English Persian Dictionary - Beta version
 
 
Home
 
     

Enter keyword here!
  Tips | Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 203 (16 milliseconds)
English Persian
order سفارش دادن کالا یا جنس
Search result with all words
indent upon a person for goods درخواست یا سفارش کالا به کسی دادن
procurement lead time زمان بین دادن سفارش و دریافت کالا
Other Matches
order for goods سفارش کالا
order time زمان سفارش کالا
to countermand goods سفارش کالا را پس گرفتن
mail order سفارش کالا بوسیله پست
batch costing تعیین قیمت سفارش کالا
ordering costs هزینههای مربوط به سفارش کالا
the goods are on order کالا را سفارش داده ایم
cost plus contracts قسمتی از کالا را که به سفارش کسی ساخته میشود و هنوزعملا " ساخته نشده
send away for سفارش دادن
place an order سفارش دادن
indenting سفارش دادن
call the shots <idiom> سفارش دادن
indents سفارش دادن
indent سفارش دادن
order سفارش دادن
order سفارش دادن دستور دادن
to book something چیزی را سفارش دادن
engages از پیش سفارش دادن
order دستور دادن سفارش
bespeak ازپیش سفارش دادن
reorder دوباره سفارش دادن
To place an order for some goods. کالائی را سفارش دادن
engage از پیش سفارش دادن
order سفارش دادن تنظیم کردن
To order a meal. سفارش غذا دادن ( درهتل ؟رستوران )
lead time مدت زمان بین دادن سفارش و دریافت کالای مربوطه
law of demand براساس قانون تقاضا مقدار تقاضای کالا باقیمت ان کالا رابطه معکوس دارد . هر چه قیمت کالا بالاتررود مقدار تقاضا برای کالاکمتر میشود
deliveries تحویل کالا دادن
delivery تحویل کالا دادن
truck system اصول دادن کالا به جای دستمزد به کارگران
economic order quantity کمیت سفارش اقتصادی اقتصادی ترین مقدار سفارش
roll on roll off سوار کردن و حرکت دادن سریع بار و کالا بین انبارها
supporting goods موادی که در کالا بکاربرده نمیشودولی جهت تولید کالا لازم میباشد
cob web theorem ه کالا در هر زمان تابع قیمت ان کالا در دوره زمانی قبلی است .
transire برگ ترخیص کالا از گمرک اجازه عبور کالا
department store فروشگاه بزرگی که انواع مختلف کالا در ان بفروش میرسد و هر کالا در بخش خاص خود عرضه میگردد
department stores فروشگاه بزرگی که انواع مختلف کالا در ان بفروش میرسد و هر کالا در بخش خاص خود عرضه میگردد
barter with someone با کسی دادوستد کالا با کالا کردن
shelf life مدت زمانی که کالا از تولید تاتوزیع به مصرف کننده درقسمتهای مختلف می ماند مدت گردش کالا در انبارها
to barter [to trade by barter] دادوستد کالا با کالا کردن
say's law از قوانین اقتصادی دوره کلاسیک مبنی بر این که تولیداضافی یک کالا ممکن نیست چه هر کس کالا را جهت معاوضه با کالای دیگر ایجادمیکند و بنابراین عرضه هرچیز تقاضای ان را به وجودمی اورد
cash on delivery فروش نقد پس از تحویل کالا وصول وجه در حین تحویل کالا
ordering costs هزینههای سفارش هزینههای مربوط به سفارش
freightliner شرکت حمل و نقل کننده کالا قطار سریع السیر جهت حمل کالا در مسافتهای دور قطاری که کانتینر حمل می نمایدfreight
demand elasticity درصد تغییرتقاضای یک کالا نسبت به درصد تغییر قیمت ان کالا
throughput capacity فرفیت عبور دهی کالا فرفیت تخلیه و عبوردهی بارانداز یا اسکله فرفیت گذراندن کالا
consignee گیرنده کالا برای بارنامه گیرنده اصلی کالا
c & f قیمت کالا وهزینه حمل ان بدون بیمه دریایی و تولید کننده پس ازتسلیم کالا به شرکت کشتیرانی و پرداخت هزینه حمل از خودسلب مسئولیت میکند و حق بیمه تا مقصد به عهده خریدار است
reference سفارش
order سفارش
indents سفارش
enjoinment سفارش
indenting سفارش
indent سفارش
Put in a good word for me. سفارش من رابکن
letter of recommendation سفارش نامه
commendation سفارش تقدیر
I asked for ... من سفارش ... را دادم.
engaged سفارش شده
order دستور سفارش
enjoins سفارش کردن به
enjoin سفارش کردن به
enjoined سفارش کردن به
economic order quantity حد مطلوب سفارش
enjoining سفارش کردن به
back order سفارش معوق
order format قالب سفارش
factory order سفارش ساخت
conditional order سفارش مشروط
