English Persian Dictionary - Beta version
 
 
Home
 
     

Enter keyword here!
  Tips | Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 201 (10 milliseconds)
English Persian
working lead fluid سیال متحرک یا عامل
Other Matches
working fluid سیال متحرک
working fluid سیال عامل
vortex tube وسیلهای فاقد هرگونه قطعه متحرک که دران اختلاف فشارسبب ورود جریان سیال ازطریق شکافهای مماسی میگردد
fluidal مانندجسم سیال یامایع وابسته به جسم سیال
compressor pressure ratio نسبت فشار سیال بعد ازکمپرسوز یا در خروجی ان به فشار سیال قبل از ورودیا در ورودی ان
oogamous دارای یاخته جنسی نر کوچک و متحرک و یاخته ماده بزرگ و غیر متحرک
cyanogen agent عامل لخته کننده خون عامل شیمیایی سیانوژن
operating slide دستگاه الات متحرک تیربار الات متحرک یا قسمتهای خوراک دهنده
reserved character حرف مخصوص درسیستم عامل یا حرفی که تابع خاصی برای کنترل سیستم عامل داردوبرای مصارف دیگربه کارنمیرود
actuator محرک بازوی عامل مکانیسم عامل
capital intensive goods کالاهایی که سهم عامل سرمایه در انها بیش از سهم عامل کار یا سایر عوامل تولید است
derived demand تقاضابرای یک عامل تولید که خوداز تقاضا برای کالایی که ان عامل تولید در ان بکار میرودناشی میشود .
shelling نرم افزار واسط بین کاربر و سیستم عامل , معمولاگ برای اینکه سیستم عامل دوستانه تر وساده تر شود
shell نرم افزار واسط بین کاربر و سیستم عامل , معمولاگ برای اینکه سیستم عامل دوستانه تر وساده تر شود
shells نرم افزار واسط بین کاربر و سیستم عامل , معمولاگ برای اینکه سیستم عامل دوستانه تر وساده تر شود
piggyback سیستم عامل که از سوی سیستم عامل دیگر اجرا میشود
class a agent officer افسر عامل پرداخت حقوق وجیره نقدی افسر عامل
blood agent عامل شیمیایی لخته کننده خون عامل ضدحرکت خون
piggybacks سیستم عامل که از سوی سیستم عامل دیگر اجرا میشود
transport stream ستون سیال خودروهای حمل و نقل خط سیال خودروهای حمل و نقل
EXE file در یک سیستم عامل مشخصه سه حرفی نام فایل که بیان میکند فایل حاوی داده دودویی برنامه است . فایل مستقیم از طریق سیستم عامل قابل اجراست
fulidal سیال
unthickened سیال
fluids سیال
fluid سیال
perfect fluid سیال کامل
floating reserve احتیاط سیال
superfluid ابر سیال
fluid جسم سیال
fluid capital سرمایه سیال
intransit stock اماد سیال
real fluid سیال واقعی
mobiles سیال تغییرپذیر
fluid intelligence هوش سیال
fluid resistance مقاومت سیال
mobiles روان سیال
ideal fluid سیال ایده ال
fluids جسم سیال
effluents سیال خروجی
mobile سیال تغییرپذیر
electric fluid سیال برقی
mobile روان سیال
floating سیال مواج
influent سیال ورودی
fluid centre مرکز سیال
effluent سیال خروجی
intransit strenth پرسنل سیال
fluor قاعدگی زنان سیال
viscous stress تنش برش سیال
fluidic وابسته بجسم سیال
bleeds فرار کردن یک سیال
maintenance float شارژ انبار سیال
visualization مرئی ساختن سیال
brain storming سیال سازی ذهن
fluid bed vulcanization وولکانش در بستر سیال
fluid bed polymerization بسپارش در بستر سیال
bleed فرار کردن یک سیال
MS DOS سیستم عامل کامپیوترهای شخصی IBM PC که داده ذخیره شده روی دیسک را مدیریت میکند و خروجی و ورودی کاربر را نمایش میدهد.DOS-MS سیستم عامل تک کاربر و تک کار کاره است و توسط واسط خط دستور در کنترل میشود
whirls چرخش یا دوران جریان سیال
whirling چرخش یا دوران جریان سیال
whirled چرخش یا دوران جریان سیال
vapor lock قطع کامل جریان سیال
baffling منحرف کننده جریان سیال
whirl چرخش یا دوران جریان سیال
fluid adjustment screw پیچگوشتی قابل تنظیم سیال
baffled منحرف کننده جریان سیال
baffles منحرف کننده جریان سیال
supercritical fluid chromatography کروماتوگرافی سیال فوق بحرانی
baffle منحرف کننده جریان سیال
vorticity میزان برداری دوران موضعی سیال
floatation اضافی بودن سطح سیال اماد
fluidic مایع مانند جسم سیال یامایع
prill بصورت کپسول دراوردن سیال وجاری ساختن
coanda effect گرایش سیال برای چسبیدن به سطح جامد
vortex flow جریان سیال با حرکت ترتیبی دورانی و انتقالی
s.f.c chromatography supercriticalfluid کروماتوگرافی سیال فوق بحرانی
circulation حرکت دورانی سیال دراطراف یک جسم یا نقطه
underway در جریان در راه عملیات لجستیکی سیال دریایی
circulations حرکت دورانی سیال دراطراف یک جسم یا نقطه
vortex sheet لایه نازک نامحدود سیال باحرکت حلقوی بینهایت
reynolds stress تنش برشی در لایه مرزی خطی در سیال نارون
