English Persian Dictionary - Beta version
 
 
Home
 
     

Enter keyword here!
  Tips | Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 302 (15 milliseconds)
English Persian
internal installation سیم کشی داخلی
internal wiring سیم کشی داخلی
Search result with all words
scale ستون درجه رسوب جدار داخلی دیگ بخارناو
inner داخلی
decorator متخصص ارایش داخلی ساختمانها
decorators متخصص ارایش داخلی ساختمانها
calibrate قطر داخلی چیزی را اندازه گرفتن
calibrated قطر داخلی چیزی را اندازه گرفتن
calibrates قطر داخلی چیزی را اندازه گرفتن
calibrating قطر داخلی چیزی را اندازه گرفتن
random سیستمی که خروجی آن به ورووودی یا ساختار داخلی آن ربط ی ندارد
randomly سیستمی که خروجی آن به ورووودی یا ساختار داخلی آن ربط ی ندارد
micro طرح و ارتباطات سخت افزار داخلی ریزکامپیوتر
micros طرح و ارتباطات سخت افزار داخلی ریزکامپیوتر
token کد داخلی که جانشین کلمه رزرو یا عبارت برنامه در یک زبان برنامه سازی سطح بالا میشود
tokens کد داخلی که جانشین کلمه رزرو یا عبارت برنامه در یک زبان برنامه سازی سطح بالا میشود
innermost داخلی ترین دراعماق
engine موتور بنزینی موتور احتراق داخلی
register مهمترین ثبات داخلی ذخیره سازی درCPU که حاوی داده پردازش شدنی است
registering مهمترین ثبات داخلی ذخیره سازی درCPU که حاوی داده پردازش شدنی است
registers مهمترین ثبات داخلی ذخیره سازی درCPU که حاوی داده پردازش شدنی است
in داخلی
in- داخلی
dumping فروش کالادر کشورهای دیگر با قیمتی پایین تر از قیمت داخلی
dumping صدور کالا به کشوردیگر و فروش ان به بهای کمتر از بهای عادی به منظور فلج ساختن صنایع داخلی ان کشور
intervention هر عملی که ازناحیه یک دولت صادر شده نتیجه ان تزلزل حاکمیت واستقلال داخلی و خارجی کشور دیگری باشد
interventions هر عملی که ازناحیه یک دولت صادر شده نتیجه ان تزلزل حاکمیت واستقلال داخلی و خارجی کشور دیگری باشد
internal داخلی
autonomy استقلال داخلی
sifting روشی از مرتی کردن داخلی که بوسیله ان رکوردهاحرکت داده می شوند تا ورودرکوردهای دیگر را مجازسازند
squawk مخابره داخلی ارتباط داخلی
squawked مخابره داخلی ارتباط داخلی
squawks مخابره داخلی ارتباط داخلی
protectionism سیستم حمایت از تولیدات داخلی
protectionism دراین مکتب دفاع وحمایت از تعرفههای گمرکی به منظور حمایت صنایع واقتصاد داخلی بعنوان یک وسیله جهت توسعه اقتصادی بشمار می اید
internal combustion engine موتور احتراقی داخلی
internal combustion engine موتور احتراق داخلی
internal combustion engines موتور احتراقی داخلی
internal combustion engines موتور احتراق داخلی
insider کارمند داخلی
insiders کارمند داخلی
endocrine غده مترشحه داخلی
bush پوسته داخلی
bushes پوسته داخلی
apron کناره داخلی پیست
aprons کناره داخلی پیست
hinterland مناطق داخلی کشور
hinterlands مناطق داخلی کشور
calibers قطر داخلی جنگ افزار
calibre قطر داخلی جنگ افزار
calibres قطر داخلی جنگ افزار
interact فعل وانفعال داخلی داشتن
interacted فعل وانفعال داخلی داشتن
interacting فعل وانفعال داخلی داشتن
interacts فعل وانفعال داخلی داشتن
esoteric داخلی
inside قسمت داخلی
inside تو اعضای داخلی
inside داخلی
insides قسمت داخلی
insides تو اعضای داخلی
insides داخلی
land سطح داخلی لوله بین خانهای تفنگ
bellies قسمت داخلی کمان نزدیک زه
belly قسمت داخلی کمان نزدیک زه
excise مالیات کالاهای داخلی مالیات غیرمستقیم
local داخلی اخبار محلی
locals داخلی اخبار محلی
curb برجستگی لبههای داخلی مسیر دو
curbed برجستگی لبههای داخلی مسیر دو
curbing برجستگی لبههای داخلی مسیر دو
curbs برجستگی لبههای داخلی مسیر دو
trim تودوزی وتزئینات داخلی اتومبیل
trimmest تودوزی وتزئینات داخلی اتومبیل
trims تودوزی وتزئینات داخلی اتومبیل
internalised باطنی ساختن داخلی کردن
internalises باطنی ساختن داخلی کردن
internalising باطنی ساختن داخلی کردن
internalize باطنی ساختن داخلی کردن
internalized باطنی ساختن داخلی کردن
internalizes باطنی ساختن داخلی کردن
