English Persian Dictionary - Beta version
 
 
Home
 
     

Enter keyword here!
  Tips | Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 203 (13 milliseconds)
English Persian
ceramics سفال سازی
Search result with all words
ceramic وابسته به سفال سازی سفالینی
keramic Šetc وابسته به سفال سازی
Other Matches
tiles سفال
tile سفال
sherd سفال
earthenware سفال
ganister سفال
roof line سفال
terracotta سفال
pantile سفال
clay سفال
tiler سفال پز
potter سفال گر
crown-tile سفال تیزه
delf سفال لعابی
hollow tile اجر سفال
hip-tile سفال شیروانی
trough gutter tile سفال ناودانی
German tile سفال تو گود
air-bick سفال مشبک
shard پاره سفال
shard صدف سفال
shards پاره سفال
shards صدف سفال
bonnet-top سفال شیروانی
delft سفال لعابی
potsherd تکه سفال شکسته
overlapping tile سفال چینی نیمانیم
vase painting نقاشی روی سفال
barge-course [بخشی از سفال بام]
clayish مثل خاک رس یا سفال
bacino سفال لعاب دار رنگی
interlocking tile اجر سفال روی شیروانی
agateware سفال یافروف عقیق نما
rectification یکسو سازی همسو سازی مستقیم سازی
calculating دوباره سازی یا ایجاد داده جدید از طریق فشرده سازی وقایع عددی معین
pilot materials وسایل و دست ابزارهای ماشین سازی یا مدل سازی
jagger الت کنگره سازی یادندانه سازی
ordnance plant کارخانجات اسلحه سازی یامهمات سازی
pre-treatment عملیات مقدماتی و آماده سازی [مثل شستشوی پشم قبل از رنگرزی و یا آماده سازی دار جهت چله کشی]
one level address سازماندهی فضای ذخیره سازی که هر نوع رسانه ذخیره سازی یکسان رفتار می شوند
imagery مجسمه سازی شبیه سازی
irritancy پوچ سازی باطل سازی
frustration خنثی سازی محروم سازی
ouster بی بهره سازی محروم سازی
frustrations خنثی سازی محروم سازی
formularization کوتاه سازی ضابطه سازی
subjugation مقهور سازی مطیع سازی
erasable 1-رسانه ذخیره سازی که قابل استفاده مجدد است . 2-ذخیره سازی موقت
saves ذخیره سازی داده یا برنامه روی رسانه ذخیره سازی جانبی
save ذخیره سازی داده یا برنامه روی رسانه ذخیره سازی جانبی
saved ذخیره سازی داده یا برنامه روی رسانه ذخیره سازی جانبی
symmetrical compression سیستم فشرده سازی که همان توان پردازش و زمان را برای فشرده سازی و از حالت فشرده در آوردن تصویر نیاز دارد
sorts الگوریتم مرتب سازی داده ها که داده ها می توانند بیشتر از محل خود در عمل مرتب سازی حرکت کنند
sorted الگوریتم مرتب سازی داده ها که داده ها می توانند بیشتر از محل خود در عمل مرتب سازی حرکت کنند
sort الگوریتم مرتب سازی داده ها که داده ها می توانند بیشتر از محل خود در عمل مرتب سازی حرکت کنند
hit داده بازیابی شده از حافظه پنهان و نه رسانه ذخیره سازی . برای بیان اینکه در زمان صرفه جویی شده و پنهان سازی مفید بوده است
hits داده بازیابی شده از حافظه پنهان و نه رسانه ذخیره سازی . برای بیان اینکه در زمان صرفه جویی شده و پنهان سازی مفید بوده است
hitting داده بازیابی شده از حافظه پنهان و نه رسانه ذخیره سازی . برای بیان اینکه در زمان صرفه جویی شده و پنهان سازی مفید بوده است
electronic کامپیوتر دیجیتالی با قط عات الکترونیکی حالت ساده با CPU و حافظه اصلی و فضای ذخیره سازی و دستگاه ورودی / خروجی . که توسط قط عات الکترونیکی و مدارهای مجتمع پیاده سازی می شوند
dump 1-دادهای که از یک وسیله به دیگری برای ذخیره سازی کپی شده است . 2-انتقال داده به دیسک برای ذخیره سازی . 3-چاپ محتوای کل یابخشی از داده در حافظه
Indeo فناوری نرم افزاری ساخت Intel که به کامپیوتر امکان ذخیره سازی و اجرای تصاویر ویدیویی فشرده را میدهد با استفاده از روشهای نرم افزاری فشرده سازی
externals روش مرتب سازی فایل حافظه جانبی مثل دیسک طبق منبع اصلی داده واز دیسک به عنوان حافظه جانبی حین ذخیره سازی استفاده میکند
