English Persian Dictionary - Beta version
 
 
Home
 
     

Enter keyword here!
  Tips | Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 201 (8 milliseconds)
English Persian
counter-poise پل متحرک باسکولی
Other Matches
electronic counter counter measures اقدامات ضد ضد الکترونیکی
poise وزنه متحرک بحالت موازنه دراوردن
poise اونگ یا وزنه ساعت
poise ثبات نگاهداری
poise وقار
poise وضع
poise توازن
poise واحد ویسکوزیته دینامیکی درسیستم غیر متریک
poise ثابت واداشت ن
self poise تعادل بدون پایه یا پشیبان تعادل ناپایدار
self poise موقر
self poise متین
poise وقار
air poise ترازوی هوا
air poise هواکش
poise [self-confidence] اعتماد به نفس
poise of head وضع قرار گرفتن سر روی تن
outside counter روریهمعکوس
counter شمارگر
counter کنتور
counter ضربت متقابله معامله به مثل
under the counter قاچاقی
counter چرخش از جلو بعقب وبعکس یا ساختن سه دایره مماس
counter حمله
counter دو مسیر سیگنال که در دو جهت مخالف ارسال میشوداطراف شبکه حلقهای
counter ثبات در CPU که محل دستور بعدی پردازش را دارد
counter برگرداندن جهت مخالف به طبیعی
under the counter <idiom> مخفیانه فروخته شدن
over the counter خارج از بورس فروخته شده
up/down counter شمارنده الکترونیکی که با هر پاس ورودی یک شمارنده کم یا زیاد میکند
counter عقربه شمارش
under the counter داروی بدون نسخه وغیر مجاز
counter باجه تلاقی کردن
counter 1-وسیلهای که می شمرد 2-ثبات یا متغیری که محتوای آن با اعمالی که رخ میدهد افزایش یاکاهش مییابد
counter متقابل
counter ضد
counter گیشه
counter درجهت مخالف
counter ضربت متقابل
counter شمارنده
counter بساط
counter پیشخوان باجه
over-the-counter <adj.> خارج از بورس [فروخته شده ]
counter- پیشوندی به معنای مخالف یاضد
counter درروبرو
counter معکوس
counter پیشخوان
counter پیشخان
counter مقابل دستگاه شمارنده
counter ضربت زدن ضد
counter مقابله کردن
counter شمارشگر
counter باجه
counter جواب دادن معامله بمثل کردن با
counter مقابله کردن تلافی کردن
counter بالعکس
pulse counter پالس شمار
program counter شمارشگربرنامه
program counter شمارنده برنامه
photon counter شمارگر فوتونی
pulse counter ضربه شمار
repeat counter شمارنده تکرار
ring counter شمارنده حلقهای
counter sign اسم عبور
counter sign نشانی
counter sabotage ضد خرابکاری
counter rotate چرخش بالاتنه در پیچ
speed counter شمارشگر عده دور
speed counter کنتورسرعت
counter sign اسم شب
modulo n counter شمارنده به پیمانه
counter transference انتقال متقابل
counter weight وزنه تعادل
counter weight وزنه مقابل
counter trade تجارت متقابل
counter surveillance عملیات ضدمراقبت و تجسس دشمن
counter surveillance ضد مراقبت
counter subversion ضد براندازی
detotalizing counter شمارندهای که کل مقدارباقیمانده ماده مورد سنجش را نشان میدهد
counter weight پاسنگ
frequency counter شمارنده فرکانس
impluse counter شمارشگر ضربه جریان کنتور ایمپولز
counter subversion ضد خرابکاری
instruction counter شمارنده دستورالعمل شمارشگر دستورالعمل
line counter شمارنده سطر
location counter مکان شمار
loop counter شمارنده حلقه
magnetic counter کنتور مغناطیسی
counter trade داد و ستدمتقابل
sequence counter ترتیب شمار
counter-brace تیر تقویت عرضی
counter-arch [قوسی مخالف قوس دیگر]
counter-apse [محرابی مخالف محراب دیگر]
counter shed پودکشی [عمل رد کردن پود بین تارها که در آن با ضربی کردن تارها، فضای خالی ایجاد می شود.]
counter-revolutionary ضدرژیم
ticket counter جایگاهبلیط
tape counter شمارشگرنوار
row counter رجشمار
counter-change نقش شطرنجی
counter-fort [شمع پشتیبان دیوار]
over-the-counter market بازرگانی اوراق بهادار در خارج از بورس
