Dictiornary-Farsi.com
English Persian Dictionary - Beta version
Home
Enter keyword here!
⌨
Tips
|
Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 225 (3 milliseconds)
English
Persian
boundary conditions
شرایط حدی
Search result with all words
desirability
درجه تمایل شرایط مطلوب
meet
مطابق شرایط بودن
meets
مطابق شرایط بودن
logic
بخشی از کد که توابع نامناسب مثل آسیب سیستم انجام میدهد وقتی شرایط ی برقرار باشند
demur
ایراد میکند که مدعی یا ادعای وی شرایط قانونی لازم را فاقد است . دراین حالت موضوع به دادگاه احاله میشود که تصمیم بگیرد که اصولا" خوانده ملزم به پاسخگویی دعوی هست یانه
demurred
ایراد میکند که مدعی یا ادعای وی شرایط قانونی لازم را فاقد است . دراین حالت موضوع به دادگاه احاله میشود که تصمیم بگیرد که اصولا" خوانده ملزم به پاسخگویی دعوی هست یانه
demurring
ایراد میکند که مدعی یا ادعای وی شرایط قانونی لازم را فاقد است . دراین حالت موضوع به دادگاه احاله میشود که تصمیم بگیرد که اصولا" خوانده ملزم به پاسخگویی دعوی هست یانه
demurs
ایراد میکند که مدعی یا ادعای وی شرایط قانونی لازم را فاقد است . دراین حالت موضوع به دادگاه احاله میشود که تصمیم بگیرد که اصولا" خوانده ملزم به پاسخگویی دعوی هست یانه
circuit
وسیلهای که عناصر را با قط ع برق در صورت بروز شرایط غیر عادی محافظت میکند
circuits
وسیلهای که عناصر را با قط ع برق در صورت بروز شرایط غیر عادی محافظت میکند
qualifications
شرایط لازم
requirements
شرایط لازم
plateau
شرایط پایا
plateaus
شرایط پایا
plateaux
شرایط پایا
qualification
وضعیت شرایط
qualification
واجد شرایط
unconditional
دستوری که کنترل را از یک بخش برنامه به دیگری منتقل میکند , بدون بستگی داشتن به وقوع شرایط ی .
modus vivendi
توافقی که بین دو کشور بوجود می اید با این هدف که بعدا" شرایط ان دقیقتر و واضحتر تعیین شودهدف این نوع توافق حل مسائلی است که حل انها رانمیتوان به بعد موکول کرد
disadvantage
شرایط نامساعد
disadvantages
شرایط نامساعد
term
شرایط
termed
شرایط
terming
شرایط
circumstance
شرایط محیط اهمیت
terms
شرایط
ineligible
فاقد شرایط لازم
qualified
دارای شرایط لازم
qualified
واجد شرایط
qualified
واجد شرایط لازمه
unqualified
فاقد شرایط لازم
decision
دستوربرنامه نویسی شرطی که کنترل را با به همراه داشتن آدرس دستور بعدی که در صورت شرایط ی اجرا میشود مستقیماگ انجام میدهد
decision
جدولی که رابط ه بین متغیرهای مشخص و اعمالی که در شرایط مختلف رخ میدهند نشان میدهد
decisions
دستوربرنامه نویسی شرطی که کنترل را با به همراه داشتن آدرس دستور بعدی که در صورت شرایط ی اجرا میشود مستقیماگ انجام میدهد
decisions
جدولی که رابط ه بین متغیرهای مشخص و اعمالی که در شرایط مختلف رخ میدهند نشان میدهد
disqualified
فاقد شرایط لازم دانستن
disqualifies
فاقد شرایط لازم دانستن
disqualify
فاقد شرایط لازم دانستن
disqualifying
فاقد شرایط لازم دانستن
eligible
واجد شرایط مطلوب
eligible
واجد شرایط
eligible
واجد شرایط برای انتخاب شدن
qualifies
صلاحیت داشتن واجد شرایط شدن
qualifies
واجد شرایط
qualify
صلاحیت داشتن واجد شرایط شدن
qualify
واجد شرایط
quantified
واجد شرایط شدن
quantifies
واجد شرایط شدن
quantify
واجد شرایط شدن
