English Persian Dictionary - Beta version
 
 
Home
 
     

Enter keyword here!
  Tips | Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 201 (4 milliseconds)
English Persian
half volley ضربه بلافاصله پس ازتماس توپ با سطح
Other Matches
punted ضربه با پا باانداختن توپ بزمین و ضربه زدن پیش ازتماس ان با زمین
punts ضربه با پا باانداختن توپ بزمین و ضربه زدن پیش ازتماس ان با زمین
punt ضربه با پا باانداختن توپ بزمین و ضربه زدن پیش ازتماس ان با زمین
choppers توپ ضربه خورده که پس ازتماس با زمین خیلی بلندمیشود
chopper توپ ضربه خورده که پس ازتماس با زمین خیلی بلندمیشود
thereupon <adv.> بلافاصله
thereat <adv.> بلافاصله
subsequently <adv.> بلافاصله
consequently <adv.> بلافاصله
at that [at that provocation] <adv.> بلافاصله
immediate <adj.> بلافاصله
as a result <adv.> بلافاصله
instantaneous <adj.> بلافاصله
unintermediate <adj.> بلافاصله
direct <adj.> بلافاصله
intuitive <adj.> بلافاصله
short notice بلافاصله
next in fornt of بلافاصله درجلو
hit ضربه به توپ یا حریف ضربه بدنی به حریف برای خروج او از بازی ضربه
hits ضربه به توپ یا حریف ضربه بدنی به حریف برای خروج او از بازی ضربه
hitting ضربه به توپ یا حریف ضربه بدنی به حریف برای خروج او از بازی ضربه
postvocalic بلافاصله بعد از حرف با صدا
prevocalic بلافاصله قبل از حرف صدادار
postconsonantal بلافاصله بعد از حرف بیصدا
to be available for delivery at short notice بلافاصله قابل تحویل بودن
pocket judgment سنددینی که بلافاصله پس ازسررسید بدون هیچ تشریفاتی قابل وصول و اجرا است
impluse response پاسخ ضربه رفتار ضربه تابع انتقال ایمپولز
crossest ضربه هوک پس از ضربه حریف
crosser ضربه هوک پس از ضربه حریف
crosses ضربه هوک پس از ضربه حریف
cross ضربه هوک پس از ضربه حریف
sclaff ضربه چوب به زمین و سپس به گوی بجای ضربه مستقیم به گوی
monocoque ساختمان سه بعدی مثل بدنه هواپیما که فاقد سازه داخلی بوده و همه تنش بر پوسته و اجزاء ساختمانی که بلافاصله زیر ان قرار دارندوارد میگردد
shank ضربه زدن به توپ با قوزک یاکنار پا ضربه زدن به گوی باعقب چوب گلف یا بدنه ان قسمتی از لنگر که طناب به ان وصل شود قسمتی از قلاب ماهیگیری بین سوراخ وانحنا
placekick ضربه به توپ کاشته شده ضربه کاشته
strikeless بی ضربه
impluse ضربه
impulse ضربه
impulses ضربه
stroke ضربه
collisions ضربه
flap ضربه
flapped ضربه
flaps ضربه
strokes ضربه
stroking ضربه
double kick دو ضربه پی در پی
impact ضربه
surge ضربه
antiknock ضد ضربه
impacts ضربه
butt joint ضربه
shock ضربه
surged ضربه
hacked ضربه
surges ضربه
hack ضربه
kick ضربه با پا
kick ضربه
head ضربه با سر
hacks ضربه
butting ضربه با سر
shocked ضربه
shocks ضربه
kicked ضربه با پا
pushes ضربه
pushed ضربه
push ضربه
tit ضربه
tits ضربه
thud ضربه
thudded ضربه
thudding ضربه
thuds ضربه
pulse ضربه
pulsed ضربه
kicked ضربه
kicking ضربه با پا
brunt ضربه
kicking ضربه
kicks ضربه با پا
kicks ضربه
collision ضربه
popped ضربه
pops ضربه
blow ضربه
slugger ضربه زن
mishit ضربه بد
stroked ضربه
sole kick ضربه با کف پا
sole of the foot kick ضربه با کف پا
sole trap ضربه با کف پا
shots ضربه
whang ضربه
shock proof ضد ضربه
left ضربه چپ
shockproof ضد ضربه
yee jupkki ضربه پا
shot ضربه
bonk ضربه بر سر
interrupter ضربه گر
pop ضربه
blows ضربه
bonked ضربه بر سر
bonks ضربه بر سر
bonking ضربه بر سر
jolted تکان ضربه
POW صدای ضربه
ushiro geri ضربه پا به پشت
pickiest ضربه زننده
jolting تکان ضربه
yohan nukite ضربه با انگشتان
whop ضربه وزش
yeop chagi ضربه با بغل پا
jolts تکان ضربه
POWs صدای ضربه
traumatism ضربه تصادم
tobi geri ضربه پا در پرش
thrums ضربه گیر
belts ضربه محکم
shotmaking ضربه به توپ
shockless بدون ضربه
lash ضربه مژگان
lash ضربه شلاق
lashed ضربه مژگان
lashed ضربه شلاق
lashes ضربه شلاق
shock wave موج ضربه
shock waves موج ضربه
side foot ضربه با کنار پا
belted ضربه محکم
tee off ضربه محکم
click ضربه زدن
tossed ضربه بلند
tosses ضربه بلند
lashes ضربه مژگان
spot kick ضربه کاشته
tossing ضربه بلند
concussion ضربه مغزی
belt ضربه محکم
single stroke bell زنگ تک ضربه
toss ضربه بلند
percussion ضربه زدن
lollipops ضربه اسان
dub ضربه کم جان
dubbed ضربه کم جان
dubs ضربه کم جان
deliver ضربه زدن
delivers ضربه زدن
hammer ضربه زدن
hammered ضربه زدن
hammers ضربه زدن
whip ضربه زدن
lollipop ضربه اسان
shock ضربه تکان
shocked ضربه تکان
shocks ضربه تکان
whipped ضربه زدن
whips ضربه زدن
knock ضربه زدن
blast ضربه انفجار
blasts ضربه انفجار
To receive a blow. ضربه خوردن
hit lists فهرست ضربه
hit list فهرست ضربه
fall ضربه فنی
yoko geri ضربه به پهلو
dabber ضربه زدن
knocked ضربه زدن
knocks ضربه زدن
quash با ضربه زدن
quashed با ضربه زدن
quashes با ضربه زدن
slash ضربه سریع
slashed ضربه سریع
slashes ضربه سریع
pickier ضربه زننده
picky ضربه زننده
jolt تکان ضربه
finishing blow ضربه مرگ
lay on ضربه زدن
down stroke ضربه رو به پایین
downward stroke ضربه رو به پایین
downward travel ضربه برگشت
downward travel ضربه رو به پایین
drop shot ضربه دراپ
electrolytic interrupter ضربه گر الکترولیتی
electromagnetic vibration ضربه گر الکترومغناطیسی
exhaust stroke ضربه خروجی
first strike اولین ضربه
flick kick ضربه با بیرون پا
double hit دو ضربه غیرمجاز پی در پی
dollyo chagi ضربه دورانی پا
change beat تبادل ضربه
exchange of blows تبادل ضربه
chip shot ضربه کوتاه
color shock ضربه رنگ
compression stroke ضربه تراکم
cutting stroke ضربه برش
cut under ضربه زیردست
Recent search history
  Contact• | TermsPrivacy  © 2009 Dictiornary-Farsi.com