English Persian Dictionary - Beta version
 
 
Home
 
     

Enter keyword here!
  Tips | Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 201 (23 milliseconds)
English Persian
compensating relief valve شیر رها کننده فشار با شیرترمواستاتیک برای کاهش فشار تنظیم شده هنگامیکه روغن داغ است
Other Matches
pressure gaverner تنظیم کننده فشار
cabin pressurization safety valve شیری مرکب از شیر خلاص فشار و خلاء و شیر تخلیه برای جلوگیری از افزایش بیش از حد فشار داخل کابین
slingshots مانور اتومبیل عقبتر برای عبور از اتومبیل جلو با استفاده از کاهش فشار هوا
slingshot مانور اتومبیل عقبتر برای عبور از اتومبیل جلو با استفاده از کاهش فشار هوا
oil guage فشار سنج روغن
bilge pump پمپ فشار روغن
oil pressure switch کلید فشار روغن
bilge pump پمپ فشار کمپرسور روغن
hydromatic کار کردن با فشار روغن هیدروماتیک
oil pressure دستگاه اندازه گیری فشار روغن
pressure adjustment تنظیم فشار
light-load adjustment screw پیچ تنظیم فشار نور
cabin pressure فشار مطلق داخل هواپیما اختلاف فشار بین کابین واتمسفر پیرامون
carburetor icing کاهش ناگهانی دما و احتمالاایجاد بلورهای یخ در اثرکاهش فشار در لوله ونتوری
pressurized cabin اطاق فشار هوای هواپیما کابین فشار
pitot static system سیستم نشان دهندهای که باترکیبی از فشار محلی تغذیه میشود اختلاف این دو فشار باسرعت نسبی فاهری متناسب است
pore pressure فشارمنفذی فشار اب منفذی فشار خنثی
joule kelvin effect انبساط گاز با فشار زیاد ازمجرای کنترل سوخت یا پلاک منفذدار که با کاهش دماهمراه است
cut-out روزنهای در هواپیماهی دارای کابین با فشار تنظیم شده بعنوان در پنجره و غیره
cut-outs روزنهای در هواپیماهی دارای کابین با فشار تنظیم شده بعنوان در پنجره و غیره
jet mixer مخلوط کننده با فشار اب
compressor pressure ratio نسبت فشار سیال بعد ازکمپرسوز یا در خروجی ان به فشار سیال قبل از ورودیا در ورودی ان
isopiestic دارای فشار یکسان خط هم فشار
high pressure sterilizer استرلیزه کننده فشار قوی
high pressure compressor منراکم کننده فشار قوی
air cooled oil cooler نوعی خنک کننده روغن که ازجریان هوا برای خنک کردن روغن استفاده میکند
bilge blocks قسمتهای تولید کننده فشار دریایی
pressure equalized addition funnel قیف افزایشی متعادل کننده فشار
membrane keyboard احساس کننده فشار را فعال میکند
cross stroke فشار روی پا برای ازدیادسرعت یا چرخش
ignition over voltage فشار قوی برای سیستم جرقه زنی
to push for an answer [in reference to something] برای پاسخ فشار آوردن [در رابطه با چیزی]
boost control سیستم کنترلی برای نگهداشتن فشار بوستر
low head plant نیروگاه ابی فشار ضعیف تاسیسات فشار ضعیف
webbing نوارهای داخل کلاهخود برای کاستن فشار ضربه
attack فشار برای پایان دادن به عمل یک بازیگر کریکت
cabin supercharger کوپروسوری برای حفظ فشارکابین بالاتر از فشار محیط
attacks فشار برای پایان دادن به عمل یک بازیگر کریکت
attacked فشار برای پایان دادن به عمل یک بازیگر کریکت
BNC connector متصل کننده فلزی استوانهای شکل با هسته مسی که در انتهای کابل Coaxial قرار دارد و برای اتصال کابل ها به هم اسفاده میشود و با فشار دادن و چرخاندن استوانه فلزی دور دو سوزن قفل کنند و و صل میشود
