رشته طناب
lines
رشته بند
line
رشته بند
tracts
رد بپا رشته
tract
رد بپا رشته
train
رشته سلسله
train
یک رشته موج
trained
رشته سلسله
trained
یک رشته موج
trains
رشته سلسله
trains
یک رشته موج
branch
رشته ساقه
branch
شعبه رشته
fibres
رشته علفی
fibre
رشته علفی
branches
شعبه رشته
sequences
رشته ترتیب
string
رشته خالی
area
رشته
[دانشی]
field
رشته
[دانشی]
branch
رشته
[دانشی]
string
رشته کردن
division
رشته
[دانشی]
specialty
رشته اختصاصی
system
سلسله رشته
systems
سلسله رشته
system
رشته دستگاه
systems
رشته دستگاه
flight
یک رشته پلکان سلسله
tissue
رشته پارچهء بافته
minor
رشته فرعی کهاد
string
اتصال مجموعهای از رشته ها به هم
metal filament
[رشته مارپیچ فلزی]
main sequence stars
ستارگان رشته اصلی
fiberglass
شیشه رشته مانند
tissues
رشته پارچهء بافته
to go in for
رشته یاپیشه خودقراردادن
suites
رشته مسلسل اپارتمان
ribbon vermicelli
رشته فرنگی باریک
spaghetti
خوراک رشته فرنگی
campaigned
یک رشته عملیات جنگی
campaigning
یک رشته عملیات جنگی
aline
دریک رشته قراردادن
suite
رشته مسلسل اپارتمان
mycelium
رشته رشدکننده قارچ
areodesy
رشته مریخ شناسی
campaign
یک رشته عملیات جنگی
arcade
رشته طاق یاطاقها
bonds of relationship
رشته قوم وخویشی
string
برچسب مشخصات یک رشته
laid up in bed
پیشه ویژه رشته
heater cathode
کاتد با رشته گرمساز
campaigns
یک رشته عملیات جنگی
The bonds of friendship (affection).
رشته دوستی والفت
competent
شایسته دارای سر رشته
string processing languages
زبانهای پردازش رشته
heater current
جریان رشته گرمساز
heater voltage
ولتاژ رشته گرمساز
continuum
رشته مسلسل تسلسل
terrachord
یک رشته چهار پردهای
string
تعداد حروف یک رشته
ligature
شریان بندی رشته
What is your branch of study?
رشته تحصیلیتان چیست ؟
Recent search history
✘ Close
Contact
|
Terms
|
Privacy
© 2009 Dictiornary-Farsi.com