English Persian Dictionary - Beta version
 
 
Home
 
     

Enter keyword here!
  Tips | Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 191 (9 milliseconds)
English Persian
boatswain's chair صندلی نقاله
Other Matches
rocking chairs صندلی تاب صندلی راحتی تکان خور
rocking chair صندلی تاب صندلی راحتی تکان خور
faldstool صندلی تا شو بدون پشتی صندلی راحتی
camp chair صندلی سفری صندلی صحرایی
my chair was next his صندلی من پهلوی صندلی اوبود
belt conveyor نقاله
bevel protractor نقاله
bevel steel square نقاله
travellers نقاله
conveyor نقاله
protractors نقاله
travelers نقاله
traveller نقاله
protractor نقاله
belt conveyor نوار نقاله
protractors الت نقاله
conveyor belts نوار نقاله
protractor الت نقاله
conveyor belt نوار نقاله
conveyor belts تسمه نقاله
conveyor belt تسمه نقاله
ropeway طناب نقاله
ropeway سیم نقاله
hoist brake ترمز نقاله
telpher line سیم نقاله
drawing goniometer نقاله رسم
wire ropeway سیم نقاله
three arm protractor نقاله سه شاخه
tugger وسیله نقاله
helical conveyor نقاله حلزونی
range deflection protractor نقاله سمت و برد
declination protractor نقاله انحراف سنج
angle gage نقاله زاویه یاب
hoists چرخ بالاکش نقاله
hoisted چرخ بالاکش نقاله
hoist چرخ بالاکش نقاله
drag chain conveyor نقاله با زنجیر مقاوم
cable way سیم یا کابل نقاله
helical conveyor نقاله پیچی یا حلزونی
telpherage استفاده از دستگاه نقاله برقی
crosshead وزنه مستطیلی که به سیم نقاله روی سطل معدنچیان اویخته میش ود
seated صندلی
place صندلی
box seat صندلی لژ
jump seat صندلی تا شو
seats صندلی
santalaceous صندلی
seat صندلی
footstools صندلی
placing صندلی
stall صندلی
stalling صندلی
places صندلی
chairs صندلی
chairing صندلی
chaired صندلی
chair صندلی
footstool صندلی
swivel chair صندلی چرخان
he nestles in the chair در صندلی غنوده
armchairs صندلی راحتی
folding seat صندلی تاشو
shooting sticks صندلی عصایی
armchair صندلی راحتی
adjustable seat صندلی متحرک
drive's seat صندلی راننده
rocking chair صندلی گهوارهای
rocking chairs صندلی گهوارهای
bucket seat صندلی یکنفری
carrycot صندلی کودک
carrycots صندلی کودک
deckchair صندلی تاشو
sitting نشیمن صندلی
sittings نشیمن صندلی
deckchairs صندلی تاشو
pushchair صندلی چرخدار
pushchairs صندلی چرخدار
easy chairs صندلی راحت
morris chair صندلی راحتی
easy chair صندلی راحت
bucket seats صندلی یکنفری
rocker صندلی گهوارهای
elbows دسته صندلی
tier ردیف صندلی
armrest دستهء صندلی
arm chair صندلی راحتی
office chair صندلی اداری
an odd chair صندلی تکی
elbowed دسته صندلی
hot seat صندلی برقی
hot seat صندلی الکتریکی
antimacassar رویهء صندلی
antimacassars رویهء صندلی
elbow دسته صندلی
tiers ردیف صندلی
choir-stall صندلی بلند
arm دسته صندلی
rockers صندلی گهوارهای
camp chair صندلی تاشونده
shooting stick صندلی عصایی
parliamentary seat صندلی مجلسی
baby carriages صندلی چرخدار بچه
baby carriage صندلی چرخدار بچه
reseat صندلی جدید دادن
armchairs صندلی دسته دار
ejection seat صندلی پران [هواپیمایی]
seat adjuster lever سطح تنظیم صندلی
a seat by the window یک صندلی کنار پنجره
cathedra [صندلی اسقف در کلیسا]
reseating صندلی جدید دادن
reseated صندلی جدید دادن
reseats صندلی جدید دادن
shooting stick صندلی جمعشو و متحرک
shooting sticks صندلی جمعشو و متحرک
office swivel chair صندلی گردان اداری
ejector seat صندلی پران [هواپیمایی]
armchair صندلی دسته دار
woolsack کرسی یا صندلی دادگاه
garden seat صندلی یانیمکت باغبانی
wheelchairs صندلی چرخ دار
