Dictiornary-Farsi.com
English Persian Dictionary - Beta version
Home
Enter keyword here!
⌨
Tips
|
Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 202 (9 milliseconds)
English
Persian
safety lock
ضامن اسلحه
Search result with all words
safety stop
ضامن اسلحه گیره ضامن
Other Matches
permissive action link
ضامن مسلح شدن جنگ افزاراتمی ضامن خودکار
safety pins
خار ضامن میله ضامن
safety pin
خار ضامن میله ضامن
inspection arms
سلاح برای بازدید حاضر بازدید اسلحه اسلحه رابازدید کنید
antirecovery device
ضامن ضد جمع اوری مین ضامن ضد باز و بسته کردن مین
brigand
دزدی که با زور و خشونت
[با اسلحه یا تهدید اسلحه]
دزدی میکند
preyer
دزدی که با زور و خشونت
[با اسلحه یا تهدید اسلحه]
دزدی میکند
bandit
دزدی که با زور و خشونت
[با اسلحه یا تهدید اسلحه]
دزدی میکند
raider
دزدی که با زور و خشونت
[با اسلحه یا تهدید اسلحه]
دزدی میکند
heister
[American E]
دزدی که با زور و خشونت
[با اسلحه یا تهدید اسلحه]
دزدی میکند
robber
دزدی که با زور و خشونت
[با اسلحه یا تهدید اسلحه]
دزدی میکند
interruptor
ضامن قطع مدار اشتعال ماسوره ضامن داخلی ماسوره
safety
به ضامن کردن ضامن
weapon
اسلحه
unarmed
بی اسلحه
weapons
اسلحه
bare handed
بی اسلحه
armless
بی اسلحه
weapons
اسلحه حربه
holsters
جلد اسلحه
holster
جلد اسلحه
d. armour
اسلحه دفاع
pieces
اسلحه گرم
piece
اسلحه گرم
firearm
اسلحه گرم
weapon
اسلحه حربه
single shot
اسلحه تک تیر
side arm
اسلحه کمری
shooting iron
اسلحه گرم
trigger
ماشه اسلحه
repeating firearm
اسلحه خودکار
thumb
شستی اسلحه
thumbed
شستی اسلحه
thumbing
شستی اسلحه
thumbs
شستی اسلحه
stoppage
گیر در اسلحه
stoppages
گیر در اسلحه
Elaborate
اسلحه بزرگ
armouries
اسلحه خانه
armouries
اسلحه قوزخانه
armoury
اسلحه خانه
armoury
اسلحه قوزخانه
triggers
ماشه اسلحه
triggered
ماشه اسلحه
firearms
اسلحه گرم
cold steel
اسلحه سرد
misfires
گیرکردن اسلحه
misfired
گیرکردن اسلحه
misfire
گیرکردن اسلحه
armory
اسلحه خانه
armourer
اسلحه ساز
side arms
اسلحه کمری
heavy armed
سنگین اسلحه
fire arms
اسلحه ی گرم
armorer
اسلحه ساز
weaponry
اسلحه سازی
antiaircraft
اسلحه ضد هوایی
maximum range
بردنهایی اسلحه
arm of precision
اسلحه دقیق
ordnance
اسلحه ومهمات
weaponary
مربوط به اسلحه
light armed
سبک اسلحه
Ten firearms .