hydraulic fluid سیال ترکم ناپذیری برای انتقال و توزیع نیرو درسیستم
notch بریدگیهایی در امتداد جریان سیال روی دماغه یا نوک یک ایرفویل
head pessure فشار اعمال شده توسط یک سیال به سبب ارتفاع ستون ان
supercritical fluid chromatography/mass spectrometry کروماتوگرافی سیال فوق بحرانی / طیف بینی جرمی
velocity gradiant میزان تغییر سرعت سیال درواحد مسافت عمود بر خط جریان
notches بریدگیهایی در امتداد جریان سیال روی دماغه یا نوک یک ایرفویل
reynolds number مهمترین ضریب بدون دیمانسیون در نمایش اشل جریان سیال
viscosity valve شیر کنترل در سیستم مایعات که توسط ویسکوزیته سیال فعال میشود
coffins جعبه ایست که برای عملیات تنبوشه گذاری در ماسه سیال بکار میرود
pitot tube لولهای در مسیر جریان سیال که فشار داخل ان بافشار کل محیط برابر است
s.f.c/m.s mass/fluidchromatography spectrometrysupercritical کروماتوگرافی سیال فوق بحرانی / طیف بینی جرمی
reed valve شیری متشکل از ورقه فولادی نازکی که جریان یکطرفه سیال را سبب میشود
coffin جعبه ایست که برای عملیات تنبوشه گذاری در ماسه سیال بکار میرود
polar motion وسیله نشان دادن حرکات قطعات یا مایعات سیال بااستفاده از انرژی مغناطیسی حرکت قطبی
cross flow دو سیال که بصورت عمود برهم جریان دارند و توسط ورقه نازکی از هم عایق شده اند
real stagnation point نقطهای که در ان سیال روی سطح جسم بحالت سکون درامده وازانجا جریان خطی شروع میشود
venturi کانال یامجرایی برای جریان سیال که در گلوگاه کمترین سطح مقطع را داشته و سپس مجدداافزایش می یابد
bascule bridge پل متحرک
vagile متحرک
drawbridges پل متحرک
ambulant متحرک
drawbridge پل متحرک
lock سد متحرک
locks سد متحرک
moving متحرک
vagility متحرک
dynamically متحرک
mobile متحرک
moveable متحرک
movable dam سد متحرک
movable bridge پل متحرک
remotest متحرک
remoter متحرک
remote متحرک
locomotory متحرک
dynamic متحرک
floating متحرک
mobiles متحرک
mobile warfare جنگ سیال جنگی که در ان طرفین بامبادله اتش و کاربرد مانورو استفاده از زمین ابتکارعملیات را به دست گرفته وحفظ می نمایند
bascule bridge پل متحرک باسکولی
mobile home خانه متحرک
fluids مایع متحرک
fluid مایع متحرک
boom بازوی متحرک
booming بازوی متحرک
boomed بازوی متحرک
mobile جنگ متحرک
locomotive متحرک لوکوموتیو
transient target هدف متحرک
bailey bridge پل متحرک وموقتی
quicksand ماسه متحرک
locomotives متحرک لوکوموتیو
floating متحرک برروی اب
pistons میله متحرک
piston میله متحرک
mobile homes خانه متحرک
mobiles جنگ متحرک
abarticulation مفصل متحرک
sliding چهارچوب متحرک
adjustable conduit attachment fixture آویز متحرک
airmobile متحرک هوایی
floating bridge پل متحرک موقتی
breech block carrier الات متحرک
adjustment slide فلز متحرک
adjustment pedal پدال متحرک
adjusting lever اهرم متحرک
adjustable support پایه متحرک
adjustable shelf صفحه متحرک
adjustable seat صندلی متحرک
zoogamete جنس متحرک
wanding kidney کلبه متحرک
walking library کتابخانه متحرک
walking dictionary فرهنگ متحرک
vacillant متحرک اونگی
undersurface متحرک درزیرسطح
travelling crane جرثقیل متحرک
spermatozoid یاخته نر و متحرک
slipknot گره متحرک
sliding wedge کشوی متحرک
slide valve سوپاپ متحرک
living corpse مرده متحرک
counter-poise پل متحرک باسکولی
moving stairway پله متحرک
moving staircase پله متحرک
escalator پله متحرک
moving stairway پلکان متحرک
moving staircase پلکان متحرک
escalator پلکان متحرک
slide valve دریچه متحرک
semimobile نیمه متحرک
roll kitchen اشپزخانه متحرک
adjustment wheel چرخ متحرک
hauling part قسمت متحرک
flying machine بارفیکس متحرک
flying lines لولههای متحرک
fluid capital سرمایه متحرک
floating tool holder ابزارگیر متحرک
floating tool ابزار متحرک
floating kidney کلیه متحرک
floating crane جرثقیل متحرک
floating capital سرمایه متحرک
escalade پله متحرک
dynamic economy اقتصاد متحرک
dynamic balay حمایت متحرک
draw arch طاق پل متحرک
diarthrosis مفصل متحرک
crossing target هدف متحرک
crankpin یاتاقان متحرک
hot money پول متحرک
jack knife bridge پل متحرک تاشو
locomotor جنبده متحرک
quadrantal davit جرثقیل متحرک
propelled mine مین متحرک
on the wing سیار متحرک
nephroptosis کلیه متحرک
moving loads بارهای متحرک
moving average میانگین متحرک
moving head با نوک متحرک
movable head با نوک متحرک
Recent search history
  Contact• | TermsPrivacy  © 2009 Dictiornary-Farsi.com