Dictiornary-Farsi.com
English Persian Dictionary - Beta version
Home
Enter keyword here!
⌨
Tips
|
Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 201 (21 milliseconds)
English
Persian
trapoze
سیم وصل به بالای دکل وکمربند سرنشین قایق برای فشار به سمت باد
Other Matches
soling
قایق با 3 سرنشین
head
دستشویی قایق بالای بادبان
pressure above the atmosphere
فشار بالای جو
topsides
قسمت فوقانی بدنه قایق بالای اب
cartop
حمل قایق کوچک بالای اتومبیل
cabin altitude
فشار کابین برحسب فشارمعادل ارتفاع بالای سطح زمین
clicking
فشار دادن دکمه بالای دستگاه ماوس paste and cut
compensating relief valve
شیر رها کننده فشار با شیرترمواستاتیک برای کاهش فشار تنظیم شده هنگامیکه روغن داغ است
cabin pressurization safety valve
شیری مرکب از شیر خلاص فشار و خلاء و شیر تخلیه برای جلوگیری از افزایش بیش از حد فشار داخل کابین
chimney-cricket
[ساختار محافظ بالای بام برای دودکش کوره ای]
acoustic
فن صوتی که در بالای چاپگر برای کاهش صدا قرار دارد
maneuvering vent
شکاف بالای پوشش بالن برای رها کردن هوا
deflation port
سوپاپ بزرگ در بالای بالن برای خروج هوا هنگام نشستن
sight window
بریدگی بالای کمان برای جاگرفتن تیر و دادن دید بهتر
keeper
ریسمان کوچک وصل به بالای کمان ماهی بزرگ و مجاز برای سید
keepers
ریسمان کوچک وصل به بالای کمان ماهی بزرگ و مجاز برای سید
sneakboat
قایق ته پهن برای شکارمرغابی
sneakbox
قایق ته پهن برای شکارمرغابی
When is there a ferry to ...?
چه وقت قایق برای ... هست؟
key
قطعه ای کاغذ بالای کلیدهای مخصوص برای یادآوری به اپراتور تابع های خاص
canopies
روکش قایق کروکی قایق سرپوش قایق
canopy
روکش قایق کروکی قایق سرپوش قایق
life raft
قایق چوبی
[برای نجات غریق]
caban
طرز قرار گرفتن پایه هابصورت هرمی برای نگه داشتن بال بالای بدنه
overhead clearance
حاشیه امنیت بالای سر فاصله بالای سر
burdended
فاصله گرفتن از قایق جلویی برای عبور
sportfisherman
قایق موتوری بزرگ برای ماهیگیری دورازساحل
ballast
فلز سنگین کف قایق برای حفظ تعادل
mooring line
طناب برای مهار کردن قایق به ساحل
bailer
سوراخی در عقب قایق برای بیرون ریختن اب
chain plate
صفحه فلزی کنار قایق برای بستن بادبان
bollards
تیر عمودی ساحل برای بستن قایق منقاری
hike out
خم شدن یا اویختن به لبه قایق برای ایجاد تعادل
painter
طناب کوتاه وصل به قایق برای بستن به ساحل
painters
طناب کوتاه وصل به قایق برای بستن به ساحل
daggerboard
تیر یا صفحه متحرک ته قایق برای حفظ تعادل
bollard
تیر عمودی ساحل برای بستن قایق منقاری
cross stroke
فشار روی پا برای ازدیادسرعت یا چرخش
hydroplane
نوعی قایق موتوری برای حرکت روی اب بجای شکافتن اب
hydroplaned
نوعی قایق موتوری برای حرکت روی اب بجای شکافتن اب
hydroplaning
نوعی قایق موتوری برای حرکت روی اب بجای شکافتن اب
outrigger
چوبهای دراز طرفین قایق برای نگاه داشتن تورماهیگیری
hydroplanes
نوعی قایق موتوری برای حرکت روی اب بجای شکافتن اب
marlinespike
وسیله نوک تیزی برای جداکردن رشتههای طناب قایق
cabled
طناب یا زنجیر کلفت برای مهار کردن یا کشیدن قایق
cable
طناب یا زنجیر کلفت برای مهار کردن یا کشیدن قایق
spill wind
سست کردن بادبان برای جلوگیری از تمایل قایق به یک سمت
choke bore
روکشی برای سوراخ کردن یاتراش دادن داخل سیلندر که قسمت بالای ان دارای قطری کمتر از قطر اصلی سیلندرمیباشد
yaght club
باشگاه تفریحی قایق داران برای انجام مسابقه بین اعضا
mooring penant
طناب کوتاه وصل به گوی شناور برای بستن قایق به ساحل
ignition over voltage
فشار قوی برای سیستم جرقه زنی
to push for an answer
[in reference to something]
برای پاسخ فشار آوردن
[در رابطه با چیزی]
boost control
سیستم کنترلی برای نگهداشتن فشار بوستر
indian check
سد کردن راه حریف با بالابردن چوب بالای سر او برای ضربه زدن به چوب او
overhead cover
پوشش بالای سر روپوش بالای سر
lasers
چاپگر به renalntion بالا که از منبع لیزر برای چاپ با کیفیت بالای حروف با الگوی matrix-clat روی کاغذ استفاده میشود.
