Dictiornary-Farsi.com
English Persian Dictionary - Beta version
Home
Enter keyword here!
⌨
Tips
|
Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 201 (14 milliseconds)
English
Persian
substantive
شبیه اسم دارای خواص اسم
Other Matches
isotropic solutions
دارای خواص برابر از هرسو از هر سو دارای همان خواص
cementitious
دارای مواد سمنتی یا سیمانی دارای خواص سیمان
papaverous
دارای خواص خشخاش
amphoteric
دارای خواص متضاد
oleaginous
دارای خواص روغن
isotropic
دارای خواص فیزیکی مشابه
propertied
متمکن دارای خواص معین
isotropic
دارای خواص برابر از هرسو همگرای
actinic
دارای خواص پرتوافکنی مربوط به تاثیر شیمیایی
vulval
دارای شکافی شبیه فرج
vulvar
دارای شکافی شبیه فرج
vulvate
دارای شکافی شبیه فرج
ulotrichous
دارای موهای شبیه پشم
subhuman
دارای صفاتی شبیه انسان
chalybeate
دارای مزه شبیه باهن
homogamic
دارای گلهای شبیه بهم ومتجانس
pentadactylate
دارای پنج زائده شبیه پنجه
diatomaceous
دارای جدار سیلیسی شبیه گمزادان
squeaker
دارای صدای شبیه جغد یا موش
drupaceous
دارای میوه الویی شبیه الو
homogamous
دارای گلهای شبیه بهم ومتجانس
ribby
دارای دندههای بیرون امده شبیه دنده
leg of mutton
دارای پاهای مثلثی شکل شبیه گوسفند
conchoidal
دارای پستی وبلندی هایی شبیه داخل صدف
squeaky
جیغ جیغو دارای صدای شبیه جغد یاموش
hardtop
اتومبیلی شبیه اتومیلهای کروکی که دارای سقف سخت فلزی میباشد
pentadactyl
دارای پنج پنجه دارای پنج زائده شبیه پنجه
zincky
بشکل روی دارای فاهری شبیه فلز روی
palmatifid
دارای شکافی شبیه پنجه دست شکافته پنجه
zinky
بشکل روی دارای فاهری شبیه فلز روی
zincy
بشکل روی دارای فاهری شبیه فلز روی
venosity
شبیه ورید دارای ورید
gooseneck
هر چیزی شبیه گردن غاز هرچیز شبیه U
properties
خواص
attribute
خواص
attributing
خواص
attributes
خواص
pinnulated
شبیه برگچه شبیه بالچه
pinnulate
شبیه برگچه شبیه بالچه
attributes
صفت خواص
chemical properties
خواص شیمیایی
mechanical properties
خواص مکانیکی
collective properties
خواص کولیگاتیو
intensive properties
خواص شدتی
hydrological
وابسته به خواص اب
intrinsic properties
خواص ذاتی
elastic properties
خواص ارتجاعی
bulk properties
خواص گروهی
attribute
صفت خواص
product capabilities
خواص محصول
property list
سیاهه خواص
attributing
صفت خواص
partial molar properties
خواص جزیی مولی
adhesion agent
ماده تشدیدکننده خواص
acoustics
خواص صوتی ساختمان
general properties of bodies
خواص عمومی اجسام
properties of section
خواص مقاطع تیرها
electro magnetism
برق و خواص مغناطیسی
magnetics
علم خواص مغناطیسی
hydraulic
وابسته به مبحث خواص اب درحرکت
electronography
ثبت خواص الکتریسته ساکن
optics
علم مطالعه در خواص نور
electro magnetism
تولید خواص مغناطیسی بوسیله
geophysical survey
مطالعه خواص فیزیکی زمین
pneumatics
علم خواص هوا و گاز
electrokinetics
علم خواص برق متحرک
unsex
از خواص جنسی محروم کردن
to turn something
تغییر کردن در ظاهر یا خواص خود
physicochemical
وابسته به خواص فیزیکی وشیمیایی اجسام
actinology
دانشی که دران از خواص نورگفتگو میکند
electro statics
علم خواص الکتریک هنگام بیحرکتی
gyromagnetic
وابسته به خواص مغناطیسی جسم الکتریکی چرخنده
metamerism
برابری در ترکیب و وزن ودگرگونی در خواص شیمیایی
atom
کوچکترین جزء یک عنصرکه خواص ان عنصر را داراباشد
pneumatology
روح شناسی علم خواص هواو گازها
aircraft alternation
اصلاحات در خواص فیزیکی وخصوصیات پرواز هواپیما
axiology
علم ارزش یا خواص ونوامیس ذاتی اجسام
atoms
کوچکترین جزء یک عنصرکه خواص ان عنصر را داراباشد
Green tea is esteemed for its health-giving properties.
