English Persian Dictionary - Beta version
 
 
Home
 
     

Enter keyword here!
  Tips | Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 201 (10 milliseconds)
English Persian
macromere سلولهای بزرگتری که در اثر تقسیم سلولی نامساوی تخم ایجادمیشود
Other Matches
fissiparous تولیدکننده سلولهای جدیدبوسیله تقسیم سلولی یاشکاف تقسیم شونده
meiosis تقسیم سلولی
amitosis یک نوع تقسیم سلولی
karyokinesis مرحله تقسیم سلولی
prophase مرحله اولیه تقسیم سلولی پیشگاه
telophase اخرین مرحله تقسیم غیر مستقیم سلولی
gametocyte سلولی که تقسیم شده و از ان سلول جنسی بوجود میاید
epicycle دایرهای که مرکزش روی محیط دایره بزرگتری است ودر مدار دایره بزرگتری حرکت میکند
eldership بزرگتری
superiority بزرگتری
captaincy ریاست بزرگتری
captainship ریاست بزرگتری
hacked شکافی که بر اثربیل زدن یا شخم زده ایجادمیشود
hack شکافی که بر اثربیل زدن یا شخم زده ایجادمیشود
hacks شکافی که بر اثربیل زدن یا شخم زده ایجادمیشود
unequal نامساوی
NE نامساوی با
inequality نامساوی
inequalities نامساوی
geostrophic وابسته به نیروی انحناء وپیچیدگی یا انقباضی که دراثرگردش زمین ایجادمیشود
clausius inequality نامساوی کلازیوس
incoordinate نامساوی غیرمتجانس
disparate نابرابر نامساوی
trundle bed تختخواب چرخکدار کوتاهی که زیرتختخواب بزرگتری جا بگیرد
undergrowth بوته ها و درختان کوچکی که زیر گیاه بزرگتری میروید
overbalance چربیدن بر چیز نامساوی
overbalanced چربیدن بر چیز نامساوی
dipody دارای دو وزن نامساوی
overbalances چربیدن بر چیز نامساوی
inequality عدم تساوی نامساوی
overbalancing چربیدن بر چیز نامساوی
inequalities عدم تساوی نامساوی
scalene دارای اضلاع نامساوی
divisor عملوندی که برای تقسیم مقسوم علیه در عمل تقسیم به کار می روند
lightening hole سوراخی که در قسمتی ازسازه که کمتر تحت تنش قراردارد برای کاهش وزن ایجادمیشود
bedsore زخمی که بعلت خوابیدن متمادی در بستر و نرسیدن خون کافی به پشت بیماران ایجادمیشود
vernier درجه یا تقسیم بندی فرعی تقسیم بدرجات جزء
polymerize باهم ترکیب وجمع شدن وذره بزرگتری تشکیل دادن
odontoblast سلولهای عاج ساز
unipolar سلولهای عصبی یک قطبی
somatogenic ایجادکننده سلولهای جداری وجسمی
dendrite شاخههای متعدد سلولهای عصبی
extracellular واقع درخارج سلولهای بدن
turgor ورم سلولهای زنده گیاهی
somatogenic ناشی از سلولهای جداری وبدنه
leukocytoblast سلولهای موجدگلبولهای سفید خون
exodermis لایهء خارجی سلولهای زنده محیطی
myeloma تومور بدخیم سلولهای مغز استخوان
manubrium سلولهای استوانهای میان جدار داخلی
acanthoma اماس سلولهای خارداربافت پوششی مالپیقی
baseband 1-محدوده فرکانس سیگنال پیش از پردازش یا ارسال 2-سیگنالهای دیجیتالی ارسالی بدون تقسیم 3-اطلاعات تقسیم شده با یک فرکانس
base band 1-محدوده فرکانس سیگنال پیش از پردازش یا ارسال 2-سیگنالهای دیجیتالی ارسالی بدون تقسیم 3-اطلاعات تقسیم شده با یک فرکانس
autogenesis ترکیب یا امیختگی سلولهای همانند یا هم نوع باهم
trellis coding روش تقسیم سیگنال که از تقسیم فرکانس و فاز استفاده میکند تا خروجی بیشتر و نرخ خطای کمتر برای سرعت ارسال داده بر حسب بیت در ثانیه ایجاد کند
haploid دارای نیمی ازکروموزومهای اصلی مانندکروموسوم سلولهای جنسی
subdivide بقسمتهای جزء تقسیم کردن باجزاء فرعی تقسیم بندی کردن
subdivides بقسمتهای جزء تقسیم کردن باجزاء فرعی تقسیم بندی کردن
subdividing بقسمتهای جزء تقسیم کردن باجزاء فرعی تقسیم بندی کردن
subdivided بقسمتهای جزء تقسیم کردن باجزاء فرعی تقسیم بندی کردن
cellulous سلولی
unicellularity یک سلولی