laser
چاپگر به renalntion بالا که از منبع لیزر برای چاپ با کیفیت بالای حروف با الگوی matrix-clat روی کاغذ استفاده میشود.
pops
برداشتن یک عنوان از بالای یک پشته کشیدن یا بازیابی داده از بالای پشته یک برنامه
popped
برداشتن یک عنوان از بالای یک پشته کشیدن یا بازیابی داده از بالای پشته یک برنامه
pop
برداشتن یک عنوان از بالای یک پشته کشیدن یا بازیابی داده از بالای پشته یک برنامه
traveler
میله فلزی عقب قایق با حلقه برای وصل کردن طناب بادبان
cabin supercharger
کوپروسوری برای حفظ فشارکابین بالاتر از فشار محیط
attack
فشار برای پایان دادن به عمل یک بازیگر کریکت
attacked
فشار برای پایان دادن به عمل یک بازیگر کریکت
webbing
نوارهای داخل کلاهخود برای کاستن فشار ضربه
attacks
فشار برای پایان دادن به عمل یک بازیگر کریکت
man
سرنشین
mans
سرنشین
clicked
صدای کوتاه مدت برای بیان فشار دادن یک کلید
thrusting
فشار دادن به اسکیت برای سرخوردن راست کردن بازو
pull the pace
جلوافتادن و در نتیجه کاستن از فشار هوا برای نفرات عقب
click
صدای کوتاه مدت برای بیان فشار دادن یک کلید
cabin blower
در بعضی هواپیماهاکوپروسوری برای حفظ فشارکابین بالاتر از فشار محیط
clicks
صدای کوتاه مدت برای بیان فشار دادن یک کلید
thrust
فشار دادن به اسکیت برای سرخوردن راست کردن بازو
thrusts
فشار دادن به اسکیت برای سرخوردن راست کردن بازو
poke check
فشار اوردن به گوی با چوب برای دور کردن ان از حریف
oxygen bottle
محفظهای برای نگهداری اکسیژن گازی تحت فشار زیاد
unmanned
بدون سرنشین
crews
جاشو سرنشین
manned
سرنشین دار
crewing
جاشو سرنشین
unmaned
بدون سرنشین
crew
جاشو سرنشین
crewed
جاشو سرنشین
crest clearing
محوطه تامین بالای مانع حاشیه امنیت بالای مانع
man
قرار دادن سرنشین
mans
قرار دادن سرنشین
unmanned aircraft
هواپیمای بدون سرنشین
diver's flag
پرچم قرمز با نوار سفید روی قایق برای هشدار به قایقرانان تا از منطقه غواصی دور شوند
car passenger
سرنشین خودرو
[اتومبیل رانی]
motor vehicle passenger
سرنشین خودرو
[اتومبیل رانی]
lubber's line
علامت روی قطبنمای قایق نشاندهنده قسمت جلو و عقب قایق
cartridge actuated device
وسیلهای که با فشار گازفشنگ کار میکند وسیله فشنگی برای پرتاب صندلی خلبان
backwind
حرکت قایق در وضعی که باداثر نامساعد نسبت به بادبان قایق بعدی داشته باشد
c clamp
گیره فلزی به شکل سی برای وارد کردن فشار و نگاه داشتن قطعات کنار یکدیگر
wheel sucker
دوچرخه سوار ماهر در ادامه مسیر پشت سر نفر دیگری برای کاستن از فشار هوا
menus
لیست انتخابهای موجود برای کاربر که روی خط افقی نمایش داده می شوند در بالای صفحه نمایش یا پنجره هر انتخاب منو یک منوی دیگر را باز میکند
menu
لیست انتخابهای موجود برای کاربر که روی خط افقی نمایش داده می شوند در بالای صفحه نمایش یا پنجره هر انتخاب منو یک منوی دیگر را باز میکند
directors
