English Persian Dictionary - Beta version
 
 
Home
 
     

Enter keyword here!
  Tips | Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 180 (2 milliseconds)
English Persian
belly whopper شیرجه شناگر برروی شکم
Other Matches
whip stall شیرجه قائم سوت کشیدن شیرجه کردن هواپیما
strufe با هواپیما شیرجه زدن شیرجه زیر اتش
aerial pickets شیرجه هوایی شیرجه از راه هوا
clearance diving شیرجه رفتن برای پاک کردن مین شیرجه برای مین روبی
clear one's ears متعادل کردن فشار نسبت به پرده گوشها هنگام شیرجه فشار متعادل در طرفین هنگام شیرجه در اب
swimmers شناگر
swimmer شناگر
breaststroker شناگر قورباغه
backstroker شناگر پشت
naiad مهروی شناگر
butterflyer شناگر پروانه
turns برگشت شناگر
water dog شناگر ماهر
turn برگشت شناگر
kick ضربه پای شناگر
kicked ضربه پای شناگر
kicking ضربه پای شناگر
individual medleyist شناگر شنای مختلط
kicks ضربه پای شناگر
armpoll کشش دست شناگر
waterfowler شکارچی مرغان شناگر
medleyist شناگر شنای مختلط
freestyler شناگر شنای ازاد
overarm خارج شدن بازوی شناگر ازاب
on برروی
Given the water ,he is a good swimmer . <proverb> آب نمى بیند والا شناگر قابلى است .
dissimulate برروی خودنیاوردن
dissimulating برروی خودنیاوردن
dissimulates برروی خودنیاوردن
dissimulated برروی خودنیاوردن
floating متحرک برروی اب
beats تعدادضربات پا دریکسری ضربات بازوی شناگر ضربه زدن
beat تعدادضربات پا دریکسری ضربات بازوی شناگر ضربه زدن
murals واقع برروی دیوار
mural واقع برروی دیوار
axed اسکی برروی موج
she gave me a kiss برروی من بوسه داد
axing اسکی برروی موج
axe اسکی برروی موج
catch نیروی اولیه بازوی شناگر در شروع حرکت ماهی گرفتن
scald اثر اب جوش برروی پوست
takeoff leg پایی که فشار برروی ان است
scalds اثر اب جوش برروی پوست
scalded اثر اب جوش برروی پوست
edge set فشار برروی لبههای اسکی
epigeal روینده برروی زمین روخاکی
scalding اثر اب جوش برروی پوست
plops صدای چیز پهنی که برروی اب بیفتد
contour strip cropping کشت نواری برروی خطوط میزان
lighter aboard ship حمل قایق وبار آن برروی کشتی
stay sail بادبان نصب شده برروی دیرک
superimposition قرار گیری برروی چیز دیگر
plop صدای چیز پهنی که برروی اب بیفتد
plopped صدای چیز پهنی که برروی اب بیفتد
plopping صدای چیز پهنی که برروی اب بیفتد
die توپی که درحال افتادن برروی زمین است
haulier حمل کننده محمولههای سنگین برروی جاده
heliogravure گراورسازی بوسیله نور برروی صفحه حساس
cabinet prejection نمایش اجسام برروی یک صفحه بوسیله تصاویر
hauliers حمل کننده محمولههای سنگین برروی جاده
flotsam and jetsam کالایی که پس از غرق شدن کشتی برروی اب شناور است
flotsam کالاهایی که پس از غرق شدن کشتی برروی اب شناور است
sound frack محل مخصوص ضبط صوت برروی حاشیه فیلم ناطق
lighter aboard ship نحوه حمل سریع کالا که در آن دوبه و بار آن برروی کشتی قرار میگیرد
somersault شیرجه
dived شیرجه
power dive شیرجه
header شیرجه با سر
plunged شیرجه
headers شیرجه با سر
springboarder شیرجه رو
plunge شیرجه
jackknife شیرجه جک
somersaults شیرجه
nosedives شیرجه
diver شیرجه رو
swan dive شیرجه
nosediving شیرجه
nosedived شیرجه
plunges شیرجه
somersaulting شیرجه
dive شیرجه
nosedive شیرجه
somersaulted شیرجه
electromagnetic wave موجی که دراثر تاثیرشدت میدان الکتریسته و مغناطیسی یا تناوب همزمان برروی هم ایجاد میشود
pull ضربه زدن بطوری که گوی به سمت مخالف دست گلف باز برود حرکت بازوی شناگر در اب کشیدن دهنه اسب
pulls ضربه زدن بطوری که گوی به سمت مخالف دست گلف باز برود حرکت بازوی شناگر در اب کشیدن دهنه اسب
springboard تخته شیرجه
forward dive شیرجه رو به اب با چرخش
picketing شیرجه رفتن
layouts شیرجه فرشته
cutaway شیرجه تو و پشت به اب
layout شیرجه فرشته
reverse dive شیرجه وارونه
nosedives شیرجه رفتن
nosedive شیرجه رفتن
diving boards تختهی شیرجه
diving board تختهی شیرجه
to plunge he first شیرجه رفتن
swan dive شیرجه فرشته
nosedived شیرجه رفتن
squat under the ball توپگیری با شیرجه