quantifying
واجد شرایط شدن
bona fide
واجد شرایط
conditions
شرایط
conditions
شرایط اوضاع
conditions
مقررات و شرایط اسبدوانی
bend
شرایط خمیدگی زانویی
fair play
شرایط برابر
voter
عنصر منطقی باینری که شرایط سیگنال را در دو یاچند کانال مقایسه کرده و درصورت وقوع ناسازگاری حالت انرا عوض میکند
voters
عنصر منطقی باینری که شرایط سیگنال را در دو یاچند کانال مقایسه کرده و درصورت وقوع ناسازگاری حالت انرا عوض میکند
action oriented management report
گزارشی که شرایط غیرعادی رابا توجه ویژهای که نیازدارد به مدیریت هشدار میدهد
actude conditions
شرایط حاد
actude conditions
شرایط شدید
admission requirements
شرایط پذیرش
adverse factors
شرایط نامساعد
adverse yaw
شرایط پروازی که در ان دماغه هواپیما در خلاف جهت مطلوب منحرف میشود
all weather fighter
هواپیمایی که در هر گونه شرایط جوی قادر به عمل باشد
ambient conditions
شرایط محیطی
anti blush tinner
ماده رقیق کننده ایکه به کندی خشک میشود و در شرایط رطوبت زیاد برای جلوگیری از التهاب لعاب روی سطح بکار میرود
average conditions
شرایط عادی
average conditions
شرایط متوسط
ballistic conditions
شرایط بالیستیکی
ballistic match
تطابق شرایط بالیستیکی خورند بالیستیکی
ballistics of penetration
شناسایی شرایط نفوذ گلوله شناسایی مسیر نفوذ گلوله
boundary conditions
شرایط مرزی
ceteris paribus
ثابت بودن سایر شرایط
climate for growth
شرایط لازم برای رشد
condition book
کتابچه حاوی شرایط ومقررات اسبدوانی
condition of readiness
شرایط امادگی
conditions of contract
شرایط قرارداد
conditions of purchase
شرایط خرید
conditions of sale
شرایط اساسی معامله
conference terms
شرایط کنفرانس
controlled thermonuclear reaction
جوش هستهای کنترل شده تحت شرایط ازمایشگاهی برای تولید توان مفید
credit terms
شرایط اعتبار
requirements of the credit
شرایط اعتبار
delivery terms
شرایط تحویل
demand oriented pricing
قیمت گذاری با توجه به شرایط تقاضا
differential effects
اثرتغییر شرایط استاندارد روی سهمی گلوله
dis qualified
فاقد شرایط
do while
یک دستور برنامه نویسی زبان سطح بالا که تا موقعی که شرایط معینی وجود داشته باشد دستورالعملهای حلقهای را اجرا میکند
double coincidence of wants
زیرا هرطرف مبادله باید کالائی را به بازار عرضه کند که طرف دیگر مبادله به ان نیاز دارد ونیز شرایط مبادله باید موردتوافق طرفین مبادله باشد
dynamic condition
شرایط و مقتضیات پویای اقتصادی تغییر شرایط اقتصادی ناشی از تحول سلیقه تقاضا کنندگان وهزینه و مخارج تولید ونسبت جمعیت
elements of weather
عناصر موثر در شرایط جوی عوامل جوی
emergency conditions
شرایط اضطراری
entry group
واجدین شرایط تخصصی شغلی
entry group
گروه واجد شرایط
equilibrium conditions
شرایط تعادل
equitable mortgage
در CL عبارت است ازرهنی که در شرایط خاص خود به خود
escrow
موافقت نامه بین دونفرکه بامانت نزدشخص ثالثی سپرده شودوتاحصول شرایط بخصوص بدون اعتبارباشد
existing circumstances
شرایط موجود
fall back
سیستم پشتیبان در شرایط اضطراری
Other Matches
synoptic situation
شرایط جوی محلی موجود شرایط جوی اندازه گیری شده منطقهای
second best theory
