Dictiornary-Farsi.com
English Persian Dictionary - Beta version
Home
Enter keyword here!
⌨
Tips
|
Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 201 (13 milliseconds)
English
Persian
image phase constant
ضریب فازی چهار قطبی ضریب ثابت فازی تصویر ثابت فازی چهار قطبی
Other Matches
image phase change coefficient
ثابت فازی
phase balance
تعادل فازی
phase modulation
تلفیق فازی
impedance at resonance
مقاومت فازی
PM
تلفیق فازی
impedance angle
زاویه فازی
diphase alternator
تناوبگر دو فازی
line to neutral voltage
ولتاژ فازی
phase space
فضای فازی
phase to neutral voltage
ولتاژ فازی
two phase generator
تناوب گر دو فازی
two phase region
ناحیه دو فازی
four pole
چهار قطبی
positive sequence polyphase system
مدار چند فازی مستقیم
polyphase sort
مرتب کردن چند فازی
positive sequence power in a three phase
توان مستقیم مدار سه فازی
magnetic quadrupole
چهار قطبی مغناطیسی
four terminal network
شبکه چهار قطبی
tetrode
لامپ چهار قطبی
delta voltage
ولتاژ فازی یا خطی اتصال مثلث
positive sequence polyphase system of or
مدار چند فازی مستقیم ازمرتبه ام
fluctuating power of a polyphase system
توان نوشی مدار چند فازی
passive four terminal network
شبکه چهار قطبی بی اثر
y parameter
پارامتر چهار قطبی ایگرگ
gas tetrode
لامپ چهار قطبی با کاتد داغ
gated beam tube
لامپ پنج قطبی با شیب ثابت
parameter
ضریب ثابت
parameters
ضریب ثابت
fixed input coefficients
ضریب نهادههای ثابت
pay grade
ضریب ثابت حقوق یا مبنای حقوقی
polar regions
مناطق قطبی زمین سرزمینهای قطبی
modulus of elasticity
ضریب ارتجاعی ضریب فنری ضریب جهندگی
cross-in-square
[کلیسای معمول در رم شرقی با چهار گوشه و میدان و چهار طاق گهواره ای]
four poster
تختخوابی که چهار تیر یادیرک در چهار گوشه دارد
four pictures test
ازمون چهار تصویر
trapezium
چهار پهلو چهار ضلعی غیر منظم
polar plot
روش بردن نقاط روی نقشه یا مختصات قطبی تعیین محل نقاط به طریقه مختصات قطبی
attenuation factor
ضریب فرسایش انرژی موج ضریب افت قدرت امواج
availability factor
ضریب امادگی عملیاتی هواپیماها یا ناوها ضریب قابلیت استفاده
quatrefoil
چهار وجهی
[این اصطلاح موقعی که یک نگاره و یا کل فرش از چهار قسمت کاملا قرینه بوجود آمده باشد، بکار می رود.]
