Dictiornary-Farsi.com
English Persian Dictionary - Beta version
Home
Enter keyword here!
⌨
Tips
|
Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 201 (32 milliseconds)
English
Persian
imagery
شبیه سازی عکاسی کردن
Other Matches
photoengrave
بوسیله عکاسی گراور سازی کردن
simulates
شباهت داشتن به شبیه سازی کردن
simulating
شباهت داشتن به شبیه سازی کردن
simulate
شباهت داشتن به شبیه سازی کردن
imagery sortie
پرواز مخصوص عکاسی هواپیمای عکاسی ماموریت عکاسی هوایی
simulates
شبیه سازی کردن تشبیه کردن
simulating
شبیه سازی کردن تشبیه کردن
simulate
شبیه سازی کردن تشبیه کردن
photoengraving
گراور سازی بوسیله عکاسی
photogravure
گراور سازی از روی شیشه عکاسی
imagery
مجسمه سازی شبیه سازی
images
شبیه سازی
simulation
شبیه سازی
image
شبیه سازی
computer simulation
شبیه سازی
simulations
شبیه سازی
the d.
فن شبیه سازی
the drama
فن شبیه سازی
simulation language
زبان شبیه سازی
computer simulation
شبیه سازی کامپیوتری
society for computer simulation
انجمن شبیه سازی کامپیوتر
dramaturgy
شبیه سازی فن نمایش داستانها
dynamic simulation language
زبان شبیه سازی پویا
fogging
اثر گرافیکی برای شبیه سازی مه
virtual
ماشین شبیه سازی شده و عملیات آن
field of view
حدود دید یک دوربین شبیه سازی شده
simulators
وسیلهای که سیستم دیگر را شبیه سازی میکند
simulator
وسیلهای که سیستم دیگر را شبیه سازی میکند
spectrozonal photography
عکاسی از اشیاء منتخب عکاسی از اشیای مخصوص
continuous strip imagery
عکاسی متوالی از یک نوارزمین عکاسی مداوم از یک نوار
virtual
شبیه سازی محیط دنیای واقعی توسط کامپیوتر
eliza
برنامهای که مباحثه یک بیمار را بایک متخصص بیماریهای دماغی شبیه سازی میکند
corporate model
نمایش یا شبیه سازی ریاضی اعمال حسابداری و خطوط راهنمای سیاست مالی یک شرکت
imacs
for internationalassociation insimulation computers mathematicsand انجمن بین المللی ریاضیات و کامپیوتردر شبیه سازی
gpss
زبان برنامه نویسی مسئله گرا برای توسعه سیستمهای شبیه سازی بکار می رود
simscript
زبان برنامه نویسی سطح بالاکه مخصوصا" برای کاربردهای شبیه سازی طراحی شده است
haze
تاثیر گرافیکی برای شبیه سازی مه طبیعی برای ایجاد فضای سه بعدی حقیقی تر
to print out
چاپ کردن در عکاسی
neural network
سیستمی که برنامه هوش مصنوعی را اجرا میکند و نحوه کار مغز و یادگیری و به خاطر سپردن آنرا شبیه سازی میکند
logical
واحد اطلاعات آماده پردازش که لزوما شبیه داده اصلی در فضای ذخیره سازی نیست که ممکن است حاوی داده کنترل و... باشد
trimetrogon
عکاسی هوایی با استفاده ازسه بعد یا صفحه سه بعدی عکاسی سه بعدی هوایی
virtual
که موجود نیست ولی توسط کامپیوتر شبیه سازی شده است و توسط کاربر به صورت مجازی قابل استفاده است
country cover diagram
دیاگرام نشان دهنده اجرای عکاسی هوایی در هر کشور دیاگرام پوشش عکاسی هوایی در سطح کشور
