English Persian Dictionary - Beta version
 
 
Home
 
     

Enter keyword here!
  Tips | Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 58 (5 milliseconds)
English Persian
executional requirement شرائط اجرایی
Other Matches
embankment condition حالت یا شرائط خاکریزی
transfer order دستورالعمل ارائه وفایف اجرایی یا انتقال وفایف اجرایی نیروهای مسلح
virus برنامهای که خود را به فایلهای اجرایی می افزاید و از خود برای سایر فایلهای اجرایی کپی می گیرد
viruses برنامهای که خود را به فایلهای اجرایی می افزاید و از خود برای سایر فایلهای اجرایی کپی می گیرد
ministerial اجرایی
executive اجرایی
administrative اجرایی
administrant اجرایی
executives اجرایی
executing agency شعبه اجرایی
execute statement حکم اجرایی
executable statement جمله اجرایی
e. power نیروی اجرایی
functional team تیم اجرایی
executive agent عامل اجرایی
executive agent شعبه اجرایی
feasability study مطالعات اجرایی
executive system سیستم اجرایی
executive routine روال اجرایی
operating agency قسمت اجرایی
executive committee هیات اجرایی
operating program برنامه اجرایی
executive program برنامه اجرایی
command of execution ریاست اجرایی
technical اصولی اجرایی
execute statement دستور اجرایی
tax administration مسائل اجرایی مالیات
proctor مدیر اجرایی دانشگاه
executive by law ایین نامه اجرایی
sanction ضمانت اجرایی قانون
sanctioned ضمانت اجرایی قانون
it is not protected by sanctions ضمانت اجرایی ندارد
nonexecutable statement جمله غیر اجرایی
sanctioning ضمانت اجرایی قانون
cryptochannel سیستم اجرایی رمز
escrow اجرایی پیدا میکند
sanctions ضمانت اجرایی قانون
operand دستور اجرایی عمل کننده
executives افسراجراییات معاون اجرایی قسمت
registers ذخیره موقت دستورات اجرایی
registering ذخیره موقت دستورات اجرایی
register ذخیره موقت دستورات اجرایی
executive افسراجراییات معاون اجرایی قسمت
Politburo کمیتهی اجرایی حزب کمونیست
sanction ضمانت اجرایی معین کردن
sanctioned ضمانت اجرایی معین کردن
Politburos کمیتهی اجرایی حزب کمونیست
sanctioning ضمانت اجرایی معین کردن
sanctions ضمانت اجرایی معین کردن
command of execution فرمان اجرای عمل یکان اجرایی
self- برنامه کامپیوتری که حاوی دستورات اجرایی برای کاربر است
stub تابع برنامه کوتاه که حاوی توضیحاتی برای شرح کد اجرایی است که در تابع درج خواهد شد
stubbed تابع برنامه کوتاه که حاوی توضیحاتی برای شرح کد اجرایی است که در تابع درج خواهد شد
stubbing تابع برنامه کوتاه که حاوی توضیحاتی برای شرح کد اجرایی است که در تابع درج خواهد شد
stubs تابع برنامه کوتاه که حاوی توضیحاتی برای شرح کد اجرایی است که در تابع درج خواهد شد
executive agreement موافقتنامه اجرایی موافقتنامه قابل اجرا
executing agency قسمت اجراکننده قسمت اجرایی
Recent search history
  Contact• | TermsPrivacy  © 2009 Dictiornary-Farsi.com