English Persian Dictionary - Beta version
 
 
Home
 
     

Enter keyword here!
  Tips | Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 201 (10 milliseconds)
English Persian
ovum سلول نطفه ماده تخمک
Other Matches
gonium سلول نطفه
germ cell سلول نطفه
gonogenesis کمال و بلوغ سلول نطفه یاجرثومه
macrogamete سلول جنسی ماده بزرگتر
oogamete سلول جنسی ماده یاخته جنسی ماده
spermatid سلول حاصله از تقسیم سلول منی سازکه تبدیل به سلول منی میشود
spermatogonium سلول اولیه جنس نر سلول بیضه
isogamete سلول جنسی که ازنظر شکل و کار از سلول جنسی جفت خود قابل تشخیص نیست
gametangium سلول یا عضوسازنده سلول جنسی
ova تخمک ها
ovule تخمک
seed bud تخمک
ovum تخمک
egg تخمک
ovulation تخمک گذاری
secundine مشیمه تخمک
ovulating تخمک دادن
ovular growth رویش تخمک
oogenesis رشد تخمک
ovulated تخمک دادن
ovulates تخمک دادن
ovulations تخمک گذاری ها
ovulate تخمک دادن
ovular وابسته به تخمک
spermatozoon نطفه
spermatozoa نطفه
the seminal fluid نطفه
semen نطفه
germicide نطفه کش
sperms نطفه
sperm نطفه
cachalot نطفه
germen نطفه
ovulate تخمک گذاردن تولید اوول کردن
ovulating تخمک گذاردن تولید اوول کردن
ovulates تخمک گذاردن تولید اوول کردن
ovulated تخمک گذاردن تولید اوول کردن
spermatogenesis تشکیل نطفه
spermatogenetic موجد نطفه
spermatogenetic نطفه اور
yolks محتویات نطفه
yoke محتویات نطفه
matrices نطفه گاه
spermatogenesis ایجاد نطفه
inception بستن نطفه
yolk محتویات نطفه
conception رای انعقاد نطفه
conceptions رای انعقاد نطفه
epigenesis تشکیل نطفه ازنو
germ plasm قسمت قابل توارث نطفه
spermatial وابسته به نطفه نر جلبکها نطفهای
seminiferous ایجاد کننده بذر یا نطفه
zoon تنها محصول یک نطفه واحد
thermite ماده مخصوص جوش کاری و ماده اتشزای داخل گلولههای اتشزا
antiset ماده ضدغلیظ شدن و بستن مواد ماده سیال کننده
materialism فلسفه اصالت ماده اعتقاد به اینکه انچه وجود دارد ماده است
photoresist ماده شیمیایی ای که در اثر اعمال نور به یک ماده مقاومت و محکم تبدیل میشود
spermatozoa یاخته متحرک نطفه بالغ جنس نر
spermatozoon یاخته متحرک نطفه بالغ جنس نر
spermatium نطفه یایاخته نر غیر متحرک موجودات پست
coolants ماده سرماساز ماده خنک کننده
dopes معرف یک ماده شیمیایی خاص به یک ماده
female connector دوشاخه ماده متصل کننده ماده
coolant ماده سرماساز ماده خنک کننده
dope معرف یک ماده شیمیایی خاص به یک ماده
gunk ماده کثیف و چسبناک ماده چرب
fuelling ماده انرژی زا ماده کارساز
fuelled ماده انرژی زا ماده کارساز
pigments ماده رنگی ماده ملونه
fuels ماده انرژی زا ماده کارساز
pigment ماده رنگی ماده ملونه
fueled ماده انرژی زا ماده کارساز
fuel ماده انرژی زا ماده کارساز
data cell سلول
cell سلول
cells سلول
zoogamete سلول
orthotropous دارای تخمک راست راست اسه
theory of epigensis فرض اینکه نطفه بوجودمیایدنه اینکه ازپیش بوده وپس ازمواقعه
cells سلول یکنفری
cytology سلول شناس
wards سلول زندان
cellular سلول دار
cell سلول یکنفری
cellulous سلول دار
storage cell سلول انباره
stractural cell سلول ساختاری
cellule سلول کوچک
cellulated سلول دار
germ cell سلول تخم
cells پیل سلول
cleaves شکافتن سلول
ward سلول زندان
selenium cell سلول سلنیومی
scarlet sage سلول اتشی
galvanic cell سلول گالوانی
gametangium سلول جنسی
photoelectric cell سلول فتوالکتریک
photoelectric cell سلول فتوالکتریکی
photoconductive cell سلول فوتورسانا
photo cell سلول فتوالکتریک
phagocytosis سلول خواری
cleave شکافتن سلول
cleaved شکافتن سلول
solar cell سلول خورشیدی
odontoblast سلول دندانی
active cell سلول فعال
syncytium سلول چند هسته ایی
accumulator cell سلول اکومولاتور
data cell سلول داده
lymph cell سلول لنف
locular سلول دار
pixel سلول تصویر
transformer cell سلول ترانسفورماتور
unit cell سلول واحد
binary cell سلول دودویی
solar cells سلول خورشیدی
gonocyte سلول جنسی
celluloid مانند سلول
nerve cell سلول عصبی
cell پیل سلول
