English Persian Dictionary - Beta version
 
 
Home
 
     

Enter keyword here!
  Tips | Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 201 (9 milliseconds)
English Persian
radial artery شریان زند اصلی
Other Matches
VL bus مین کنترل مستقیم از طریق باس اصلی روی پردازنده اصلی و برقراری ارسال داده خیلی سریع بین حافظه اصلی و کارت جانبی بدون استفاده از پردازنده
VL local bus مین کنترل مستقیم از طریق باس اصلی روی پردازنده اصلی و برقراری ارسال داده خیلی سریع بین حافظه اصلی و کارت جانبی بدون استفاده از پردازنده
arteries شریان
artery شریان
carotid arteries شریان سبات
carotid artery شریان سبات
atherosclerosis تصلب شریان
carotidal artery شریان سبات
popliteal artery شریان پس زانو
carotidal شریان سبات
tenaculum شریان گیر
coronary artery شریان اکلیلی
iliac artery شریان حرقفی
garrote شریان بند
garotte شریان بند
pumonary artery شریان ریه
arteritis اماس شریان
arteritis ورم شریان
tourniquet شریان بند
arteriology شریان شناسی
femoral artery شریان ران
f.artery شریان صورت
tourniquets شریان بند
aneurism اتساع شریان
arteriole شریان کوچک
ligature شریان بندی رشته
endo arterities اماس درونی شریان
coronary شریان یاورید اکبلیلی
aorta شریان بزرگ شاهرگ
arterial مربوط به شریان یاسرخرگ
arteriotomy برش یا گشایش شریان
subclavian artery شریان زیر ترقوه
aortas شریان بزرگ شاهرگ
coronaries شریان یاورید اکبلیلی
carotid وابسته به شریان شاهرگی
coronary thromboses انسداد شریان اکلیلی قلب
coronary thrombosis انسداد شریان اکلیلی قلب
masters سیستم با کامپیوتر کنترل اصلی و یک فرعی که از اصلی دستور می گیرد
master data file پرونده مشخصات اصلی امادنظامی پروند خصوصیات اصلی اماد
master سیستم با کامپیوتر کنترل اصلی و یک فرعی که از اصلی دستور می گیرد
mastered سیستم با کامپیوتر کنترل اصلی و یک فرعی که از اصلی دستور می گیرد
acciaccatura نت سریعی که نیم پرده کوتاه تر ازنت اصلی است وقبل از نت اصلی نواخته میشود
on board که در تخته اصلی یا PCB اصلی قرار دارد
staple جزء اصلی هر چیزی قلم اصلی
first generation computer کپی اصلی تصویر یا متن اصلی
main guard نیروی جلودار اصلی حفاظ اصلی
prototypal وابسته به طرح اصلی یا نمونه اصلی
stapled جزء اصلی هر چیزی قلم اصلی
generations کپی اصلی تصویر اصلی یا متن
generation کپی اصلی تصویر اصلی یا متن
initial reserves ذخایر اصلی احتیاط اولیه یا اصلی
stapling جزء اصلی هر چیزی قلم اصلی
prototypic وابسته به طرح اصلی یا نمونه اصلی
mainstays مهار اصلی که از نوک شاه دگل تا پای دگل جلو امتداد دارد تکیه گاه اصلی
mainstay مهار اصلی که از نوک شاه دگل تا پای دگل جلو امتداد دارد تکیه گاه اصلی
anastylosis [واژه ای برای ساختار دوباره سازی ساختمان با مواد اصلی و بر طبق سیستم ساختار اصلی]
fundamental unit یکای اصلی واحد اصلی
base unit یکای اصلی واحد اصلی
base camp پایگاه اصلی کمپ اصلی
master file فایل اصلی پرونده اصلی
expansion slots شکاف ها یا فضاهای خالی درون کامپیوتر اصلی برای اتصال تخته مدارهای کوچک به تخته مدار اصلی بکار می روند
mattering بخش اصلی متن روی صفحه که متن یا خط اصلی قرار می گیرد
matter بخش اصلی متن روی صفحه که متن یا خط اصلی قرار می گیرد
mattered بخش اصلی متن روی صفحه که متن یا خط اصلی قرار می گیرد
matters بخش اصلی متن روی صفحه که متن یا خط اصلی قرار می گیرد
DIMM سیستم مرتب کردن قط عات حافظه RAM در دوطرف کارت کوچک که قابل درج روی تخته اصلی کامپیوتر است تا حافظه اصلی بروز شود
external که به کامپیوتر اصلی وصل است . 2-هر وسیلهای که ارتباطات بین کامپیوتر و خودش را ممکن می سازد ولی مستقیماگ توسط کامپیوتر اصلی پردازش نمیشود
externals که به کامپیوتر اصلی وصل است . 2-هر وسیلهای که ارتباطات بین کامپیوتر و خودش را ممکن می سازد ولی مستقیماگ توسط کامپیوتر اصلی پردازش نمیشود
