English Persian Dictionary - Beta version
 
 
Home
 
     

Enter keyword here!
  Tips | Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 205 (2 milliseconds)
English Persian
cattier شبیه گربه
cattiest شبیه گربه
catty شبیه گربه
Search result with all words
genet جانور پستاندارکوچک گوشت خواری شبیه گربه زباد یا گربه معمولی
viverrine شبیه گربه زباد
Other Matches
feline وابسته به تیره گربه گربه صفت
gooseneck هر چیزی شبیه گردن غاز هرچیز شبیه U
pinnulate شبیه برگچه شبیه بالچه
pinnulated شبیه برگچه شبیه بالچه
neko گربه
felid گربه
flue گربه رو
malkin گربه
moggy گربه
puss گربه
cat گربه
cats گربه
ventus's shell کس گربه
air drain گربه رو
tomcats گربه نر
the cat has nine lives گربه
grimalkin گربه
flues گربه رو
gib cat گربه نر
tom cat گربه نر
tomcat گربه نر
kits بچه گربه
cathead کله گربه
wildcats گربه وحشی
cats eye چشم گربه
kitties بچه گربه
mewed صدای گربه
caracal گربه صحرایی
pussy گربه وار
mew صدای گربه
pussies گربه وار
catling بچه گربه
catlike گربه وار
cowrie نوعی کس گربه
cowries نوعی کس گربه
gatophobia گربه هراسی
tiger cat گربه وحشی
to pull the strings گربه رقصاندن
sheat fish گربه ماهی
silure گربه ماهی
tabby cat گربه خط دار
cattish گربه وار
galeophobia گربه هراسی
cat's paws پنجه گربه
ailurophobia گربه هراسی
cat's paw پنجه گربه
kitty بچه گربه
tabbies گربه ماده
reflecting stud چشم گربه
cowry نوعی کس گربه
kit بچه گربه
gib cat گربه اخته
catfish گربه ماهی
felidae تیره گربه
gib گوه گربه نر
felid گربه مانند
foumart گربه شمالی
tom جنس نر گربه نر
to lead one a dance گربه رقصاندن
lead one a dance گربه رقصاندن
abyssinian نژادی از گربه
foumart گربه قطبی
grimalkin گربه ماده
heating flue تنوره گربه رو
fitchet گربه قطبی
kitling بچه گربه
Persian cat گربه ایرانی
toms جنس نر گربه نر
cattiest گربه صفت
tabby گربه ماده
cattiness گربه صفتی
felinity گربه صفتی
catty گربه صفت
cattier گربه صفت
civet گربه زباد
cri du chat گربه اوایی
kitten بچه گربه
wildcat گربه وحشی
kittens بچه گربه
meow صدای گربه
cattily گربه وار
mewing صدای گربه
meaow صدای گربه
lemon grass گربه دشتی
catamount یکجور گربه دشتی
catamountain یکجور گربه دشتی
caterwauling صدای شیون گربه
serval گربه دشتی افریقایی
kittenish مثل بچه گربه
neko ashi dachi ایستادن گربه سان
miaou صدای گربه میومیو
caterwaul صدای شیون گربه
caterwauled صدای شیون گربه
caterwauls صدای شیون گربه
miaows صدای گربه میومیو
gib گربه صفت بودن
tabby cat گربه ببری یا پلنگی
to pull the wires گربه رقصانی کردن
pussies ریم الود گربه
cat gets one's tongue <idiom> گربه زبونش را خورده
pussy ریم الود گربه
viverrine خانواده گربه زباد
beom seogi گربه سان ایستادن
leopards پلنگ گربه وحشی
leopard پلنگ گربه وحشی
They fight like cat and dog. مانند سگ و گربه به هم می پرند.
miaowing صدای گربه میومیو
miaowed صدای گربه میومیو
miaow صدای گربه میومیو
