English Persian Dictionary - Beta version
 
 
Home
 
     

Enter keyword here!
  Tips | Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 201 (14 milliseconds)
English Persian
aerographer شخصی که وضع هوا وامواج را به کشتی گزارش میدهد
Other Matches
logs گزارش سفرنامه کشتی
log گزارش سفرنامه کشتی
consulting شخصی که نصیحات تخصصی میدهد
departure report گزارش پایان تعمیرات گزارش عزیمت ناو گزارش حرکت
systems analysis شخصی که بررسیهای سیستم را انجام میدهد
the ship leaks کشتی اب تو میدهد
sentinels 1-علامت گذار یا چاپگر بخش خاص داده .2-پرچمی که وضعیت ثبات را پس از عملیات ریاضی یا منط قی گزارش میدهد
sentinel 1-علامت گذار یا چاپگر بخش خاص داده .2-پرچمی که وضعیت ثبات را پس از عملیات ریاضی یا منط قی گزارش میدهد
problems زبان برنامه نویسی سطح بالا که امکان بیان مشکلات شخصی را به سادگی میدهد
problem زبان برنامه نویسی سطح بالا که امکان بیان مشکلات شخصی را به سادگی میدهد
chandler فردی که تدارکات کشتی راانجام میدهد
draught line خطی که اب نشین کشتی رانشان میدهد
report program generator زبان برنامه نویسی درکامپیوترهای شخصی برای آماده کردن گزارشات تجاری که به دادههای درون فایل , پایگاه داده ها و...امکان شامل شدن میدهد
spot report گزارش مشاهدات یا گزارش فوری از تحقیقات محلی
action report گزارش عملیات جنگی گزارش درگیری با دشمن
f.drss جامه شخصی که باتفتن شخصی دوخته درمجلس رقص بپوشند
subscriber 1-شخصی که یک تلفن دارد.2-شخصی که مبلغی می پردازد تا به سرویس مثل BBS دستیابی یابد
subscribers 1-شخصی که یک تلفن دارد.2-شخصی که مبلغی می پردازد تا به سرویس مثل BBS دستیابی یابد
report generator گزارش زایی گزارش گیری
report generator گزارش ساز ایجادکننده گزارش
visualreport گزارش دیدبانی بصری گزارش مشاهدات بصری در حین پرواز
amplifying report گزارش تماس با دشمن گزارش تکمیلی اخذ تماس بادشمن
mortar report گزارش تیراندازی خمپاره انداز دشمن گزارش تیرخمپاره انداز
MS DOS سیستم عامل کامپیوترهای شخصی IBM PC که داده ذخیره شده روی دیسک را مدیریت میکند و خروجی و ورودی کاربر را نمایش میدهد.DOS-MS سیستم عامل تک کاربر و تک کار کاره است و توسط واسط خط دستور در کنترل میشود
topgallant سکوب بالای دکل کشتی بالاترین شکوب دکل کشتی وسایل بی مصرف کشتی
logical حرف یا کلمهای که عمل منط قی که انجام میدهد را شرح میدهد.