ارزش چای سبز در خواص سلامت بخش آن است.
platinum metal
ترکیب نیکل و روی و مس که تا اندازهای خواص پلاتین راپیدا میکند
miscibility
قابلیت امیختن و اختلاط بدون از دست دادن خواص خود
additive
ماده ای که برای افزایش خواص مادهء دیگری به آن اضافه شود
additives
مادهای که برای افزایش خواص مادهء دیگری به ان اضافه شود
epizoology
علم مطالعه خواص وبوم شناسی و علل شیوع امراض حیوانی
charactristic curve
نموداری برای نمایش خواص نیروهای برا و پسای حاصل از یک ایرفویل
epizootology
علم مطالعه خواص و بوم شناسی و علل شیوع امراض حیوانی
epizootiology
علم مطالعه خواص و بوم شناسی و علل شیوع امراض حیوانی
color code
روشی برای مشخص کردن یک جسم یا خواص ان با استفاده از ترکیبات مختلف رنگها
gestalt
معین بطوریکه اجزاء ان خواص مختصه خودراازطرح و یاشکلی که از این ترکیب بدست اید
epiphytology
علمی که درباره خواص و بوم شناسی وعلل شیوع امراض گیاهی بحث میکند
isobar
دواتم دارای وزن مساوی ولی دارای عدد اتمی غیرمساوی
isobars
دواتم دارای وزن مساوی ولی دارای عدد اتمی غیرمساوی
isobare
دواتم دارای وزن مساوی ولی دارای عدد اتمی غیرمساوی
soft shelled
دارای عقیده معتدل حلزون دارای صدف نرم
ringent
دارای دهن باز دارای لبان برگشته
harmonics
مبحث مطالعه خواص ومختصات اصوات موسیقی مبحث الحان موزون همسازها
galleried
دارای سرسرا دارای اطاق نقاشی
low tension
دارای فشار ضعیف دارای ولتاژکم
acinaseous
دارای تخم و بذر دارای تخمدان
gravel blind
دارای چشم تار دارای دید کم
virile
دارای نیروی مردی دارای رجولیت
outrigged
دارای تیر یا دیرک پیش امده دارای چوب یااهن اضافی برای بستن اسب اضافی
idiomorphic
دارای شکل مخصوص بخود دارای شکل صحیح خود
end stopped
دارای وقفه نهایی منطقی دارای سکته منطقی
pygidial
شبیه دم
medal
شبیه
feathery
شبیه به پر
womanlike
شبیه زن
more like;most like
شبیه تر
makes
شبیه
make
شبیه
luteous
شبیه گل
nearest
شبیه
near-
شبیه
near
شبیه
nearer
شبیه
nearing
شبیه
papilionaceous
شبیه
nears
شبیه
personator
شبیه
medals
شبیه
wifelike
شبیه زن
anthoid
شبیه به گل
imitation
شبیه
imitations
شبیه
similar
شبیه
neared
شبیه
similes
شبیه
similiar
شبیه
similar
<adj.>
شبیه
analogous
شبیه
akin
<adj.>
شبیه
related
<adj.>
شبیه
simulant
شبیه
like
<adj.>
شبیه
simile
شبیه
similar to that
شبیه به ان
quasi
شبیه
alike
<adj.>
شبیه
Indo-persian rug
قالی هندی با طرح ایرانی
[اغلب دارای زمینه قرمز یا سبز بوده و از گل های کوچک، پیچک ها، پرندگان، حیوانات و طرح ابر بهره گرفته و دارای تارهای ابریشمی و پود پنبه ای است. به آن هندی-هراتی نیز می گویند.]
monadelphous
دارای میلههای یک پارچه دارای نافه یک پارچه
polyisotopic
دارای چند هم پایه دارای چند ایزوتوپ
off colored
دارای رنگ ناجور دارای رنگ مغایر
pithy
شبیه مغز
ophitic
شبیه مار
likened
شبیه کردن
oleaginous
شبیه روغن
virgulate
شبیه میله
liken
شبیه شدن
semblable
شباهت شبیه
liken
شبیه کردن
ophidian
شبیه مار
stomatic
شبیه دهان
bovine
شبیه گاو
stubbly
شبیه کاهبن
styloid
شبیه نیزه
ovine
شبیه گوسفند
palating
شبیه کاخ
vee
شبیه حرف v
alike
شبیه یکسان
palmate
شبیه پنجه
sagittate
شبیه تیر
argillaceous
شبیه خاک رس
liverish
شبیه جگر
vestibular
شبیه اتاقک
panduriform
شبیه ویولون
astral
شبیه ستاره
vestibular
شبیه رخت کن
sculpturesque
شبیه مجسمه
assonant
شبیه در صدا
osteal
شبیه استخوان
scotic
شبیه اسکاتلندیها
sulfurous
شبیه گوگرد
likened
شبیه شدن
likening
شبیه کردن
rivalled
نظیر شبیه
rivalling
نظیر شبیه
rivals
نظیر شبیه
more like;most like
شبیه ترین
butyraceous
شبیه کره
steamier
شبیه بخار
simulators
شبیه ساز
carinal
شبیه زورق
sloughy
شبیه دله
simulator
شبیه ساز
rivaled
نظیر شبیه
snakelike
شبیه مار
rivaling
نظیر شبیه
snuffy
شبیه انفیه
simulant of
مانند شبیه
steamiest
شبیه بخار
nomological
شبیه قانون
splenoid
شبیه به طحال
psittaceous
شبیه طوطی
likens
شبیه شدن
berrylike
شبیه توت
likens
شبیه کردن
b
هرشکلی شبیه به B
likening
شبیه شدن
shrubby
شبیه بوته
Recent search history
✘ Close
Contact
|
Terms
|
Privacy
© 2009 Dictiornary-Farsi.com