The cat dreams of mice. <proverb> گربه در خواب موش بیند.
linsang گربه زباد برمه وجاوه
margay گربه پلنگی امریکای جنوبی
fisch پوست راسو یا گربه قطبی
fitchew پوست راسو یا گربه قطبی
hemp nettle گیاهان جنس کله گربه
A cat has nine lives . <proverb> گربه هفت جان دارد .
play cat and mouse with someone <idiom> موش و گربه بازی کردن
Siamese cat گربه چشم ابی ولاغرسیامی
There is not room no swing a cat . <proverb> گربه را مجال گذز نیست .
Siamese cats گربه چشم ابی ولاغرسیامی
wire pulling گربه رقصانی تحریک سیاست بازی
manx cat گربه اهلی موکوتاه ودم کوتاه
fleas i. doges and cats کیک هاسگ و گربه را اذیت می کنند
rumpy یکجور گربه بی دم در جزیره man of isle
cougars گربه وحشی پشمالو یوزپلنگ امریکایی
cougar گربه وحشی پشمالو یوزپلنگ امریکایی
Two cas and a mouse , two wives in one house , two. <proverb> دو گربه و یک موش ,دو زن در یک خانه و دو سگ و یک استخوان هرگز سلوکشان نشود .
The cat ate the whole mouse. گربه تمام موش راخورد ( گوشت ،استخوان وغیره )
No matter which way you fling a cat, it will light. <proverb> گربه را هر طورى بیندازند روى چهار دست و پا پائین مى آید.
catgut روده گربه وغیره که برای بخیه زدن درجراحی بکارمیرود
returns کدیا کلید مشخص کننده انتهای خط ورودی وحرکت نشانه گربه شروع خط بعد
returning کدیا کلید مشخص کننده انتهای خط ورودی وحرکت نشانه گربه شروع خط بعد
returned کدیا کلید مشخص کننده انتهای خط ورودی وحرکت نشانه گربه شروع خط بعد
return کدیا کلید مشخص کننده انتهای خط ورودی وحرکت نشانه گربه شروع خط بعد
personator شبیه
papilionaceous شبیه
wifelike شبیه زن
like <adj.> شبیه
luteous شبیه گل
alike <adj.> شبیه
akin <adj.> شبیه
more like;most like شبیه تر
womanlike شبیه زن
related <adj.> شبیه
similar <adj.> شبیه
simile شبیه
similes شبیه
neared شبیه
nearer شبیه
nearest شبیه
nearing شبیه
nears شبیه
pygidial شبیه دم
quasi شبیه
medal شبیه
feathery شبیه به پر
simulant شبیه
anthoid شبیه به گل
imitation شبیه
imitations شبیه
analogous شبیه
near- شبیه
near شبیه
makes شبیه
similar to that شبیه به ان
make شبیه
medals شبیه
similar شبیه
similiar شبیه
butyraceous شبیه کره
epithelial شبیه بشرهای
for all the world like کاملا` شبیه
fiddleback شبیه کمانچه
assonant شبیه در صدا
aliform شبیه بال
alkaloid شبیه قلیا
woodsy شبیه چنگل
argillaceous شبیه خاک رس
chartaceous شبیه کاغذ
b هرشکلی شبیه به B
berrylike شبیه توت
eugenoid شبیه اوگانا
fiddleback شبیه ویولون
chochleate شبیه صدف
simulated شبیه ساخته
chylaceous شبیه کیلوس
claustral شبیه حجره
computer simulation شبیه سازی
stellar شبیه ستاره
crystalloid شبیه بلور
dermoid شبیه پوست
dermoidal شبیه پوست
equal همرتبه شبیه
encephaloid شبیه مغز
epithelioid شبیه بشرهای
citied شبیه شهر
carinal شبیه زورق
farfetched شبیه بعید
nebulous شبیه سحاب
adrenergic شبیه ادرنالین
Recent search history
  Contact• | TermsPrivacy  © 2009 Dictiornary-Farsi.com