English Persian Dictionary - Beta version
 
 
Home
 
     

Enter keyword here!
  Tips | Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 203 (10 milliseconds)
English Persian
hard shoulder شانه تثبیت شده
Search result with all words
verge شانه تثبیت نشده
verges شانه تثبیت نشده
Other Matches
automatic pilots وسیله تثبیت خودکار مسیرتقرب هواپیما تثبیت کننده خودکار مسیر
automatic pilot وسیله تثبیت خودکار مسیرتقرب هواپیما تثبیت کننده خودکار مسیر
voltage stabilizer تثبیت کننده فشار الکتریکی تثبیت کننده ولتاژ
hackle شانه مخصوص شانه کردن لیفهای کتان وابریشم کتان زن
stabilisers تثبیت کننده میز تثبیت کننده مسیر
stabilizer تثبیت کننده میز تثبیت کننده مسیر
monetarists طرفداران مکتب پولی گروهی که معتقدند که سیاست پولی در رابطه باایجاد ثبات اقتصادی و تثبیت اشتغال و درامد نقش موثرتری نسبت به سیاست مالی دارد . همچنین این عده اعتقاد دارند که اقتصاد بخودی خود تثبیت خواهد شد
reed شانه [وسیله ای که جهت کوبیدن و محکم کردن نخ پود در چله استفاده می شود و بیشتر در دارهای مکانیکی مورد استفاده قرار می گیرد. اندازه اینگونه شانه به پهنای عرض بافت است.]
head to head رقابت شانه به شانه
stabilisation تثبیت
fixing تثبیت
fixity تثبیت
fixations تثبیت
stabilizes تثبیت
stabilised تثبیت
anchor cell سل تثبیت
stabilises تثبیت
stabilising تثبیت
fixation تثبیت
consolidation تثبیت
stabilized تثبیت
stabilize تثبیت
confirmation تثبیت
stabilization تثبیت
corroboration تثبیت
voltage stabilization تثبیت ولتاژ
stabilising تثبیت کردن
stabilises تثبیت کردن
father fixation تثبیت پدری
wage stabilization تثبیت مزد
heat setting تثبیت گرمائی
stabilize تثبیت کردن
patents حق تثبیت اختراع
patenting حق تثبیت اختراع
reinstate تثبیت کردن
reinstated تثبیت کردن
reinstates تثبیت کردن
reinstating تثبیت کردن
patented حق تثبیت اختراع
stabilized تثبیت کردن
stabilizes تثبیت کردن
stabilization پابرجاسازی تثبیت
patent حق تثبیت اختراع
stabilised تثبیت کردن
confirmation تثبیت استقرار
fixation point نقطه تثبیت
reinstatement تثبیت در مقام
fixation process فرایند تثبیت
functional fixedness تثبیت کارکردی
visual fixation تثبیت دیداری
holding attack تک تثبیت کننده
maintenance level سطح تثبیت
mechanical stabilization تثبیت مکانیکی
nitrogen fixation تثبیت نیتروژن
price ceilings تثبیت قیمت
price freeze تثبیت قیمت ها
stop go policy سیاست تثبیت
price freezing تثبیت قیمت
price stability تثبیت قیمت
fixation of affect تثبیت عاطفی
fixate تثبیت کردن
stabilisers تثبیت کننده
avouch تثبیت کردن
course stabilizer تثبیت کننده
price stabilization تثبیت قیمت
economic stabilization تثبیت اقتصادی
fixedness تثبیت شدگی
stabilizers تثبیت کننده ها
stabilizer تثبیت کننده
fixing agent عامل تثبیت
positioning تثبیت موقعیت
stabilization policy سیاست تثبیت اقتصادی
course stabilizer دستگاه تثبیت مسیر
stabilized layer قشر تثبیت شده
stabilized layer لایه تثبیت شده
built in stabilizers تثبیت کنندههای خودکار
stabilizing sleeve غلاف تثبیت کننده
course stabilizer تثبیت کننده مسیر
voltage stabilization تثبیت فشار الکتریکی
fixes تثبیت محل ناو
emulsion stabilizer تثبیت کننده امولسیونی
well fixed خوب تثبیت شده
holding force نیروی تثبیت کننده
