Dictiornary-Farsi.com
English Persian Dictionary - Beta version
Home
Enter keyword here!
⌨
Tips
|
Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 185 (9 milliseconds)
English
Persian
difficulty index
شاخص دشواری
Other Matches
von neuman morgensterm utility index
شاخص مطلوبیت ون نیومن مورگن استرن منظورشاخص عددی برای مطلوبیت مورد انتظار استکه دروضعیت ریسک و نامطمئنی ازاین شاخص استفاده میشود .ازنظر ریاضی این شاخص درحقیقت امید ریاضی مژلوبیت کل است
marker
تعیین کننده شاخص هدف شاخص
markers
تعیین کننده شاخص هدف شاخص
ideal index
شاخص کمال مطلوب شاخص ایده ال
rainfall index
شاخص بارش شاخص بارندگی
laboriousness
دشواری
spinosity
دشواری
inexplicability
دشواری
arduousness
دشواری
hardness
دشواری
difficulty
دشواری
difficulties
دشواری
target indicator
شاخص نشان دهنده هدف شاخص هدف
node
دشواری برامدگی
thick and thin
در دشواری وسهولت
smooth
<adj.>
بدون دشواری
nodes
دشواری برامدگی
item difficulty
دشواری پرسش
gravity
دشواری وضع
dysphasia
دشواری در سخن
oppressiveness
جفا کاری دشواری
it is particularly difficult
یک دشواری ویژه دارد
to fall on one's legs
از دشواری رها شدن
unreturnable
دشواری در بازگردانی توپ
bench mark
شاخص علامت نقطه کنترل نقشه برداری شاخص نقشه برداری
to pull off
باوجود دشواری انجام دادن
to be in a nice
[pretty]
pickle
<idiom>
بدجور در وضعیت دشواری بودن
[اصطلاح روزمره]
indexed sequential file
پرونده ترتیبی شاخص دار فایل ترتیبی شاخص دار
to turn the corner
<idiom>
بهبود یافتن پس از گذشت مرحله دشواری یا بحرانی
[اصطلاح روزمره]
indicative
شاخص
aiming post
شاخص
cephalic index
شاخص سر
gnomon
شاخص
index number
شاخص
tyupical
شاخص
level rod
شاخص
indexed
خط شاخص
indexes
خط شاخص
indexes
شاخص
indexed
شاخص
index
شاخص
dialed
شاخص
index
خط شاخص
indicator
شاخص
dials
شاخص
dialled
شاخص
critical
شاخص
scale
شاخص
dial
شاخص
indicator gate
دریچه شاخص
indexes
فهرست شاخص
neon indicator
شاخص نئونی
levelling staff
شاخص تراز
index hole
سوراخ شاخص
index mark
علامت شاخص
index number
عدد شاخص
seasonal index
شاخص فصلی
index register
ثبات شاخص
indicator electrode
الکترود شاخص
index of correlation
شاخص همبستگی
number index
شاخص عددی
oddsmaker
بازیگر شاخص
indexed
فهرست شاخص
readability index
شاخص خوانایی
sysctlg
پرونده شاخص
system catalog
پرونده شاخص
tidal bench mark
شاخص جزر و مد
toughness index
شاخص نرمی
weight index
شاخص موزون
wage index
شاخص دستمزد
validity index
شاخص اعتبار
roughness index
شاخص زبری
polarity indicator
شاخص قطب
position indicator
شاخص نماها
range indicator
شاخص مسافت
price index
شاخص قیمت
production index
شاخص تولید
index
فهرست شاخص
retention index
شاخص بازداری
vital index
شاخص حیاتی
holotype
نمونه شاخص
compression index
شاخص فشارپذیری
critical values
مقادیر شاخص
cross index
شاخص متقابل
critical ratio
بهر شاخص
aiming stake
شاخص کوچک
discrimination index
شاخص افتراق
aiming post sleeve
روپوش شاخص
economic index
شاخص اقتصادی
economic indicator
شاخص اقتصادی
critical region
ناحیه شاخص
statistics
شاخص امار
cost indexes
شاخص هزینه
characteristic roots
ریشههای شاخص
characteristic equation
معادلههای شاخص
characteristic curve
منحنی شاخص
cranial index
شاخص جمجمه
bench mark
شاخص مبداء
bain index
شاخص بین
critical period
دوره شاخص
aiming post sleeve
غلاف شاخص
aiming post light
چراغ شاخص
indicator
شاخص اندازه
indexing
شاخص گذاری
gnomonics
فن شاخص سازی
gnomonic
وابسته به شاخص
sundial
شاخص افتاب
gnomon
شاخص شرعیات
sundials
شاخص افتاب
absorption index
شاخص جذب
group index
شاخص گروه
aiming light
چراغ شاخص
active index
شاخص فعال
general index
شاخص کلی
indicator
نمایشگر شاخص
index of absorption
شاخص جذب
renewal index
شاخص قابل تجدید
colminator
دوربین شاخص توپ
respiratory exchange index
شاخص بهره تنفسی
symbol
رمز اشاره شاخص
characteristic expansion time