هواپیمایی قادر به هدایت یک رسانگر بدون سرنشین یا یک موشک
director
هواپیمایی قادر به هدایت یک رسانگر بدون سرنشین یا یک موشک
glide
حمله با سر دادن شمشیرروی شمشیر حریف ارام دویدن برای فشار نهایی چرخش به دور میله بارفیکس
wobble pump
پمپ دستی در کابین خلبان برای وارد ساختن فشار اولیه به سوخت قبل از استارت موتور پیستونی
glides
حمله با سر دادن شمشیرروی شمشیر حریف ارام دویدن برای فشار نهایی چرخش به دور میله بارفیکس
glided
حمله با سر دادن شمشیرروی شمشیر حریف ارام دویدن برای فشار نهایی چرخش به دور میله بارفیکس
cabin pressure
فشار مطلق داخل هواپیما اختلاف فشار بین کابین واتمسفر پیرامون
slingshots
مانور اتومبیل عقبتر برای عبور از اتومبیل جلو با استفاده از کاهش فشار هوا
slingshot
مانور اتومبیل عقبتر برای عبور از اتومبیل جلو با استفاده از کاهش فشار هوا
pressure breathing
تنفس مصنوعی دادن با تولیداختلاف فشار هوا دستگاه تنفس یدکی اکسیژن برای خلبان
pressurized cabin
اطاق فشار هوای هواپیما کابین فشار
pitot static system
سیستم نشان دهندهای که باترکیبی از فشار محلی تغذیه میشود اختلاف این دو فشار باسرعت نسبی فاهری متناسب است
tacking
سمت حرکت قایق نسبت به باد پیشروی قایق در سمت معین
tack
سمت حرکت قایق نسبت به باد پیشروی قایق در سمت معین
tacks
سمت حرکت قایق نسبت به باد پیشروی قایق در سمت معین
tacked
سمت حرکت قایق نسبت به باد پیشروی قایق در سمت معین
pore pressure
فشارمنفذی فشار اب منفذی فشار خنثی
charactristics
مشخصات مقدماتی یا اصلی که عبارتند از ضریب براضریب پسا نسبت برا به پساموقعیت مرکز فشار و ضریب گشتاور برای هر زاویه حمله
variable area nozzle
نازل پیش برندهای که مساحت سطح مقطع ان برای سازگار شدن با تغییر سرعت و کارکرد سیستم پس سوز یاتغییر فشار اتمسفر یا محیط تغییر میکند
compressor pressure ratio
نسبت فشار سیال بعد ازکمپرسوز یا در خروجی ان به فشار سیال قبل از ورودیا در ورودی ان
isopiestic
دارای فشار یکسان خط هم فشار
transom
پنجره بالای در یا بالای پنجره دیگری
boat space
فضای بار موجود در قایق محوطه بار قایق
CD
DC حافظه فقط خواندنی دیسک پلاستیکی کوچک که به عنوان یک فضای ذخیره سازی با فرفیت بالای ROM برای ذخیره چندین مگابایت داده به کار می رود. داده ها روی سطح دیسک ذخیره می شوند و سپس توسط لیزر قابل خواندن هستند
CDs
DC حافظه فقط خواندنی دیسک پلاستیکی کوچک که به عنوان یک فضای ذخیره سازی با فرفیت بالای ROM برای ذخیره چندین مگابایت داده به کار می رود. داده ها روی سطح دیسک ذخیره می شوند و سپس توسط لیزر قابل خواندن هستند
printhead
1-ردیف سوزن ها در چاپگر matrial-dot که حروف را به صورت مجموعهای از نقاط ایجاد میکند. 2-حالت فلزی یک حرف که برای چاپ حرف روی کاغذ در ریبون جوهری فشار داده شده است
showboat
قایق دارای صحنه نمایش نمایش در قایق
low head plant
نیروگاه ابی فشار ضعیف تاسیسات فشار ضعیف