memory cell سلول حافظه
mononuclear سلول یک هستهای
progamete سلول مولد تخمچه
interneuron وابسته به سلول عصب
intracellular واقع در درون سلول
cataplasia تغییرات قهقهرایی در سلول
primitive cell سلول واحد ابتدایی
interneural وابسته به سلول عصب
karyoplasm پرتوپلاسم هسته سلول
half cell reaction واکنش نیم سلول
ideal galvanic cell سلول گالوانیکی ایده ال
half cell potential پتانسیل نیم سلول
cellulosic ساخته شده از سلول
phagocyte سلول بیگانه خوار
barrier layer cell سلول لایه سدی
gonocyte سلول تولید کننده
endoderm لیف درخت یا سلول
spermatogonium سلول موجد تخم
ectoclast پوسته خارجی سلول
gynandromorph جانور نر و ماده هم نر و هم ماده
anti- ماده کائوچویی خاص برای عبور بار الکتریکی ایستا به یک زمین الکتریکی . یک اپراتور ماده را پیش از کنترل اعضای الکترونیکی حساس که ممکن است در اثر الکتریسیته ساکن آسیب ببیند کنترل میکند
loculus سلول یا حفره تخمدان مرکب
engramme تحولات دائمی هسته سلول
engram تحولات دائمی هسته سلول
microphage سلول میکروب خوار کوچک
end centered unit cell سلول واحد دو وجهی متقابل پر
endosarc قسمت درونی سفیده سلول
enclosure سلول تارکان دنیا [دین]
light sensitive cell سلول حساس در برابر نور
karyokinesis تقسیم غیرمستقیم هسته سلول
eletric eye سلول فوتوالکتریک چشم الکتریکی
acrosome برجستگی قدامی سلول جنسی نر
lysis زوال وفساد سلول وغیره
entry مقدار اطلاعات درون یک سلول مشخص
guard cell یکی از دو سلول لوبیایی شکلی که منافذ
solar cell سلول خورشیدی [الکترونیک مهندسی برق]
photovoltaic cell سلول خورشیدی [الکترونیک مهندسی برق]
nucleolus هستک گرد میان هسته سلول
lysate محصول زوال وفساد تدریجی سلول
chromatolysis تجزیه وتحلیل مواد رنگی سلول
gametogenesis ایجاد سلول جنسی قابل لقاح
biont واحد مستقل موجود زنده سلول
fibrocyte سلول دوکی شکل بافت همبندی
histogram نمایش طرز انتشار وفواصل وارتفاع سلول ها از هم
unipotent دارای قدرت رویش در یک جهت یا بصورت یک سلول
gamete سلول جنسی بالغ قابل تکثیر انگل مالاریا
zero condition حالت یک سلول مغناطیسی زمانی که صفر را نمایش میدهد
haplosis تقلیل تعدادکروموزوم ها درنتیجه تقسیم بدو سلول منفرد
mitosis تقسیم هسته سلول بدوقسمت بدون کم شدن کرموزم ها
meiosis تغییرات متوالی هسته که منتهی به تشکیل سلول جدیدمیگردد
gametophore سلول تغییر یافته و منشعب جنسی قابل لقاح
gametocyte سلولی که تقسیم شده و از ان سلول جنسی بوجود میاید
germ layer یکی از طبقات سلول ابتدایی جنین پس از تکمیل مرحله گاسترولا
histochemistry علمی که درباره پدیدههای شیمیایی سلول وبافت بحث میکند
gastraea رویان کیسهای شکل ابتدایی که از دوقشر سلول تشکیل یافته
gastrea رویان کیسهای شکل ابتدایی که از دو قشر سلول تشکیل یافته
bit mapped screen pixel یک صفحه نمایش که در ان هر سلول تصویری میتوانددر ارتباط با مکانی از حافظه
unbalanced cell سلول باطری نیکل کادنیم که بیش از سلولهای دیگر تخلیه شده است
lymphoblast سلولی که تبدیل بذره سفید یابیرنگ بلغم یاخلط میگردد سلول نرسیده لنفی
pronucleus هسته سلول قابل لقاح پس ازتکمیل دوره بلوغ وورودنطفه به درون تخم جانور
kil مقبره این کلمه بصورت پیشوند وپسوند نیزبکاررفته وبمعنی >حجره و سلول ونهر<است
photovoltaic cell مبدلی که مانند سلول فتوالکتریک تابشهای الکترومگنتیک را با طول موجهای مرئی و نزدیک ان به الکتریسیته تبدیل میکند
gonidium یکی از سلولهای سبزی که زیر غشاء خارجی بدنه گیاه گلسنگها وجود دارد سلول جنسی جلبک ها وقارچ ها
cross fertilization لقاح دو سلول جنسی متفاوت لقاح متقابل
microphagus سلول میکروب خوار کوچک خرد خوار
karyology هسته شناسی مبحثی ازعلم سلول شناسی ک ه درباره تشریح هسته سلولی وساحتمان کروموسوم بحث میکند
loculate سلول دار حجره دار
anti matter ضد ماده
stuffs ماده
substances ماده
agent ماده
agents ماده
stuffed ماده
mattered ماده
matter ماده
stuff ماده
nany بز ماده
nanny goat بز ماده
nanny goats بز ماده
Recent search history
  Contact• | TermsPrivacy  © 2009 Dictiornary-Farsi.com