نظریه دومین ارجحیت . براساس این نظریه چنانچه یک یا چندشرط از شرایط لازم برای بهینه پارتو وجود نداشته باشد در این صورت رعایت شدن سایر شرایط لازم باقیمانده در ارجحیت ثانی قرار نخواهد گرفت
the conditions
شرایط ان
stability conditions
شرایط ثبات
Russian roulette
<idiom>
شرایط پرخطر
qulifications
واجد شرایط
final cinditions
شرایط پایانی
final cinditions
شرایط فینال
ball games
شرایط وضعیت
given conditions
شرایط معینه
no bed of roses
<idiom>
شرایط سختوبد
tight spot
<idiom>
شرایط سخت
given conditions
شرایط معلوم
ball game
شرایط وضعیت
terms of trade
شرایط مبادله
payment terms
شرایط پرداخت
terms of trade
شرایط معامله
present conditions
شرایط فعلی
qalified
واجد شرایط
terms of payment
شرایط پرداخت
terms and conditions
ضوابط و شرایط
second order conditions
شرایط ثانوی
settlement terms
شرایط پرداخت
settlement terms
شرایط تسویه
shipping terms
شرایط حمل
terms of shipment
شرایط حمل
spring conditions
شرایط بهاری
standard condition
شرایط استاندارد
standard temperature and pressure
شرایط متعارفی
standard temperature and pressure
شرایط استاندارد
implied terms
شرایط ضمنی
implied terms
شرایط تلویحی
initial condition
شرایط اولیه
working conditions
شرایط کار
standard conditions
شرایط متعارفی
light conditions
شرایط نور
liner terms
شرایط خط کشتیرانی
tropical condition
شرایط گرمسیری
marginal conditions
شرایط نهائی
mutual terms
شرایط متقابل
necessary conditions
شرایط لازم
normal temperature and pressure
شرایط استاندارد
normal temperature and pressure
شرایط متعارفی
sufficient conditions
شرایط کافی
makings
شرایط لازم
suitable conditions
شرایط مناسب
usual conditions
شرایط معمول
conditions of use
شرایط کاربرد
conditions of (the) competition
شرایط رقابت
competitive conditions
شرایط رقابت
competition conditions
شرایط رقابت
machining requirments
شرایط براده برداری
to impose conditions
با شرایط سنگین بارکردن
it does not s. the condition
واجدان شرایط نیست
tenders conditions
شرایط عمومی مناقصه
support conditions
شرایط تکیه گاهی
terms and conditions of the credit
ضوابط و شرایط اعتبار
possessing the necessary qualifications
واجد شرایط لازم
second order conditions
شرایط مرتبه دوم
qualify for
واجد شرایط بودن
qualificatory
واجد شرایط کننده
provisions of a contract
شرایط قرار داد
other things being equal
اگر شرایط دیگررابرابربگیریم
volcanism
شرایط و خصوصیات اتشفشانی
feudatory
تابع شرایط تیول
tight squeeze
<idiom>
شرایط سخت تجاری
turn the tables
<idiom>
عوض کردن شرایط
make a difference
<idiom>
شرایط را عوض کردن
investigation of foundation conditions
تحقیق شرایط شالوده
ineligibility
فقدان شرایط لازم
through the mill
<idiom>
تجربه شرایط مشکل
size up
<idiom>
بسته به شرایط ،برانداز کردن
time utility
بهره گیری از شرایط زمانی
loan conversion
تجدید نظر در شرایط وام
debt rescheduling
تجدید نظر در شرایط وام
However difficult the circumstances
[are]
, ...
هر قدر هم که شرایط دشوار هستند، ...
restructure
شرایط وام را عوض کردن
restructured
شرایط وام را عوض کردن
Are you prepared to accept my conditions?
