English Persian Dictionary - Beta version
 
 
Home
 
     

Enter keyword here!
  Tips | Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 201 (11 milliseconds)
English Persian
play ball with someone <idiom> شرکت منصفانه
Other Matches
letterheads مشخصات شرکت که برروی نامههای ان شرکت چاپ شده است
letterhead مشخصات شرکت که برروی نامههای ان شرکت چاپ شده است
compaq computer corporation شرکت کامپیوتری کامپک شرکت سازنده انواع گوناگون ریزکامپیوتر سازگار باریزکامپیوتر
limited company شرکت با مسئولیت محدود شرکت سهامی
constituent company شرکت وابسته به شرکت یاشرکتهای دیگر
considerately منصفانه
evenhanded منصفانه
deserved منصفانه
equitably منصفانه
fairs منصفانه
fairest منصفانه
candid منصفانه
impartial منصفانه
reasonable منصفانه
just منصفانه
even handed منصفانه
even-handed منصفانه
fairer منصفانه
fair منصفانه
even-handedly منصفانه
fair deal روش منصفانه
short end (of the stick) <idiom> غیر منصفانه
fair competition رقابت منصفانه
fair price قیمت منصفانه
fair deal سیاست منصفانه
unfairly غیر منصفانه
impartially بیغرضانه منصفانه
tit for tat <idiom> مبادله منصفانه
fair return بازده منصفانه
unjust غیر منصفانه
equanimity قضاوت منصفانه
unfair غیر منصفانه
fair trade تجارت منصفانه
fair trade کسب منصفانه
just profit سود منصفانه
just price قیمت منصفانه
fairly بدون تزویر منصفانه
shoot straight <idiom> منصفانه رفتار کردن
international finance corporation شرکت مالی بین المللی شرکت تاسیس شده به وسیله بانک جهانی که هدفش تشویق و ترویج موسسات تولیدی بخش خصوصی درکشورهای توسعه نیافته است
parent company شرکت مادر شرکت مرکزی
wrong غیر منصفانه رفتار کردن
wrongs غیر منصفانه رفتار کردن
to wrong غیر منصفانه رفتار کردن
He gave me a square deal . بامن منصفانه معامله کرد
wronging غیر منصفانه رفتار کردن
privates رابط ه تلفن کوچک در شرکتها برای برقراری تماس بین افراد درون شرکت یا شماره گیری با افراد خارج از شرکت
private رابط ه تلفن کوچک در شرکتها برای برقراری تماس بین افراد درون شرکت یا شماره گیری با افراد خارج از شرکت
outsource به کار گرفتن شرکت دیگر برای مدیریت و تامین شبکه برای شرکت شی
dragger شرکت کننده در مسابقه اتومبیلرانی سرعت شرکت کننده درمسابقه سرعت موتورسیکلت رانی شرکت کننده در مسابقه قایقرانی سرعت
components اجزای تشکیل دهنده نیروی مسلح شرکت کننده در عملیات جزء یا قطعهای از یک وسیله کامل یکان شرکت کننده در عملیات
component اجزای تشکیل دهنده نیروی مسلح شرکت کننده در عملیات جزء یا قطعهای از یک وسیله کامل یکان شرکت کننده در عملیات
paperless شرکت الکترونیکی یا شرکتی که از کامپیوتر و سایر قط عات الکترونیکی برای کارهای شرکت استفاده میکند و از کاغذ استفاده نمیکند
houses 1-روش هجی کردن و ساختار کلمه که توسط شرکت نشر در همه کتابهایش به کار می رود. 2-طرح محصولات شرکت برای معرفی کردن محصولات رقیب به آنها
house 1-روش هجی کردن و ساختار کلمه که توسط شرکت نشر در همه کتابهایش به کار می رود. 2-طرح محصولات شرکت برای معرفی کردن محصولات رقیب به آنها
housed 1-روش هجی کردن و ساختار کلمه که توسط شرکت نشر در همه کتابهایش به کار می رود. 2-طرح محصولات شرکت برای معرفی کردن محصولات رقیب به آنها
body corporate شرکت شرکت سهامی
business group شرکت سهامی [شرکت]
fair trade laws قوانین تجارت منصفانه قرارداد بین تولیدکننده وفروشنده برای تثبیت یا تعیین حداقل قیمت
army component نیروی زمینی شرکت کننده درعملیات یکان زمینی شرکت کننده در عملیات مشترک قسمت زمینی
unijust غیر عادلانه غیر منصفانه بی عدالت بی انصاف
component command قرارگاه نیروی شرکت کننده درعملیات فرماندهی نیروی مسلح شرکت کننده درعملیات
corporation شرکت
enterprises شرکت
enterprise شرکت
corporations شرکت
