Dictiornary-Farsi.com
English Persian Dictionary - Beta version
Home
Enter keyword here!
⌨
Tips
|
Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 159 (8 milliseconds)
English
Persian
camp chair
صندلی تاشونده
Other Matches
ribbon bridge
پل تاشونده
rocking chair
صندلی تاب صندلی راحتی تکان خور
rocking chairs
صندلی تاب صندلی راحتی تکان خور
faldstool
صندلی تا شو بدون پشتی صندلی راحتی
folded optics
وسیله عکاسی یا دیدبانی تاشونده
my chair was next his
صندلی من پهلوی صندلی اوبود
camp chair
صندلی سفری صندلی صحرایی
gimlet
نوعی موشک ازاد هوا به زمین با پرههای تاشونده
gimlets
نوعی موشک ازاد هوا به زمین با پرههای تاشونده
stalling
صندلی
stall
صندلی
footstool
صندلی
footstools
صندلی
santalaceous
صندلی
box seat
صندلی لژ
seat
صندلی
seated
صندلی
seats
صندلی
jump seat
صندلی تا شو
place
صندلی
places
صندلی
placing
صندلی
chaired
صندلی
chairs
صندلی
chairing
صندلی
chair
صندلی
office chair
صندلی اداری
folding seat
صندلی تاشو
he nestles in the chair
در صندلی غنوده
choir-stall
صندلی بلند
drive's seat
صندلی راننده
arm
دسته صندلی
armrest
دستهء صندلی
boatswain's chair
صندلی نقاله
morris chair
صندلی راحتی
parliamentary seat
صندلی مجلسی
adjustable seat
صندلی متحرک
shooting sticks
صندلی عصایی
shooting stick
صندلی عصایی
pushchairs
صندلی چرخدار
deckchairs
صندلی تاشو
deckchair
صندلی تاشو
carrycots
صندلی کودک
carrycot
صندلی کودک
armchairs
صندلی راحتی
armchair
صندلی راحتی
swivel chair
صندلی چرخان
pushchair
صندلی چرخدار
arm chair
صندلی راحتی
antimacassar
رویهء صندلی
rocking chair
صندلی گهوارهای
sitting
نشیمن صندلی
easy chair
صندلی راحت
tier
ردیف صندلی
easy chairs
صندلی راحت
hot seat
صندلی برقی
elbows
دسته صندلی
elbowed
دسته صندلی
sittings
نشیمن صندلی
elbow
دسته صندلی
hot seat
صندلی الکتریکی
rocking chairs
صندلی گهوارهای
an odd chair
صندلی تکی
rocker
صندلی گهوارهای
rockers
صندلی گهوارهای
antimacassars
رویهء صندلی
bucket seat
صندلی یکنفری
tiers
ردیف صندلی
bucket seats
صندلی یکنفری
tuffet
صندلی یانشیمن کوتاه
shooting sticks
صندلی جمعشو و متحرک
seat adjuster lever
سطح تنظیم صندلی
wheel chair
صندلی چرخ دار
twisboat chair
قایق- صندلی تابدار
a seat by the window
یک صندلی کنار پنجره
ejection seat
صندلی پران
[هواپیمایی]
reseated
صندلی جدید دادن
woolsack
کرسی یا صندلی دادگاه
reseat
صندلی جدید دادن
reseating
صندلی جدید دادن
reseats
صندلی جدید دادن
baby carriages
صندلی چرخدار بچه
baby carriage
صندلی چرخدار بچه
electric chair
صندلی اعدام الکتریکی
armchairs
صندلی دسته دار
shooting stick
صندلی جمعشو و متحرک
armchair
صندلی دسته دار
ejector seat
صندلی پران
[هواپیمایی]
back seat
صندلی عقب اتومبیل
elbow chair
صندلی دسته دار
arm chair
صندلی دسته دار
dossel
پشتی صندلی وغیره
dossal
پشتی صندلی وغیره
seat-belt
کمربند صندلی هواپیما
window seats
صندلی یا نشیمنگاه لب پنجره
deck chair
صندلی حصیری تاشو
curule chair
صندلی عاج نشان
cat sleep
چرت روی صندلی
cat nap
چرت روی صندلی
caner
بافنده صندلی حصیری
fishing chair
صندلی در قایق ماهیگیری
wheelchairs
صندلی چرخ دار
seat-belts
کمربند صندلی هواپیما
office swivel chair
صندلی گردان اداری
cathedra
[صندلی اسقف در کلیسا]
seat belt
کمربند صندلی هواپیما
garden seat
صندلی یانیمکت باغبانی
wheelchair
صندلی چرخ دار
window seat
صندلی یا نشیمنگاه لب پنجره
backless bench
نیمکت
[صندلی]
بدون پشتی
arm
اسلحه دستهء صندلی یا مبل
choir-stall
[صندلی های مبلی گروه کر]
benchstool
نیمکت
[صندلی]
بدون پشتی
Dust has accumulated
[settled]
on the chairs.
