English Persian Dictionary - Beta version
 
 
Home
 
     

Enter keyword here!
  Tips | Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 132 (1 milliseconds)
English Persian
seat-belts کمربند صندلی هواپیما
Other Matches
belts ضربه محکم
belts منطقه
belts نوارفشنگ تسمه
belts فانوسقه
belts نوار
belts بستن محاصره ردن
belts بندچرمی شلاق زدن
belts تسمه
belts کمربند
belts باشدت حرکت یا عمل کردن
safety belts کمربند اطمینان
fan belts تسمه
fan belts تسمه پروانه
safety belts کمربند ایمنی
safety belts کمربند رکاب
safety belts کمربند نجات
fan belts تسمه پروانه موتور
conveyor belts تسمه نقاله
green belts کمربند سبز
black belts کمربند سیاه استاد جودو
conveyor belts نوار نقاله
conveyor belts بند رونده
van allen belts کمربندهای وان الن
seat نشیمنگاه
seat پایه
seat سکوی استقرار
seat قسمت میانی زین اسب
seat حرکت تعادلی
seat وضع بدن ژیمناست روی اسباب با تکیه روی نشیمنگاه
take your seat بنشینیدسرجای خودتان
please take a seat خواهش میکنم بفرمایید
I think that's my seat. فکر می کنم آن صندلی جای من است.
Is this seat taken? آیا این صندلی گرفته شده است؟
seat مقر
seat جایگزین ساختن
seat جایگاه نشاندن
Have a seat, please! خواهش میکنم روی صندلی بشینید!
seat نشیمنگاه مسند
Have a seat, please! خواهش میکنم بفرمایید !
seat جا
seat صندلی
seat نیمکت
seat محل اقامت
seat مرکز مقر
seat کفل
seat سرین
first officer's seat صندلیخلباناول
dual seat زینموتور
double seat صندلیدونفره
Where is my seat(place) جای من کجاست ؟
reel seat جایگاهقرقره
rear seat صندلیعقب
commander's seat صندلیفرمانده
captain's seat محلنشستنکاپیتان
the seat thought مرکز اندیشه یا فکر
to induct into a seat در جایی برقرار کردن
keay seat جا خار
valve seat نشیمنگاه سوپاپ
country seat خانهی بزرگ روستایی
country seat خانهی اربابی
adjustable seat صندلی متحرک
bench seat صندلیاتومبیل
seat back پشتیصندلی
seat cover پوششصندلی
ejector seat صندلی پران [هواپیمایی]
ejection seat صندلی پران [هواپیمایی]
book a seat جا رزرو کردن
to resign one's seat از جای مجلسی خود کناره گرفتن
parliamentary seat جای مجلسی
parliamentary seat صندلی مجلسی
a seat by the window یک صندلی کنار پنجره
take a back seat <idiom> پذیرش پستترین مقام
on the edge of one's seat <idiom> ناآرام بودن
single seat صندلییکنفره
seat tube تیوپصندلی
seat stay نگهدارندهصندلی
seat-belt کمربند صندلی هواپیما
ejection seat صندلی هواپیما که در مواقع اضطراری شخص را ازهواپیما بخارج پرتاب میکند
folding seat صندلی تاشو
forward seat حالت نشستن سوارکار روی زین در پرش حالت نشستن سوارکار بر روی زین
garden seat صندلی یانیمکت باغبانی
governor's seat حکومت نشین
governor's seat حاکم نشین
he lost the seat مقام یا کرسی وکالت راازدست داد
he lost the seat دوباره بوکالت برگزیده نشد
hiking seat تهته اتکای خم شونده در قایق
judgement seat دادگاه
drive's seat صندلی راننده
county seat مرکز بخشداری
bucket seat صندلی یکنفری
hot seat صندلی برقی
hot seat صندلی الکتریکی
seat belt کمربند صندلی هواپیما
window seat صندلی یا نشیمنگاه لب پنجره
back seat صندلی عقب اتومبیل
box seat صندلی لژ
bridge seat تکیه گاه
bridge seat پاشنه پل
classical seat وضع بدنی سوارکار روی زین
jump seat صندلی تا شو
the seat of pain موضع درد
primer seat مقر چاشنی
seat angle نبشی نشیمن
seat bars میلههای تکیه گاه
seat of government مقر حکومت
seat of settlement محل نشست ساختمان
seat of the pants استفاده از تجربه
sliding seat نشیمنگاه متحرک در قایق مسابقه
straddle seat تعادل روی پارالل روی دستها با پاهای باز
the seat of pain جای درد
pillion seat جای اضافی در موتور سیکلت
mercy seat تخت خدا
key seat جاخار
key seat شیار خار
mercy seat سرپوش رحمت
love seat صندلی یانیمکت دسته دار دونفری
fly by the seat of one's pants <idiom> دست تنها
valve seat reamer جدار تراش نشیمنگاه سوپاپ برقوی نشیمنگاه سوپاپ
valve seat insert مدخل نشست سوپاپ نشیمنگاه سوپاپ
valve seat grinder دستگاه پرداخت نشیمنگاه سوپاپ
seat adjuster lever سطح تنظیم صندلی
back-seat driver مسافر صندلی عقب خودرو که مرتب در کار راننده دخالت میکند
back-seat driver آدم فضول
back-seat drivers مسافر صندلی عقب خودرو که مرتب در کار راننده دخالت میکند
back-seat drivers آدم فضول
valve seat wrench دریچهآچارپایه
flat racing seat خم شدن روی اسب و دستها وسر در امتداد گردن اسب
Keep a free(an empty)seat for me. یک صندلی خالی برایم نگاهدار
seat-belt warning light چراغهشدارکمربندایمنی
You are a back seat drive.You are on the sidelines. کنا رگود نشسته یی ومی گی لنگش کن
seat back adjustment knob دکمه تنظیم پشتی صندلی
Recent search history
  Contact• | TermsPrivacy  © 2009 Dictiornary-Farsi.com