scuppering سوراخ زهکشی دیواره کشتی مجرای فاضل اب روی عرشه کشتی
scuppered سوراخ زهکشی دیواره کشتی مجرای فاضل اب روی عرشه کشتی
scupper سوراخ زهکشی دیواره کشتی مجرای فاضل اب روی عرشه کشتی
scuppers سوراخ زهکشی دیواره کشتی مجرای فاضل اب روی عرشه کشتی
respondentia وامی که به صاحب کشتی داده و کشتی او به رهن گرفته میشود
ship's manifest صورت محمولههای کشتی فهرست کالاهای در حال حمل در کشتی
load line خطی در اطراف کشتی که نمودار حداکثر فرفیت کشتی میباشد
hawse سوراخهای دماغه کشتی که مخصوص عبورطناب است طنابهای نگاه دارنده کشتی درحوضچه
carry ship کشتی حامل زندانیان جنگی کشتی غیر مسلحی که تضمین عبور داشته باشد
keel حمال کشتی صفحات اهن ته کشتی وارونه کردن
keels حمال کشتی صفحات اهن ته کشتی وارونه کردن
gunroom مخزن مهمات کشتی سفره خانه افسران کشتی
embarkation بارگیری کشتی یا خودرو سوار شدن در کشتی یاخودرو
supercargo نماینده مالک محمولات کشتی که با کشتی به سفر می رود
dan runner کشتی رهاکننده علایم شناور در اب کشتی تعیین مسیر
lazar housek عمارت یا کشتی برای قرنطینه 8 انبار عقب کشتی
waterline خط بار گیری کشتی خط میزان و تراز کشتی باسطح اب
bill of health گواهی نامهای که هنگام حرکت کشتی پس ازمعاینه کشتی از لحاظ بیماریهای مسری به ناخداداده میشود
usura maritima دادن وام با بهره سنگین به مالک کشتی که در صورت سالم برگشتن کشتی قابل وصول است
the vessel was put a bout جهت کشتی را تغییر دادند کشتی را برگردانند
windjammer یکی از کارکنان کشتی کشتی بادبانی
dma UPC ای که به کنترولی DMA اجازه ارسال داده روی باس در حین دورههای ساعت میدهد وقتی که دستورات داخلی یا NOP را انجام میدهد
shelling report گزارش تیراندازی دشمن گزارش تیراندازی توپخانه دشمن
cargo outturn report گزارش تخلیه محمولات ناو گزارش تخلیه ناو
support CI مخصوص که با cpu کار میکند و یک تابع جمع یا عملیات استاندارد را به سرعت انجام میدهد و سرعت پردازش را افزایش میدهد
graphics پردازنده جانبی که سرعت نمایش را افزایش میدهد. محل پیکس ها را محاسبه میکند که خط c شکل را می سازند و آنها را نمایش میدهد
ToolTips برنامهای که تحت ویندوز کار میکند و یک خط از متن را زیر یک نشانه نشان میدهد وقتی که کاربر نشانه را روی آن قرار میدهد
quarterdeck عرشه کوچک عقب کشتی قسمتی از عرشه کشتی جنگی مخصوص انجام تشریفات نظامی و غیره
quarterdecks عرشه کوچک عقب کشتی قسمتی از عرشه کشتی جنگی مخصوص انجام تشریفات نظامی و غیره
yawed انحراف کشتی از مسیر خود خط انحراف کشتی چرخش افقی هواپیما دور محور قائم ان
yaw انحراف کشتی از مسیر خود خط انحراف کشتی چرخش افقی هواپیما دور محور قائم ان
overboard از کشتی بدریا روی کشتی
sailboat کشتی بادبانی کشتی بادی
sailboats کشتی بادبانی کشتی بادی
piracy هرعملی که کارگران یا سرنشینان کشتی علیه کشتی خود انجام دهند استفاده غیر قانونی از تالیف دیگری برای تالیف کتاب یارساله و غیره
cartel ship کشتی مخصوص مبادله اسیران جنگی کشتی محل مذاکرات جنگی
free on boand تحویل روی کشتی قیمت کالای تحویلی روی کشتی
supervisory 1-سیگنالی که نشان میدهد آیا مدار مشغول است یا خیر. 2-سیگنالی که وضعیت وسیله را نشان میدهد
account گزارش
report گزارش
report generator گزارش زا
reported گزارش
recitetion گزارش شز
reports گزارش
reportage گزارش
semi naufragium نیمه غرق شده گی کشتی نیمه کشتی شکستگی
orthodromy کشتی رانی در دایره بزرگ درست کشتی رانی
orthodromics کشتی رانی در دایره بزرگ درست کشتی رانی
management report گزارش مدیریت
bruit گزارش سروصدا
periodic report گزارش دورهای
detailed report گزارش مشروح
command report گزارش فرماندهی
wrap up گزارش خلاصه
blue bell گزارش بدرفتاری
expertise گزارش اهل فن
annual report گزارش سالانه
annual report گزارش سالیانه
blue bark گزارش حرکت
blue bell گزارش جنایت
an incomprehensive report گزارش کوتاه
viva voting گزارش شفاهی
hot report گزارش مهم
school report گزارش اموزشگاه
returning گزارش دادن