حاضر ید شرایط مرا بپذیرید؟
come into one's own
<idiom>
به خاطر شرایط خوب رفتارکردن
restructures
شرایط وام را عوض کردن
get in the swing of things
<idiom>
به شرایط جدید عادت کردن
ligting conditions
شرایط روشنایی نسبتهای نور
reasonableness of terms in contract
معقول بودن شرایط قرارداد
qualified person
شخص واجد شرایط کارشناس متخصص
reschedule
در شرایط وام تجدید نظر کردن
rescheduled
در شرایط وام تجدید نظر کردن
reschedules
در شرایط وام تجدید نظر کردن
rescheduling
در شرایط وام تجدید نظر کردن
play it by ear
<idiom>
تصمیم گیری درچیزی برطبق شرایط
make the best of
<idiom>
دربدترین شرایط بهترین را انجام دادن
dead duck
<idiom>
در شرایط ناامید کننده قرار داشتن
to satisfy conditions
شرایط را برآورده کردن
[ریاضی]
[فیزیک]
put someone in the picture
<idiom>
شرایط را شرح دادن برای کسی
let (something) ride
<idiom>
ادامه دادن بدون عوض شدن شرایط
breeding grounds
محل یا شرایط موجب تولید و گسترش چیزی
To preserve the status quo .
وضع موجود ( شرایط فعلی ) را حفظ کردن
ineligibly
بدون داشتن شرایط لازم برای انتخاب
breeding ground
محل یا شرایط موجب تولید و گسترش چیزی
To stipulate.
شرط کردن (بعنوان شرایط قرار دادن )
It is for the Court to fix the terms.
[ The terms are a matter for the Court to fix.]
این مربوط به دادگاه می شود که شرایط را تعیین کند.
to live like animals
[in a place]
در شرایط مسکنی خیلی بد زندگی کردن
[اصطلاح تحقیر کننده ]
bargaining chip
عامل کمک کننده به عقد قرارداد یا دستیابی به شرایط خوب
bargaining chips
عامل کمک کننده به عقد قرارداد یا دستیابی به شرایط خوب
demands of providing healthy living and working conditions
خواسته هایی از فراهم نمودن شرایط زندگی و کار سالم
advantaged
کسیکه در شرایط بهتری از لحاظ اجتماعی و یا مادی قرار دارد
farraginous
تلفیق کننده کلیه شرایط واخلاقهای متفاوت وجنسهای مخالف
special contracts
منظور عقودی هستند که نام و صیغه خاص و شرایط ویژه دارند
weakest maintained
ضعیف ترین مخلوط سوخت که تحت شرایط معین میتواندتوان را بیشینه نگهدارد
The prisoners of the terrorist militia were detained under inhumane conditions.
زندانیان گروه شبه نظامی تروریستی در شرایط غیرانسانی بازداشت شده بودند.
It must be left to the future to repeat the study under better controlled conditions
این را باید به آینده باقی گذاشت که پژوهش را در شرایط کنترل شده بهتر تکرار کرد.
forward chaining
روش استدلال مبتنی بر وقایع که از شرایط شناخته شده به هدف مطلوب می رسد زنجیره پیشرو
potential substitution
حالتی که یک کالا جانشین عینی نداردولی موادی وجود دارند که تحت شرایط خاص می توانندجانشین ان شوند
reserve factor
نسبت استحکام واقعی یک سازه به کمترین استحکام لازم برای شرایط موردنظر
unqulified
فاقد شرایط لازم فاقد صلاحیت غیرصالح
standard condition
شرایط متعارف فشار و دمای متعارف
stp
شرایط متعارف فشار و دمای متعارف
ntp
شرایط متعارف فشار و دمای متعارف
standard temperature and pressure
شرایط متعارف فشار و دمای متعارف
normal temperature and pressure
شرایط متعارف فشار و دمای متعارف
uberrima fides
صفتی است که در بعضی از قراردادها که باعث برقراری انواع خاصی از رابطه بین افراد میشود وجودش از شرایط صحت عقل است
implied malice
سوء نیتی است که به موجب نشانههای موجود در قانون درصورت سرزدن اعمال خاص از فرد و یا به وجود امدن شرایط خاص در موضوع موجود فرض میشود
international labour organization
سازمان بین المللی کار سازمانی که در جوار جامعه ملل تاسیس شد و در سال 6491 به سازمان ملل پیوست و هدف ان بهبودبخشیدن به شرایط کار ازجنبه ها مختلف و حمایت ازکارگران و منافع ایشان میباشد
readiness condition
وضعیت امادگی رزمی وضعیت امادگی یکان شرایط اماده باش یکان
Recent search history
✘ Close
Contact
|
Terms
|
Privacy
© 2009 Dictiornary-Farsi.com