English Persian Dictionary - Beta version
 
 
Home
 
     

Enter keyword here!
  Tips | Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 201 (11 milliseconds)
English Persian
scaling law ضریب محاسبه قدرت بمب اتمی
Other Matches
attenuation factor ضریب فرسایش انرژی موج ضریب افت قدرت امواج
calculating factor ضریب محاسبه
ration factor ضریب محاسبه جیره
civil nuclear powers کشوردارای قدرت اتمی
nuclear parity قدرت اتمی یکسان
atomic scattering factor ضریب پراکندگی اتمی
atomic form factor ضریب پراکندگی اتمی
power factor ضریب قدرت
brake mean effective pressure مقدار محاسبه شده متوسط فشار در سیلندر در مرحله قدرت
dielectric power factor ضریب قدرت دی الکتریکی
oxygen ration ضریب قدرت اسیدی
acidity coefficient ضریب قدرت اسیدی
acid test ratio ضریب قدرت پرداخت
salted weapon جنگ افزار اتمی که قدرت رادیواکتیو ان تشدید شده باشد
kiloton weapon جنگ افزار اتمی که قدرت انفجاران برابر هزار تن تی ان تی است
cogency قدرت ضریب هشیاری زور
insulation power factor ضریب قدرت عایق بندی
radioactivity قابلیت پخش امواج هستهای رادیواکتیویته داشتن قدرت تشعشع اتمی
fallout prediction محاسبه میزان ریزش اتمی پیش بینی ریزش
flop اندازه توان محاسبه در عملیات اعداد اعشاری که کامپیوتر هر ثانیه محاسبه میکند
flopped اندازه توان محاسبه در عملیات اعداد اعشاری که کامپیوتر هر ثانیه محاسبه میکند
flopping اندازه توان محاسبه در عملیات اعداد اعشاری که کامپیوتر هر ثانیه محاسبه میکند
flops اندازه توان محاسبه در عملیات اعداد اعشاری که کامپیوتر هر ثانیه محاسبه میکند
mflops اندازه سرعت محاسبه که به عنوان تعداد دستورات اعشاری که در ثانیه پردازش می شوند محاسبه میشود
conductance ضریب هدایت قدرت هدایت
modulus of elasticity ضریب ارتجاعی ضریب فنری ضریب جهندگی
minometer دستگاه دوزسنج تشعشع اتمی وسیله اندازه گیری دوز اتمی
rainout ریزش ابر اتمی به علت رطوبت هوا بارش غبار اتمی
implosion weapon جنگ افزار اتمی حساس قابل انفجار با تجزیه اتمی
isotopy دارای تساوی در اعداد اتمی برابری عددی اتمی
proliferation سیستم گسترش اتمی یاگسترش تولید اتمی
computation of replacement factors محاسبه عمر قانونی وسایل محاسبه زمان تعویض وسایل
atomic weight وزن اتمی یک عنصر که برمبنای 61 وزن اتمی اکسیژن قرار داده شده است
clean weapon جنگ افزار اتمی کم ریزش جنگ اتمی که اثار باقیه کم داشته باشد
fallout contours خطوط میزان منحنی تشعشع اتمی یا نشان دهنده شدت تشعشع اتمی
european atomic energy community جامعه نیروی اتمی اروپا اتحادیه متشکل از بلژیک وفرانسه و المان و ایتالیا ولوگزامبورک و هلند که هدفش ایجاد تسهیلات مختلف در راه بهره برداری ازانرژی اتمی است
availability factor ضریب امادگی عملیاتی هواپیماها یا ناوها ضریب قابلیت استفاده
convergence factor ضریب تقارب نصف النهارات ضریب انحراف شبکه
empowered صاحب اختیار و قدرت کردن قدرت دادن
empowers صاحب اختیار و قدرت کردن قدرت دادن
empowering صاحب اختیار و قدرت کردن قدرت دادن
empower صاحب اختیار و قدرت کردن قدرت دادن
design stress resultant تلاشی که در محاسبات بکار میرود وبرابر است با حاصلضرب تلاش در ضریب تشدید یادرصورت لزوم ضریب تصغیر
reduction coefficient ضریب کاهش استعداد ضریب دیدبانی
probability factor ضریب احتمال وقوع ضریب احتمالات
charactristics مشخصات مقدماتی یا اصلی که عبارتند از ضریب براضریب پسا نسبت برا به پساموقعیت مرکز فشار و ضریب گشتاور برای هر زاویه حمله