automatic stabilizer تثبیت کننده خودکار
viscosity stabilizer تثبیت کننده گرانروی
fix تثبیت محل ناو
exchanged stabilization fund صندوق تثبیت ارز
stabilisers ثابت تثبیت کننده
stabilizer ثابت تثبیت کننده
routes به خاک نشاندن تثبیت کردن
route به خاک نشاندن تثبیت کردن
mains voltage stabilizer تثبیت کننده ولتاژ شبکه
zener diode stabilization تثبیت کنندگی دیود زنر
self stabilizing dynamo دینام خود تثبیت کننده
voltage stabilizer تثبیت کننده اختلاف سطح
commodity agreement تثبیت مشترک قیمت فروش
stabilising به حال تعادل دراوردن تثبیت مسیر
stabilises به حال تعادل دراوردن تثبیت مسیر
stabilize به حال تعادل دراوردن تثبیت مسیر
stabilizes به حال تعادل دراوردن تثبیت مسیر
stabilized به حال تعادل دراوردن تثبیت مسیر
stabilised به حال تعادل دراوردن تثبیت مسیر
pegging تثبیت قیمت اوراق بهادار وارز
high frequency stabilized arc قوس نوری تثبیت شده ی فرکانس بالا
adjustable stabilizer تثبیت کننده افقی قابل تنظیم هواپیما
omoplate شانه
scapulas شانه
shoulder شانه
iekke شانه ها
master slave manipulator یک شانه
combings دم شانه
epaule شانه
boek bou شانه
shoulders شانه
shouldering شانه
harrower شانه زن
shouldered شانه
scapula شانه
pitchfork شانه
beater شانه
comb شانه
combed شانه
pitchforks شانه
combing شانه
functional finance سیاست مالی دولت برای تثبیت وضع اقتصادی
price support تثبیت قیمت توسط دولت برای حمایت کالا
flax comb شانه کتان
teazels شانه چوپان
flush shoulder شانه همسطح
flush shoulder شانه همکف
ctenophora شانه داران
fly comb شانه ارهای
hard shouder شانه راست
curries شانه یا قشوکردن
ctenophore شانه داران
rack type cutter شانه رنده
epauliere زره شانه
epauliere شانه پوش
teasel شانه چوپان
ctenoid شانه مانند
teasels شانه چوپان
clipped شانه فشنگ
lapwing شانه بسر
clip شانه فشنگ
curry شانه یا قشوکردن
hackle شانه کردن
harness بند شانه
harnessed بند شانه
neck and neck شانه بشانه
lapwings شانه بسر
harnessing بند شانه
soft shoulder شانه هموار
hard shoulder شانه استوار
raised shoulder شانه سکویی
raised shoulder شانه برجسته
scaular استخوان شانه
shoulder balance بالانس شانه
hoopoe شانه بسر
teazel شانه زدن
honey comb شانه عسل
Comb ( brush ) your hair . موهایت را شانه کن
rake comb شانه شیاری
Afro pick شانه مخصوص فر
cop-outs شانه خالی
cop-out شانه خالی
brushed شانه خورده
hatchel شانه کتان
teazles شانه چوپان
teazle شانه زدن
teazle شانه چوپان
shoulder brace شانه بند
shoulder of road شانه راه
clippings شانه فشنگ
heckle شانه کردن
heckles شانه کردن
arch spring line شانه طاق
shoulder blades استخوان شانه
unkempt شانه نکرده
shoulders شانه راه
heckled شانه کردن
verge شانه راه
bough شانه حیوان
shouldering شانه راه
shouldered شانه راه
boughs شانه حیوان
honeycomb شانه عسل
verge شانه نااستوار
honeycombs شانه عسل
verges شانه راه
verges شانه نااستوار
heckling شانه کردن
clip laten شانه گیر
clips شانه فشنگ
clip ejector شانه پران
shoulder blade استخوان شانه
shoulder شانه راه
comb case شانه دان
pectinated شانه دار
broad shouldered شانه پهن
stop bath ابگونه اسیدی که برای تثبیت عکس وفیلم بکار میرود
Recent search history
  Contact• | TermsPrivacy  © 2009 Dictiornary-Farsi.com