tucks شیرجه جمع
somerset شیرجه معلق
nosediving شیرجه رفتن
platforms سکوی شیرجه
board سکوی شیرجه
boarded سکوی شیرجه
platform سکوی شیرجه
plunged شیرجه رفتن
spring board تخته شیرجه
plunges شیرجه رفتن
dive شیرجه رفتن
diving شیرجه رفتن
tucking شیرجه جمع
plunge شیرجه رفتن
dived شیرجه رفتن
springboards تخته شیرجه
tuck شیرجه جمع
lanes مسیر هریک از دوندگان یاشناگران خط پرتاب ازاد مسیر گوی بولینگ خط شناگر
lane مسیر هریک از دوندگان یاشناگران خط پرتاب ازاد مسیر گوی بولینگ خط شناگر
bail out پریدن و شیرجه رفتن در اب
power dive شیرجه رفتن هواپیما
bomb out شروع شیرجه از هواپیما
headers سردسته هواپیمای شیرجه
low board سکوی یک متری شیرجه
headlong بی پروا شیرجه رونده
header سردسته هواپیمای شیرجه
back flip شیرجه پشتک وارو
back dive شیرجه از پشت و فرود با پا
flopper دروازه بان شیرجه رو
armstand dive شیرجه توام با بالانس
dive angle زاویه شیرجه هواپیما
full gainer شیرجه وارونه با پشتک
inward dive شیرجه پشت به استخر
high board سکوی شیرجه 3 متری
towers برج شیرجه به ارتفاع 01متر
racing dive شیرجه افقی دراغاز مسابقه
towered برج شیرجه به ارتفاع 01متر
back jackknife شیرجه از جلو بصورت کارد
dive bombing بمباران کردن در حالت شیرجه
gainer درخت ارغوان شیرجه از پشت
to jackknife <idiom> سیخ شیرجه زدن [شنا]
tower برج شیرجه به ارتفاع 01متر
nose dive ناگهان شیرجه رفتن یا تنزل کردن
degree of difficulty درجه بندی حرکات مشکل شیرجه
diver badge نشان پرواز با هواپیماهای شیرجه و عمودرو
picketing شیرجه کردن هواپیما یا هلی کوپتر
jackknife بازو بسته شونده شیرجه رفتن
twist واروکردن چرخش بدن در شیرجه روی محورعمودی
smothering شیرجه دروازه بان برای مهار گوی
twisting واروکردن چرخش بدن در شیرجه روی محورعمودی
smothered شیرجه دروازه بان برای مهار گوی
smother شیرجه دروازه بان برای مهار گوی
smothers شیرجه دروازه بان برای مهار گوی
twists واروکردن چرخش بدن در شیرجه روی محورعمودی
beat-up شیرجه واپیمای مهاجم ونزدیک شدن ان بهدف
beat up شیرجه واپیمای مهاجم ونزدیک شدن ان بهدف
yoke جفت یا گروهی ازهدهای خواندن- نوشتن که به یکدیگر متصل هستند و برروی دو یا چند شیار نوار یادیسک مغناطیسی حرکت می کنند
real balance effect اثر پیگو اثر کاهش سطح قیمت ها برروی مخارج مصرفی
letterheads مشخصات شرکت که برروی نامههای ان شرکت چاپ شده است
letterhead مشخصات شرکت که برروی نامههای ان شرکت چاپ شده است
xerography عکس برداری وکپی برداری ازترسیمات بوسیله اثرنور برروی کاغذ وغیره
xerographic عکس برداری وکپی برداری ازترسیمات بوسیله اثرنور برروی کاغذ وغیره
deck cargo بار روی عرشه کشتی بارگیری برروی عرشه
target diving شیرجه از ارتفاعات مختلف به روی اب بمنظور سنجش دقت
ptomaine مواد الی قلیایی سمی که دراثر پوسیدگی باکتریها برروی مواد ازتی تشکیل میگردد
flops شیرجه دروازه بان روی یخ برای جلوگیری از حرکت گوی
flop شیرجه دروازه بان روی یخ برای جلوگیری از حرکت گوی
flopped شیرجه دروازه بان روی یخ برای جلوگیری از حرکت گوی
flopping شیرجه دروازه بان روی یخ برای جلوگیری از حرکت گوی
nose down خارج شدن هواپیما از پروازتراز بطرف شیرجه و کاهش ارتفاع
dive bomber هواپیمای بمب افکن شیرجه هواپیمای عمودرو
pearl شیرجه با دماغه تخته موج به گودی موج
nose dive شیرجه ناگهانی در هواپیما تنزل ناگهانی قیمت
reaganomics اقتصادطرفدار عرضه است که اساس ان بر خلاف اقتصاد کینزی برروی مدیریت عرضه قراردارد . در این اقتصاد کاهش مالیات بعنوان یک محرک اقتصادی که باعث افزایش تولید و عرضه خواهد شد معرفی میشود
dive schedule جدول حداکثر زمان و عمق استخر برای شیرجه جدول نشاندهنده عمق و زمان ماندن زیر اب غواص
pigou effect اثر مانده واقعی اثر کاهش سطح قیمت ها برروی مصرف که بر اساس این اثر با کاهش سطح قیمت ها و در نتیجه بالا رفتن عرضه واقعی پول و افزایش ارزش واقعی ثروت مصرف نیز افزایش خواهد یافت
hurdle step جهش کوتاه روی یک پا پیش از شیرجه جهش کوتاه پیش از پریدن از روی خرک
Recent search history
  Contact• | TermsPrivacy  © 2009 Dictiornary-Farsi.com