ده قبضه اسلحه
arm
اسلحه گرم
cautioned
ضامن
preventor
ضامن
recognizor
ضامن
guardless
بی ضامن
safest
به ضامن
safety device
ضامن
extender
ضامن
cautions
ضامن
cautioning
ضامن
caution
ضامن
safety bolt
ضامن
bondsman
ضامن
bailsman
ضامن
retainer
ضامن
latches
ضامن
mainpernor
ضامن تن
pawl
ضامن
latch
ضامن
security
ضامن
bail
ضامن
device
ضامن
keylock
ضامن
devices
ضامن
obligor
ضامن
retainers
ضامن
safest
ضامن
safes
به ضامن
warranter
ضامن
surety
ضامن
braked
ضامن
saftey bolt
ضامن
sponsor
ضامن
brake
ضامن
guarantees
ضامن
sponsoring
ضامن
sponsors
ضامن
guaranteed
ضامن
brakes
ضامن
braking
ضامن
warrantor
ضامن
sureties
ضامن
warranties
ضامن
warranty
ضامن
hostage
ضامن
hostages
ضامن
guarantor
ضامن
guarantee
ضامن
safe
ضامن
safe
به ضامن
safer
ضامن
safer
به ضامن
safes
ضامن
toggle
ضامن
guarantors
ضامن
toggles
ضامن
light infantry
پیاده سبک اسلحه
armory
کارخانهء اسلحه سازی
disassemble
بازکردن اسلحه یا موتور
to sight gun
نشان کردن اسلحه
to decommission weapons
اسلحه ها را غیردایر کردن
To lay down ones arms .
اسلحه رابزمین گذاشتن
stock
دسته ابزار و اسلحه
cleaning rod
سمبه نظافت اسلحه
to decommission weapons
اسلحه ها را از کار انداختن
armorer
نگهبان اسلحه زراد
lift fire
زیادکردن برد اسلحه
biathlon
اسکی صحرانوردی با اسلحه
armor bearer
حامل اسلحه زرهدار
velite
سرباز سبک اسلحه
ordnance
مربوط به اسلحه و مهمات
magazine
مخزن خشاب اسلحه
chambers
خزانه فشنگ در اسلحه
hold-up
با اسلحه سرقت کردن
hold up
با اسلحه سرقت کردن
muzzling
دهانه لوله اسلحه
poppers
اسلحه صدا دار
popper
اسلحه صدا دار
chamber
خزانه فشنگ در اسلحه
muzzle
دهانه لوله اسلحه
muzzled
دهانه لوله اسلحه
hold-ups
با اسلحه سرقت کردن
muzzles
دهانه لوله اسلحه
ranging
تنظیم کردن اسلحه
missile
اسلحه پرتاب کردنی
missiles
اسلحه پرتاب کردنی
gunrunner
قاچاقچی اسلحه و مهمات
magazines
مخزن خشاب اسلحه
set screw
پیچ ضامن
safety lever
دستگیره ضامن
detent
چفت ضامن
grommet
حلقه ضامن
good and svfficient bail
ضامن معتبر
safety lever
اهرم ضامن
safety fork
گیره ضامن
general partner
شریک ضامن
safety device
دستگاه ضامن
retaining wall
دیوار ضامن
sear stop
ضامن چکاننده
nonboresafe
بدون ضامن
stand guarantor
ضامن شدن
to give security
ضامن دادن
shear pin
سیم ضامن
safety wire
اشبیل ضامن
joint guarantor
ضامن تضامنی
safety lock
قفل ضامن
put on safety
به ضامن کردن
safety wire
سیم ضامن
i will be security for him
من ضامن او میشوم
ratchet wheel
چرخ ضامن
obligate
ضامن سپردن
depositary
نگهدار ضامن
arming pin
میله ضامن
bolt release
چفت ضامن
guarantees
ضامن متعهد
engage
ضامن کردن
bailsman
ضامن حرفهای
bailee
ضامن و متعهد
engages
ضامن کردن
teaser
ضامن مولد
teasers
ضامن مولد
backing pawl
ضامن پشتی
answerable
ضامن جوابگو
ratchets
ضامن دارکردن
arming wire
سیم ضامن
vouchers
ضامن گواه
voucher
ضامن گواه
guaranteed
ضامن متعهد
ratchet
ضامن دارکردن
rowlocks
ضامن پارو
arming pin
خار ضامن
rowlock
ضامن پارو
safety pins
اشبیل ضامن
handle
ضامن دستگیره
handles
ضامن دستگیره
guarantee
ضامن متعهد
safety pin
اشبیل ضامن
Recent search history
✘ Close
Contact
|
Terms
|
Privacy
© 2009 Dictiornary-Farsi.com