associations شرکت
association شرکت
businesses شرکت
business شرکت
participation شرکت
concerns شرکت
concern شرکت
handing شرکت
houses شرکت
housed شرکت
firms شرکت
house شرکت
fellowsh شرکت
EIS ول شرکت
companies شرکت
firmest شرکت
hand شرکت
consociation شرکت
contribution شرکت
contributions شرکت
firm شرکت
firmer شرکت
incorporation شرکت
partnerships شرکت
cahoot شرکت
partnership شرکت
company شرکت
private corporation شرکت خصوصی
joint-stock company شرکت سهامی
tandy corporation شرکت Tandy
proportional liability partnership شرکت نسبی
electric company شرکت برق
subsidiary company شرکت فرعی
joint-stock companies شرکت سهامی
employer's liability insurance company شرکت بیمه
company union اتحادیه شرکت
compulsory partnership شرکت قهری
private enterprise شرکت خصوصی
private company شرکت خصوصی
founder موسس شرکت
take a hand at شرکت کردن در
sit out شرکت نداشتن در
stock company شرکت سهامی
society شرکت کمیته
cooperative company شرکت تعاونی
mutual company شرکت تعاونی
cooperative society شرکت تعاونی
corporate appraisal ارزیابی شرکت
proprietary company شرکت خصوصی
economic unit خانوار شرکت
doctor to the company پزشک شرکت
dissolution of partner ship فسخ شرکت
subsidiaries شرکت تابعه
societies شرکت کمیته
dissolution of a company انحلال شرکت
winding up of a company انحلال شرکت
corporately بصورت شرکت
cooperative شرکت تعاونی
shipping company شرکت کشتیرانی
shipping agent شرکت حمل
subsidiary شرکت تابعه
corporativism شرکت گرایی
holding company شرکت مالک
associated company شرکت وابسته
general partnership شرکت تضامنی
artieles of association شرکت ناور
articles of assosiation اساسنامه شرکت
certificate of incorporation شرکت نامه
champerty شرکت در دعوا
civil partnership شرکت مدنی
article of association اساسنامه شرکت
article of a company اساسنامه شرکت
commercial company شرکت تجاری
giant corporation شرکت بزرگ
go into شرکت کردن در
associative شرکت پذیر
branch of a company شعبه شرکت
house flag پرچم شرکت
holding company شرکت مرکزی
insurance company شرکت بیمه
intel corporation شرکت اینتل
invalidation of company بطلان شرکت
inveluntary partnership شرکت قهری
joint stock شرکت سهامی
associativity شرکت پذیری
commercial firm شرکت تجارتی
joint stock company شرکت سهامی
memorandom of association اساسنامه شرکت
participating شرکت کننده
datapro یک شرکت تحقیقاتی
company law قوانین شرکت
company network شبکه شرکت
company seal مهر شرکت
company secretary منشی شرکت
participable شرکت کردنی
participable شرکت بردار
corporatism شرکت گرایی
parent company شرکت اصلی
memorandum of association اساسنامه شرکت
microsoft corporation شرکت مایکروسافت
ncr corporation شرکت NCR
aiding and abetting شرکت در جرم
affiliated company شرکت وابسته
pall bearer شرکت میکند
acting company شرکت عامل
parcenary شرکت در ارث
parcenary شرکت مشاع
parent company شرکت مادر
participative شرکت کننده
to play at شرکت کردن در
contributor شرکت کننده
assist شرکت جستن
entry شرکت کننده
equity حق صاحبان شرکت
equities حق صاحبان شرکت
unity وحدت شرکت
corporations شرکت سهامی
corporation شرکت سهامی
share [in] شرکت [سهم] [در]
assists شرکت جستن
assisting شرکت جستن
assisted شرکت جستن
a stand-alone company یک شرکت مستقل
business شرکت تجاری
businesses شرکت تجاری
partaking شرکت کردن
partakes شرکت کردن
partaken شرکت کردن
partake شرکت کردن
entrepreneurs موسس شرکت
entrepreneur موسس شرکت
founders موسس شرکت
foundering موسس شرکت
foundered موسس شرکت
partnerships شرکت تضامنی
Recent search history
  Contact• | TermsPrivacy  © 2009 Dictiornary-Farsi.com