English Persian Dictionary - Beta version
 
 
Home
 
     

Enter keyword here!
  Tips | Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 219 (17 milliseconds)
English Persian
launcher سکو پرتاب کننده
Search result with all words
boomerang چوب خمیدهای که پس ازپرتاب شدن نزد پرتاب کننده برمیگردد
boomeranged چوب خمیدهای که پس ازپرتاب شدن نزد پرتاب کننده برمیگردد
boomeranging چوب خمیدهای که پس ازپرتاب شدن نزد پرتاب کننده برمیگردد
boomerangs چوب خمیدهای که پس ازپرتاب شدن نزد پرتاب کننده برمیگردد
catapult سنگ قلاب اژدرانداز پرتاب کننده
catapulted سنگ قلاب اژدرانداز پرتاب کننده
catapulting سنگ قلاب اژدرانداز پرتاب کننده
catapults سنگ قلاب اژدرانداز پرتاب کننده
retard درخواست دیدبان برای عقب انداختن زمان پرتاب گلوله بعداز تیر روشن کننده
retarding درخواست دیدبان برای عقب انداختن زمان پرتاب گلوله بعداز تیر روشن کننده
retards درخواست دیدبان برای عقب انداختن زمان پرتاب گلوله بعداز تیر روشن کننده
shot putter شرکت کننده در پرتاب وزنه وزنه پران
shot putters شرکت کننده در پرتاب وزنه وزنه پران
caster پرتاب کننده
ejector وسیله پرتاب کننده پوکه به خارج
launcher پرتاب کننده
launcher حمله کننده وسیله پرتاب
lunger پرتاب کننده
Other Matches
one and one جایزه پرتاب دوم اگر پرتاب اول گل شود
free drop پرتاب وسایل و تدارکات بدون چتر پرتاب ازاد
one plus one جایزه پرتاب دوم اگر پرتاب اول گل شود
delivery groups مکانیسم پرتاب موشک یا مهمات وسایل سیستم پرتاب
pentathlon مسابقه پنجگانه شامل پرش طول و پرتاب نیزه و دو 002متر و پرتاب دیسک و دو0051 متر
pentathlons مسابقه پنجگانه شامل پرش طول و پرتاب نیزه و دو 002متر و پرتاب دیسک و دو0051 متر
ballistics مبحث پرتاب گلوله واجسام پرتاب شونده
throws ناگه وازا پرتاب وزنه پرتاب چکش
throw ناگه وازا پرتاب وزنه پرتاب چکش
throwing ناگه وازا پرتاب وزنه پرتاب چکش
command ejection پرتاب کابین خلبان با فرمان سیستم پرتاب خودکار کابین
provisional ball گویی که به علت گم شدن یاخروج گوی قبلی از محدوده مورد استفاده قرار میگیردگویی که هنگام پرتاب شدن پرتاب قبلی خطا یا مورداعتراض بوده
refire time زمان لازم بد از پرتاب موشک برای اماده شدن سکوی پرتاب برای موشک بعد
deathlon مسابقه دهگانه شامل دو001 متر و دو 004 طول ودو 0051 متر و دو 011 متربا مانع و پرش طول و پرتاب دیسک و پرش با نیزه و پتاب نیزه و پرتاب وزنه و پرش ارتفاع
corrector جبرانگر تعدیل کننده تصحیح کننده تنظیم کننده
delivery error اشتباه پرتاب اشتباه در سیستم پرتاب
weapon delivery پرتاب جنگ افزار یا وسیله پرتاب جنگ افزار
automatic toss روش پرتاب خودکار بمب پرتاب خودکار بمب
altitude/height hold متوقف کننده سقف پروازهواپیما محدود کننده خودکارارتفاع پرواز هواپیما
propounder ابراز کننده یا مطرح کننده وصیت نامه در دادگاه امورحسبی
inhibitor کنترل کننده سوزش خرج موشک ممانعت کننده ازاشتعال
marshaller هدایت کننده به محل تجمع جمع اوری کننده یکان
hurl پرتاب
shoved پرتاب
jet پرتاب
put پرتاب
shoves پرتاب
launching پرتاب
launch پرتاب
shoving پرتاب
launches پرتاب
launched پرتاب
pitch پرتاب
shove پرتاب
hurled پرتاب
jaculation پرتاب
putting پرتاب
jets پرتاب
puts پرتاب
detrusion پرتاب
pitches پرتاب
jetted پرتاب
hurls پرتاب
jetting پرتاب
shyer پرتاب
shyest پرتاب
shying پرتاب
throw پرتاب
throwing پرتاب
throws پرتاب
shies پرتاب
tossing پرتاب
shied پرتاب
shy پرتاب
tossed پرتاب
toss پرتاب
tosses پرتاب
quick disconnect coupling کوپلینگی برای لولههای ی سیالات دارای دریچههای مسدود کننده و اجزاء اب بندی- کننده
primers وسیله به کار اندازنده مشتعل کننده گرم کننده
sensor گیرنده یادریافت کننده خاطرات حسی ضبط کننده
primer وسیله به کار اندازنده مشتعل کننده گرم کننده
homogeneous computer network یچ کننده و توزیع کننده که همه کانالهای داده آن از پروتکل و نرخ ارسال یکسان استفاده می کنند
delivery پرتاب توپ
tilt شتاب پرتاب
throw-ins پرتاب اوت
free throw پرتاب ازاد