window seat صندلی یا نشیمنگاه لب پنجره
elbow chair صندلی دسته دار
window seats صندلی یا نشیمنگاه لب پنجره
arm chair صندلی دسته دار
dossel پشتی صندلی وغیره
caner بافنده صندلی حصیری
dossal پشتی صندلی وغیره
cat nap چرت روی صندلی
deck chair صندلی حصیری تاشو
curule chair صندلی عاج نشان
back seat صندلی عقب اتومبیل
cat sleep چرت روی صندلی
wheelchair صندلی چرخ دار
seat belt کمربند صندلی هواپیما
electric chair صندلی اعدام الکتریکی
seat-belts کمربند صندلی هواپیما
tuffet صندلی یانشیمن کوتاه
twisboat chair قایق- صندلی تابدار
fishing chair صندلی در قایق ماهیگیری
wheel chair صندلی چرخ دار
seat-belt کمربند صندلی هواپیما
club chair صندلی دسته دار بزرگ
caster چرخ زیر صندلی یامیز
benchstool نیمکت [صندلی] بدون پشتی
backless bench نیمکت [صندلی] بدون پشتی
choir-stall [صندلی های مبلی گروه کر]
Keep a free(an empty)seat for me. یک صندلی خالی برایم نگاهدار
castors چرخ زیر صندلی یامیز
castor چرخ زیر صندلی یامیز
casters چرخ زیر صندلی یامیز
arm اسلحه دستهء صندلی یا مبل
They changed seats . صندلی هایشان را با هم عوض کردند
windsor chair صندلی دارای پشتی منحنی
prince's feather تزئین برجسته پشت صندلی
seat back adjustment knob دکمه تنظیم پشتی صندلی
Dust has accumulated [settled] on the chairs. روی صندلی ها خاک نشسته
splat میله تزئینی پشت صندلی
slats چوب مداد میله پشت صندلی
Have a seat, please! خواهش میکنم روی صندلی بشینید!
slat چوب مداد میله پشت صندلی
sedilia یکی از سه صندلی محراب یاصدر کلیسا
love seat صندلی یانیمکت دسته دار دونفری
I think that's my seat. فکر می کنم آن صندلی جای من است.
stool کرسی صندلی مستراح فرنگی مدفوع
night stool صندلی سوراخ دار برای قضای حاجت در شب
high chair صندلی پایه بلند غذا خوری بچه
the hall seats one thousand تالار هزار صندلی میخورد تالارهزارتن راجامیدهد
high chairs صندلی پایه بلند غذا خوری بچه
night chair صندلی سوراخ دار برای قضای حاجت در شب
hammock chair صندلی راحتی تاشوکه پشت ان پارچه ایست
barrel chair صندلی فنری که پشتش سفت ومقعر است
Is this seat taken? آیا این صندلی گرفته شده است؟
reservations رزرو کردن صندلی یااتاق در مهمانخانه و غیره کتمان
The stage was bare but for [save for] a couple of chairs. صحنه نمایش به استثنای چند تا صندلی لخت بود.
moquette پارچه مخمل نمای مخصوص فرش یا رویه صندلی
reservation رزرو کردن صندلی یااتاق در مهمانخانه و غیره کتمان
an odd chair صندلی که پنج تای دیگر جور خود نداشته باشد
back-seat driver مسافر صندلی عقب خودرو که مرتب در کار راننده دخالت میکند
back-seat drivers مسافر صندلی عقب خودرو که مرتب در کار راننده دخالت میکند
gradine یک سری صندلی یا پلههای کوتاه که یکی بالای دیگری قرار دارد
ejection seat صندلی هواپیما که در مواقع اضطراری شخص را ازهواپیما بخارج پرتاب میکند
ferris wheel گردونه صندلی دار مخصوص تفریح وچرخ زدن اطفال وغیره
gradin یک سری صندلی یا پلههای کوتاه که یکی بالای دیگری قرار دارد
cartridge actuated device وسیلهای که با فشار گازفشنگ کار میکند وسیله فشنگی برای پرتاب صندلی خلبان
musical chairs نوعی بازی که بازیکنان در حرکتاند و وقتی موسیقی متوقف شد مینشینند و هر کس بی صندلی باشد باخته است
bleacher کارگر پارچه سفیدکنی شستشو وسفیدکنی پارچه بلیط یا صندلی کم ارزش مسابقات ورزشی
lounge اطاق استراحت سالن استراحت صندلی راحتی
lounged اطاق استراحت سالن استراحت صندلی راحتی
lounging اطاق استراحت سالن استراحت صندلی راحتی
lounges اطاق استراحت سالن استراحت صندلی راحتی
Recent search history
  Contact• | TermsPrivacy  © 2009 Dictiornary-Farsi.com