English Persian Dictionary - Beta version
 
 
Home
 
     

Enter keyword here!
  Tips | Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 201 (12 milliseconds)
English Persian
tight t طرح اصلی مانور تی
Other Matches
VL local bus مین کنترل مستقیم از طریق باس اصلی روی پردازنده اصلی و برقراری ارسال داده خیلی سریع بین حافظه اصلی و کارت جانبی بدون استفاده از پردازنده
VL bus مین کنترل مستقیم از طریق باس اصلی روی پردازنده اصلی و برقراری ارسال داده خیلی سریع بین حافظه اصلی و کارت جانبی بدون استفاده از پردازنده
maneuver مانور
shunting مانور
ease of movement مانور
masters سیستم با کامپیوتر کنترل اصلی و یک فرعی که از اصلی دستور می گیرد
master data file پرونده مشخصات اصلی امادنظامی پروند خصوصیات اصلی اماد
master سیستم با کامپیوتر کنترل اصلی و یک فرعی که از اصلی دستور می گیرد
mastered سیستم با کامپیوتر کنترل اصلی و یک فرعی که از اصلی دستور می گیرد
plan of maneuver طرح مانور
scheme of maneuver طرح مانور
exercise commander فرمانده مانور
umpiring داور مانور
umpires داور مانور
ship handling مانور با کشتی
exercises مانور نظامی
fire and maneuver اتش و مانور
free maneuver مانور ازاد
combat exercise مانور جنگی
handles مانور کردن
handle مانور کردن
joint exercise مانور مشترک
maneuver and fire اتش و مانور
maneuverability قابلیت مانور
exercise term عنوان مانور
mass of maneuver حجم مانور
maneuvering board لوحه مانور
exercised مانور نظامی
exercise مانور نظامی
umpire داور مانور
umpired داور مانور
acciaccatura نت سریعی که نیم پرده کوتاه تر ازنت اصلی است وقبل از نت اصلی نواخته میشود
on board که در تخته اصلی یا PCB اصلی قرار دارد
manoeuvre طرح کردن مانور
maneuvred طرح کردن مانور
wishbones نوعی طرح مانور
manoeuvred طرح کردن مانور
map maneuver مانور روی نقشه
gate operating deck سکوی مانور دریچه ها
maneuvring طرح کردن مانور
gate operating platform سکوی مانور دریچه ها
maneuvres طرح کردن مانور
quartermaster's notebook دفتر مانور ناو
wishbone t نوعی طرح مانور
out maneuver تفوق جستن در مانور
sea room شعاع مانور دریایی
manoeuvring طرح کردن مانور
wishbone نوعی طرح مانور
williamson turn نوعی مانور دریایی
bump and run نوعی مانور دفاعی
bump and go نوعی مانور دفاعی
manoeuvres طرح کردن مانور
controlled exercise مانور کنترل شده
exercise code word رمز عملیات مانور
maneuvring مشق کردن مانور دادن
ease of movement سهولت حرکت راحتی مانور
flying wedge نوعی مانور تهاجمی قدیمی
maneuvred مشق کردن مانور دادن
ground game روش استفاده از مانور دویدن
manoeuvre مشق کردن مانور دادن
out maneuver برتری مانور پیدا کردن
pilot rudder تیغه سکان مانور ناو
maneuvering board تابلوی نمایش مانور ناوها
maneuver حرکت جنگی مانور کردن
manoeuvred مشق کردن مانور دادن
manoeuvres مشق کردن مانور دادن
maneuvres مشق کردن مانور دادن
manoeuvring مشق کردن مانور دادن
staple جزء اصلی هر چیزی قلم اصلی
first generation computer کپی اصلی تصویر یا متن اصلی
