English Persian Dictionary - Beta version
 
 
Home
 
     

Enter keyword here!
  Tips | Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 201 (9 milliseconds)
English Persian
kino شیره یکجورگیاه که ماننداست بکات هندی ودرداروسازی و....بکارمیرود
Other Matches
he takes a his father به پدرش ماننداست
king crab خرچنگی که ماننداست به نعل
tail coat جامه دامن گرد که پشت ان ماننداست به دم
guilloche ارایشی که ماننداست به نوارهایاقیطانهای بهم تابیده
squash rackets یکجو رتوپ بازی که ماننداست به راکت
laurustinus یکجور درخت بی خزان که ماننداست به بداغ
ratel یکجور راسوی افریقایی که ماننداست به گورکن
obsidian مواد اتش فشانی سیاه ماننداست به شیشه بطری
Indo-persian rug قالی هندی با طرح ایرانی [اغلب دارای زمینه قرمز یا سبز بوده و از گل های کوچک، پیچک ها، پرندگان، حیوانات و طرح ابر بهره گرفته و دارای تارهای ابریشمی و پود پنبه ای است. به آن هندی-هراتی نیز می گویند.]
tomtom کوس هندی طبل هندی کوس زدن
metronomes بکارمیرود
metronome بکارمیرود
hyphen خط پیوند در موارد زیر بکارمیرود
sienna که برای رنگهای روغنی بکارمیرود
hyphens خط پیوند در موارد زیر بکارمیرود
blacktop موادقیری که درساختمان اسفالت بکارمیرود
corn popper غربالی که دربودادن ذرت بکارمیرود
sapped شیره
oozing شیره
emulsioned شیره
sap شیره
emulsions شیره
juices شیره
juice شیره
oozes شیره
emulsion شیره
extracts شیره
extracting شیره
saps شیره
ooze شیره
extracted شیره
oozed شیره
extract شیره
juiceless بی شیره
molasses شیره
sapless بی شیره
emulsioning شیره
sirup شیره
syrups شیره
syrup شیره
corporale پارچهای که هنگام عشاء ربانی بکارمیرود
capital expenditure هزینهای که برای بهبودسرمایه وافزایش ان بکارمیرود
pergameneous مانند پوستی که برای نوشتن بکارمیرود
flat boat یکجوردوبه پهن که دررودخانههای کم عمق بکارمیرود
basket weave pattern طرح شطرنجی که در کارهای بنایی بکارمیرود
tick نشانی که دررسیدگی و تطبیق ارقام بکارمیرود
ticked نشانی که دررسیدگی و تطبیق ارقام بکارمیرود
ticks نشانی که دررسیدگی و تطبیق ارقام بکارمیرود
gastric juice شیره معده
sap شیره کشیده از
extract of malt شیره سمنوی جو
extract of rhubard شیره ریوند
lymph شیره غذایی
sapped شیره گیاهی
sapped شیره کشیده از
gentian bitter شیره کوشاد
saps شیره گیاهی
treacle شیره قند
latex شیره گیاهی
almond emulsion شیره بادام
juicier شیره دار
juiciest شیره دار
juicy شیره دار
molasses شیره قند
saps شیره کشیده از
sap wood شیره گیاهی
indican شیره نیل
sap شیره گیاهی
soy sauce شیره یا سس سویا
milking شیره گیاهی
gravy شیره گوشت
milks شیره گیاهی
viscosity شیره داری
milked شیره گیاهی
milk شیره گیاهی
sappy <adj.> شیره دار
spiel شیره مالی
metonym لغت وکلمهای که بصورت کنایه یا مجاز بکارمیرود
law french اصطلاحات امیخته با فرانسه که در زبان حقوقی بکارمیرود
ballast سنگینی شن و خرده سنگی که درراه اهن بکارمیرود
kieselguhr سنگ چخماق ته نشسته درساختن دینامیت بکارمیرود
esparto یکجورجگن دراسپانیاکه برای بافندگی وکاغذسازی بکارمیرود
knick knack چیزقشنگ وکم بهاکه بیشتربرای ارایش بکارمیرود
jacob's staff چوبی که نوک اهنی داردودرزمین پیمایی بکارمیرود
sirup شیره یاشهد زدن به
sucks شیره کسی را کشیدن
milked دوشیدن شیره کشیدن از
milk دوشیدن شیره کشیدن از
milks دوشیدن شیره کشیدن از
milking دوشیدن شیره کشیدن از
sucked شیره کسی را کشیدن
syrups شیره یاشهد زدن به
theriac پادزهر شیره قند
syrup شیره یاشهد زدن به
spiel شیره مالی کردن
pancreatin دیاستاز شیره لوزالمعده
maple syrup عصاره یا شیره افرا
suck شیره کسی را کشیدن
ack علامتی در ارتباطات و بی سیم و تلفن که بجای حرف A بکارمیرود
forth این کلمه بصورت پیشوند نیزبامعانی فوق بکارمیرود
hep حرف ندا که برای دستور یاامریه به نظامیان بکارمیرود
forrel یکجور پوست که برای جلدکردن دفترهای حساب بکارمیرود
mop چوبی که سر ان را پارچه می پیچند و برای تمیز کردن بکارمیرود
pullicate پارچهای که برای درست کردن دستمال رنگی بکارمیرود
mopped چوبی که سر ان را پارچه می پیچند و برای تمیز کردن بکارمیرود
mopping چوبی که سر ان را پارچه می پیچند و برای تمیز کردن بکارمیرود
forel یکجور پوست که برای جلدکردن دفترهای حساب بکارمیرود
mops چوبی که سر ان را پارچه می پیچند و برای تمیز کردن بکارمیرود
