English Persian Dictionary - Beta version
 
 
Home
 
     

Enter keyword here!
  Tips | Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 202 (10 milliseconds)
English Persian
brushy شبیه ماهوت پاک کن
Search result with all words
wispish شبیه ماهوت پاک کن یاجاروب وقشو
Other Matches
broadcloth ماهوت
whiskery ماهوت پاک کن
drapery ماهوت فروشی
clothes brush ماهوت پاک کن
brushes ماهوت پاک کن
whisker ماهوت پاک کن
draperies ماهوت فروشی
draper ماهوت فروش
whisk broom ماهوت پاک کن
brush ماهوت پاک کن
drapers ماهوت فروش
hair brush ماهوت پاک کن
whisked ماهوت پاک کن زدن
brush ماهوت پاک کن زدن
brushes ماهوت پاک کن زدن
whisks ماهوت پاک کن زدن
whisk ماهوت پاک کن زدن
whisking ماهوت پاک کن زدن
brushes سرسمبه نظافت ماهوت پاک کن
brush سرسمبه نظافت ماهوت پاک کن
hairbrush ماهوت پاک کن مخصوص موی سر
gooseneck هر چیزی شبیه گردن غاز هرچیز شبیه U
crew cut اصلاح سربطوری که موهاکوتاه شده وشبیه ماهوت پاک کن شود
crew cuts اصلاح سربطوری که موهاکوتاه شده وشبیه ماهوت پاک کن شود
pinnulated شبیه برگچه شبیه بالچه
pinnulate شبیه برگچه شبیه بالچه
velure پارچه مخملی ماهوت پاک کن پارچهای باماهوت پاک کن پاک کردن
woollen draper پشمینه فروش ماهوت فروش شال فروش
makes شبیه
near شبیه
personator شبیه
papilionaceous شبیه
medals شبیه
make شبیه
anthoid شبیه به گل
pygidial شبیه دم
quasi شبیه
imitation شبیه
similar to that شبیه به ان
nears شبیه
nearing شبیه
simulant شبیه
imitations شبیه
nearest شبیه
nearer شبیه
neared شبیه
near- شبیه
similiar شبیه
womanlike شبیه زن
luteous شبیه گل
medal شبیه
similar <adj.> شبیه
alike <adj.> شبیه
akin <adj.> شبیه
related <adj.> شبیه
like <adj.> شبیه
wifelike شبیه زن
analogous شبیه
similar شبیه
similes شبیه
simile شبیه
more like;most like شبیه تر
feathery شبیه به پر
fiddleback شبیه ویولون
henny شبیه بمرغ
farfetched شبیه بعید
eugenoid شبیه اوگانا
epithelioid شبیه بشرهای
haemoid شبیه خون
epithelial شبیه بشرهای
haematoid شبیه بخون
libriform شبیه لیف
fiddleback شبیه کمانچه
grapy شبیه انگور
goosy شبیه غاز
lacertilian شبیه مارمولک
goosey شبیه غاز
keel shaped شبیه ته کشتی
ichthyoid شبیه ماهی
lilied شبیه سوسن
ghostliness شبیه به روح
limaciform شبیه نرم تن
liker to god than man شبیه تر بخداتاادم
for all the world like کاملا` شبیه
encephaloid شبیه مغز
nebulous شبیه سحاب
stellar شبیه ستاره
simulated شبیه ساخته
popish شبیه کاتولیک
likes شبیه همچون
liked شبیه همچون
like شبیه همچون
airily شبیه هوا
alike شبیه یکسان
astral شبیه ستاره
bovine شبیه گاو
rivals نظیر شبیه
rivalling نظیر شبیه
rivalled نظیر شبیه
rivaling نظیر شبیه
rivaled نظیر شبیه
rival نظیر شبیه
adrenergic شبیه ادرنالین
alkaloid شبیه قلیا
argillaceous شبیه خاک رس
dermoidal شبیه پوست
dermoid شبیه پوست
crystalloid شبیه بلور
computer simulation شبیه سازی
aliform شبیه بال
claustral شبیه حجره
citied شبیه شهر
chylaceous شبیه کیلوس
chochleate شبیه صدف
chartaceous شبیه کاغذ
cervine شبیه گوزن
carinal شبیه زورق
butyraceous شبیه کره
likens شبیه کردن
berrylike شبیه توت
b هرشکلی شبیه به B
assonant شبیه در صدا
likens شبیه شدن
spathulate شبیه مرهم کش
sylphlike شبیه جن هوایی
taffia مشروبی شبیه رم
tafia مشروبی شبیه رم
take after شبیه بودن
the d. فن شبیه سازی
the drama فن شبیه سازی
the profession اهل شبیه
tonsillar شبیه لوزتین
susurrus شبیه نجوا
susurrous شبیه نجوا
spatulate شبیه مرهم کش
spheroid شبیه کره
splenoid شبیه به طحال
stomatic شبیه دهان
stubbly شبیه کاهبن
styloid شبیه نیزه
sulfurous شبیه گوگرد
sulphurous شبیه گوگرد
trapezium شبیه ذوذنقه
trichoid شبیه موی
trochal شبیه چرخ
virgulate شبیه میله
waterish هر چیزی شبیه اب
wavelike شبیه موج
whippy شبیه شلاق
woodsy شبیه چنگل
vestibular شبیه اتاقک
vestibular شبیه رخت کن
typal شبیه نمونه
uncial شبیه یک دوازدهم
ungual سم دار شبیه سم
ursine شبیه خرس
vapory شبیه بخار
vaulty شبیه طاق
vee شبیه حرف v
vermiform شبیه کرم
soupy شبیه ابگوشت
limacine شبیه نرم تن
palating شبیه کاخ
panduriform شبیه ویولون
palmate شبیه پنجه
phylloid شبیه برگ
sculpturesque شبیه مجسمه
piscine شبیه ماهی
pisiform شبیه نخود
platinoid شبیه پلاتین
ovine شبیه گوسفند
osteal شبیه استخوان
lupin شبیه گرگ
lupine شبیه گرگ
molluscoid شبیه نرم تن
more like;most like شبیه ترین
nomological شبیه قانون
oleaginous شبیه روغن
ophidian شبیه مار
ophitic شبیه مار
platy شبیه بشقاب
plexiform شبیه شبکه
plexiform شبکهای شبیه رگ
sagittate شبیه تیر
scotic شبیه اسکاتلندیها
screwlike شبیه اچار
semblable شباهت شبیه
shrubby شبیه بوته
simulant of مانند شبیه
sloughy شبیه دله
snakelike شبیه مار
rooty شبیه ریشه
rhizome شبیه ریشه
plumy شبیه پر کرکی
polypose شبیه بواسیرلحمی
polypous شبیه بواسیرلحمی
prismoidal شبیه منشور
protean شبیه Proteus
psittaceous شبیه طوطی
quasi easement حق شبیه به حق ارتفاق
Recent search history
  Contact• | TermsPrivacy  © 2009 Dictiornary-Farsi.com