internalizing باطنی ساختن داخلی کردن
pacification تامین ثبات داخلی
port سوکت یا اتصال فیزیکی که امکان ارسال داده بین اتصالات داخلی کامپیوتر و وسیله خارجی دیگر فراهم میکند
stability امنیت داخلی ثبات سیاسی
stability ثبات داخلی
fail safe ماسوره تامین شده از نظرعمل کرد دستگاههای داخلی ماسوره مطمئن العمل
fail-safe ماسوره تامین شده از نظرعمل کرد دستگاههای داخلی ماسوره مطمئن العمل
inward داخلی باطنی
inhibiting اغشتن سطوح داخلی دستگاه یاماشین با ماده ضدخوردگی قبل از انبار کردن ان
functional رسم امور داخلی و فرآیندهای ماشین یا نرم افزار
bore قطر داخلی سیلندر
bore قطر داخلی لوله اسلحه
bore قطر داخلی لوله
bores قطر داخلی سیلندر
bores قطر داخلی لوله اسلحه
bores قطر داخلی لوله
innate داخلی
civil داخلی حقوقی
architecture فاهر و اتصالات سخت افزار داخلی کامپیوتر و ارتباطات منط قی بین CPU
nexus رابطه رابطه داخلی
interior داخلی
Other Matches
incretion ترشح درونی یا داخلی تراوش داخلی
internal defense پدافند داخلی پایداری داخلی
internal structure ساختمان داخلی سازه داخلی
exchanged stabilization fund مقصودتاسیسی است در ان پول خارجی و داخلی یک کاسه میشود و به این وسیله مظنه ارز خارجی ثابت نگهداشته میشود تا تنزل پول داخلی باعث رکود تجارت و عدم اعتماد نشود
storage 1-حافظه داخلی کوچک با دستیابی سریع سیستم که حاوی برنامه جاری است . 2-حافظه کوچک داخلی سیستم
intramural داخلی
endogenous داخلی
territorial داخلی
internal door در داخلی
interiors داخلی
internal medicine طب داخلی
indoor داخلی
anie داخلی
municipal داخلی
domestic داخلی
ben داخلی
indoor درونی داخلی
domestic market بازار داخلی
domestic industry صنعت داخلی
domestic emergencies موادضروری داخلی
domestic emergencies بحرانهای داخلی
endoparasite انگل داخلی
domestic economy اقتصاد داخلی
endogenous variable متغیر داخلی
domestic products محصولات داخلی
domestic trade بازرگانی داخلی
internal discharge تخلیه داخلی
ductless gland غددمترشح داخلی
internal defense دفاع داخلی
internal development توسعه داخلی
internal development رشد داخلی
domestic dualism دوگانگی داخلی
domestic disturbances اختلافات داخلی
domestic disturbances اغتشاشات داخلی
internal electrolysis الکترولیز داخلی
internal energy انرژی داخلی
civil disturbances اغتشاشات داخلی
ashi noko قسمت داخلی کف پا
internal friction اصطکاک داخلی
internal erosion فرسایش داخلی
by low نظامنامه داخلی
internal electrode الکترود داخلی
internal efficiency راندمان داخلی
internal insulation ایزولاسیون داخلی
internal diseconomies زیانهای داخلی
internal force نیروی داخلی
internal ear گوش داخلی
internal impedance امپدانس داخلی
internal impedance مقاومت داخلی
internal heating گرمایش داخلی
internal furnace کوره داخلی
interior span دهانه داخلی
endosmosis حلول داخلی
interference drag پسای داخلی
inner product ضرب داخلی
inner planets سیارات داخلی
inner loop حلقه داخلی
inner liner روکش داخلی
inner harbor بندر داخلی
inner bottom جدار داخلی
intermediate structure ساختمان داخلی
internal angle زاویه ی داخلی
internal armature ارمیچر داخلی
inland waterway ابراه داخلی
internal attack تک داخلی یا تک از داخل
inland rules قوانین داخلی
inland duty گمرک داخلی
interior wall دیوار داخلی
inner zone منطقه داخلی
interconnection اتصالی داخلی
interior affairs امور داخلی
intercommunication ارتباط داخلی
interior architecture معماری داخلی
inside wing بال داخلی
interior ballistics بالیستیک داخلی
inside thread مارپیچ داخلی
inside micrometer میکرومتر داخلی
inside hinge لولای داخلی
inside draft شیب داخلی
inside diameter قطر داخلی
inside caliper کولیس داخلی
interior guard نگهبان داخلی
inferior planets سیارههای داخلی
inferior conjunction مقارنه داخلی
internal boffles تیغههای داخلی
home made ساخت داخلی
home currency پول داخلی
home consumption مصرف داخلی