quadrumana
چهار دستان میمونهای چهار دست و پا
quadrumvir
انجمنی مرکب از چهار تن چهار نفری
tetragonal
دارای چهار زاویه چهار کنجی
tetrahedron
جسم چهار سطحی چهار ضلعی
tetrapterous
دارای چهار بال چهار جناحی
convergence factor
ضریب تقارب نصف النهارات ضریب انحراف شبکه
orientation forces
نیروهای دو قطبی- دو قطبی
dipole dipole bond
پیوند دو قطبی- دو قطبی
design stress resultant
تلاشی که در محاسبات بکار میرود وبرابر است با حاصلضرب تلاش در ضریب تشدید یادرصورت لزوم ضریب تصغیر
probability factor
ضریب احتمال وقوع ضریب احتمالات
reduction coefficient
ضریب کاهش استعداد ضریب دیدبانی
direct video storage tube
ثابت کننده تصویر
image transfer constant
ثابت انتقال تصویر
charactristics
مشخصات مقدماتی یا اصلی که عبارتند از ضریب براضریب پسا نسبت برا به پساموقعیت مرکز فشار و ضریب گشتاور برای هر زاویه حمله
quadrangle
چهار گوش چهار دیواری
quatrefoil
چهار ترک چهار گوشه
qyaternary
چهار واحدی چهار عضوی
quadrangles
چهار گوش چهار دیواری
static employment
کاربرد توپخانه پدافند هوایی در سکوی ثابت یا در پدافندهوایی ثابت
biquinary notation
دستگاه نمادسازی که در ان هر رقم اعشاری توسط یک جفت رقم متشکل از یک ضریب 5 و یک ضریب 1 نشان داده میشود
runoff coefficient
ضریب جریان که برابراست باارتفاع اب جریان یافته درزمین به ارتفاع بارندگی این ضریب کوچکتر از واحدمیباشد
partition coefficient
ضریب توزیع ضریب تقسیم
factor of safety
ضریب تامین ضریب اطمینان
gini coefficient
شاخص نابرابری درامد که از منحنی لورنز بدست می ایددرصورتیکه توزیع درامدکاملا برابر باشد این ضریب مساوی صفر ودرصورتیکه توزیع درامد کاملا نابرابرباشد این ضریب مساوی 1است هرچه این ضریب کوچک باشد توزیع درامد عادلانه تراست
polar stereographic
سیستم تهیه نقشه قطبی سیستم نقشه برداری قطبی
circumpolar constellation
صورتهای فلکی دور قطبی صورتهای فلکی پیرا قطبی
static test
ازمایش در وضعیت ثابت یا به حالت ثابت
fixed capital
سپرده ثابت اموال ثابت یکان
scale factor
ضریب مقیاس نقشهای ضریب تبدیل مقیاس نقشه
standing orders
دستورالعملهای ثابت دستورات ثابت
standing order
دستورالعملهای ثابت دستورات ثابت
ballistic coefficient
ضریب زاویه بالیستیکی ضریب تاثیر بالیستیکی
slices
ضریب محاسبات لجستیکی ضریب نیازمندیهای لجستیکی
slice
ضریب محاسبات لجستیکی ضریب نیازمندیهای لجستیکی
sample
مداری که سیگنال ورودی آنالوگ را برای مدت طولانی برای مبدل آنالوگ به دیجیتال ثابت نگه می دارد تا خروجی ثابت تولید شود
sampled
مداری که سیگنال ورودی آنالوگ را برای مدت طولانی برای مبدل آنالوگ به دیجیتال ثابت نگه می دارد تا خروجی ثابت تولید شود
standing
ثابت دستورالعمل ثابت
parallax
پارالاکس ضریب شکست نور جابجایی تصویر در اثر شکست نور
unipolar
تک قطبی
polar
قطبی
double pole
دو قطبی
diode
دو قطبی
homopolar
هم قطبی
bipolar
دو قطبی
dipole
دو قطبی
arctic
قطبی
unipolar
یک قطبی
steadiest
مسیر ثابت فرمان مسیر را ثابت نگهدارید
steadied
مسیر ثابت فرمان مسیر را ثابت نگهدارید
steadying
مسیر ثابت فرمان مسیر را ثابت نگهدارید
steady
مسیر ثابت فرمان مسیر را ثابت نگهدارید
steadies
مسیر ثابت فرمان مسیر را ثابت نگهدارید
polestar
ستاره قطبی
zwitterion
یون دو قطبی
dipolar ion
یون دو قطبی
multipolar
چند قطبی
dipole antenna
انتن دو قطبی
terminal voltage
ولتاژ قطبی