gooseneck
هر چیزی شبیه گردن غاز هرچیز شبیه U
lens distortion
خطای عدسی دوربین عکاسی انحراف عدسی دوربین عکاسی
rectification
یکسو سازی همسو سازی مستقیم سازی
pinnulated
شبیه برگچه شبیه بالچه
pinnulate
شبیه برگچه شبیه بالچه
phototostat
رونوشت برداری بوسیله عکاسی دستگاه عکسبرداری ازاسناد رونوشت تهیه کردن
liken
شبیه کردن
likens
شبیه کردن
likening
شبیه کردن
likened
شبیه کردن
assimilates
هم جنس کردن شبیه ساختن
assimilate
هم جنس کردن شبیه ساختن
bellowed
صدای شبیه نعره کردن
bellow
صدای شبیه نعره کردن
bellowing
صدای شبیه نعره کردن
assimilating
هم جنس کردن شبیه ساختن
assimilated
هم جنس کردن شبیه ساختن
stave
شبیه لوله ایجاد سوراخ کردن
calk
بتونه کاری کردن زیرپوش سازی کردن مسدود کردن
digital sorting
روش مرتب کردن شبیه ماشینهای جدول بندی
to feel like something
احساس که شبیه به چیزی باشد کردن
[مثال پارچه]
double leg and inside turnover
دوخم با عوض کردن دست شبیه سر و ته یکی مخالف یایک پا رو کار
junk
پاک کردن یا حذف کردن از فایل ذخیره سازی که دیگر استفاده نمیشود
photography
عکاسی
photogeny
عکاسی
calculating
دوباره سازی یا ایجاد داده جدید از طریق فشرده سازی وقایع عددی معین
pilot materials
وسایل و دست ابزارهای ماشین سازی یا مدل سازی
photographic strip
باند عکاسی
line of collimation
خط محور عکاسی
brownies
یکجوردوربین عکاسی
photographic strip
نوار عکاسی
flash
فلاش عکاسی
phototelegraphy
عکاسی رادیویی
wirephoto
عکاسی رادیویی
radiophoto
عکاسی رادیویی
photographic fixing
ثبوت عکاسی
photographic chemistry
شیمی عکاسی
facsimile
عکاسی رادیویی
facsimiles
عکاسی رادیویی
dark room
تاریکخانه عکاسی
photoionization
یونش عکاسی
brownie
یکجوردوربین عکاسی
faxing
عکاسی رادیویی
telephoto
عکاسی رادیویی
faxes
عکاسی رادیویی
faxed
عکاسی رادیویی
flashed
فلاش عکاسی
telephotography
عکاسی رادیویی
fax
عکاسی رادیویی
photochromy
عکاسی رنگی
imagery
عکاسی هوایی
aerial photography
عکاسی هوائی
flash photography
عکاسی شب بابرق
photographic accessories
لوازم عکاسی
photographic scale
مقیاس عکاسی
photographic
وابسته به عکاسی
flashes
فلاش عکاسی
kodak
دوربین عکاسی
flashlight
لامپ عکاسی
film
فیلم عکاسی
heliochrome
عکاسی رنگی
shutterbug
عاشق عکاسی
filmed
فیلم عکاسی
flashlights
لامپ عکاسی
photography
لوازم عکاسی
negative photo plane
افق شیشه عکاسی
iris
دیافراگم
[دوربین عکاسی]
(iris) diaphragm
دیافراگم
[دوربین عکاسی]
thermal imagery
عکاسی مادون قرمز
vidicon
لوله دوربین عکاسی
camera
دوربین یا جعبه عکاسی
camera axis
محور دوربین عکاسی
dicing photography
عکاسی در ارتفاع کم باهواپیما
fan cameras
دوربینهای عکاسی منظرهای
fixer
دوای ثبوت عکاسی
telephotography
عکاسی از راه دور
filmstrip
فیلم عکاسی 53 میلمتری
heliocheomy
عکاسی بارنگ طبیعی
Dont move . Hold it. Keep stI'll.
