English Persian Dictionary - Beta version
 
 
Home
 
     

Enter keyword here!
  Tips | Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 201 (3 milliseconds)
English Persian
woodwaxen طاوسی پا کوتاه اسیایی و اروپایی
Other Matches
Eurasians اروپایی و اسیایی
Eurasian اروپایی و اسیایی
woodcock خروس جنگلی اسیایی و اروپایی
Asians اسیایی
Asian اسیایی
asiatic اسیایی
asian games بازیهای اسیایی
oriental اسیایی خاوری
tiger lily سوسن بلند اسیایی
falconet باز کوچک اسیایی
hill myna سار سیاه وبزرگ اسیایی
water buffalo گاو میش اهلی شده اسیایی
blast منفجر شدن بوق کوتاه سوت کوتاه
blasts منفجر شدن بوق کوتاه سوت کوتاه
short lunge نوعی سخمه کوتاه یا ضربه کوتاه در جنگ
European اروپایی
Europeans اروپایی
sweetbrier گل سرخ اروپایی
Indo- هند و اروپایی
continental code مورس اروپایی
international morse code مورس اروپایی
indo european هند و اروپایی
indo germanic هند و اروپایی
aberdevine سهره اروپایی
indo uropean هند و اروپایی
cushat طوقی اروپایی
it had a europeanlook اروپایی می نمود
saker شاهین اروپایی
eurodollars دلار اروپایی
greenfinch سهره اروپایی
redwing باسترک اروپایی
eruropean community جامعه اروپایی
larch کاج اروپایی
yellowhammer سهره اروپایی
larches کاج اروپایی
nightjar بوف اروپایی
fieldfare باسترک اروپایی
pantywaist شلوار کوتاه بچگانه که به بالاتنه لباسش تکمه میشود شلوار کوتاه
shorthorn جانور شاخ کوتاه نژاد گاو شاخ کوتاه شمال انگلیس
mewed مرغ نوروزی اروپایی
moly سیر زرد اروپایی
mulatto زاده اروپایی وزنگی
mewing مرغ نوروزی اروپایی
mew مرغ نوروزی اروپایی
martlet پرستوی معمولی اروپایی
marron شاه بلوط اروپایی
toper کوسه ماهی اروپایی
copper beech [Fagus sylvatica] درخت راش اروپایی
merlin قوش کوچک اروپایی
brock گورکن اروپایی شغاره
it had a europeanlook نمود اروپایی داشت
european monetary system سیستم پولی اروپایی
european committee for standardization کمیته اروپایی استاندار
greylag غاز وحشی اروپایی
European Currency Unit واحد پول اروپایی
redstart بلبل دم قرمز اروپایی
Eurasians از نژاد مختلط اروپایی واسیایی
ring snake مار حلقه دار اروپایی
ruddock مرغ سینه سرخ اروپایی
Eurasian از نژاد مختلط اروپایی واسیایی
larch درخت صنوبرآراسته [کاج اروپایی]
polecat موش خرمای وحشی اروپایی
polecats موش خرمای وحشی اروپایی
The town has a European look. این شهر قیافه اروپایی دارد
a comparison between European and Japanese schools مقایسه ای بین مدارس اروپایی و ژاپنی
whiting ماهی نرم باله خوراکی اروپایی
half caste دارای پدر اروپایی ومادر هندوستانی
africander اروپایی نژادی که درافریقای جنوبی زاده شد
colombo plan طرح ایجاد شده به وسیله وزیران خارجه ملتهای مشترک المنافع بریتانیا در سال 0591 که هدف ان تشریک مساعی درکمک به رشد اقتصادی کشورهای اسیایی جنوب وجنوب شرقی است
old master هر یک از نقاشان بزرگ اروپایی قبل از قرن هیجده
dun bird یکجوراردک اروپایی که سروگردنش حنایی رنگ است)
serin سهره کوچک اروپایی شبیه بلبل زرد
old masters هر یک از نقاشان بزرگ اروپایی قبل از قرن هیجده
nut cracker یکجور پرنده اروپایی که مانند کلاغ است
short quard سخمه گارد کوتاه در جنگ سرنیزه سخمه کوتاه
pochard یکجور اردک اروپایی که سروگردنش حنایی رنگ اشت
eurocheque چک انگلیسی که قابل نقد کردن در بانکهای اروپایی میباشد
European rose طرح گل رز اروپایی [که نام دیگر آن همان گل فرنگ است.]
e r p برنامهای که امریکا از سال 7491تا 1591 بر مبنای پیشنهادشانزده کشور اروپایی
balto slavic شاخهء زبان هند و اروپایی رایج در سواحل بالتیک و بین اقوام اسلاو
