Dictiornary-Farsi.com
English Persian Dictionary - Beta version
Home
Enter keyword here!
⌨
Tips
|
Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 220 (45 milliseconds)
English
Persian
raggle
سنگ را شیار دار کردن
Search result with all words
list
شیار کردن اماده کردن
groove
خط انداختن شیار دار کردن
groove
شیار کردن فرورفتگی خان شیار
grooves
خط انداختن شیار دار کردن
grooves
شیار کردن فرورفتگی خان شیار
plough
شخم کردن شیار کردن
ploughed
شخم کردن شیار کردن
ploughs
شخم کردن شیار کردن
plowed
شخم کردن شیار کردن
plowing
شخم کردن شیار کردن
plows
شخم کردن شیار کردن
flute
لبه دار کردن شیار
slot
شیار دراوردن رنده کردن چاک
slots
شیار دراوردن رنده کردن چاک
slotting
شیار دراوردن رنده کردن چاک
ridge
شیار دار کردن
ridges
شیار دار کردن
defect skipping
روش مشخص کردن و برچسب گداری شیارهای حساس مغناطیسی در حال ساخت تا استفاده نشوند. اشاره به شیار بعدی مناسبی که قابل استفاده است
plow
شخم کردن شیار کردن
Other Matches
back frow
اولین شیار ایجاد شده توسط گاواهن که به شیار مرده معروف است
track pitch
گام شیار درجه شیار
ruck
خط شیار
stria
شیار
rucks
خط شیار
splineway
شیار
notche
شیار
slotting
شیار
tracked
شیار
tracks
شیار
rakes
شیار
scores
شیار
wake
شیار
corrugation
شیار
waked
شیار
scored
شیار
score
شیار
sulcus
شیار
wakes
شیار
guideway
شیار
fissure
شیار
groove
شیار
track
شیار
ruts
خط شیار
chamfer
شیار
rake
شیار
fissures
شیار
raking
شیار
flute
شیار
fillister plough
شیار
slot
شیار
slots
شیار
rut
خط شیار
grooves
شیار
armature pocket
شیار ارمیچر
flute
شیار ساختن
lateral fissure
شیار جانبی
slots
روزنه شیار
armature slot
شیار ارمیچر
channelled
روگاه شیار
longitudinal groove
شیار طولی
channelled
شیار دراوردن
key seat
شیار خار
channels
روگاه شیار
channels
شیار دراوردن
keyway
شیار دراوردن
channel
شیار دراوردن
valley
گودی شیار
slot
روزنه شیار
central sulcus
شیار مرکزی
primary track
شیار اصلی
oil groove
شیار روغن
slots
شیار شکاف
alternate track
شیار جایگزین
acme thread
شیار ذوزنقه ای
slotting
شیار شکاف
alternate track
شیار متناوب
primary track
شیار اولیه
channeling
شیار دراوردن
channel
روگاه شیار
channeling
روگاه شیار
slot
شیار شکاف
valleys
گودی شیار
channeled
شیار دراوردن
channeled
روگاه شیار
alternate track
شیار تغییرپذیر
central fissure
شیار مرکزی
slotting
روزنه شیار
furrow
شیار زدن
furrowing
شیار زدن
wash out
شیار ابرو
furrows
شیار زدن
fissure of rolando
شیار رولاندو
grooving plane
رنده شیار
guide nut
شیار راهنما
guide slot
شیار راهنما
feed track
شیار پیشبری
thread
شیار برجستگی
furrowed
شیار زدن
slot insulation
عایق شیار
rolando's sulcus
شیار رولاندو
fissure of sylvius
شیار سیلویوس
sylvian fissure
شیار سیلویوس
rolando's fissure
شیار رولاندو
rut
شیار دارکردن
list
شیار نرده
grooves
شیار دادن
groove
شیار دادن
ruts
شیار دارکردن
vallecula
شیار خط گودی
crimping groove
شیار استحکام
tpi
شیار دراینچ
threads
شیار برجستگی
track density
تراکم شیار
track pitch
فاصله شیار
calcarine sulcus
شیار مهمیزی
drip
شیار ابچکان
dripped
شیار ابچکان
crimping groove
شیار استقرار
drips
شیار ابچکان
indenture
شیار دارکردن
calcarine fissure
