English Persian Dictionary - Beta version
 
 
Home
 
     

Enter keyword here!
  Tips | Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 212 (11 milliseconds)
English Persian
blast صدای انفجار
blasts صدای انفجار
POW صدای انفجار
POWs صدای انفجار
Search result with all words
shell shock اختلال روحی در اثر صدای افنجار نارنجک وامثال ان وحشت واضطراب حاصله ازصدای انفجار
shell-shock اختلال روحی در اثر صدای افنجار نارنجک وامثال ان وحشت واضطراب حاصله ازصدای انفجار
crackle صدای انفجار پی در پی
crackle صدای انفجار وشکستگی تولید کردن شکستن
crackled صدای انفجار پی در پی
crackled صدای انفجار وشکستگی تولید کردن شکستن
crackles صدای انفجار پی در پی
crackles صدای انفجار وشکستگی تولید کردن شکستن
Other Matches
contact burst preclusion ضامن ضد انفجار ضربتی وسیله ممانعت از انفجار دراثر اصابت
burning train مسیر انفجار سیکل انفجار
explosive train مدار انفجار مسیر انفجار
blast line مسیرموج انفجار خط موج انفجار
chemical horn مکانیسم انفجار مین صوتی مکانیسم انفجار شیمیایی
honks صدای خوک یاگراز صدای غاز وحشی یا بوق ماشین وامثال ان
honking صدای خوک یاگراز صدای غاز وحشی یا بوق ماشین وامثال ان
honked صدای خوک یاگراز صدای غاز وحشی یا بوق ماشین وامثال ان
honk صدای خوک یاگراز صدای غاز وحشی یا بوق ماشین وامثال ان
acrophony صدای حرف اول کلماتی که معرف خود ان کلمه باشدمانند صدای a درالف
pings صدای تیزی شبیه صدای اصابت گلوله به دیوار
synthesizers وسیلهای که صدای مشابه صدای انسان تولید میکند
pinged صدای تیزی شبیه صدای اصابت گلوله به دیوار
voicing وسیلهای که صدای مشابه صدای انسان تولید میکند
voice وسیلهای که صدای مشابه صدای انسان تولید میکند
ping صدای تیزی شبیه صدای اصابت گلوله به دیوار
pinging صدای تیزی شبیه صدای اصابت گلوله به دیوار
synthesizer وسیلهای که صدای مشابه صدای انسان تولید میکند
voices وسیلهای که صدای مشابه صدای انسان تولید میکند
synthesisers وسیلهای که صدای مشابه صدای انسان تولید میکند
contraltos زیرترین صدای مردانه بم ترین صدای زنانه
contralto زیرترین صدای مردانه بم ترین صدای زنانه
early time زمان حداقل انفجار اتمی زمان اولیه انفجار اتمی
monophthong صدای ساده وتنها صدای بسیط
chortle صدای خرخرکردن صدای خرناس کردن
chortling صدای خرخرکردن صدای خرناس کردن
phut تق صدای ترکیدن بادکنک صدای گلوله
chortles صدای خرخرکردن صدای خرناس کردن
chortled صدای خرخرکردن صدای خرناس کردن
crater analysis تجزیه و تحلیل قیف انفجار تجزیه و تحلیل قیف حاصله از انفجار گلوله ها
skirl صدای زیر صدای نی انبان
twanging صدای تودماغی صدای دنگ دنگ ایجاد کردن
twangs صدای تودماغی صدای دنگ دنگ ایجاد کردن
twanged صدای تودماغی صدای دنگ دنگ ایجاد کردن
Susurrus صدای آرام و ملایم، مثل خش خش یا صدای آرام باد
twang صدای تودماغی صدای دنگ دنگ ایجاد کردن
detonations انفجار
plosion انفجار
detonation انفجار
blow-ups انفجار
explosions انفجار
explosion انفجار
blow up انفجار
blastment انفجار
brisance انفجار
blow out انفجار
blow-up انفجار
blasts انفجار
blast انفجار
burst انفجار
blasting انفجار
displosion انفجار
pop انفجار
eruption انفجار
popped انفجار
bursts انفجار
pops انفجار
detonation charge خرج انفجار
detonating slab مسیر انفجار
detonation cord سیم انفجار
destruct system سیستم انفجار
lead in مداررابط انفجار
blow out سوختن انفجار
detonatable قابل انفجار
detonative اماده انفجار
dead center ignition نقطه انفجار
crepitation انفجار مکرر
blasting machine دستگاه انفجار
yields بازده انفجار
big bang انفجار بزرگ
blast wave موج انفجار
population explosion انفجار جمعیت
blast effect اثر انفجار
burst wave موج انفجار
ignitor وسیله انفجار
bursting set محل انفجار
countermining انفجار ضد مین
explosion hazard خطر انفجار
explosion proof ازمایش- انفجار
explosive energy قدرت انفجار
combustiblity قابلیت انفجار
explosive force نیروی انفجار
explosiveness قابلیت انفجار
explosion proof پوشش ضد انفجار
high order detonation انفجار شدید
impact action اثر انفجار
explosive force قدرت انفجار
information explosion انفجار اطلاعات
misfires گیر در انفجار
misfired گیر در انفجار
inexplosive غیرقابل انفجار
implosion انفجار از داخل
combustion chamber اطاق انفجار
misfire گیر در انفجار
detonable قابل انفجار