nucleon اجزای داخل هسته اتمی هستک هسته اتمی
nuclear stalemate گلوله اتمی خارج از رده گلوله اتمی ممنوعه
fission to yield ratio توان بمب اتمی نسبت انرژی شکافت اتمی به انرژی حاصله از پرتاب بمب
creativeness قدرت خلاقه قدرت ابداع
runoff coefficient ضریب جریان که برابراست باارتفاع اب جریان یافته درزمین به ارتفاع بارندگی این ضریب کوچکتر از واحدمیباشد
biquinary notation دستگاه نمادسازی که در ان هر رقم اعشاری توسط یک جفت رقم متشکل از یک ضریب 5 و یک ضریب 1 نشان داده میشود
partition coefficient ضریب توزیع ضریب تقسیم
factor of safety ضریب تامین ضریب اطمینان
gini coefficient شاخص نابرابری درامد که از منحنی لورنز بدست می ایددرصورتیکه توزیع درامدکاملا برابر باشد این ضریب مساوی صفر ودرصورتیکه توزیع درامد کاملا نابرابرباشد این ضریب مساوی 1است هرچه این ضریب کوچک باشد توزیع درامد عادلانه تراست
atomic demolition munition خرج تخریب مهمات اتمی مهمات مخصوص تخریب جنگ افزار اتمی
cloud chamber effect اثرات حاصله از لایه خارجی قارچ اتمی اثرات پوسته قارچ اتمی
dictatorship of proletariat اصطلاحی است که بوسیله کارل مارکس برای توصیف مرحلهای از سوسیالیسم بکار برده شد .در این مرحله طبقه بورژوا یا سرمایه داران قدرت را از دست می دهند و کارگران قدرت را دراختیار می گیرند .
countervailing power قدرت یک گروه که در واکنش به قدرت گروه دیگر بوجود می اید
authoritarainism نقطه مقابل اندیویدوالیسم و عبارت ازحکومتی است که در ان ازادی فردی به طور کامل تحت الشعاع قدرت دولت قرار گیرد. قدرت دولت معمولا در گروه کوچکی از پیشوایان متمرکز ومتجلی میشود
scale factor ضریب مقیاس نقشهای ضریب تبدیل مقیاس نقشه
survey meter دستگاه دوزسنج تشعشع اتمی دستگاه تشعشع سنج اتمی
early time زمان حداقل انفجار اتمی زمان اولیه انفجار اتمی
slice ضریب محاسبات لجستیکی ضریب نیازمندیهای لجستیکی
slices ضریب محاسبات لجستیکی ضریب نیازمندیهای لجستیکی
ballistic coefficient ضریب زاویه بالیستیکی ضریب تاثیر بالیستیکی
gradient circuit مدار حساس به تغییر میزان قدرت مکانیسم عامل انفجار مدار حساس به تغییر قدرت چاشنی مین
radar discrimination قدرت تجزیه و تحلیل هدفهای مختلف از روی صفحه رادار قدرت قرائت هدف از روی صفحه رادار
predictions محاسبه
analysis محاسبه
prediction محاسبه
computing محاسبه
calculation محاسبه
slide rule خط کش محاسبه
slide rules خط کش محاسبه
computations محاسبه
computation محاسبه
recalculation تجدید محاسبه
designs طرح و محاسبه
unit of account واحد محاسبه
design طرح و محاسبه
calculating machine ماشین محاسبه
calculation sheet برگ محاسبه
account محاسبه نمودن
calk محاسبه کردن
compute محاسبه کردن
computes محاسبه کردن
uncomputable محاسبه ناپذیر
computed محاسبه کردن
calculated field فیلد محاسبه
nautical slide rule خط کش محاسبه دریایی
approximations محاسبه ملایم
cam calculation محاسبه کرو
dyscalculia محاسبه پریشی
predicted محاسبه شده
double counting محاسبه مضاعف
miscalculations محاسبه اشتباه
computations نتیجه محاسبه
computation نتیجه محاسبه
arithmetic unit واحد محاسبه
approximation محاسبه ملایم
design load بارمبنای محاسبه
computability قابلیت محاسبه
computable محاسبه پذیر
miscalculation محاسبه اشتباه
accounting price قیمت محاسبه
computational اشتباه در محاسبه
computational مربوط به یک محاسبه
engineer's scale خط کش محاسبه مهندسی