unicellular یک سلولی
sectors کوچکترین فضای دیسک مغناطیسی که توسط کامپیوتر آدرس پذیر است . دیسکک به شیارهای هم مرکز تقسیم میشود و هر شیار به سکتورهایی تقسیم میشود که میتواند به بایتهای داده را ذخیره کند
sector کوچکترین فضای دیسک مغناطیسی که توسط کامپیوتر آدرس پذیر است . دیسکک به شیارهای هم مرکز تقسیم میشود و هر شیار به سکتورهایی تقسیم میشود که میتواند به بایتهای داده را ذخیره کند
unbalanced cell سلول باطری نیکل کادنیم که بیش از سلولهای دیگر تخلیه شده است
intercellular داخل سلولی
multicellular چند سلولی
amoebas جانور تک سلولی
amoebae جانور تک سلولی
extracellular خارج سلولی
cell animation تحرک سلولی
cell receptor گیرنده سلولی
amoeba جانور تک سلولی
amebas جانور تک سلولی
amebae جانور تک سلولی
acellular غیر سلولی
cellular بافت سلولی
anoxia فقدان اکسیژن در سلولهای خونی و بافتی که اغلب منجربه زیانهای جبران ناپذیری میشود
amoebic وابسته به جانور تک سلولی
cellular structure ساختارسلولی سازه سلولی
diploblastic دارای دو غشاء سلولی
endoenzyme انزیم داخل سلولی
lysate حاصل تجزیه سلولی
exoenzyme انزیم خارج سلولی
macronucleus هسته سلولی بزرگتر
sclerenchyma بافت سخت سلولی
stratum رتبه طبقه نسج سلولی
triploblastic دارای سه غشاء سلولی ابتدایی
receptacles حفره درون سلولی گیاه
receptacle حفره درون سلولی گیاه
agamete تکثیر سلولی غیر جنسی
protoplasm ماده اصلی جسم سلولی
lumen حفره سلولی درون جدار گیاه
karyolymph ماده اساسی زمینه هسته سلولی
schizogony تولید مثل بوسیله شکاف یاتقسیم سلولی
lyse بوسیله " لیزین " تجزیه سلولی بعمل اوردن
hi res graphics graphics resolution high تصویر صاف و واقعی روی صفحه نمایش که به وسیله تعداد زیادی سلولهای تصویرتولید میشود
gonidium یکی از سلولهای سبزی که زیر غشاء خارجی بدنه گیاه گلسنگها وجود دارد سلول جنسی جلبک ها وقارچ ها
mastigophoran اغازیان تک سلولی تاژکدار که گاهی جزء جلبک محسوبند
prolotherapy اصلاح وتر یا عضوی بوسیله کاهش رویش وتکثیر سلولی
islets of langerhans دستههای سلولی اثنی عشر بنام >جزایرلانگرهانس < که تولید انسولین میکنند
lymphoblast سلولی که تبدیل بذره سفید یابیرنگ بلغم یاخلط میگردد سلول نرسیده لنفی
scanners وسیله دستی که حاوی یک ردیف از سلولهای نوری- الکتریکی است و وقتی روی تصویر حرکت میکند آنرا به داده تبدیل میکند که توسط کامپیوتر قابل تغییراست
scanner وسیله دستی که حاوی یک ردیف از سلولهای نوری- الکتریکی است و وقتی روی تصویر حرکت میکند آنرا به داده تبدیل میکند که توسط کامپیوتر قابل تغییراست
colony گروهی از جانوران یا گیاهان یا جانوران تک سلولی هم نوع که با هم زندگی یا رشد می کنند [زیست شناسی]
gemmulation جوانه کوچک ایجادموجود تازه توسط جوانه سلولی
scans وسیلهای در اسکنر, دستگاه فتوکپی و ماشین فکس که از سلولهای نوری- الکتریکی برای تبدیل تصویر به الگویی از پیکسل ها استفاده میکند. این مدل ازنوک اسکن که رنگهای مختلف را تشخیص میدهد استفاده میکند
scanned وسیلهای در اسکنر, دستگاه فتوکپی و ماشین فکس که از سلولهای نوری- الکتریکی برای تبدیل تصویر به الگویی از پیکسل ها استفاده میکند. این مدل ازنوک اسکن که رنگهای مختلف را تشخیص میدهد استفاده میکند
scan وسیلهای در اسکنر, دستگاه فتوکپی و ماشین فکس که از سلولهای نوری- الکتریکی برای تبدیل تصویر به الگویی از پیکسل ها استفاده میکند. این مدل ازنوک اسکن که رنگهای مختلف را تشخیص میدهد استفاده میکند
hair [الیاف نازکتر از پشم مو یا کرک بز و شتر، تفاوت آن با پشم در داشتن ساختار سلولی است که کیسه های هوای موجود باعث ایجاد درخشندگی بیشتر آن می گردد.]