external روش مرتب سازی فایل حافظه جانبی مثل دیسک طبق منبع اصلی داده واز دیسک به عنوان حافظه جانبی حین ذخیره سازی استفاده میکند
repk lection پر سازی
retortion خم سازی
retortion کج سازی
pavement کف سازی
pavements کف سازی
local anasthesia سر سازی
stylization مد سازی
bridgework پل سازی
padding له سازی
truncation بی سر سازی
bridge building پل سازی
compaction تو پر سازی
idolization بت سازی
flooring کف سازی
deflexion خم سازی
flection خم سازی
individualizing تک سازی
individualizes تک سازی
individualized تک سازی
individualize تک سازی
individuation تک سازی
individualising تک سازی
individualises تک سازی
individualised تک سازی
individualization تک سازی
belittlement کم ارزش سازی
bedevilment شیطان سازی
beadwork تسبیح سازی
emulsification امولسیون سازی
road construction جاده سازی
balladry تصنیف سازی
emulation نمونه سازی
atomization ریز سازی
bellfounding زنگ سازی
elution پاکیزه سازی
divestiture برهنه سازی
divestment بی بهره سازی
brick works اجر سازی
domestication اهلی سازی
bonification به سازی محیط
duplexing مضاعف سازی
divestiture بی بهره سازی
dwelling construction خانه سازی
dwelling construction اپارتمان سازی
enthralment بنده سازی
road building جاده سازی
afforestment جنگل سازی
activation barrier سد فعال سازی
feminization مونث سازی
flatting تنکه سازی
foliation برگ سازی
activation فعال سازی
acidification اسید سازی
eversion واژگون سازی
anabiosis زنده سازی
anonymization گمنام سازی
asphalt paving جاده سازی
arrefication لطیف سازی
equality gate برابر سازی
arrefication رقیق سازی
aromatization عطر سازی
aromatization معطر سازی
refreshments تازه سازی
evisceration تهی سازی
manifestations اشکار سازی
discolourment بدرنگ سازی
cooperage پیت سازی
cooperage چلیک سازی
coordination هماهنگ سازی
confectionary شیرینی سازی
conceptualization مفهوم سازی
computer simulation شبیه سازی
compactions فشرده سازی
cavitation حفره سازی
compaction فشرده سازی
coking time زمان کک سازی
coking period زمان کک سازی
countersink خزینه سازی
crystallization بلور سازی
curriery چرم سازی
deallocation ازاد سازی
debilitation ناتوان سازی
deconditioning ناشرطی سازی
decryption اشکار سازی
deep foundation پی سازی در عمق
defeasance باطل سازی
deactivation بی اثر سازی
de escalation محدود سازی
de energize بی برق سازی
dazzlement خیره سازی
dactyliography نگین سازی
coking chamber اطاقک کک سازی
denaturation مصنوعی سازی
christianization عیسوی سازی
canalization کانال سازی
canalization ابراه سازی
die making حدیده سازی
die shop حدیده سازی
canalization مجرا سازی
calico printing چیت سازی
calcination اهک سازی
cabinetwork مبل سازی
cabinetwork قفسه سازی
dilution رقیق سازی
capital building سرمایه سازی
detersion پاک سازی
derichment رقیق سازی
channelization تنگه سازی
channelization مجرا سازی
channelization ترعه سازی
denudation برهنه سازی
ceiling construction سقف سازی
deprival بی بهره سازی
cartwright's shop دوچرخه سازی
carnification گوشت سازی
carcassing اسکلت سازی
carbonize کربن سازی
capitalization سرمایه سازی
manifestation اشکار سازی
negation خنثی سازی
overturned واژگون سازی
overturn واژگون سازی
illuminations روشن سازی
illumination روشن سازی
metabolic سوخت و سازی
secretion پنهان سازی
synchronizing همزمان سازی
integration مجتمع سازی
cooling خنک سازی
doping ناخالص سازی
overturns واژگون سازی
tuning میزان سازی
braziers برنج سازی
brazier برنج سازی
shipbuilding کشتی سازی
regionalism منطقه سازی
flooding غرقه سازی
intriguing زمینه سازی
Recent search history
  Contact• | TermsPrivacy  © 2009 Dictiornary-Farsi.com