chuck پرتاب توپ
tilts شتاب پرتاب
propelling charge خرج پرتاب
bowshot تیر پرتاب
projects پرتاب کردن
projected پرتاب کردن
pitch پرتاب کردن
small ball پرتاب بی حالت
jettisoned پرتاب کردن
base ejection پرتاب شونده از ته
jettison پرتاب کردن
pitches پرتاب کردن
conversion پرتاب ازاد
forward cast پرتاب نخ ماهیگیری
foul line خط پرتاب ازاد
project پرتاب کردن
conversions پرتاب ازاد
foin پرتاب کردن
referee throw پرتاب داور
tilted شتاب پرتاب
let fly پرتاب کردن
paradrop پرتاب با چتر
pouncing پرتاب استامپ
pounces پرتاب استامپ
pounced پرتاب استامپ
pounce پرتاب استامپ
skeet پرتاب کردن
jettisons پرتاب کردن
chucks پرتاب نادرست
launcher سکوی پرتاب
chuck پرتاب نادرست
jettisoning پرتاب کردن
shot put پرتاب وزنه
weight throw پرتاب وزنه
throw in پرتاب اوت
threw پرتاب کرد
launching site محل پرتاب
deliveries پرتاب گلوله
deliveries پرتاب توپ
jaculate پرتاب کردن
delivery پرتاب گلوله
chucked پرتاب توپ
throw-in پرتاب اوت
javelin throw پرتاب نیزه
launching angle زاویه پرتاب
throwing the javelin پرتاب نیزه
throwing apparatus لوازم پرتاب
chucks پرتاب توپ
projections پرتاب طرح
fire پرتاب راکت
discus throwing پرتاب دیسک
discus throw پرتاب دیسک
chucked پرتاب نادرست
thrusts پرتاب کردن
unsling پرتاب کردن
pelts پرتاب کردن
pelted پرتاب کردن
pelt پرتاب کردن
charity line خط پرتاب ازاد
charity shot پرتاب ازاد
fired پرتاب راکت
fires پرتاب راکت
projection پرتاب طرح
air extraction پرتاب بار
aerial delivery پرتاب هوایی
slung پرتاب شده
shoving پرتاب شدن
airball پرتاب خطا
upthrow پرتاب ببالا
hot hand پرتاب موفق
shoves پرتاب شدن
shoved پرتاب شدن
shove پرتاب شدن
thrust پرتاب کردن
thrusting پرتاب کردن
arm thrust پرتاب دست
hammer throw پرتاب چکش
over 6 یا 8 پرتاب توپ
propellants خرج پرتاب
over- 6 یا 8 پرتاب توپ
sharity stripe خط پرتاب ازاد
flings افکندن پرتاب
flinging افکندن پرتاب
fling افکندن پرتاب
torpedo launch پرتاب اژدر
propellant charge خرج پرتاب
shoot پرتاب کردن
shoots پرتاب کردن
throwing the hammer پرتاب چکش
rocketry فن پرتاب موشک
put پرتاب وزنه
propellant خرج پرتاب
puts پرتاب وزنه
putting پرتاب وزنه
detonators منفجر کننده مشتعل کننده چاشنی منفجرکننده
changer دواتصال کننده که اتصال کننده مادگی را به نری
distractive گیج کننده برگرداننده یا اشغال کننده فکر
interceptors هواپیمای رهگیری کننده استراق سمع کننده
interceptor هواپیمای رهگیری کننده استراق سمع کننده
makgi boowi نقاط حمله کننده و دفاع کننده تکواندو
steam fitter نصب کننده وتعمیر کننده لولههای بخار
detonator منفجر کننده مشتعل کننده چاشنی منفجرکننده
del credere وصول کننده مطالبات تضمین کننده طلبها
vasomotor اعصاب تنگ کننده وگشاد کننده رگها
search jammer تولید کننده پارازیت در انتن رادار وسیله جلوگیری کننده از تجسس رادار وسیله جلوگیری کننده از مراقبت
missiles اسلحه پرتاب کردنی
launching pads سکوی پرتاب موشک
launching pads باند پرتاب موشک
pad سکوی پرتاب رسانگر
rocket launchers سکوی پرتاب موشک
jettison پرتاب کردن به بیرون
launching pad باند پرتاب موشک
aerial delivery پرتاب از راه هوا
electron gun لوله پرتاب الکترون
sling زنجیردار پرتاب کردن
projectile جسم پرتاب شده
projectile جسم پرتاب شونده
pads سکوی پرتاب رسانگر
to fire a torpedo اژدری پرتاب کردن
stoccado پرتاب با ضربه شمشیر
stoccata پرتاب با ضربه شمشیر
sequenced ejection سیستم پرتاب چندمرحلهای
missile اسلحه پرتاب کردنی
rocket launcher سکوی پرتاب موشک
hoop-las بازی پرتاب حلقه
lob باهستگی پرتاب کردن
launch a missile موشک پرتاب کردن
exudation پخش یا پرتاب مواد
scatter arm ناتوانی در پرتاب یا پاس
overthrown پرتاب به فراسوی هدف
overthrowing پرتاب به فراسوی هدف
overthrow پرتاب به فراسوی هدف
overthrew پرتاب به فراسوی هدف
overthrows پرتاب به فراسوی هدف
Recent search history
  Contact• | TermsPrivacy  © 2009 Dictiornary-Farsi.com