karyology هسته شناسی مبحثی ازعلم سلول شناسی ک ه درباره تشریح هسته سلولی وساحتمان کروموسوم بحث میکند
karyosystematice بخشی از رده بندی موجودات که روابط طبیعی انهارابوسیله مطالعه خصوصیات سلولی موجودات مورد مطالعه قرارمیدهد
embryonic layer غشاء جنینی غشاء سلولی
two cell accumulator اکومولاتور دو سلولی اکومولاتور دوبل
admensuration تقسیم
admeasurement تقسیم
apportionment تقسیم
allocating تقسیم
allocates تقسیم
dispensation تقسیم
allocate تقسیم
cleavages تقسیم
cleavage تقسیم
graduator خط تقسیم کن
branches تقسیم
division تقسیم
distributions تقسیم
dealing تقسیم
distribution تقسیم
branch تقسیم
allotment تقسیم
allotments تقسیم
divisions تقسیم
dispensations تقسیم
repartition تقسیم
sharing تقسیم
divisions عمل تقسیم
battery bus جعبه تقسیم
divider تقسیم کننده
divisive تقسیم کننده
dichotomy تقسیم به دو بخش
busbar جعبه تقسیم
divided تقسیم شده
autotomy تقسیم خودبخود
division عمل تقسیم
divider پرگار تقسیم
aminister تقسیم کردن
frequency alloment تقسیم فرکانس
fire distribution تقسیم اتش
scissor قطع تقسیم
severability قابلیت تقسیم
sharing the market تقسیم بازار
short division تقسیم باختصار
sortition تقسیم با قرعه
to share out تقسیم کردن
divisional مربوط به تقسیم
frequency division تقسیم فرکانس
frequency domulipliction تقسیم فرکانس
frequency distribution تقسیم فرکانس
load distribution تقسیم بار
line graduation تقسیم بندی خط
market segmentation تقسیم بازار
meiosis تقسیم کاهشی
o o line خط تقسیم دیدبانی
partition function تابع تقسیم
indistributable تقسیم نشدنی
quartile تقسیم شده به 4/3و 4/1
hyphenation تقسیم کلمه
division line خط تقسیم شده
water point نقطه تقسیم اب
zeradivide تقسیم بر صفر
demultiplexer تقسیم کننده
delay allowance زمان تقسیم
compart تقسیم کردن
division sign نماد تقسیم
clastic تقسیم شونده
give-and-take <idiom> تقسیم کردن
go halves <idiom> تقسیم مساوی
division of labor تقسیم کار
distributing box جعبه تقسیم
splice box جعبه تقسیم
distribution box جعبه تقسیم
division check ازمایش تقسیم
divisibility قابلیت تقسیم
divide exception خطای تقسیم
divide exception استثناء تقسیم
dividable قابل تقسیم
distribution pannel تابلوی تقسیم
distribution of the estate تقسیم ترکه
distribution of forces تقسیم نیروها
distribution coefficient ضریب تقسیم
division تقسیم [ریاضی]
compartments تقسیم کردن
regionalism تقسیم کشوربنواحی
shared تقسیم کردن
shares تقسیم کردن
junction boxes جعبه تقسیم
junction box جعبه تقسیم
intersects تقسیم کردن
fifty fifty تقسیم بالمناصفه
Recent search history
  Contact• | TermsPrivacy  © 2009 Dictiornary-Farsi.com