elegant یک برنامه با کمترین مقدارحافظه اصلی طراحی یک برنامه کارا که با کم کردن تعداد دستورالعملهای بکاربرده شده برای انجام کارهای گوناگون از حداقل ممکن حافظه اصلی استفاده کند
saltation جهش ناگهانی جهش خون شریان
FEP پردازنده بین منبع ورودی و کامپیوتر اصلی که کار آن این است که داده دریافتی را پیش پردازش کند تا بار کاری کامپیوتر اصلی را کم کند
ligature زخم بند شریان بند
pilot tunnel تونل کوچکی که جلو تونل اصلی حفر میشود تا شیب وسمت واقعی تونل اصلی که بایستی حفر گردد تعیین شودو به تونل راهنما معروف است
bodies 1-بخش اصلی در یک متن 2-بخش اصلی یک برنامه
authentic document اصل سند مدارک اصلی سند اصلی
body 1-بخش اصلی در یک متن 2-بخش اصلی یک برنامه
source 1-لیست کردن متن به صورت اصلی . 2-لیست کردن برنامه اصلی
standby سیستم ثانویی سیستم اصلی , که وقتی سیستم اصلی خراب شود استفادهمی شود
standbys سیستم ثانویی سیستم اصلی , که وقتی سیستم اصلی خراب شود استفادهمی شود
echo check بررسی صحت عملیات ارسال اطلاعات که در ان اطلاعات دریافت شده به منبع اصلی برگشت داده شده و با اطلاعات اصلی مقایسه میشودمقابله به کمک طنین بررسی طنین
master compass قطبنمای الکتریکی اصلی قطبنمای اصلی
input/output فضای ذخیره سازی موقت برای داده دریافتی از حافظه اصلی پیش از ارسال به وسیله ورودی /خروجی یا دادهای که از وسیله ورودی /خروجی پردازش میشود یا در حافظه اصلی ذخیره میشود
cardinals اصلی
mastered اصلی
cardinal اصلی
masters اصلی
initialled اصلی
initialing اصلی
proto اصلی
main deck پل اصلی
primitive اصلی
initials اصلی
main door در اصلی
major اصلی
majored اصلی
initialling اصلی
majoring اصلی
master اصلی
firsthand اصلی
main <adj.> اصلی
native code کد اصلی
isogeny هم اصلی
main stem خط اصلی
elementarily اصلی
elementary اصلی
ingrown اصلی
immanent اصلی
arch اصلی
organic اصلی
arch- اصلی
arches اصلی
fundametal اصلی
main خط اصلی
principal اصلی
parent اصلی
head اصلی
genuine اصلی
line link خط اصلی
initialed اصلی
main attack تک اصلی
texts اصلی
text اصلی
initial اصلی
trunks خط اصلی
trunk خط اصلی
principals اصلی
inherent اصلی
mainlines خط اصلی
aboriginals اصلی
originals اصلی
fundamental اصلی
primary اصلی
mainlines اصلی
primes اصلی
primed اصلی
prime اصلی
mainlining خط اصلی
main line خط اصلی
mainlining اصلی
original اصلی
quintessential اصلی
first-hand اصلی
primordial اصلی
essentials اصلی
intrinsic اصلی
essential اصلی
seminal اصلی
elemental اصلی
primarily اصلی
basics اصلی
basic اصلی
germinal اصلی
mainlined اصلی
mainline خط اصلی
principle اصلی
functional اصلی
vital <adj.> اصلی
radical اصلی
aboriginal اصلی
major <adj.> اصلی
quintessential <adj.> اصلی
main lines خط اصلی
radicals اصلی
normative اصلی
rudimental اصلی
mainlined خط اصلی
mainline اصلی
essential <adj.> اصلی
substantive [essential] <adj.> اصلی
primal اصلی
inessential غیر اصلی
key currencies ارزهای اصلی
master switch کلید اصلی
master switches کلید اصلی
key industries صنایع اصلی
main anode اند اصلی
leading insurer بیمه گر اصلی
mastered مدل اصلی
literal معنی اصلی
main road جاده اصلی
meats غذای اصلی
main direction جهت اصلی
primary colours رنگهای اصلی
main road راه اصلی
avenues خیابان اصلی
avenue خیابان اصلی
master مدل اصلی
main current جریان اصلی
main discharge تخلیه اصلی
initial thrust ضربه اصلی
meat غذای اصلی
cardinal numbers عدد اصلی
cardinal number عدد اصلی
main contact کنتاکت اصلی
main battle tank تانک اصلی
main beam شعاع اصلی
main building ساختمان اصلی
main line کانال اصلی
main lines کانال اصلی
main circuit مدار اصلی
Recent search history
  Contact• | TermsPrivacy  © 2009 Dictiornary-Farsi.com