English Persian Dictionary - Beta version
 
 
Home
 
     

Enter keyword here!
  Tips | Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 16 (3 milliseconds)
English Persian
colony مستعمره
colony مستملکات
colony مهاجرنشین
colony جرگه
colony مجتمع
colony جمعش مستعمرات
colony کلنی
colony بهرکی
colony پرکنه
colony زیست گاه
colony استقرار
colony مسکن
colony گروهی از جانوران یا گیاهان یا جانوران تک سلولی هم نوع که با هم زندگی یا رشد می کنند [زیست شناسی]
colony موسسه ای دور از تمدن برای گروهی از مردم [مانند زندان]
colony گروهی ا ز مردم یک کشور که جایی دور از کشورشان مستقر شده باشند ولی تابع قوانین و حکومت کشورشان در آنجا باشند
Other Matches
crown colony بعضی از کلنیهای ممالک مشترک المنافع انگلیس که مقام سلطنت بر انها نظارت دارد
Recent search history
  Contact• | TermsPrivacy  © 2009 Dictiornary-Farsi.com