noughts and crosses یکجور دوز بازی که نشانهای صفرو چلیپادران بکارمیرود
tape line تسمه فلزی وباریک که برای اندازه گیری بکارمیرود
amulet دوا یا چیزی که برای شکستن جادو و طلسم بکارمیرود
fearnought یکجورپارچه کلفت پشمی که برای جامه ملوانان بکارمیرود
amulets دوا یا چیزی که برای شکستن جادو و طلسم بکارمیرود
tallow پیه نهنگ وغیره که برای شمع سازی بکارمیرود
herbicides عاملی که برای از بین بردن علف ها وگیاهان بکارمیرود
line drawing خطوط جامدی که برای خط کشی در صفحه چاپی بکارمیرود
herbicide عاملی که برای از بین بردن علف ها وگیاهان بکارمیرود
line drawings خطوط جامدی که برای خط کشی در صفحه چاپی بکارمیرود
sprag قطعه چوب یا الواری که بعنوان شمع درمعدن بکارمیرود
stum شیره انگور باده تازه
distillation شیره کشی عصاره گیری
steapsin لیپاز شیره لوز المعده
chylaceous شیره مانند قیلوس وار
that is no bed of roses شیره گلو سوزی نیست
maple syrup شیره افرا [غذا و آشپزخانه]
catgut روده گربه وغیره که برای بخیه زدن درجراحی بکارمیرود
macedoine مخلوطی ازسبزیجات پخته که در سالاد یاروی لرزانک وامثال ان بکارمیرود
gimbals اسبابی که برای ترازنگاهداشتن قطب نماوچیزهای دیگر در دریا بکارمیرود
palmyra یکجور نخل درهندو سیلان که برگ ان برای بوریابافی بکارمیرود
fumigant ماده فراری که بعنوان ضدعفونی برای دفع افات بکارمیرود
eudiometer اسبابی که جهت اندازه گیری حجمی و تجزیه گازها بکارمیرود
peptic gland دژ پبهی که شیره معده از ان تراوش میکند
orgeat شربت بهار نارنج با شیره بادام
To pull the wool over someones eyes . سر کسی را شیره مالیدن ( فریب دادن )
maple sugar شکری که از جوشاندن شیره افرا می سازند
maple syrup شیره درخت افرا [غذا و آشپزخانه]
gimbal ring اسبابی که برای ترازنگاهداشتن قطب نما وچیزهای دیگر در دریا بکارمیرود
catapult هرجسمی که دارای خاصیت فنری بوده وبرای پرتاب اجسام بکارمیرود
catapulted هرجسمی که دارای خاصیت فنری بوده وبرای پرتاب اجسام بکارمیرود
palmitic اسیدی که در روغن خرماوبرخی روغنهای دیگریافت میشود درشمع سازی بکارمیرود
catapulting هرجسمی که دارای خاصیت فنری بوده وبرای پرتاب اجسام بکارمیرود
catapults هرجسمی که دارای خاصیت فنری بوده وبرای پرتاب اجسام بکارمیرود
puncheon ستونی کوتاه که بجای تحمل بار تیر در بین دو پایه بکارمیرود
gastrin هورمونی که موجب ترشح شیره معده میگردد
toddy شیره خرما که در ساختن عرق خرمابکار میرود
on tap <adj.> همیشه آماده [برای ریختن از شیره بشکه]
emulsion injection تزریق مصنوعی شیره قیر به داخل خاک
lactuarium شیره تریاک مانندی که از یک جورکاهوی خارداربدست می اید
pulsatilla شیره شقایق که برای دارو بکار می رود
toddies شیره خرما که در ساختن عرق خرمابکار میرود
maple candy آب نبات شیره درخت افرا [غذا و آشپزخانه]
marking ink مداد رنگی پاک نشدنی که برای رنگ زنی و نشان گذاری بکارمیرود
parcel paper یکجور کاغذ خرمایی رنگ ومخکم که برای پیچیدن بستههای پستی بکارمیرود
milk of magnesia مایع شیری رنگی که هیدرکسید منیزیم است وبعنوان ضد اسید وملین بکارمیرود
cellulose nitrate ترموپلاستیکی متشکل ازسلولز و اسیداستیک که درمواد منفجره دوپها وپلاستیکهای ساختمانی بکارمیرود
pavana wood plant هندی
indianize هندی
Indians هندی
indic هندی
indus هندی
Indian هندی
alburnum طبقه دوم شیره برکه که انراsapwood نیزمی گویند
bulb angle جزء ساختمانی که معمولابعنوان ستون یا پایه بکارمیرود و به شکل دایرهای یاچند وجهی میباشد
pugg دستار هندی
sugar-apple سیتافال هندی
koel فاخته هندی
cashew بادام هندی
yogin مرتاض هندی
zibet زبان هندی
sweetsop سفرجل هندی
kincob زربفت هندی
sasin اهوی هندی
nard سنبل هندی
nawab اعیان هندی
pinguin اناناس هندی
tam tam طبل هندی
pennorth ارتانیای هندی
sweetsop درخت ات هندی
pavana wood plant کرچک هندی
patchouly نعناع هندی
patchouli نعناع هندی
paradoxure زماد هندی
sugar apple سفرجل هندی
nopal انحیر هندی
tamarind تمبر هندی
picrorhiza خربق هندی
opuntia انجیر هندی
mongoose or mun نمس هندی
munjeet روناس هندی
swami مرتاض هندی
nautch نمایش هندی
nipa نخل هندی
papoose بچه هندی
currie زردچوبه هندی
curries زردچوبه هندی
curry زردچوبه هندی
yogis مرتاض هندی
citronella سنبل هندی
adjutant crane لک لک هندی لک لک لاشخور
adjutant crane درنای هندی
Recent search history
  Contact• | TermsPrivacy  © 2009 Dictiornary-Farsi.com