Dictiornary-Farsi.com
English Persian Dictionary - Beta version
Home
Enter keyword here!
⌨
Tips
|
Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 201 (10 milliseconds)
English
Persian
alburnum
طبقه دوم شیره برکه که انراsapwood نیزمی گویند
Other Matches
pond
برکه
ponds
برکه
lakes
برکه
lake
برکه
salt pan
برکه شور
pooled
برکه چاله اب
pools
برکه چاله اب
pool
برکه چاله اب
entresol
طبقه میان طبقه اول عمارت وطبقهای که باکف زمین برابراست
intermediate
آنچه در یک طبقه بین دو طبقه دیگر است
lower classes
طبقه پست وپایین اجتماع طبقه سوم
lower class
طبقه پست وپایین اجتماع طبقه سوم
they say
گویند
the story goes
گویند
it is said that
گویند که
the report goes
چنین گویند
What do the others say?
دیگران چه می گویند؟
people say
مردم می گویند
That is what I call a scientist . There is a scientist for you .
به این می گویند دانشمند
metonymical
دارای صنعتی که انراmetonym گویند
estate in joint tenancy
در CLواگذاری ملکی را به دو یا چندنفر گویند
He is said to be very rich .
می گویند خیلی پولدار است
defense classification
طبقه بندی اطلاعات مربوط به پدافند سیستم طبقه بندی مدارک وزارت دفاع
everything is good in its season
<proverb>
گویند که هرچیز به هنگام خوش است
downgrade
کم کردن طبقه بندی اسناد ومدارک پایین اوردن درجه طبقه بندی
downgrades
کم کردن طبقه بندی اسناد ومدارک پایین اوردن درجه طبقه بندی
downgrading
کم کردن طبقه بندی اسناد ومدارک پایین اوردن درجه طبقه بندی
downgraded
کم کردن طبقه بندی اسناد ومدارک پایین اوردن درجه طبقه بندی
ignore
تشخیص ندان یا انجام ندادن آنچه دیگران می گویند
king's evidence
گواهی واعتراف شریک گناه برضدهمدستان خودرادرامریکا.....گویند
ignored
تشخیص ندان یا انجام ندادن آنچه دیگران می گویند
the common wealth of massachusette
چهار ایالت کنتاکی وماساچوست و ویرجینیا وپنسیلوانیا را گویند
ignoring
تشخیص ندان یا انجام ندادن آنچه دیگران می گویند
ignores
تشخیص ندان یا انجام ندادن آنچه دیگران می گویند
end bulb
انتهای اعصاب در پوست یا مخاط که به ان endcopuscle نیز می گویند
Our building (high-rise) is a 20-storey ,but my apartment is on the third floor.
ساختمان ما 20 طبقه است ولی آپارتمان در طبقه سوم است
row
[ردیف بافت در عرض فرش که گاه به آن رجشمار نیز می گویند.]
pidgin english
انگلیسی دست وپا شکسته وامیختهای که چینی هابدان سخن می گویند
juiceless
بی شیره
syrup
شیره
emulsioning
شیره
syrups
شیره
molasses
شیره
sirup
شیره
juice
شیره
emulsions
شیره
saps
شیره
sapless
بی شیره
juices
شیره
emulsioned
شیره
sapped
شیره
ooze
شیره
sap
شیره
oozed
شیره
extracts
شیره
extracting
شیره
extracted
شیره
extract
شیره
oozes
شیره
oozing
شیره
emulsion
شیره
condominium
اعمال حاکمیت مشترک دو یا چند کشور بریک سرزمین را به نحو اشاعه گویند
condominiums
اعمال حاکمیت مشترک دو یا چند کشور بریک سرزمین را به نحو اشاعه گویند
security classification
طبقه بندی منطقه تامینی طبقه بندی حفافتی
declassification
از طبقه بندی خارج کردن حذف طبقه بندی
spiel
شیره مالی
gastric juice
شیره معده
soy sauce
شیره یا سس سویا