شیار مهمیزی
butterss thread
شیار اره
cut fuller
شیار بریدن
striate
شیار دار
canaliculus
شیار کوچک
trackes per inch
شیار در اینچ
head per track disk
دیسک با هد هر شیار
tooth pitch
گام شیار
port
شیار هادی دهانه
swallowed
شیار قرقره تاکل
sheave
شیار قرقره تاکل
manager
و نیز آدرس شیار را
managers
و نیز آدرس شیار را
swallows
شیار قرقره تاکل
swallow
شیار قرقره تاکل
clock track
شیار زمان سنجی
mortise
شیار دراوردن کام
chandelle
[کابل در شیار ستون ها]
timing track
شیار تنظیم وقت
chip pocket
شیار دندانههای اره
gutter ball
گویی که به شیار میافتد
guideway
شیار هدایت کننده
tpi
تعداد شیار در هر اینچ
swallowing
شیار قرقره تاکل
fringing groove
شیار تقویت کننده
sector
تقسیم دیسک به شیار رهایی
beaded section
شیار برجسته روی گچ وچوب
scrobiculate
شیاردار دارای شیار کم عمق
trench
شیار لوله قرارگیری کابل
trench
استحکامات خندقی شیار طولانی
trenches
شیار لوله قرارگیری کابل
circular slitting saw
اره کمانهای مخصوص شیار
notche sensitivity index
ضریب حساسیت در مقابل شیار
circular grooving saw
کمان اره ویژه شیار
trenches
استحکامات خندقی شیار طولانی
flute
[شیار عمودی روی ستون]
reeve
عبور دادن طناب از شیار
sectors
تقسیم دیسک به شیار رهایی
furrowing
زمین یامزرعه شخم زده شیار
cannelure
شیار استقرار پوکه روی گلوله
cannelure
شیار استقرار روکش گلوله ثاقب
furrow
زمین یامزرعه شخم زده شیار
furrows
زمین یامزرعه شخم زده شیار
furrowed
زمین یامزرعه شخم زده شیار
lands
برجستگی شیار خانها ریلهای راهنما
screwthread
شیار برجسته ومارپیچی بدون پیچ
ripping
شیار زدن زمین سله بسته
lister
سجاف دوز ماشین خیش یا شیار
tracked
محل شیار مشخص روی دیسک مغناطیسی
tracks
محل شیار مشخص روی دیسک مغناطیسی
track
محل شیار مشخص روی دیسک مغناطیسی
eighty track disk
دیسک فرمت شده برای شامل شدن هشتاد شیار
laced valley
[شیار ساخته شده از کاشی یا تخته سنگ برای عبور آب]
forty track disk
قالب فلاپی دیسک که حاوی چهل شیار داده است
formats
تنظیم دیسک خالی با نوشتن اطلاعات محل شیار و کنترل روی آن
sectors
سوراخ در لبه دیسک برای نشان دادن محل اولین شیار
format
تنظیم دیسک خالی با نوشتن اطلاعات محل شیار و کنترل روی آن
parity
شیار روی مغناطیسی یا نوار کاغذی که حاوی بیت پیریتی است
sector
سوراخ در لبه دیسک برای نشان دادن محل اولین شیار
seeks
زمانی که نوک خواندن / نوشتن شیار مناسب روی دیسک را پیدا میکند
seek
زمانی که نوک خواندن / نوشتن شیار مناسب روی دیسک را پیدا میکند
seeking
زمانی که نوک خواندن / نوشتن شیار مناسب روی دیسک را پیدا میکند
allocation
یک یا تعدادی بیشتر شیار روی دیسک سخت که برای ذخیره سازی فایل یا بخشی از آن به کار می رود
allocations
یک یا تعدادی بیشتر شیار روی دیسک سخت که برای ذخیره سازی فایل یا بخشی از آن به کار می رود
Q Channel
یکی از هشت کانال اطلاعاتی که داده مشخص کننده شیار و زمان گردش مطلق را نگهداری میکند
fix
استفاده از نوک خواندن و نوشتن ثابت جداگانه روی هر شیار دیسک تا زمان دستیابی کوتاه شود
fixes
استفاده از نوک خواندن و نوشتن ثابت جداگانه روی هر شیار دیسک تا زمان دستیابی کوتاه شود
yoke
جفت یا گروهی ازهدهای خواندن- نوشتن که به یکدیگر متصل هستند و برروی دو یا چند شیار نوار یادیسک مغناطیسی حرکت می کنند
constant
فن آوری دیسک که در آن دیسک با سرعتهای مختلف طبق شیار می چرخد