Cinoiserie [سبک معماری اروپایی از هنر سازه های چینی که اولین بار در قرن هفدهم میلادی استفاده شد.]
maroon شاه بلوط اروپایی رنگ خرمایی مایل بقرمز درجزیره دورافتاده یاجاهای مشابهی رها شدن یا گیر افتادن
hurdle step جهش کوتاه روی یک پا پیش از شیرجه جهش کوتاه پیش از پریدن از روی خرک
mags کلاغ جاره اروپایی کلاغ زنگی
mag کلاغ جاره اروپایی کلاغ زنگی
linter ماشینی که پس از پاک کرن پنبه الیاف کوتاه چسبیده به تخم پنبه را میگیرد الیاف کوتاه پنبه که به تخم پنبه چسبیده است
cabbage rose طرح گل رز کلمی که بیشتر بصورت گل های توپر و در نقشه های اروپایی و طرح گل فرنگ دیده می شود
dangerous goods by road agreement موافقتنامه بین کشورهای اروپایی که در ان درخصوص وسیله حمل نحوه بسته بندی و مشخصات وسیله حمل ونقل توضیح لازم داده شده است
gold washing شستن طلائی [نوعی سفیدگری مرسوم در افغانستان که با رنگزدائی فرش های قرمز، آنرا بصورت ترکیبی اتفاقی از رنگ های زرد و نارنجی در می آورد. این نوع زمینه رنگی، مورد علاقه بعضی از خریداران اروپایی می باشد.]
miniatures کوتاه
shortest کوتاه
stocky کوتاه
puny قد کوتاه
stockiest کوتاه
little کوتاه
stockier کوتاه
pygmies قد کوتاه
stunt کوتاه
stunts کوتاه
pygmy کوتاه
synoptic کوتاه
liliputian قد کوتاه
stunting کوتاه
pygmy قد کوتاه
pigmies کوتاه
pigmy قد کوتاه
pigmy کوتاه
pigmies قد کوتاه
low کوتاه
scut دم کوتاه
pygmies کوتاه
concise کوتاه
of short duration کوتاه
curtal کوتاه
succinct <adj.> کوتاه
short <adj.> کوتاه
fleeting <adj.> کوتاه
curt <adj.> کوتاه
dwarfish کوتاه
concise <adj.> کوتاه
bas relif کوتاه
dumpy کوتاه
down کوتاه
miniature کوتاه
succinct کوتاه
shorter کوتاه
short کوتاه
short blast بوق کوتاه
easy term کوتاه مدت
short burst رگبار کوتاه
scutter دو باگامهای کوتاه
epigrammatical کوتاه ونیشدار
short brittle شکننده- کوتاه
escopet قرابینه کوتاه
short blast سوت کوتاه
aphorisms سخن کوتاه
aphorism سخن کوتاه
low کوتاه دون
truncates کوتاه کردن
cut off کوتاه کردن
poops صدای کوتاه
poop صدای کوتاه
shortening کوتاه شدگی
detruncate کوتاه کردن
draw in کوتاه شدن
hide bound کوتاه فکر
abbreviated کوتاه شده
hare sighted کوتاه بین
half timber الوار کوتاه
half pint کوتاه تر از مقدارمتوسط
short circuit اتصال کوتاه
escopette قرابینه کوتاه
fubsy کوتاه وکلفت
stags کوتاه کردن
stag کوتاه کردن
lie-down استراحت کوتاه
lie down استراحت کوتاه
short return برگشت کوتاه
short run کوتاه مدت
short run مدت کوتاه
scurrying مسابقه کوتاه
scurry مسابقه کوتاه
scurries مسابقه کوتاه
clipping کوتاه کردن
short precision دقت کوتاه
gnomical کوتاه لب نویس
shuffled گام کوتاه
bas-reliefs برجسته کوتاه
bas-relief برجسته کوتاه
bas relief برجسته کوتاه
truncating کوتاه کردن
short drop دراپ کوتاه
short period دوره کوتاه
scurried مسابقه کوتاه
shuffles گام کوتاه
short wave موج کوتاه
novella رمان کوتاه
morello گیلاس دم کوتاه
unabridged کوتاه نشده
one track کوتاه فکر
piaffer یورتمه کوتاه
abridge کوتاه کردن
an incomprehensive report گزارش کوتاه
manikin ادم کوتاه قد
apophthegm گفتار لب و کوتاه
mackinaw کت کوتاه و سنگین
low frequency wave موج کوتاه
manakin ادم کوتاه قد
short-wave موج کوتاه
term paper رساله کوتاه
novelettes داستان کوتاه
shuffling گام کوتاه
narrow minded کوتاه نظر
shuffle گام کوتاه
short stories داستان کوتاه
novelet داستان کوتاه
short story داستان کوتاه
short-circuits اتصال کوتاه
short-circuit اتصال کوتاه
short-haul خط سیر کوتاه
Recent search history
  Contact• | TermsPrivacy  © 2009 Dictiornary-Farsi.com