lymph
شیره غذایی
gentian bitter
شیره کوشاد
viscosity
شیره داری
almond emulsion
شیره بادام
indican
شیره نیل
gravy
شیره گوشت
juicier
شیره دار
juiciest
شیره دار
juicy
شیره دار
molasses
شیره قند
sappy
<adj.>
شیره دار
sap wood
شیره گیاهی
sap
شیره گیاهی
sap
شیره کشیده از
extract of malt
شیره سمنوی جو
sapped
شیره گیاهی
sapped
شیره کشیده از
saps
شیره گیاهی
saps
شیره کشیده از
extract of rhubard
شیره ریوند
latex
شیره گیاهی
milked
شیره گیاهی
milk
شیره گیاهی
milking
شیره گیاهی
treacle
شیره قند
milks
شیره گیاهی
black designation
علامت مخصوص برای ارتباط طبقه بندی شده حامل پیام طبقه بندی شده
atlantis
جزیرهای که سابقا گویند درمغرب جبل الطارق وجودداشته و در اثر زلزله بدریافرورفته است
classical economics
نظرپیروان ان عدم دخالت دولت در امور اقتصادی است وپیروان ان را اقتصادیون کلاسیک گویند
sirup
شیره یاشهد زدن به
suck
شیره کسی را کشیدن
sucked
شیره کسی را کشیدن
milks
دوشیدن شیره کشیدن از
sucks
شیره کسی را کشیدن
milk
دوشیدن شیره کشیدن از
theriac
پادزهر شیره قند
milking
دوشیدن شیره کشیدن از
spiel
شیره مالی کردن
pancreatin
دیاستاز شیره لوزالمعده
milked
دوشیدن شیره کشیدن از
maple syrup
عصاره یا شیره افرا
syrup
شیره یاشهد زدن به
syrups
شیره یاشهد زدن به
stratify
طبقه طبقه کردن
escheat
در CLاراضیی را گویند که پس ازفوت مالک به علت عدم وجودوراث قانونی به مالکیت دولت درمی اید
that is no bed of roses
شیره گلو سوزی نیست
steapsin
لیپاز شیره لوز المعده
chylaceous
شیره مانند قیلوس وار
maple syrup
شیره افرا
[غذا و آشپزخانه]
stum
شیره انگور باده تازه
distillation
شیره کشی عصاره گیری
unlawful assembly
در CL سه نفر یا بیشتر را گویند که به قصد ارتکاب اعمالی که مخل اسایش و امنیت جامعه است گرد هم ایند
To pull the wool over someones eyes .
سر کسی را شیره مالیدن ( فریب دادن )
peptic gland
دژ پبهی که شیره معده از ان تراوش میکند
maple syrup
شیره درخت افرا
[غذا و آشپزخانه]
orgeat
شربت بهار نارنج با شیره بادام
maple sugar
شکری که از جوشاندن شیره افرا می سازند
most favored nation
کشورهایی را گویند که در صورتی که یکی از لنها امتیازی را به کشور دیگر بدهد سایرین نیزبخودی خود دارای ان امتیازبشوند
toddy
شیره خرما که در ساختن عرق خرمابکار میرود
gastrin
هورمونی که موجب ترشح شیره معده میگردد
toddies
شیره خرما که در ساختن عرق خرمابکار میرود
lactuarium
شیره تریاک مانندی که از یک جورکاهوی خارداربدست می اید
pulsatilla
شیره شقایق که برای دارو بکار می رود
maple candy
آب نبات شیره درخت افرا
[غذا و آشپزخانه]
emulsion injection
تزریق مصنوعی شیره قیر به داخل خاک
on tap
<adj.>
همیشه آماده
[برای ریختن از شیره بشکه]
kino
شیره یکجورگیاه که ماننداست بکات هندی ودرداروسازی و....بکارمیرود
grand larceny
سرقت بزرگ در CL سرقتی را گویند که دران قیمت مال مسروق ان ازمیزان معینی که در قانون مشخص شده است بیشتر باشد
collapse slump
از هم پاشیدگی بتن را درازمایش افت بتن بوسیله مخروط ناقص گویند
dying declarations
در CLافهاراتی را گویند که شخص مشرف به موت پس ازاطمینان از قریب الوقوع بودن مرگ خود که مالا" به راستگویی وادارش میکند بیان نماید