rpg مولدبرنامه گزارش
quarterly report گزارش سه ماهه
returns گزارش دادن
reportable گزارش دادنی
report writer گزارش نویسی
report program برنامه گزارش
report progarm generator تولیدبرنامه گزارش
report progarm generator مولدبرنامه گزارش
report file فایل گزارش
report generator مولد گزارش
situation report گزارش وضعیت
returned گزارش رسمی
status report گزارش وضعیت
viva report گزارش شفاهی
visualreport گزارش بصری
error report گزارش خطا
internal report گزارش داخلی
to give forth گزارش دادن
report writer نویسنده گزارش
flash report گزارش انی
return گزارش دادن
technical report گزارش فنی
return گزارش رسمی
survey report گزارش بازرسی
submit a report گزارش دادن
subemit a report گزارش دادن
final report گزارش نهایی
returned گزارش دادن
report generation تولید گزارش
edit line خط گزارش وضعیت
reports گزارش دادن
reported گزارش دیدبانی
returning گزارش رسمی
story روایت گزارش
reported گزارش دادن به
reports گزارش دادن به
press report گزارش خبری
actions گزارش وضع
action گزارش وضع
logs گزارش سفرهواپیما
log گزارش سفرهواپیما
journal گزارش روزانه
journals گزارش روزانه
minute گزارش وقایع
account اهمیت گزارش
turn in <idiom> گزارش دادن
report گزارش دادن
commentary گزارش رویداد
report گزارش دادن به
commentaries گزارش رویداد
report گزارش دیدبانی
returns گزارش رسمی
accident reporting گزارش حادثه
reported گزارش دادن
reports گزارش دیدبانی
HTML مجموعهای از کدهای مخصوص که نحوه و نوعی که برای نمایش متن به کار می رود نشان میدهد و امکان ارتباط از طریق کلمات خاص درون متن به بخشهای دیگر متن یا متنهای دیگر میدهد
prow کشتی عرشه کشتی
prows کشتی عرشه کشتی
flash report گزارش برق اسا
to report [to a body] گزارش دادن [به اداره ای]
docking report گزارش تعمیر ناو
periodic intelligence report گزارش نوبهای اطلاعاتی
super visum corporis گزارش معاینه جسد
to give an account of گزارش و توضیح دادن
project technical report گزارش فنی پروژه
project technical report گزارش فنی طرح
misreport اشتباه گزارش دادن
progress reporting گزارش پیشرفت کار
progress report گزارش پیشرفت کار
logbook گزارش روزانه سفرکشتی
report of survey گزارش تحقیقات یا بررسیها
interim report گزارش پیشرفت کار
journal book دفتر گزارش روزانه
reportable items اقلام قابل گزارش
schedule report گزارش زمانبندی شده
aircraft accident report گزارش سانحه هوایی
snap report گزارش فوری یا انی
bills گزارش جریان دعوی
evaluation report گزارش ارزیابی وضعیت
exception reporting گزارش گیری مخصوص
hearings رسیدگی بمحاکمه گزارش
hearing رسیدگی بمحاکمه گزارش
contact report گزارش اخذ تماس
bill گزارش جریان دعوی
According to the riport . بقرار این گزارش
reportedly طبق گزارش یا شایعه
call-ups دستور ارسال گزارش
weekly progress report گزارش هفتگی کار
draft report گزارش نیمه نهایی
call-up دستور ارسال گزارش
call up دستور ارسال گزارش
annual financial statement گزارش مالی سالانه
docking report گزارش عملیات تعمیراتی در حوضچه
journals گزارش تمام ارتباط به یک ترمینال
daily progress report گزارش روزانه پیشرفت کار
request mast گزارش از طریق سلسله مراتب
journal گزارش تمام ارتباط به یک ترمینال
air control and reporting center (c.r.c. مرکز کنترل و گزارش هوایی
neither report was correct هیچیک از ان دو گزارش درست نبود
return گزارش نهایی هیات تحقیق
returned گزارش نهایی هیات تحقیق
returning گزارش نهایی هیات تحقیق
city article گزارش مختصرمالی یاتجاری در روزنامه
contact report گزارش تماس با هواپیمای دشمن
critic report گزارش نتیجه جلسه انتقاد
report generator برای تامین گزارش کامل
returns گزارش نهایی هیات تحقیق
he gave an a of the battle گزارش ان جنگ راشرح داد
system log گزارش روزانه عملیات سیستم
Recent search history
  Contact• | TermsPrivacy  © 2009 Dictiornary-Farsi.com