constants
فن آوری دیسک که در آن دیسک با سرعتهای مختلف طبق شیار می چرخد
boot
اولین شیار دیسک راه اندازی روی فلاپی دیسک سازگار IBM
clusters
یک یا چند شیار روی دیسک سخت برای ذخیره سازی یک فایل یا بخشی از یک فایل
movable
نوک دیسک مغناطیسی که در روی دیسک حرکت میکند تا به شیار مورد نظر برسد
cluster bomb
یک یا چند شیار روی دیسک سخت برای ذخیره سازی یک فایل یا بخشی از یک فایل
cluster
یک یا چند شیار روی دیسک سخت برای ذخیره سازی یک فایل یا بخشی از یک فایل
cluster bombs
یک یا چند شیار روی دیسک سخت برای ذخیره سازی یک فایل یا بخشی از یک فایل
cavitation
بریدگی حاصله ازحرکت پروانه کشتی بریدگی شیار
oil dent
شیار ورود روغن یا سوراخ عبور روغن
tracks
شیار روی دیسک مغناطیسی که حاوی آدرس فایل ها و... که روی شیارهای دیگر ذخیره شده اند است
arm
وسیله مکانیکی در درایو دیسک برای مکان دهی به نوک خواندن / نوشتن روی شیار مناسب از دیسک
tracked
شیار روی دیسک مغناطیسی که حاوی آدرس فایل ها و... که روی شیارهای دیگر ذخیره شده اند است
track
شیار روی دیسک مغناطیسی که حاوی آدرس فایل ها و... که روی شیارهای دیگر ذخیره شده اند است
hard sectoring
می دیسک که هر شیار به سکتورهایی تقسیم میشود و گاهی توسط مجموعهای نقاط پانچ شده اطراف hub مرکزی صورت می گیرد که هر سوراخ شروع سکتور ران نشان میدهد
track ball
گوی پیگردی گوی شیار
sector
دیسکی که محلهای شروع شیار آن توسط سوراخهایی یا علامتهای فیزیکی دیگر روی دیسک نشان داده میشود و وقتی که دیسک ساخته میشود تنظیم میشود
sectors
دیسکی که محلهای شروع شیار آن توسط سوراخهایی یا علامتهای فیزیکی دیگر روی دیسک نشان داده میشود و وقتی که دیسک ساخته میشود تنظیم میشود
sectors
کوچکترین فضای دیسک مغناطیسی که توسط کامپیوتر آدرس پذیر است . دیسکک به شیارهای هم مرکز تقسیم میشود و هر شیار به سکتورهایی تقسیم میشود که میتواند به بایتهای داده را ذخیره کند
sector
کوچکترین فضای دیسک مغناطیسی که توسط کامپیوتر آدرس پذیر است . دیسکک به شیارهای هم مرکز تقسیم میشود و هر شیار به سکتورهایی تقسیم میشود که میتواند به بایتهای داده را ذخیره کند
double squirrel cage motor
موتور قفس سنجابی دوبل موتور با شیار دوبل
fat
در سیستم عامل PC فایل داده ذخیره شده روس دیسک که حاوی نام هر فایل ذخیره شده روی دیسک است ونیز محل شورع شیار تاریخ واندازه
fatter
در سیستم عامل PC فایل داده ذخیره شده روس دیسک که حاوی نام هر فایل ذخیره شده روی دیسک است ونیز محل شورع شیار تاریخ واندازه
fats
در سیستم عامل PC فایل داده ذخیره شده روس دیسک که حاوی نام هر فایل ذخیره شده روی دیسک است ونیز محل شورع شیار تاریخ واندازه
fattest
در سیستم عامل PC فایل داده ذخیره شده روس دیسک که حاوی نام هر فایل ذخیره شده روی دیسک است ونیز محل شورع شیار تاریخ واندازه
to let somebody treat you like a doormat
<idiom>
با کسی خیلی بد رفتار کردن
[اصطلاح]
[ مثال تحقیر کردن بی محلی کردن قلدری کردن]
unmew
رها کردن ازاد کردن ول کردن مرخص کردن بخشودن صرف نظر کرن
discharge
اخراج کردن خالی کردن پیاده کردن بار ازاد کردن
discharges
اخراج کردن خالی کردن پیاده کردن بار ازاد کردن
countervial
خنثی کردن- برابری کردن با- جبران کردن- تلاقی کردن
captures
اسیر کردن گرفتار کردن تصرف کردن دستگیر کردن
Recent search history
✘ Close
Contact
|
Terms
|
Privacy
© 2009 Dictiornary-Farsi.com