روی صندلی ها خاک نشسته
They changed seats .
صندلی هایشان را با هم عوض کردند
prince's feather
تزئین برجسته پشت صندلی
splat
میله تزئینی پشت صندلی
castors
چرخ زیر صندلی یامیز
castor
چرخ زیر صندلی یامیز
casters
چرخ زیر صندلی یامیز
club chair
صندلی دسته دار بزرگ
caster
چرخ زیر صندلی یامیز
windsor chair
صندلی دارای پشتی منحنی
seat back adjustment knob
دکمه تنظیم پشتی صندلی
Keep a free(an empty)seat for me.
یک صندلی خالی برایم نگاهدار
Have a seat, please!
خواهش میکنم روی صندلی بشینید!
slats
چوب مداد میله پشت صندلی
I think that's my seat.
فکر می کنم آن صندلی جای من است.
love seat
صندلی یانیمکت دسته دار دونفری
stool
کرسی صندلی مستراح فرنگی مدفوع
slat
چوب مداد میله پشت صندلی
sedilia
یکی از سه صندلی محراب یاصدر کلیسا
night stool
صندلی سوراخ دار برای قضای حاجت در شب
night chair
صندلی سوراخ دار برای قضای حاجت در شب
hammock chair
صندلی راحتی تاشوکه پشت ان پارچه ایست
barrel chair
صندلی فنری که پشتش سفت ومقعر است
Is this seat taken?
آیا این صندلی گرفته شده است؟
the hall seats one thousand
تالار هزار صندلی میخورد تالارهزارتن راجامیدهد
high chair
صندلی پایه بلند غذا خوری بچه
high chairs
صندلی پایه بلند غذا خوری بچه
The stage was bare but for
[save for]
a couple of chairs.
صحنه نمایش به استثنای چند تا صندلی لخت بود.
reservations
رزرو کردن صندلی یااتاق در مهمانخانه و غیره کتمان
moquette
پارچه مخمل نمای مخصوص فرش یا رویه صندلی
reservation
رزرو کردن صندلی یااتاق در مهمانخانه و غیره کتمان
an odd chair
صندلی که پنج تای دیگر جور خود نداشته باشد
back-seat driver
مسافر صندلی عقب خودرو که مرتب در کار راننده دخالت میکند
ejection seat
صندلی هواپیما که در مواقع اضطراری شخص را ازهواپیما بخارج پرتاب میکند
ferris wheel
گردونه صندلی دار مخصوص تفریح وچرخ زدن اطفال وغیره
gradin
یک سری صندلی یا پلههای کوتاه که یکی بالای دیگری قرار دارد
back-seat drivers
مسافر صندلی عقب خودرو که مرتب در کار راننده دخالت میکند
gradine
یک سری صندلی یا پلههای کوتاه که یکی بالای دیگری قرار دارد
cartridge actuated device
وسیلهای که با فشار گازفشنگ کار میکند وسیله فشنگی برای پرتاب صندلی خلبان
musical chairs
نوعی بازی که بازیکنان در حرکتاند و وقتی موسیقی متوقف شد مینشینند و هر کس بی صندلی باشد باخته است
bleacher
کارگر پارچه سفیدکنی شستشو وسفیدکنی پارچه بلیط یا صندلی کم ارزش مسابقات ورزشی
lounge
اطاق استراحت سالن استراحت صندلی راحتی
lounging
اطاق استراحت سالن استراحت صندلی راحتی
lounged
اطاق استراحت سالن استراحت صندلی راحتی
lounges
اطاق استراحت سالن استراحت صندلی راحتی
Recent search history
✘ Close
Contact
|
Terms
|
Privacy
© 2009 Dictiornary-Farsi.com