poke check فشار اوردن به گوی با چوب برای دور کردن ان از حریف
thrusting فشار دادن به اسکیت برای سرخوردن راست کردن بازو
cabin blower در بعضی هواپیماهاکوپروسوری برای حفظ فشارکابین بالاتر از فشار محیط
clicks صدای کوتاه مدت برای بیان فشار دادن یک کلید
clicked صدای کوتاه مدت برای بیان فشار دادن یک کلید
click صدای کوتاه مدت برای بیان فشار دادن یک کلید
pull the pace جلوافتادن و در نتیجه کاستن از فشار هوا برای نفرات عقب
oxygen bottle محفظهای برای نگهداری اکسیژن گازی تحت فشار زیاد
thrust فشار دادن به اسکیت برای سرخوردن راست کردن بازو
thrusts فشار دادن به اسکیت برای سرخوردن راست کردن بازو
back pressure turbine توربین بخاری که تمام بخارخروجی ان با فشار به داخل شبکه گرم کننده جذب میشود
piezoelectric ویژگی برخی کریستالها که به هنگام اعمال ولتاژ به انهاتحت فشار قرار می گیرند یابه هنگام قرار گرفتن درمعرض فشار مکانیکی یک ولتاژ تولید می کنند
voltage stabilizer تثبیت کننده فشار الکتریکی تثبیت کننده ولتاژ
energy absorber مکانیسم ضربه گیری مکانیسم دفع فشار حرکت دستگاه دفع فشار
high voltage transformer ترانسفورماتور فشار قوی مبدل فشار قوی
impluse level سطح فشار ضربهای استحکام فشار ضربهای
cartridge actuated device وسیلهای که با فشار گازفشنگ کار میکند وسیله فشنگی برای پرتاب صندلی خلبان
trapoze سیم وصل به بالای دکل وکمربند سرنشین قایق برای فشار به سمت باد
c clamp گیره فلزی به شکل سی برای وارد کردن فشار و نگاه داشتن قطعات کنار یکدیگر
wheel sucker دوچرخه سوار ماهر در ادامه مسیر پشت سر نفر دیگری برای کاستن از فشار هوا
pitot pressure فشار وارد به انتن فشارسنج هواپیما یا ناو فشار انتن فشارسنج
clear one's ears متعادل کردن فشار نسبت به پرده گوشها هنگام شیرجه فشار متعادل در طرفین هنگام شیرجه در اب
glide حمله با سر دادن شمشیرروی شمشیر حریف ارام دویدن برای فشار نهایی چرخش به دور میله بارفیکس
glides حمله با سر دادن شمشیرروی شمشیر حریف ارام دویدن برای فشار نهایی چرخش به دور میله بارفیکس
wobble pump پمپ دستی در کابین خلبان برای وارد ساختن فشار اولیه به سوخت قبل از استارت موتور پیستونی
glided حمله با سر دادن شمشیرروی شمشیر حریف ارام دویدن برای فشار نهایی چرخش به دور میله بارفیکس
low voltage distribution system شبکه پخش فشار ضعیف تاسیسات پخش فشار ضعیف
hypobaric مربوط به ارزیابی اثار کم شدن فشار جو مربوط به کم شدن فشار جو
pressure breathing تنفس مصنوعی دادن با تولیداختلاف فشار هوا دستگاه تنفس یدکی اکسیژن برای خلبان
compressors دستگاه فشار دستگاه متراکم کننده
compressor دستگاه فشار دستگاه متراکم کننده
charactristics مشخصات مقدماتی یا اصلی که عبارتند از ضریب براضریب پسا نسبت برا به پساموقعیت مرکز فشار و ضریب گشتاور برای هر زاویه حمله
variable area nozzle نازل پیش برندهای که مساحت سطح مقطع ان برای سازگار شدن با تغییر سرعت و کارکرد سیستم پس سوز یاتغییر فشار اتمسفر یا محیط تغییر میکند
printhead 1-ردیف سوزن ها در چاپگر matrial-dot که حروف را به صورت مجموعهای از نقاط ایجاد میکند. 2-حالت فلزی یک حرف که برای چاپ حرف روی کاغذ در ریبون جوهری فشار داده شده است