damage feasant
درCL حالتی را گویند که رمه یاگله کسی وارد ملک دیگری شده از طریق چریدن یاشکستن اشجار ایجاد خسارت نماید
IOU
در CL سند بدهکاری یا سفته یا سند ذمهای را گویند
IOUs
در CL سند بدهکاری یا سفته یا سند ذمهای را گویند
joint tenants
در CLچند تن را گویند که مشترکا"از عین مستاجره استفاده کندبا این قید که هر یک پس ازمرگ دیگری یا دیگران حق استفاده انحصاری داشته باشد
estate in common
درCL حالتی را گویند که دو یاچند نفر در زمینی با عناوین مختلف و یا با عنوان واحدولی در ازمنه مختلف اشتراک منافع داشته باشند ملک مشاع
army class manager activity
سازمان مدیریت طبقه بندی اماد در نیروی زمینی مدیریت طبقه بندی اماد
classification
طبقه بندی کردن طبقه بندی
classifications
طبقه بندی کردن طبقه بندی
quasi contract
عقدی را گویند که التزام طرفین به مفاد ان ناشی از تصریح خودشان نباشد بلکه به صرف وقوع عمل خارجی به حکم قانون به عمل خود ملتزم شوند
carthamin
رنگینه زرد که از شیره گیاه سفلاور بدست می آید این رنگ گیاهی بیشتر در هند و چین مصرف می شود
paradise rug
طرح درختی باغ و گل
[در این طرح انواع درخت، گل و پرنده زمینه طرح را در بر می گیرند و نمادی از طبیعت بوجود می آورند که گاه به آن طرح بهشتی می گویند.]
black concept
علامت حاوی پیام طبقه بندی شده سیستم ارتباطی حاوی پیام طبقه بندی شده
carminic acid
اسید کارمینیک
[عامل اصلی رنگ قرمز حاصل از شیره کشی حشره دانه قرمز]
jointer
صاحب شیره کش خانه صاحب مشروب فروشی
contiguous zone
منطقهای ازابهای متصل به ابهای ساحلی کشور را گویند که هرچند قواعد مربوط به ابهای ساحلی در مورد انها رعایت نمیشود ولی برای کشورمجاور در محدوده ان حقوق استیلایی خاص و محدودی وجود دارد
ostensible
شریک فاهری در CL کسی را گویند که اسمش در ضمن اسم شرکتی اعلام شود و یا عملا" در اداره ان دخالت کند که در این حالت مشئوولیت او در برابر کسانی که به ایت اعتبار او را شریک پنداشته اند درست مانند شرکاواقعی است هر چند که درواقع سهمی نداشته باشد
Indo-persian rug
قالی هندی با طرح ایرانی
[اغلب دارای زمینه قرمز یا سبز بوده و از گل های کوچک، پیچک ها، پرندگان، حیوانات و طرح ابر بهره گرفته و دارای تارهای ابریشمی و پود پنبه ای است. به آن هندی-هراتی نیز می گویند.]
pictorial rug
قالیچه های تصویری
[قالیچه های پرتره]
[در اینگونه فرش ها نگاره های معمول فرش ها استفاده نمی شود و در آن از تصاویر انسان، حیوان، طبیعت، بناها و حوادث تاریخی بهره می گیرند. به آن نقش غلط نیز می گویند.]
storey
طبقه
storeys
طبقه
genres
طبقه
lain
طبقه
pigeonhole
طبقه
strips
طبقه
story
طبقه
ilk
طبقه
of all sorts
از هر طبقه
genre
طبقه
beds
طبقه
laminate
طبقه طبقه
folium
طبقه
rank
طبقه
grades
طبقه
stages
طبقه
stage
طبقه
ranks
طبقه
first class
طبقه یک
grade
طبقه
phased
طبقه
floors
طبقه
floored
طبقه
floor
طبقه
stories
طبقه
phase
طبقه
category
طبقه
phases
طبقه
ranked
طبقه
ranges
طبقه
course
طبقه
classes
طبقه
ranged
طبقه
range
طبقه
classing
طبقه
courses
طبقه
coursed
طبقه
grain
طبقه
generals
طبقه
general
طبقه
castes
طبقه
layer
طبقه
caste
طبقه
bed
طبقه ته
Recent search history
✘ Close
Contact
|
Terms
|
Privacy
© 2009 Dictiornary-Farsi.com