English Persian Dictionary - Beta version
 
 
Home
 
     

Enter keyword here!
  Tips | Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 201 (3 milliseconds)
English Persian
He is an early riser. صبحها زود ازخواب بلند می شود ( سحر خیز است )
Other Matches
He woke up (got up). بلند شد( برخاست ،ازخواب بیدار شد )
nightcap مشروب قبل ازخواب
nightcaps مشروب قبل ازخواب
knocker up کسیکه بردرخانه هامیزندتاکارگران را ازخواب بیدارکند
clackvalve دریچه لولاداروسفت که چون بلند کنندباصدای بلند بجای خودمیافتد
touts بلند جار زدن باصدای بلند انتشار دادن
touting بلند جار زدن باصدای بلند انتشار دادن
touted بلند جار زدن باصدای بلند انتشار دادن
tout بلند جار زدن باصدای بلند انتشار دادن
dirndl نوعی دامن بلند با کمر بلند
monofilament الیاف تک رشته بلند [این نوع از لیف که دارای طول بسیار بلندی است بصورت طبیعی فقط در الیاف ابریشم وجود داشته ولی الیاف مصنوعی یا شیمیایی می توانند بصورت الیاف بلند یا کوتاه تهیه شوند.]
shaggy ugs فرش های با پرز بلند [این گونه فرش علاوه بر داشتن پرز بلند در سطح فرش، دارای مقداری پرز در پشت فرش نیز می باشد و در مناطق سردسیر بافته می شود تا گرم بوده و عایق سرما در کف اتاق باشد.]
longer بلند
longed بلند
long- بلند
long بلند
upland بلند
lengthwise بلند
uplands بلند
highfalutin بلند
forte بلند
fortes بلند
high grown بلند قد
eminent بلند
legged پا بلند
longest بلند
aloud بلند
loudly بلند
tallest بلند
taller قد بلند
taller بلند
tall قد بلند
tall بلند
skyscrapers بلند
willowy بلند
loftily بلند
grandiose بلند
loud speaker بلند گو
loudspeaker بلند گو
rumbustious بلند
talll بلند
longs بلند
talll قد بلند
mouth filling بلند
vociferous بلند
eton collan بلند
high بلند
amplifier بلند گو
tallest قد بلند
amplifiers بلند گو
towering بلند
pointer خط کش بلند
pointers خط کش بلند
skyscraper بلند
soaring بلند
megaphone بلند گو
megaphones بلند گو
highest بلند
highs بلند
high (1 9 to 36) بلند
rough پست و بلند
capote شنل بلند
roughest پست و بلند
gauntlets دستکش بلند
chivalric بلند همت
alp قله بلند
gauntlet دستکش بلند
riser بلند شونده
clarion شیپور بلند
coamings لبه بلند
downland چراگاه بلند
hoists بلند کردن
blast furnace coke کک کوره بلند
heist بلند کردن
heists بلند کردن
alp کوه بلند
alto relievo برجسته بلند
anchor at short stay لنگر بلند
liberal نظر بلند
aquacade فوارهء بلند
heave بلند کردن
banquette زمین بلند
bigmouthed صدا بلند
magnanimity بلند همتی
slam bang با سر وصدای بلند
liberals نظر بلند
lofty بلند پایه
heaved بلند کردن
lofty بلند بزرگ
boisterous laughter خنده بلند
hoisted بلند کردن
erects بلند کردن
heighten بلند کردن
heightening بلند کردن
heightens بلند کردن
elevate بلند کردن
elevates بلند کردن
elevating بلند کردن
levitate بلند شدن
ascends بلند شدن
ascended بلند شدن
ascend بلند شدن
screech صدای بلند
screeched صدای بلند
screeches صدای بلند
screeching صدای بلند
arise بلند شدن
arises بلند شدن
arising بلند شدن
exalt بلند کردن
exalting بلند کردن
exalts بلند کردن
levitated بلند شدن
levitates بلند شدن
heightened بلند کردن
tossing ضربه بلند
ambition بلند همتی
ambition بلند پروازی
ambitions بلند همتی
ambitions بلند پروازی
tosses ضربه بلند
promontories دماغه بلند
promontory دماغه بلند
hoist بلند کردن
tossed ضربه بلند
toss ضربه بلند
fortes موسیقی بلند
levitating بلند شدن
surge موج بلند
surged موج بلند
surges موج بلند
sonorous قلنبه بلند
upland زمین بلند
uplands زمین بلند
tore علف بلند
elevated بلند مرتبه
forte موسیقی بلند
throw up بلند کردن
top-level بلند پایه
yuk خندهی بلند
To do something slapdash. سر بلند بودن
low-rise نه بسیار بلند
high-rise ساختمان بلند
big-hearted نظر بلند
to kick up با پا بلند کردن
to read out بلند خواندن
to throw up بلند کردن
tor صخره بلند
upraise بلند کردن
uprear بلند شدن
vociferant با صدای بلند
walk off with بلند کردن
belly laugh خندهی بلند
belly laughs خندهی بلند
long run [American E] <adj.> بلند مدت
long term <adj.> بلند مدت
aspirational [British E] <adj.> بلند همت
aspirational [British E] <adj.> بلند پرواز
banquet زمین بلند
banquette زمین بلند
bell-tower برج بلند
choir-stall صندلی بلند
crepido پی پایه بلند
talll بلند بالا
elevated ground زمین بلند
high pass پاس بلند
high rise block ساختمان بلند
hip boot چکمه بلند ضد اب
hornblends هرن بلند
icarian بلند پرواز
inextenso کاملا بلند
jointing plane رنده بلند
keep down بلند نشوید
large hearted نظر بلند
lifter بلند کننده
high hurle مانع بلند
high hat کلاه بلند
high grown بلند بالا
gaberdine ردای بلند
gantelope دستکش بلند
gantlope دستکش بلند
giant swing تاب بلند
gigas رویش بلند تر
grandiloquence بلند پروازی
hessian boot چکمه بلند
high crowned نوک بلند
high flying بلند پرواز
high flying بلند خیال
long burst رگبار بلند
long haul خط سیر بلند
oxlip پامچال بلند
plyanthus پامچال بلند
prolong blast سوت بلند
quick time سر قدم بلند
raised kerb جدول بلند
raised kerb لبه بلند
row de dow صدای بلند
shandygaff بلند رویایی
slab sided بلند ولاغر
supereminent بسیار بلند
Recent search history
  Contact• | TermsPrivacy  © 2009 Dictiornary-Farsi.com