English Persian Dictionary - Beta version
 
 
Home
 
     

Enter keyword here!
  Tips | Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 81 (6 milliseconds)
English Persian
three fold سه دفعه سه مرتبه
Other Matches
at once یک دفعه
thrice سه دفعه
time [s] <adv.> دفعه
as often as هرچند دفعه که
one-off فقط برای یک دفعه
one-offs فقط برای یک دفعه
gigahertz فرکانس یک بیلیون دفعه دریک ثانیه
timed دفعه وقت چیزی رامعین کردن
times دفعه وقت چیزی رامعین کردن
time دفعه وقت چیزی رامعین کردن
enmasse یک مرتبه
thrice سه مرتبه
all of a sudden یک مرتبه
once in a whiled یک مرتبه
ranked مرتبه
order مرتبه
echelon مرتبه
echelons مرتبه
ranks مرتبه
rank مرتبه
second class دومین مرتبه
first order مرتبه اول
first order reaction واکنش مرتبه یک
first order reflection انعکاس مرتبه یک
third order reaction واکنش مرتبه سه
semidiurnal دو مرتبه در روز
first order transition گداز مرتبه یک
low order مرتبه پایین
second order مرتبه دوم
order of magnitude مرتبه بزرگی
order of matrix مرتبه ماتریس
pooh bah عالی مرتبه
manyfold چندین مرتبه
exalted بلند مرتبه
ninth نهمین مرتبه
ninths نهمین مرتبه
stair مرتبه درجه
places وهله مرتبه
place وهله مرتبه
hierarchies مرتبه بندی
hierarchy مرتبه بندی
placing وهله مرتبه
nth در مرتبه بیشمار
bond order مرتبه پیوند
position مرتبه مقام
positioned مرتبه مقام
elevated بلند مرتبه
second order factor عامل مرتبه دوم
top flight اعلی ترین مرتبه
second order reaction واکنش مرتبه دوم
to pull short یک مرتبه جلوگیری کردن
second order conditions شرایط مرتبه دوم
flare up <idiom> یک مرتبه عصبانی شدن
second derivative مشتق مرتبه دوم
baronetcy مقام و مرتبه بارونی
spheres مرتبه حدود فعالیت
sphere مرتبه حدود فعالیت
higher order factor عامل مرتبه بالا
low order bit بیت مرتبه پایین
m مرتبه دوازدهم یاسیزدهم
pseudo first order reaction واکنش شبه مرتبه یک
third long period تناوب بزرگ مرتبه سوم
ring a bell <idiom> یک مرتبه موضوعی را به خاطر آوردن
etesian سالی یک مرتبه واقع شونده
vellicate دوبار دودفعه دو مرتبه دوبرابر
derivatives of higher order مشتقهای مرتبه بالا [ریاضی]
to stop short یک مرتبه ایستادن یا مکث کردن
nineteen نوزدهمین مرتبه نوزده تایی
nineteens نوزدهمین مرتبه نوزده تایی
knight bachelor پایین ترین مرتبه سلحشوری قدیم انگلیس
debutant دختری که برای اولین مرتبه در جامعه وارد میشود
outclassing دارای مقام بلندتری بودن از از حیث مرتبه و طبقه برتری داشتن بر
outclass دارای مقام بلندتری بودن از از حیث مرتبه و طبقه برتری داشتن بر
outclassed دارای مقام بلندتری بودن از از حیث مرتبه و طبقه برتری داشتن بر
outclasses دارای مقام بلندتری بودن از از حیث مرتبه و طبقه برتری داشتن بر
some other time دفعه دیگر [وقت دیگر]
eight times <adv.> هشت بار [هشت دفعه]
spline در گرافیک کامپیوتری کثیرالجملهای چند قطعهای با تدوام مرتبه اول بین قطعههای ان
berber knot گره مراکشی که بدور دو تار دو مرتبه گره می خورد
blue book کتابی است که وزارت امور خارجه هرکشور هر چند سال یک مرتبه منتشر و مسائل سیاسی عنوان شده در طی ان چندسال را تجزیه و تحلیل وروشن میکند
Recent search history
  Contact• | TermsPrivacy  © 2009 Dictiornary-Farsi.com