English Persian Dictionary - Beta version
 
 
Home
 
     

Enter keyword here!
  Tips | Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 135 (7 milliseconds)
English Persian
nummulite شاهدانه عدسی
Other Matches
indian hemp شاهدانه هندی شاهدانه کانادایی
cannabis شاهدانه
hempseed شاهدانه
hemp شاهدانه
cannabis انواع شاهدانه
marihuana بته شاهدانه
marijuana بته شاهدانه
hemp بوته شاهدانه
hempen متعلق به شاهدانه
hock گیاهان پنیرک شاهدانه صحرایی
tow پس مانده الیاف کتان یا شاهدانه
tows پس مانده الیاف کتان یا شاهدانه
oakum پس مانده الیاف شاهدانه کنف لایی
jelutong ماده رزینی درخت شاهدانه ک ه بجای صمغ ادامس بکار میرود
lens distortion خطای عدسی دوربین عکاسی انحراف عدسی دوربین عکاسی
eyepiece عدسی
lens عدسی
lentiform عدسی
eyepieces عدسی
lentoid عدسی
bifocal lens عدسی
glass عدسی
object glass عدسی شیئی
electrostatic lens عدسی الکتروستاتیکی
eye piece عدسی سر دوربین
floating reticle عدسی مواج
contact lenses عدسی بساو
double concave lens عدسی مقعرالطرفین
electron lens عدسی الکترونی
electromagnetic lens عدسی الکترومغناطیسی
double convex lens عدسی دو کوژ
divergent lens عدسی متباعد
divergent lens عدسی واگرا
cylindrical lens عدسی استوانهای
convex lens عدسی محدب
convex lens عدسی کوژ
convergent lens عدسی متقارب
contact lenses عدسی مماس
knurled head سر عدسی اج دار
lens coating روکش عدسی
objective glass عدسی شیئی
meniscus lens عدسی هلالی
objective lens عدسی شیئی
ocular lens عدسی چشمی
optical lens عدسی نوری
optical lens عدسی اپتیکی
reticle عدسی دوربین
spherical lens عدسی کروی
lenticulation ایجاد عدسی
vergency تقارب عدسی
lenticular مرکب از عدسی
lenticular عدسی وار
contact lens عدسی مماس
lensatic عدسی دار
contact lens عدسی بساو
convergent lens عدسی همگرا
mushroom head سر عدسی در پیچ ها
biconcave lens عدسی مقعرالطرفین
focussed کانون عدسی
focusses کانون عدسی
biconcave lens عدسی دوکاو
focussing کانون عدسی
eyepieces عدسی چشمی
achromatic lens عدسی بی رنگ
wide angle عدسی گسترش
achromate عدسی اکروماتیک
wide-angle عدسی گسترش
lens عدسی دوربین
objective عدسی شیئی
double concave lens عدسی دوکاو
eyepiece عدسی چشمی
concave lens عدسی مقعر
concave lens عدسی کاو
compound lens عدسی مرکب
cheese head سر عدسی در پیچها
objectives عدسی شیئی
button head سر عدسی در پیچ ها
focused کانون عدسی
focus کانون عدسی
focuses کانون عدسی
biconvex lens عدسی دوکوژ
parabolic lens عدسی سهمی وار
eyepiece عدسی سردوربین یامیکروسکپ
relative aperture ضریب کانونی عدسی
line of collimation خط تنظیم عدسی دوربین
plano convex lens عدسی مسطح- محدب
lens بشکل عدسی در اوردن
mensicus عدسی کاو- کوژ
refractor عدسی نور شکن
plano concave lens عدسی تخت کاو
fixed reticle عدسی ثابت دوربین
plano convex lens عدسی تخت کوژ
plano concave lens عدسی مسطح- مقعر
lentiform nucleus هسته عدسی شکل
diverging meniscus lens عدسی هلالی واگرا
double convex lens عدسی محدب الطرفین
biconvex lens عدسی محدب الطرفین
electronic lens عدسی یا لنز الکترونی
anastigmat عدسی غیر استیگمات
zooms فاصله عدسی را کم و زیادکردن
zoomed فاصله عدسی را کم و زیادکردن
lens coating پوشش روی عدسی
zoom فاصله عدسی را کم و زیادکردن
focal مربوط به کانون عدسی
astigmatic نامنظمی عدسی چشم
eyepieces عدسی سردوربین یامیکروسکپ
lenticular nucleus هسته عدسی شکل
convergent meniscus lens عدسی هلالی همگرا
twinkle box عدسی هاو یک دیسک چرخان
linear perspective پروژکتور دارای عدسی مخطط
lensatic قطب نمای عدسی دار
glass شیشه ذره بین عدسی
tricking درجه بندی عدسی دوربین
tricked درجه بندی عدسی دوربین
trick درجه بندی عدسی دوربین
focal plane افق مار بر کانون عدسی
condenser الت تقصیر عدسی محدب
burning glass عدسی محدب یاایینه مقعر
field glass عدسی درونی دوربین یاذره بین
spider عدسی بزرگ نمای روی قطب نما
spiders عدسی بزرگ نمای روی قطب نما
zoom lens عدسی دوربین عکاسی دارای کانون متغیر
zoom lenses عدسی دوربین عکاسی دارای کانون متغیر
nose piece قسمتی از ریز بین که حامل عدسی شیئی است
object glass عدسی دوربین یاریزبین که نزدیک تراست بچیزی که میخواهندببند
periscopic lens شیشه عدسی که بوسیله ان انسان مستواندچیزهای دورترازچشم رس راهم به بیند
pantoscope دوربین عکاسی که عدسی گردنده داردوازدورنمای مسلسل عکس برمیدارد
hemp گیاه شاهدانه [در فرش هند، افغانستان و بعضی از فرش های چین از ساقه های چوبی این گیاه، الیاف تهیه کرده و در تار فرش از آن استفاده می کنند.]
panoramic camera دوربین عکاسی که عدسی گردنده داردو ازدورنمای مسلسل عکس برمیدارد
wing photograph نوعی عکس هوایی مایل که به وسیله دوربینهای چند عدسی گرفته میشود
interpupillary واقع در بین دو مردمک چشم بین دو عدسی
bulls eye عدسی نیم گرد یکجور شیرینی گرد
hyperfocal distance مسافت بین عدسی دوربین تانزدیکترین اشیاء میدان تصویردوربین وقتی که دوربین روی فاصله بینهایت تنظیم شود
whisker کریستال منفرد کوچک عدسی شکلی که استحکام یا استقامت ان به بیشترین مقداری که به صورت تئوریک قابل دستیابی است بسیار نزدیک است
Recent search history
  Contact• | TermsPrivacy  © 2009 Dictiornary-Farsi.com