BNC connector
متصل کننده فلزی استوانهای شکل با هسته مسی که در انتهای کابل Coaxial قرار دارد و برای اتصال کابل ها به هم اسفاده میشود و با فشار دادن و چرخاندن استوانه فلزی دور دو سوزن قفل کنند و و صل میشود
piezoelectric
ویژگی برخی کریستالها که به هنگام اعمال ولتاژ به انهاتحت فشار قرار می گیرند یابه هنگام قرار گرفتن درمعرض فشار مکانیکی یک ولتاژ تولید می کنند
energy absorber
مکانیسم ضربه گیری مکانیسم دفع فشار حرکت دستگاه دفع فشار
high voltage transformer
ترانسفورماتور فشار قوی مبدل فشار قوی
impluse level
سطح فشار ضربهای استحکام فشار ضربهای
pitot pressure
فشار وارد به انتن فشارسنج هواپیما یا ناو فشار انتن فشارسنج
clear one's ears
متعادل کردن فشار نسبت به پرده گوشها هنگام شیرجه فشار متعادل در طرفین هنگام شیرجه در اب
into the bargain
بالای ان
above
بالای
outreach
بالای سر
overhead
در بالای سر
overhead
بالای سر
at the top of
در بالای
up
بالای
over
بالای
over-
بالای سر
over
بالای سر
over-
بالای
oer
بالای
above
بالای سر
atop of
بالای
atop of
در بالای
upped
بالای
upping
بالای
kiosks
فضایی در صفحه نمایش برای داده کاربر و کامپیوتر برای تامین اطلاعات کلی برای عموم
kiosk
فضایی در صفحه نمایش برای داده کاربر و کامپیوتر برای تامین اطلاعات کلی برای عموم
knap
بالای تپه
uptown
بالای شهر
run over
<idiom>
حرکت از بالای
over the horizon
بالای افق
ridge piece
کش بالای شیروانی
fanlights
پنجره بالای در
crow's nest
بالای بلندی
roof tree
کش بالای شیروانی
ridge pole
کش بالای شیروانی
ridge tree
کش بالای شیروانی
fanlight
پنجره بالای در
in
بالای روی
plunging fire
اتش بالای سر
in-
بالای روی
aloft
در بالای زمین
crown
بالای هرچیزی
above the earth
بالای زمین
overhead forehand
فورهند از بالای سر
mantel board
در بالای بخاری
mean high water
اب بالای میانگین
fan light
پنجره بالای در
overhead cover
حفاظ بالای سر
oer
بالای سر روی سر
overhead backhand
بک هند از بالای سر
over the horizon
از بالای افق
up the street
بالای خیابان
crowns
بالای هرچیزی
rooftops
بالای بام
on
بالای در باره
overhead stroke
ضربه از بالای سر
rooftop
بالای بام
It passed over my head.
از بالای سرم رد شد
upstream
بالای رودخانه
tree house
خانه بالای درخت
aloft
سطوح بالا در بالای
penthouse
اطاقک بالای بام
headline
در بالای صفحه ریسمان
rain water head
طشتک بالای ناودان
headlines
در بالای صفحه ریسمان
penthouses
اطاقک بالای بام
overwrite
بالای محلی نوشتن
flews
قسمت اویخته لب بالای سگ
referee
داور بالای والیبال
refereed
داور بالای والیبال
aerospace projection operations
بالای منطقه عملیات
truck
کلاهک بالای دکل
refereeing
داور بالای والیبال
Recent search history
✘ Close
Contact
|
Terms
|
Privacy
© 2009 Dictiornary-Farsi.com