internal combustion احتراق داخلی
internal commerce تجارت داخلی
internal conductance اندوکتانس داخلی
internal conductance اندوکتیویته ی داخلی
internal conductor سیم داخلی
internal connection اتصال داخلی
internal consistency سازگاری داخلی
internal consumption مصرف داخلی
internal crack ترک داخلی
internal current جریان داخلی
internal clock ساعت داخلی
home market بازار داخلی
indoor antenna انتن داخلی
inboard aileron شهپر داخلی
imside dimension اندازه داخلی
internal brake ترمز داخلی
internal bus گذرگاه داخلی
internal bus مسیر داخلی
internal circuit مدار داخلی
home trade تجارت داخلی
internal circuit حلقه داخلی
home rule حکومت داخلی
home product محصولات داخلی
internal damping میرایی داخلی
internal supercharger سوپرشارژر داخلی
marketing audit کنترل داخلی
municipal court دادگاه داخلی
municipal law حقوق داخلی
rules of procedure نظامنامه داخلی
territorial sea دریای داخلی
local subscriber مشترک داخلی
local currency پول داخلی
inward light نور داخلی
internal trade بازرگانی داخلی
internal trade تجارت داخلی
internal transactions معاملات داخلی
internal voltage ولتاژ داخلی
internal window sill کف پنجره داخلی
internality داخلی بودن
interphone مخابرات داخلی
intrados قوس داخلی
in-fighting جنگ داخلی
internal structure سازه داخلی
domestic tariff تعرفه داخلی
interlan angle زاویه داخلی
interion architecture معماری داخلی
incoming message cassette نوارپیغام داخلی
bulkheads جدار داخلی
innards قسمتهای داخلی
internal revenue درامد داخلی
Inland Revenue درامد داخلی
internal programme برنامه داخلی
internal reflector رفلکتور داخلی
bulkhead جدار داخلی
internal report گزارش داخلی
internal resistance مقاومت داخلی
internal ruling نظامنامه داخلی
civil war جنگ داخلی
civil wars جنگ داخلی
intercom مخابرات داخلی
internal loss تلف داخلی
internal memory حافظه داخلی
internal modem مدم داخلی
internal modulation مدولاسیون داخلی
intercoms ارتباط داخلی
internal pole قطب داخلی
intercoms مخابرات داخلی
intercom ارتباط داخلی
internal power مصرف داخلی
internal security تامین داخلی
internal storage انباره داخلی
internal storage حافظه ی داخلی
internal stress تنش داخلی
internal storage حافظه داخلی
internal short circuit کوتهمداری داخلی
internal structure ساختار داخلی
internal security امنیت داخلی
internal shield غلاف داخلی
projection product ضرب داخلی [ریاضی]
internal discharge تخلیه جزیی داخلی
internal photoelectric effect اثر فتوالکتریکی داخلی
intergradation درجه بندی داخلی
IDPs بیجاشده گان داخلی
internal transmission factor ضریب انتقال داخلی
internal data representation نمایش دادههای داخلی
internal cycle time زمان چرخه داخلی
internist پزشک امراض داخلی
internal timer زمان سنج داخلی
internal temperature درجه حرارت داخلی
internal thermal resistance مقاومت حرارتی داخلی
net domestic output تولید خالص داخلی
internal impedance drop افت ولتاژ داخلی
internal voltage drop افت ولتاژ داخلی
scalar product ضرب داخلی [ریاضی]
terminal velocity سرعت داخلی گلوله
tegmen پوسته داخلی تخم
internal characteristic منحنی مشخصه داخلی
internal emitter point نقطه امیتر داخلی
per vibration نوسان داخلی بتن
net domestic product محصول خالص داخلی
intrados قوس داخلی طاق
inverse chill سرد کردن داخلی
internal resistance مقدار مقاومت داخلی
internal electerical potential پتانسیل الکتریکی داخلی
tunnel lining پوشش داخلی تونل
internal sort جور کردن داخلی
internal rate of return نرخ بازده داخلی
inner product ضرب داخلی [ریاضی]
dot product ضرب داخلی [ریاضی]
internal base resistance مقاومت داخلی بیس
internal battery مقاومت داخلی باطری
internalization of costs داخلی کردن هزینه ها
Recent search history
  Contact• | TermsPrivacy  © 2009 Dictiornary-Farsi.com