replenished تنظیم کردن روغن سلاحها
replenishes تنظیم کردن روغن سلاحها
replenish تنظیم کردن روغن سلاحها
replenishing تنظیم کردن روغن سلاحها
corrector جبرانگر تعدیل کننده تصحیح کننده تنظیم کننده
tension فشار
stress فشار
thrust فشار
stresses فشار
stressing فشار
weight فشار
thrusting فشار
pushed فشار
barometric pressure فشار جو
bunt فشار با سر
push فشار
back iron بن فشار
pushes فشار
back pressure پی فشار
hydraulic pressure فشار اب
isobar هم فشار
pressured فشار
exertion فشار
brunt فشار
growing pains فشار
stroking فشار با پا
strokes فشار با پا
isobar تک فشار
isobars هم فشار
isobars تک فشار
exertions فشار
stroked فشار با پا
pressures فشار
strains فشار
strain فشار
thrusts فشار
pressuring فشار
stroke فشار با پا
press فشار
atmospheres فشار جو
zip فشار
fantod فشار
pressure vessel فشار
zips فشار
zipping فشار
zipped فشار
atmospheric pressure فشار جو
compression فشار
pressure curve خم فشار
pressing فشار
pressor فشار زا
presses فشار
atmosphere فشار جو
line of thrust خط فشار
violence فشار
low pressure فشار کم
water pressure فشار اب
ice push فشار یخ
pressure sense حس فشار
impacts فشار
tensions فشار
impact فشار
constraint فشار
sense of pressure حس فشار
distraint فشار
total pressure فشار کل
isobare هم فشار
isopiestic هم فشار
pressure فشار
automatic kerning کاهش [و تنظیم ] خودکار فاصله دخشه ها [فناوری چاپ]
autokerning کاهش [و تنظیم ] خودکار فاصله دخشه ها [فناوری چاپ]
air pressure فشار هوا
ciderpress سیب فشار
air pressure gage فشار سنج
thrusts ضربت فشار
to press up با فشار بالابردن
drop gage فشار سنج
overpressure فشار بیش از حد
molding pressure فشار پرس
gage pressure فشار مانومتری
gage pressure فشار گیج
ambient pressure فشار محیط
simple compression فشار ساده
reduced pressure فشار کاهیده
pinch فشار دادن
equilibrium vapor pressure فشار به حد تعادل
excess pressure فشار اضافی
end thrust فشار محوری
equilibrium pressure فشار تعادلی
pinches فشار دادن
overvoltage فشار زیاد
sound pressure فشار صوت
vapor pressure فشار بخار
forced draft هوای با فشار
loads فشار مسئولیت
acoustic pressure فشار صوتی
load بار فشار
load فشار مسئولیت
soil strain فشار زمین
vapour pressure فشار بخار اب
flux density تراکم فشار
impacted تحت فشار
griped مشت فشار
social pressure فشار اجتماعی
air lock راهروی فشار
loads بار فشار
axial pressure فشار مرکزی
external pressure فشار خارجی
external pressure فشار برونی
thrusting فشار محوری
beneath تحت فشار
bars واحد فشار
bar واحد فشار
eyestrain فشار باصره
deflationary pressure فشار ضدتورمی
deflationary pressure فشار انقباضی
absolute pressure فشار مطلق
overvoltage ازدیاد فشار
yerk فشار دادن
axial pressure فشار اسهای
back pressure فشار متقابل
atmospheric pressure فشار اتمسفری
static pressure فشار ایستایی
back wash فشار عقب اب
static head فشار ایستایی
high potential فشار قوی
Recent search history
  Contact• | TermsPrivacy  © 2009 Dictiornary-Farsi.com