زمان شاخص انبساط
range markers
چراغ شاخص مسیر
to be the clincher
عامل شاخص بودن
to turn the scales
عامل شاخص بودن
post indexing
شاخص گذاری بعدی
air pollution index
شاخص الودگی هوا
array index number
عدد شاخص ارایه
beach flag
پرچم شاخص اسکله
indexed list
لیست شاخص دار
producer price index
شاخص قیمت تولیدی
construction cost index
شاخص هزینه ساختمانی
laspeyres price index
شاخص قیمت لاسپیرز
map index
فهرست شاخص نقشه ها
indexed array
ارایه شاخص دار
indexed address
آدرس شاخص دار
critical incidents technique
شیوه رویدادهای شاخص
index of real wages
شاخص دستمزدهای واقعی
index of multiple correlation
شاخص همبستگی چندگانه
index of industrial production
شاخص تولید صنعتی
cost of living index
شاخص هزینه زندگی
pre indexing
شاخص گذاری قبلی
isoheyt
خط شاخص نقاط هم باران
index linked insurance
بیمهای که با شاخص تعدیل میشود
annual efficiency index
شاخص کارایی سالانه خدمتی
critical flicker frequency
بسامد شاخص در سوسو زدن
wholesale price index
شاخص قیمت عمده فروشی
index addressing
نشان دهی شاخص دار
tidemark
میله شاخص جزر ومد
activity designator
شاخص فعالیت یکان یا قسمت
index of wholesale prices
شاخص قیمتهای عمده فروشی
index of retail prices
شاخص قیمتهای خرده فروشی
tidemarks
میله شاخص جزر ومد
gates opening indicator
شاخص باز شدن دریچه ها
consumer price index
شاخص قیمت کالاهای مصرفی
plimsoll mark
خط شاخص حداکثر وزن بارکشتی
cff
بسامد شاخص در سوسو زدن
consistency index
شاخص تغییر شکل پذیری
randie branching index
شاخص شاخه زنی رندیچ
index of consumer prices
شاخص قیمت کالاهای مصرفی
pathognomonic
وابسته بتشخیص ناخوشی شاخص مرض
indexed sequential access method
روش دستیابی ترتیبی شاخص دار
index fossil
سنگواره شاخص طبقات زمین شناسی
paasche price index
شاخص قیمت پاشه که بصورت زیرمحاسبه میگردد001 * 1q * 1p / 0q *1p
index number
مقایسه حجم در بعضی مواقع با عدد شاخص
range marker
شاخص مسافت یاب روی صفحه رادار
basic indexed sequential acess method
روش دستیابی ترتیبی شاخص دار اساسی
compliance index
شاخص نشان دهنده قابلیت پیروی از علایم راهنمایی
liquid crystal bar graph panel indicator
شاخص گراف- میله بااستفاده از قطعات کریستال مایع
drift float
علامت یا شاخص شناور نشان دهنده انحراف مسیر
system indicator
طبلک نشان دهنده کار دستگاه شاخص سیستم رمز
role indicator
نشانهای برای بیان ورودی شاخص دریک موضوع مشخص
lumber's line
خط شاخص قلب نما که مشخص کننده سینه ناو است
local color
رنگ شاخص کوه ورودخانه وجنگل وغیره درنقشه خصوصیات محلی
kwic
روش شاخص بندی اطلاعات توسط کلمات یا عبارات از قبل تعیین شده
hypercard
نوعی محیط برنامه نویسی که تمام شکلهای گوناگون اطلاعات را به صورت پشته هایی از کارت شاخص دارسازمان میدهد هایپرکارت
beach marker
علامت یا وسیله مشخص کننده ساحل یا تاسیسات ساحلی شاخص خط ساحل
plasticity index
شاخص خمیری نشانه حالت خمیری
nominal scale
شاخص مقیاس اسمی مقیاس غیر واقعی مقیاس تقریبی
Farahan
فراهان
[این ناحیه در استان مرکزی با بافت های هراتی، میناخانی و گل حنائی در قرن نوزدهم میلادی بازار جهانی خوبی داشته و شاخص آن استفاده از پودهای آبی و صورتی بوده است.]
sighting leaf
ستون درجه تفنگ یا دستگاه نشانه روی شاخص درجه تفنگ
azimuth indicator
شاخص سمتی هواپیما وسیله نشان دهنده زاویه سمتی هواپیما
isam
Access IndexedSequential روش دستیابی ترتیبی شاخص دار روش دستیابی ترتیبی فهرست دارethod
Gohar carpet
فرش گوهر
[این فرش که توسط بافنده ای به همین نام از اهالی ارمنستان وسیه بافته شده از فرش های شاخص و کلیدی این منطقه محسوب شده و طرح آنرا مربوط به قره باغ می دانند.]
gini coefficient
شاخص نابرابری درامد که از منحنی لورنز بدست می ایددرصورتیکه توزیع درامدکاملا برابر باشد این ضریب مساوی صفر ودرصورتیکه توزیع درامد کاملا نابرابرباشد این ضریب مساوی 1است هرچه این ضریب کوچک باشد توزیع درامد عادلانه تراست
Recent search history
✘ Close
Contact
|
Terms
|
Privacy
© 2009 Dictiornary-Farsi.com