stapled جزء اصلی هر چیزی قلم اصلی
stapling جزء اصلی هر چیزی قلم اصلی
generation کپی اصلی تصویر اصلی یا متن
main guard نیروی جلودار اصلی حفاظ اصلی
prototypic وابسته به طرح اصلی یا نمونه اصلی
prototypal وابسته به طرح اصلی یا نمونه اصلی
initial reserves ذخایر اصلی احتیاط اولیه یا اصلی
generations کپی اصلی تصویر اصلی یا متن
deropement مانور حمله با گریز ازشمشیر حریف
wingover مانور بانیم چرخش یا نیم دایره
clamp anf rake مانور برای کنترل گوی درمواجه
drifted مانور اتومبیل در سر پیچ بالغزیدن به یک طرف
drifting مانور اتومبیل در سر پیچ بالغزیدن به یک طرف
drifts مانور اتومبیل در سر پیچ بالغزیدن به یک طرف
drift مانور اتومبیل در سر پیچ بالغزیدن به یک طرف
feints نوعی درو در خرک مانور انفعالی
feinting نوعی درو در خرک مانور انفعالی
garryowen مانور مهاجمی بافرستادن توپ هوایی
feinted نوعی درو در خرک مانور انفعالی
feint نوعی درو در خرک مانور انفعالی
submarine مانور مدافع بصورت گریز اززیر سد مهاجم
submarines مانور مدافع بصورت گریز اززیر سد مهاجم
progressive مانور با گذاشتن پای ازاد جلوپای اسکیت
audible تعویض مانور حمله یا دفاعی در مقابل حریف
sleds وسیله فلزی و پارچهای برای تمرین مانور سد کردن
sled وسیله فلزی و پارچهای برای تمرین مانور سد کردن
mainstay مهار اصلی که از نوک شاه دگل تا پای دگل جلو امتداد دارد تکیه گاه اصلی
mainstays مهار اصلی که از نوک شاه دگل تا پای دگل جلو امتداد دارد تکیه گاه اصلی
anastylosis [واژه ای برای ساختار دوباره سازی ساختمان با مواد اصلی و بر طبق سیستم ساختار اصلی]
master file فایل اصلی پرونده اصلی
fundamental unit یکای اصلی واحد اصلی
base unit یکای اصلی واحد اصلی
base camp پایگاه اصلی کمپ اصلی
expansion slots شکاف ها یا فضاهای خالی درون کامپیوتر اصلی برای اتصال تخته مدارهای کوچک به تخته مدار اصلی بکار می روند
mattering بخش اصلی متن روی صفحه که متن یا خط اصلی قرار می گیرد
matter بخش اصلی متن روی صفحه که متن یا خط اصلی قرار می گیرد
mattered بخش اصلی متن روی صفحه که متن یا خط اصلی قرار می گیرد
matters بخش اصلی متن روی صفحه که متن یا خط اصلی قرار می گیرد
DIMM سیستم مرتب کردن قط عات حافظه RAM در دوطرف کارت کوچک که قابل درج روی تخته اصلی کامپیوتر است تا حافظه اصلی بروز شود
external که به کامپیوتر اصلی وصل است . 2-هر وسیلهای که ارتباطات بین کامپیوتر و خودش را ممکن می سازد ولی مستقیماگ توسط کامپیوتر اصلی پردازش نمیشود
externals که به کامپیوتر اصلی وصل است . 2-هر وسیلهای که ارتباطات بین کامپیوتر و خودش را ممکن می سازد ولی مستقیماگ توسط کامپیوتر اصلی پردازش نمیشود
elegant یک برنامه با کمترین مقدارحافظه اصلی طراحی یک برنامه کارا که با کم کردن تعداد دستورالعملهای بکاربرده شده برای انجام کارهای گوناگون از حداقل ممکن حافظه اصلی استفاده کند
FEP پردازنده بین منبع ورودی و کامپیوتر اصلی که کار آن این است که داده دریافتی را پیش پردازش کند تا بار کاری کامپیوتر اصلی را کم کند
slingshots مانور اتومبیل عقبتر برای عبور از اتومبیل جلو با استفاده از کاهش فشار هوا