integral calculus محاسبه انتگرال [ریاضی]
recalculation method روش محاسبه عدد
predicted از قبل محاسبه شده
computations نتیجه شمارش محاسبه
row wise recalculation محاسبه مجدد سطری
calculated altitude ارتفاع محاسبه شده
background recalculation محاسبه مجدد پس زمینه
automatic recalculation محاسبه مجدد خودکار
miscalculated اشتباه محاسبه کردن
incomputable غیر قابل محاسبه
miscalculates اشتباه محاسبه کردن
miscalculating اشتباه محاسبه کردن
computing سرعت محاسبه یک کامپیوتر
accountable strength استعداد قابل محاسبه
evaluate محاسبه یک مقدار یا کمیت
evaluated محاسبه یک مقدار یا کمیت
evaluates محاسبه یک مقدار یا کمیت
evaluating محاسبه یک مقدار یا کمیت
computation نتیجه شمارش محاسبه
reculaulation order تنظیم محاسبه مجدد
tallying محاسبه چوب خط زدن
tally محاسبه چوب خط زدن
optimal recalculation محاسبه مجدد بهینه
manual recalculation محاسبه مجدد دستی
computed price قیمت محاسبه شده
computed goto جهش بر مبنای محاسبه
natural recalculation محاسبه مجدد طبیعی
tallies محاسبه چوب خط زدن
computable function تابع محاسبه پذیر
load adjuster خط کش محاسبه برایند بارهواپیما
column wise recalculation محاسبه مجدد ستونی
miscalculate اشتباه محاسبه کردن
collapse design محاسبه در محیط خمیری
tallied محاسبه چوب خط زدن
basis of freight پایه محاسبه هزینه حمل
elastic design طرح و محاسبه در محیط ارتجاعی
design for flexture and shear طرح و محاسبه از نظرخمیدگی و برش
computes انجام محاسبه به ویژه با کامپیوتر
date of acquisition از آن به بعد استهلاک محاسبه میشود
computed انجام محاسبه به ویژه با کامپیوتر
long run period دوران محاسبه بلند مدت
computable آنچه قابل محاسبه است
algorithm محاسبه عددی حساب رقومی
evaluations عمل محاسبه یک مقدار یا کمیت
algorithms محاسبه عددی حساب رقومی
evaluation عمل محاسبه یک مقدار یا کمیت
strategically <adv.> طرح ریزی [محاسبه] شده
computer generations روش معرفی پیشرفتها در محاسبه
compute انجام محاسبه به ویژه با کامپیوتر
boxes مربع روی ورقه محاسبه
ration cycle سیکل محاسبه جیره 42ساعته
box مربع روی ورقه محاسبه
ration basis مبنای محاسبه جیره غذایی
measure روش محاسبه اندازه یا کمیت
computing sight وسیله محاسبه عناصر تیر
atomic اتمی
nuclear strike تک اتمی
diatomic دو اتمی
triatomic سه اتمی
monoatomic یک اتمی
hexatomic شش اتمی
nuclear اتمی
interpolation محاسبه مقادیر واسط بین دو نقط ه
interpolations محاسبه مقادیر واسط بین دو نقط ه
basket purchase خرید کلی بدون محاسبه جزئیات
ration scale مقیاس یا مبنای محاسبه جیره غذایی
pile پیل اتمی
piled پیل اتمی
atomic crystal بلور اتمی
atomicity فرفیت اتمی
atomics فیزیک اتمی
nuclear reactors پیل اتمی
A-bomb بمب اتمی
mass number وزن اتمی
median lethal dose دوزمتوسط اتمی
monoatomic gas گاز تک اتمی
nuclear مربوط به اتمی
monoatomic molecule مولکول تک اتمی
monoatomic solid جامد تک اتمی
atomic weight وزن اتمی
atomic weight جرم اتمی
atomic fusion گداخت اتمی
atomic fusion همجوشی اتمی
atomic pile واکنشگاه اتمی
atomic orbital اوربیتال اتمی
atomic number عدد اتمی
atomic interaction بر هم کنش اتمی
atomic lattice شبکه اتمی
atomic mass جرم اتمی
nuclear reactor پیل اتمی
atomic structure ساختار اتمی
Recent search history
  Contact• | TermsPrivacy  © 2009 Dictiornary-Farsi.com