modification order سفارش اصلاحی
trial order سفارش ازمایشی
blanket order سفارش کلی
processing of the order انجام سفارش
acknowledgement of order تصدیق سفارش
ordering سفارش دهی
outwork سفارش به بیرون
acknowledgement of order تایید سفارش
purchase order سفارش خرید
asking and ordering درخواست و سفارش
order [placed with somebody] سفارش [ازطرف کسی]
reorder point نقطه سفارش مجدد
indent سفارش درخواست کردن
dispatch order سفارش حمل سریع
custom-made سفارش داده شده
indent سفارش رسیده از خارج
reorder level سطح سفارش مجدد
open indent سفارش خرید باز
outwork سفارش به خارج از شرکت
order processing time زمان انجام سفارش
indents سفارش رسیده از خارج
indents سفارش درخواست کردن
ordered سفارش داده شده
indenting سفارش رسیده از خارج
re order سفارش دوم باره
reorder cost هزینه سفارش مجدد
indenting سفارش درخواست کردن
reorder interval زمان بین دو سفارش
custom made سفارش داده شده
lead time زمان انجام سفارش
order processing time مدت انجام سفارش
indenting سفارش خرید از کشور بیگانه
indents سفارش خرید از کشور بیگانه
indent سفارش خرید از کشور بیگانه
I asked for the child. من یک برای بچه سفارش دادم.
I asked for a small portion. من یک پرس کوچک سفارش دادم.
testimonial سفارش وتوصیه رضایت نامه
order form نمونه سفارش نامه پر نکرده
testimonials سفارش وتوصیه رضایت نامه
That's not what I ordered. آن چیزی نیست که من سفارش دادم.
a la carte جداجدا سفارش داده شده.
open indent سفارش خریدی که در ان تعدادفروشندگان محدود نمیباشد
reorder level مقدارموجودی که حاکی از نیاز به سفارش میباشد
mail order سفارش از طریق پست فروش مکاتبهای
To speake in recommendation of someone . To recommend somebody. سفارش کسی را کردن ( توصیه ومعرفی )
canvassing مشتری پیدا کردن یا دنبال سفارش رفتن
canvasses مشتری پیدا کردن یا دنبال سفارش رفتن
cash with order پول نقد همراه سفارش پرداخت به موقع
canvassed مشتری پیدا کردن یا دنبال سفارش رفتن
canvass مشتری پیدا کردن یا دنبال سفارش رفتن
May I use your name as a reference? اجازه میدهید شما را بعنوان سفارش کننده نام ببرم؟
reduce تحویل دادن کاهش دادن تنزل دادن تقلیل دادن
reduces تحویل دادن کاهش دادن تنزل دادن تقلیل دادن
reducing تحویل دادن کاهش دادن تنزل دادن تقلیل دادن
articles کالا
object of sale کالا
material کالا
cargoes کالا
cargo کالا
ware کالا
produces کالا
merchandise کالا
produce کالا
wares کالا
goods کالا
commodities کالا
commodity کالا
produced کالا
materials کالا
mattered کالا
trafficking کالا
mercery کالا
traffics کالا
matters کالا
mattering کالا
stuffed کالا
matter کالا
stuffs کالا
trafficked کالا
chattel کالا
article کالا
stuff کالا
traffic کالا
traffick کالا
product کالا
products کالا
good کالا
storeroom انبار کالا
stock room انبار کالا
inventories موجودی کالا
depots انبار کالا
depot انبار کالا
samples نمونه کالا
stock requisition درخواست کالا
acceptance of goods پذیرفتن کالا
hold انبار کالا
handling of goods جابجایی کالا
bill of goods صورت کالا
inventory موجودی کالا
inventory صورت کالا
showrooms نمایشگاه کالا
stowage انبار کالا
showroom نمایشگاه کالا
holds انبار کالا
exclusion principle کالا نیستندشد
glut فراوانی کالا
glut وفور کالا
gluts فراوانی کالا
gluts وفور کالا
traffics مبادله کالا
traffic مبادله کالا
mock up مدل کالا
warehouse انبار کالا
commodity market بازار کالا
commodity flow جریان کالا
commodity exchange بورس کالا
sample نمونه کالا
commodity exchange مبادله کالا
trafficking مبادله کالا
trafficked مبادله کالا
consignor فرستنده کالا
warehouses انبار کالا
commodity کالا جنس
commodities کالا جنس
fairs نمایشگاه کالا
fairest نمایشگاه کالا
copper alloy همبسته کالا
fairer نمایشگاه کالا
fair نمایشگاه کالا
commodity code علامت کالا
interchange مبادله کالا
Recent search history
  Contact• | TermsPrivacy  © 2009 Dictiornary-Farsi.com