counter-vault قوس کفبند
counter-scrap دیوار
counter-mure موج شکن
counter-lath توفال
counter-lath تخته سقف
information counter جایگاهاطلاعات
counter-revolutions جنبش برای سرکوبی انقلاب
counter-revolutions ضد انقلاب
counter-measures اقدام متقابل
counter-measure پیشگیری
counter-measure پادکار
counter-measure اقدام جبران کننده
counter-measure چارهجویی
counter-measure اقدام متقابل
turns counter دور شمار
to nails to counter رسوا کردن
counter-measures چارهجویی
counter-measures اقدام جبران کننده
counter-revolution جنبش برای سرکوبی انقلاب
counter-revolution ضد انقلاب
counter-productive پادفرآور
counter-productive آسیبآور
counter-productive گزندآور
counter-productive زیانبخش
counter-measures پیشگیری
counter-measures پادکار
step counter گام شمار
counter riposte حمله شمشیرباز پس از دفع حمله متقابل حریف
counter e.m.f. cell پیلهای برق وارانی
counter ceiling سقفواره
counter berm سکوی پایه خارجی خاکریز
counter battery عملیات ضد اتشبار
counter battery ضد اتشبار
counter balance وزنه تعادلی
counter attraction جاذبه متقابله
counter attraction کشش متقابل
counter approach استحکامات متقابله
counter air عملیات ضدهواپیمایی عملیات ضد فعالیت هوایی دشمن
counter air ضد هواپیمایی
counter ceiling کمرپوش
counter ceiling خوانچه پوش
counter disengagement حرکت شمشیر به دور شمشیرحریف برای مواجهه درمسیر قبلی
counter current جریان متقابل
counter current جریان مخالف دریایی جریان متضاد اب
counter credit اعتبار متقابل
counter clockwise حرکت عکس حرکت عقربههای ساعت
counter claim دعوی متقابل
counter circuit کنتور رادار
counter check چکی که فقط کشنده چک میتواند ان را از بانک بگیرد
counter charge دعوی متقابل در امر جزایی
counter charge تهمت متقابله
counter agent عامل خنثی کننده
counter revolution عملیاتی و تدابیری که بعد از وقوع انقلاب برای خنثی کردن ان انجام و اتخاذ میشود
counter revolution ضد انقلاب
counter espionage ضد جاسوسی
counter-attacks پاتک
counter-attacks حمله متقابله
counter-attack پاتک
counter-attack حمله متقابله
counter attack پاتک
counter attack حمله متقابله
counter espionage عملیات ضدجاسوسی
counter-espionage ضد جاسوسی
counter propaganda پاداوازه گری
counter propaganda تبلیغ متقابل
control counter شماره کنترلی
counter parry دفاع با حرکت چرخشی شمشیر
Geiger counter شمارگر گایگر- مولر
binary counter شمارنده دودویی
B line counter ثبات آدرس که به آدرس مرجع اضافه شده تا محل مورد نظر را مشخص کند
address counter نشانی شمار
counter-espionage عملیات ضدجاسوسی
Geiger counter شمارشگر مولر
counter reconnaisance ضد شناسایی
counter offensive پدافند متقابل
counter mortar اتش ضد خمپاره انداز
counter mortar ضد خمپاره
counter military مقابله باعملیات نظامی
counter recoil برگشتن لوله پس از عقب نشینی
counter military ضد عملیات نظامی
counter memorial یادداشت متقابل اخطار متقابل
counter memorial جواب یادداشت
counter offensive حمله متقابل
counter offer پیشنهاد متقابل
counter recoil دستگاه عاید
counter recoil عمل عاید عمل عودت لوله
counter purchase داد وستد متقابل
counter purchase تهاتر
counter purchase خرید متقابل
counter preparation تیر ضد تهیه
counter preparation ضد تهیه
counter offer عرضه متقابل
counter mechanism طرزکارشمارشگر
counter mechanism مکانیسم شمارشگر
counter fire اتش متقابل
counter fire اتش ضد اتشباربر علیه دشمن
counter jump پرش با نیم چرخش وبازگشت روی لبه همان اسکیت
counter guerilla ضد چریکی
counter flood اب گیری ضد انحراف ناو متعادل کردن ناو با پر کردن مخازن ان
Recent search history
  Contact• | TermsPrivacy  © 2009 Dictiornary-Farsi.com