slingshot مانور اتومبیل عقبتر برای عبور از اتومبیل جلو با استفاده از کاهش فشار هوا
pilot tunnel تونل کوچکی که جلو تونل اصلی حفر میشود تا شیب وسمت واقعی تونل اصلی که بایستی حفر گردد تعیین شودو به تونل راهنما معروف است
ship handling مهارت در کار کردن با ناو مانور دادن ناو
island pullout مانور چرخاندن تخته موج برای ردکردن موج
naked reverse حمله با مانور سدکنندگان به یک سمت و توپدار به سمت دیگر
stack قرار دادن یک بازیگر یا بیشترپشت بازیگر دیگر برای پنهان کردن طرح مانور از حریف
stacks قرار دادن یک بازیگر یا بیشترپشت بازیگر دیگر برای پنهان کردن طرح مانور از حریف
stacked قرار دادن یک بازیگر یا بیشترپشت بازیگر دیگر برای پنهان کردن طرح مانور از حریف
bodies 1-بخش اصلی در یک متن 2-بخش اصلی یک برنامه
authentic document اصل سند مدارک اصلی سند اصلی
body 1-بخش اصلی در یک متن 2-بخش اصلی یک برنامه
exercise program برنامه عملیات مانور برنامه تمرین
source 1-لیست کردن متن به صورت اصلی . 2-لیست کردن برنامه اصلی
standbys سیستم ثانویی سیستم اصلی , که وقتی سیستم اصلی خراب شود استفادهمی شود
standby سیستم ثانویی سیستم اصلی , که وقتی سیستم اصلی خراب شود استفادهمی شود
echo check بررسی صحت عملیات ارسال اطلاعات که در ان اطلاعات دریافت شده به منبع اصلی برگشت داده شده و با اطلاعات اصلی مقایسه میشودمقابله به کمک طنین بررسی طنین
master compass قطبنمای الکتریکی اصلی قطبنمای اصلی
input/output فضای ذخیره سازی موقت برای داده دریافتی از حافظه اصلی پیش از ارسال به وسیله ورودی /خروجی یا دادهای که از وسیله ورودی /خروجی پردازش میشود یا در حافظه اصلی ذخیره میشود
classification yard محوطه مانور قطارها محوطه تقسیم مسیر قطارها
bounding overwatch حرکت خیز به خیز با پوشش حرکت با اتش و مانور
master اصلی
native code کد اصلی
mastered اصلی
main <adj.> اصلی
texts اصلی
text اصلی
masters اصلی
proto اصلی
major <adj.> اصلی
quintessential <adj.> اصلی
substantive [essential] <adj.> اصلی
vital <adj.> اصلی
head اصلی
inherent اصلی
arches اصلی
arch- اصلی
arch اصلی
organic اصلی
essential <adj.> اصلی
rudimental اصلی
mainline اصلی
mainlined خط اصلی
mainlined اصلی
mainlines خط اصلی
mainlines اصلی
mainlining خط اصلی
mainlining اصلی
elementarily اصلی
primordial اصلی
firsthand اصلی
fundametal اصلی
immanent اصلی
ingrown اصلی
intrinsic اصلی
essentials اصلی
essential اصلی
elemental اصلی
first-hand اصلی
quintessential اصلی
mainline خط اصلی
principle اصلی
primary اصلی
germinal اصلی
aboriginals اصلی
aboriginal اصلی
primarily اصلی
main lines خط اصلی
main line خط اصلی
seminal اصلی
fundamental اصلی
normative اصلی
isogeny هم اصلی
main deck پل اصلی
main door در اصلی
main stem خط اصلی
principals اصلی
principal اصلی
main خط اصلی
main attack تک اصلی
trunk خط اصلی
line link خط اصلی
elementary اصلی
functional اصلی
primal اصلی
primitive اصلی
initials اصلی
Recent search history
  Contact• | TermsPrivacy  © 2009 Dictiornary-Farsi.com