بی حرکت ( در عکاسی وغیره )
image format
اندازه فیلم عکاسی
cameras
دوربین یا جعبه عکاسی
exposure scale
جدول پرتوگیری
[عکاسی]
exposure station
ایستگاه عکاسی هوایی
image format
اندازه شیشه عکاسی
flash bulb
فلاش دوربین عکاسی
camera nadir
محورلولایی دوربین عکاسی
isocentre
خط المرکزین دوربین عکاسی
photographically
از روی علم عکاسی
photoflash
فشنگ منورمخصوص عکاسی در شب
flash lamp
لامپ پر نور عکاسی
safelight
چراغ تاریکخانه عکاسی
bombardment photography
عکاسی از بمباران هوایی
floors
کف سازی کردن
floor
کف سازی کردن
floored
کف سازی کردن
photocopying
رونوشت برداری بوسیله عکاسی
photomap
نقشه برداری بوسیله عکاسی
flashbulb
لامپ پرنور فلاش عکاسی
radar imagery
عکاسی به وسیله امواج رادار
folded optics
وسیله عکاسی یا دیدبانی تاشونده
flashbulbs
لامپ پرنور فلاش عکاسی
photocopied
رونوشت برداری بوسیله عکاسی
photocopies
رونوشت برداری بوسیله عکاسی
photocopy
رونوشت برداری بوسیله عکاسی
camera obscura
اطاقک تاریک جعبه عکاسی
camera magazine
جعبه محتوی فیلم عکاسی
platinotype
عکاسی بوسیله املاح پلاتین
ordnance plant
کارخانجات اسلحه سازی یامهمات سازی
jagger
الت کنگره سازی یادندانه سازی
thermal imagery
عکاسی با اشعه حرارتی مادون قرمز
thermal crossover
تقابل حرارتی در عکاسی مادون قرمز
telecamera
دوربین مخصوص عکاسی ازفواصل دور
ground position
نقطه تصویرزمینی هواپیمای در حال عکاسی
time exposure
مدت بازماندن دیافراگم دوربین عکاسی
sortie plot
شمای منطقه پرواز در عکاسی هوایی
jerry build
بنا سازی کردن
simulates
وانمود سازی کردن
simulating
وانمود سازی کردن
insculp
مجسمه سازی کردن
copying
بدل سازی کردن
simulate
وانمود سازی کردن
calker
زیرپوش سازی کردن
copies
بدل سازی کردن
copy
بدل سازی کردن
copied
بدل سازی کردن
cover search
جستجوی بهترین منطقه پوشش عکاسی هوایی
canadian , grid
سیستم شبکه بندی عکاسی برجسته منشوری
zoom lens
عدسی دوربین عکاسی دارای کانون متغیر
sonne photography
روش عکاسی به طریقه عکسبرداری از یک نوار ممتدزمین
panoramic
دوربین منظره نما یا افق نمادر عکاسی
zoom lenses
عدسی دوربین عکاسی دارای کانون متغیر
subverts
درون واژگون سازی کردن
compaction
فشرده سازی متراکم کردن
subverting
درون واژگون سازی کردن
To forge a document (documents).
سند ومدرک سازی کردن
subverted
درون واژگون سازی کردن
subvert
درون واژگون سازی کردن
bastardization
بدل سازی حرامزاده کردن
coverage index
کالک نمایش مناطق زیرپوشش شناسایی عکاسی هوایی
negatives
گزارش منفی نسخه فیلم عکاسی یا شیشه عکس
continuous strip photography
عکاسی به طریق نوار مداوم عکسبرداری هوایی با نوارمداوم
infrared resolution
تجزیه و تحلیل و کاوش هدف با عکاسی مادون قرمز
negative
گزارش منفی نسخه فیلم عکاسی یا شیشه عکس
denitometer
وسیله اندازه گیری درجه تیرگی تصاویر عکاسی
pre-treatment
عملیات مقدماتی و آماده سازی
[مثل شستشوی پشم قبل از رنگرزی و یا آماده سازی دار جهت چله کشی]
one level address
سازماندهی فضای ذخیره سازی که هر نوع رسانه ذخیره سازی یکسان رفتار می شوند
frustration
خنثی سازی محروم سازی
subjugation
مقهور سازی مطیع سازی
ouster
بی بهره سازی محروم سازی
irritancy
پوچ سازی باطل سازی
frustrations
خنثی سازی محروم سازی
formularization
کوتاه سازی ضابطه سازی
latensification
تقویت عکس فاهر شده عکاسی بوسیله مواد شیمیایی
images
وسیله عکاسی الکترونیکی که سیگنالی تولید میکند به مجموعهای از نورها.
image
[وسیله عکاسی الکترونیکی که سیگنالی تولید میکند به مجموعهای از نورها.]
crab angle
زاویه بین مسیر حرکت هواپیما و محور دوربین عکاسی
box camera
دوربین عکاسی ساده و جعبه مانند که دستگاه میزان ندارد
Recent search history
✘ Close
Contact
|
Terms
|
Privacy
© 2009 Dictiornary-Farsi.com