magnetic doublet
دو قطبی مغناطیسی
dipole interaction
بر هم کنش دو قطبی
one pole switch
کلید یک قطبی
unipolar armature
ارمیچر تک قطبی
loadstar
ستاره قطبی
electric dipole
دو قطبی الکتریسیته
aurora
شفق قطبی
moment of a dipole
گشتاور دو قطبی
crystal rectifier
دو قطبی بلورین
multi contact
چند قطبی
multipole
چند قطبی
two terminal network
شبکه دو قطبی
single contact switch
کلید یک قطبی
hexod
لامپ شش قطبی
Pole Star
ستاره قطبی
unipolarity
حالت یک قطبی
triode
لامپ سه قطبی
bipolar cells
یاختههای دو قطبی
diode
لامپ دو قطبی
lodestaror load
ستاره قطبی
polarized
قطبی شده
polarization
قطبی شدگی
foumart
گربه قطبی
polarization
قطبی سازی
lodestar
ستاره قطبی
hexode
لامپ شش قطبی
two electrode valve
لامپ دو قطبی
dipole moment
گشتاور دو قطبی
polar variable
متغیر قطبی
polar solvent
حلال قطبی
polarized relay
رله قطبی
polarities
تمایل قطبی
polarities
ویژگی قطبی
polarity
تمایل قطبی
polarising
قطبی کردن
arctic regions
مناطق قطبی
polarizing filter
صافی قطبی
polar relay
رله قطبی
pole armature
ارمیچر قطبی
polarizing
قطبی کردن
polar transmission
مخابره قطبی
polarised
قطبی کردن
polarises
قطبی کردن
polar vector
بردار قطبی
polar vortex
ورتکس قطبی
polarize
قطبی کردن
polarizes
قطبی کردن
polar winds
بادهای قطبی
north star
ستاره قطبی
polaris
ستاره قطبی
polarization current
جریان قطبی
arctic basin
حوضچه قطبی
polar coordinates
مختصات قطبی
polar coordinate
مختصات قطبی
fitchet
گربه قطبی
polar bond
پیوند قطبی
polar angle
زاویه قطبی
electric doublet
دو قطبی الکتریسیته
arctic regions
نواحی قطبی
polar distance
فاصله قطبی
polar diagram
نقشه قطبی
polar compound
ترکیب قطبی
polarity
ویژگی قطبی
polar molecule
مولکول قطبی
homopolar bond
پیوند جور قطبی
polarising
قطبی کردن یا شدن
polar duplex telegraphy
تلگراف دو جهتی قطبی
magnetic dipole moment
گشتاور دو قطبی مغناطیسی
polarises
قطبی کردن یا شدن
unipolar
سلولهای عصبی یک قطبی
polarised
قطبی کردن یا شدن
circumpolar stars
ستارگان پیرا قطبی
polar chart
نمودار با مختصات قطبی
bipolar affective disorder
اختلال عاطفی دو قطبی
polarizing
قطبی کردن یا شدن
the north star
ستاره قطبی یا شمالی
heteropolar bond
پیوند ناجور قطبی
triode amplifier
فزون ساز سه قطبی
heptode
لامپ هفت قطبی
semipolar molecule
مولکول نیم قطبی
polar diagram
نمودار با مختصات قطبی
polar coordinates
دستگاه مختصات قطبی
polar covalent bond
پیوند کووالانسی قطبی
polarizes
قطبی کردن یا شدن
polarize
قطبی کردن یا شدن
folded dipole
انتن دو قطبی دولا
unipolar psychosis
روان پریشی یک قطبی
octode
لامپ هشت قطبی
molecular dipole moment
گشتاور دو قطبی مولکولی
semiconductor diode
دو قطبی نیم رسانا
multi electrode valve
لامپ چند قطبی
duopsony
انحصار دو قطبی خرید
multipole moment
گشتاور چند قطبی
arctic
مربوطه به نواحی قطبی
isolation diode
لامپ دو قطبی خودکار
pentode
لامپ پنج قطبی
circumpolar stars
ستارگان دور قطبی
duopoly
انحصار دو قطبی فروش
dipole dipole forces
نیروهای دو قطبی- دوقطبی
polar coordinates
مختصات قطبی
[ریاضی]
fitchew
پوست راسو یا گربه قطبی
output pentode
لامپ پنج قطبی خروجی
Recent search history
✘ Close
Contact
|
Terms
|
Privacy
© 2009 Dictiornary-Farsi.com