explosimeter انفجار سنج
fire time زمان انفجار
detonations انفجار ناگهانی
gust انفجار فوت
gusts انفجار فوت
detonations انفجار ضربهای
craters قیف انفجار
explosive قابل انفجار
sonic boom انفجار صوتی
crater قیف انفجار
sonic booms انفجار صوتی
time of disintegration زمان انفجار
detonation انفجار ضربهای
detonation انفجار ناگهانی
busted انفجار ترکیدگی
sympathetic detonation انفجار القایی
busting انفجار ترکیدگی
swooper انفجار دار
busts انفجار ترکیدگی
aerial burst انفجار هوایی
outburst انفجار غضب
yield بازده انفجار
bust انفجار ترکیدگی
outbursts انفجار غضب
blasts ضربه انفجار
the force of the explosion شدت انفجار
atom samshing انفجار اتمی
blast ضربه انفجار
yielded بازده انفجار
tu-whit tu-whoo صدایی شبیه صدای جغد صدای جغد
tu whit tu whoo صدایی شبیه صدای جغد صدای جغد
high order detonation انفجار انی وکامل
burst منفجر کردن انفجار
burst انفجار منفجر شدن
bursts منفجر کردن انفجار
bursts انفجار منفجر شدن
flex x خرج انفجار کتابی
flex x خرج انفجار ورقهای
contact fire انفجار در اثر تماس
explosives مواد قابل انفجار
explosive range گستره انفجار پذیری
crepitate انفجار پی درپی کردن
powder keg چیز قابل انفجار
powder kegs چیز قابل انفجار
low order انفجار کند یا ناقص
poised mine مین اماده انفجار
blastment تاثیرونفوذ انفجار بادخوردگی
impacts اثر ترکش انفجار
afterwinds باد بعد از انفجار
atom samsher دستگاه انفجار اتمی
armed ammunition مهمات اماده انفجار
impact اثر ترکش انفجار
blast effect اثر موج انفجار
breech chamber محفظه خرج انفجار
armed mine مین اماده انفجار
tnt equivalent معادل با قدرت انفجار تی ان تی
subsidiaries عمق دهنده به انفجار
subsidiary عمق دهنده به انفجار
detonating ترکاننده وابسته به انفجار
service mine مین قابل انفجار
late time زمان سکته انفجار
atomic time زمان انفجار اتمی
impact action عمل انفجار نیروی ترکش
countermining distance فاصله ضد انفجار زنجیری مین
piezometer دستگاه سنجش شدت انفجار
proximity fuze فیوز مخصوص انفجار مرمی
predictor دستگاه محاسب زمان انفجار
contingent effects اثرات احتمالی انفجار هستهای
strip تخلیه موادخطرناک یا قابل انفجار
fire time زمان اجرای اتش یا انفجار
ice mine مین مخصوص انفجار زیریخی
sofar دستگاه ثبت انفجار در زیردریا
exudation مواد پخش شونده در یک انفجار
tinkling صدای جرنگ صدای جرنگ جرنگ کردن طنین داشتن
tinkles صدای جرنگ صدای جرنگ جرنگ کردن طنین داشتن
tinkled صدای جرنگ صدای جرنگ جرنگ کردن طنین داشتن
tinkle صدای جرنگ صدای جرنگ جرنگ کردن طنین داشتن
thumps صدای تلپ با صدای تلپ تلپ زدن یاراه رفتن
thumping صدای تلپ با صدای تلپ تلپ زدن یاراه رفتن
thumped صدای تلپ با صدای تلپ تلپ زدن یاراه رفتن
thump صدای تلپ با صدای تلپ تلپ زدن یاراه رفتن
countermining زنجیری کردن ترتیب انفجار مینها
acoustic circuit مدار عکس العمل انفجار صوتی
afterwinds باد مخالف جهت انفجار اتمی
ice mining انفجار یخ رودخانه یا دریاچه ها به وسیله مین
fire in the hole انفجار نزدیک است به جان پناه
discriminating circuit مدارتشخیص دهنده انرژیهای عامل انفجار
drag loading نتیجه کشش بادیا موج انفجار
sticky charge خرج انفجاری قابل چسباندن در محل انفجار
yields قدرت انفجار گلوله تسلیم شدن پس دادن
yield قدرت انفجار گلوله تسلیم شدن پس دادن
yielded قدرت انفجار گلوله تسلیم شدن پس دادن
firing area نقطه شروع انفجار مین میدان تیر
warned protected قابلیت حفافت نیروهای خودی در مقابل انفجار اتمی
shock wave موج ضربتی انفجار گلوله معمولی یا بمب اتمی
late time زمان بین سقوط بمب تا شروع انفجار اتمی
zero point نقطه مرکزی گلوله اتشین اتمی در لحظه انفجار
sympathetic detonation انفجاری که دراثر انفجار مواد منفجره دیگررخ میدهد
shock waves موج ضربتی انفجار گلوله معمولی یا بمب اتمی
warned exposed قابلیت اسیب پذیری نیروهای خودی نسبت به انفجار اتمی
war head قسمت قابل انفجار اژدر که هنگام مشق کردن برداشته میشود
looked زمانی که مدار مین نسبت به عامل انفجار حساسیت نشان میدهد
look زمانی که مدار مین نسبت به عامل انفجار حساسیت نشان میدهد
looks زمانی که مدار مین نسبت به عامل انفجار حساسیت نشان میدهد
anti knock ماده ایکه به سوخت اضافه شده و احتمال انفجار واحتراق نامنظم ان را کاهش میدهد
Recent search history
  Contact• | TermsPrivacy  © 2009 Dictiornary-Farsi.com